مهدويت(1)
- (20 Body)  Print

 

«وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُون»[1]

بحث را به حول و قوه خداي متعال درباره امام عصر ارواحنا له فداه آغاز مي­‌كنيم يك ترتيب منطقي دارد يعني به اين ترتيب كه ابتدا مسئله مصلح جهاني را در اديان گذشته بحث مي­‌كنيم و سپس در اسلام و اينکه چگونه در اديان گذشته بوده و بعد اسلام با چه مشخصاتي مطرح نموده است و لذا آيه شريفه­‌اي که تلاوت شد در سوره مبارکه انبيا آيه کريمه 105 است «و لقد کتبنا» بسيار تعبير و حروف و کلمات نافذ و پيامهاي خيلي اميدبخشي دارد. به تحقيق و مسلم «لام» همان لام تأکيد است «قد» همان تأکيد است بدون شک و بدرستي ما در زبور نوشتيم يعني مکتوب کرديم چون حک شده باشد بر روي شيئي است و در بارگاه الهي و خداوند متعال بداء حاصل شده باشد و چنين نباشد خير «کتبنا» اين قطعي ماست «کتبنا» در کجا؟ در زبور. در زبور نوشتيم كه زمين را صالحان بدست خواهند گرفت، قدرت را پاکان به دوش خواهند داشت و حکومت و زمام زمين و بشر را صالحان وارث خواهند بود «کتبنا في الزبور» زبور يکي از کتب آسماني است زبور کتابي است که بر داود پيامبر نازل گرديد «وَ آتَيْنا داوُدَ زَبُوراً»[2] زبور واژه­‌اي است به معناي نوشتن و مکتوب. راغب اصفهاني در اينجا يک خصوصيت بيشتري را اشاره مي­‌کند و آن خصوصيت اينست که گروهي چنين زبور را معنا کرده‌اند و گفته‌اند زبور اسم کتابي است که به مباحث عقلي و اصولي مربوط است.

زبور کتابي است که مشکل است بر آن يعني کتابي است که مسائل عقلي دارد و مهم و بسيار اساسي است و لذا راغب مي‌­نويسد کتاب زبور حاوي احکام حلال و پاک و نجس واجب و غير واجب نيست بلکه فقط يک سلسله مباحث اساسي در نظام آفرينش است زبور چنين کتابي است «ما در زبور نوشتيم که وارث زمين صالحان هستند» اينجا چند نکته مطرح است:

 نکته اول اينست که خدا مي­‌فرمايد اين سخن سخني است قطعي حالا چرا خداوند با قاطعيت بيان مي­‌کند؟ براي اينکه من و شما و تمام انسانهاي حق‌جو در روز زمين اميدوار باشيم به آينده زمان مي­‌گذرد تحولات تاريخ خيلي صعب و سخت است مصيبتها و خونريزيها وجود دارد گرفتاريها و استعمارها و استثمارها در تاريخ مستمراً مي­­‌آيند و مي­‌روند انسان مي­‌گويد اگر سير بشر چنين است پس چرا ما معطليم پس چرا ما چشم به عدل و امن داريم جهان هر روز بيشتر در ظلم و ستم غرق مي­‌شود و حال يأس انسان را مي­‌گيرد براي اينکه يأس تبديل به اميد شود و لذا خداوند با تأکيد در اين آيه سخن مي­‌گويد.

نکته دوم اينکه صالحان وارث خواهند شد اين صالحان کيانند؟ اصلاً در اصطلاح قرآن کريم در قرآن کريم به چه کسي صالح گفته مي‌­شود؟ در اين گفته مي‌شود که سيرش فطري است يعني فطرت او سير به پاکي و خدا دارد و از سير پاکي عدول نمي­‌کند فطرت به عدالت و کرامت گرايش دارد به پاکي و خوبي و صفا و همدردي و تقوا تمايل دارد سير فطرت اينست. صالح همينطور سير به سوي خدا مي­‌کند هم از نظر ذات و انديشه و هم از نظر عمل از نظر ذات و انديشه فکرش همين است دنبال خلاف نيست دنبال دروغ نيست و اصلاً فکر دروغ و اينكه بر سر يکي بزند آبروي يکي را ببرد مال يکي را هدر بدهد در آدم صالح وجود ندارد، آن فکر و سير ذاتي انسان به سوي خداست و عمل صالح عملي است که فکر را بالا مي­‌برد و به طرف آسمان سوق مي‌دهد  «مَنْ كانَ يُريدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَميعاً إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُه‏»[3] عمل صالح کلمه طيب و اراده پاک و انديشه خداپرستي را بالا مي­‌برد گرچه کلمه طيب را به لااله الا الله تفسير کردند ولي لا اله الا الله محور طيب است توحيد مرکز طيب است ولي شعاع اطرافش همه ارزشهاي انساني است که ساطع توحيد است همانطوريکه نور خورشيد  از خورشيد تابش مي­‌کند اين معناي صالح است. در روايات براي صالح نشانه­‌ها آمده است از جمله نشانه­‌ها که درباره صالح است اينست که از پيامبر اکرم (ص) «عَلَيْكُمْ بِقِيَامِ اللَّيْلِ فَإِنَّهُ دَأْبُ الصَّالِحِينَ قَبْلَكُمْ وَ إِنَّ قِيَامَ اللَّيْلِ قُرْبَةٌ إِلَى اللَّهِ وَ تَكْفِيرُ السَّيِّئَاتِ وَ مَنْهَاةٌ عَنِ الْإِثْمِ وَ مَطْرَدَةُ الدَّاءِ عَنْ أَجْسَادِكُم» مراقب قيام ليل و نماز شب باشيد نماز شب عادت و خوي صالحان است يکي از نشانه­هاي صالحان نماز شب است صالحين قبل از شما چنين بودند مثلاً شيخ الصالحين ابراهيم خليل عرض مي­کند خدايا «رَبِّ هَبْ لي‏ حُكْماً وَ أَلْحِقْني‏ بِالصَّالِحين»[4]  اين در سوره مبارکه شعرا مي­باشد: خدايا به من ببخش حکم را مرا به صالحان برسان «هب لي حکماً» يعني چه؟

«حکماً» يعني چيزي که مي­خواهم نظر بدهم نظر خدايي باشد. در تمام حقايق عالم حالا از معارف اعتقادي بگيرم توحيد نبوت عدل معاد امامت و تمام جزئيات نظرم هميشه درست باشد اين بيان شيخ الانبيا و خليل الرحمان است كه بترسد، ديگر تکليف من و شما روشن است که بترسيم  در عقيده و فکر و رأي خطاي غلط ندهيم در اين صورت در زمره صالحين هستيم  اين حديث از رسول خدا را تمام کنم ابراهيم اسماعيل همه چنين بودند در دل شب و سحر با خدا سخن مي‌­گفتند اين قبلاً هم چنين بوده است قيام ليل و نماز شب آدم را به خدا نزديک مي­‌کند کفاره گناهان مي­‌شود يعني اثر گناهان را بر مي­‌دارد مثل خطي که قشنگ نوشته شده است حالا شما يک کتاب را در نظر بگيريد آن وقت يک بچه بيايد هي در آن کتاب خط خط کند اين کار بچه اين کتاب را از ارزش مي­‌اندازد اينها گناه است اين خط خطها در کتاب زندگي گناه است اين نماز شب اين خط خطها را صاف مي­‌کند و از بين مي­‌برد بعد مي­‌بينيم که چقدر اين کتاب خوانا و زيباست  چه زيباست و آدم آنرا مي­‌خواند «تکفير السيئات» يعني خط مي­‌کشد و آن را صاف مي­‌کند نماز شب آدم را از گناه جدا مي­کند اگر آدم اهل دروغ است از دروغ و خلاف جدا مي­‌شود اگر آدم هتاک و بي­‌حيايي است اگر نگاه گناه مي­‌کند انسان را درست مي­‌کند تنها نقش نماز شب از نظر انديشه نيست بلکه به بدن هم مرتب است اين نماز شب درد را از بدن دور مي­‌کند ناراحتي جسمي را از آدم برطرف مي­‌کند من مي­‌خواستم تمام حديث پيامبر را عرض کنم ولي هدفم جمله اول بود که فرمود نماز شب نشانه صالحين است و آدم صالح آدمي است که تمام روشش تقواست حالا ابراهيم خليل مي­‌گويد خدايا مرا به صالحين در قيامت ملحق کن حالا صالحين کيانند؟ خود ابراهيم که صالح است حالا صالحين کيانند؟ و لذا صالح نقطه بالاي بالا و نقطه پايينم پايين دارد صالحين شخص پيامبر اکرم (ص) است و اين است که ابراهيم هم مي‌­خواهد به رسول اکرم ملحق شود.

حالا به آيه مبارکه برمي­‌گرديم معناي آيه اينست که صالحان قدرت را در دست خواهند گرفت ترديد نکنيم شک نکنيم «قد» «لام» «کتبنا» اينها اراده قطعي حق است و روزي رخ خواهد داد. حالا چه سخنهايي در زبور و انجيل و تورات آمده است از اديان گذشته است که بحثم را از اديان گذشته شروع مي­‌کنيم.

حالا توضيح اين مطلب باشد در جلسه بعد.

 

پي‌نوشتها:

[1]. انبياء/ 105.

[2]. اسراء/ 55.

[3]. فاطر/ 10.

[4]. شعراء/  83.