مهدويت(2)
- (26 Body)  Print

در هفته پيش عرض کرديم که مسئله مصلح جهاني و نجات‌­دهنده بشر در اديان گذشته هم مطرح بوده است و اين آيه 105 شريفه سوره مبارکه انبيا را بيان کرديم. حالا دنبال همان مطلب يک نکته از نظر تاريخ عرض مي­‌کنم که در اديان گذشته مطرح بوده است و يک نکته هم از نظر اخلاقي عرض مي­‌کنم اما نکته تاريخي اينست که در قرن دوم ميلادي يعني حدود 19 قرن پيش مقصود از قرن ميلادي ميلاد حضرت مسيح (ع) است اين تفکر که عيسي نزول از آسمان خواهد کرد و جهان را از فساد نجات خواهد داد به عنوان مصلح و ناجي در ميان اديان گذشته مطرح بوده است بطوريکه در تاريخ کتاب مقدس که قاموس مقدس است و جميز هاکس نوشته مي­‌نويسد از قرن 2 تا قرن 17، 24 نفر مدعي شدند که ما عيسي هستيم و مصلح و ناجي هستيم و از آسمان نزول و ظهور کرده‌­ايم که در همين قاموس مقدس نام يک يک آنها را آورده است که اولين آنها در قرن 2 ميلاد مسيح شخصي به نام برگوتبه بوده و آن کسي که در قرن 17 ميلادي بوده فردي بوده است آلماني که آن مرد آلماني هم در سال 1328 که درست قرن 17 ميلاد مسيح است به قول خود ظهور کرده و مردم را دعوت به آيين و فکري که دارد کرده است و در تاريخ مسيحيت دارد که چقدر اينها فتنه­‌ها ايجاد کردند چه آشوبها در دنيا پيش آمد و طرفداراني پيدا کردند و افرادي با آنها مقابله کردند در تاريخ مسيحيت وجود دارد اينها در کتاب قاموس مقدس تحت عنوان کساني که که به دروغ مدعيان دروغين بودند مطرح بوده است و طرفدار داشته با آنها مقابله کردند معلوم مي­‌شود آنکه يک نفر ادعا کند که من مصلح و ناجي هستم و بعد پيرواني پيدا کند و فتنه برپا شود و زد و خورد پيش بيايد بيانگر اينست که در آن زمان تفکر مصلح و ناجي وجود داشته است بنابراين انتظار مصلح و نجات دهنده در اديان گذشته وجود داشته است «وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُون»[1] در زبور هم همين بحث آمده است «أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُون»[2] صالحان وارث زمين خواهند شد بنابراين اين تفکر وجود داشت. يک سؤالي هفته پيش شد که من همين سؤال را در نکته­‌اي که عرض کردم پاسخ مي­‌دهم سؤال اين بود که اين انتظار فرج و انتظار نجات و امام زمان آيا در فرهنگ ايرانيان است و ريشه آن تفکر در مهدويت شيعه است يا خير؟ پاسخ اينست اين انتظار فقط در ايران نبوده اين تفکر در همه اديان بوده است در دين اسلام هم بوده است در تمام مسلمانان از شيعه و سني بوده است بنابراين مسئله انتظار تفکر شيعي و اماميه نيست اين مطلب در مراحل مختلف بسيار مورد بحث قرار گرفته و افرادي براي اينکه تفکر مهدويت را کوچک کنند گفته­‌اند اين­ را شيعه اماميه مطرح کرده است درحاليکه  اين تفکر در همه اديان الهي است نمونه‌­اش مدعيان مصلح و منجي بود که عرض کردم بعد هم در اسلام بوده و در نقاط مختلف هم مدعي بوده است در مصر در حجاز و عربستان بوده است. بنده با مسلمانان و علمايي که در اين کشورها هستند بحثها داشتيم و کسانيکه ادعا مي­کردند كه در تاريخ وجود دارد. بنابراين مسئله انتظار چنين مسئله­‌اي است و مربوط به همه اديان است. اين نکته تاريخي است.

اما نکته اخلاقي اينست که اين تفکر بايد در جان انسان در اخلاق و تعقل انسان سازندگي داشته باشد يعني آدم را بايد بسازد از نظر اخلاقي منتظر منتظر باشد و آن چيست؟

يک نکته عالي عرض کنم در حديثي است که امام صادق(ع) مي­‌فرمايد «مَنْ سُرَّ أَنْ يَكُونَ مِنْ أَصْحَابِ الْقَائِمِ فَلْيَنْتَظِرْ وَ لْيَعْمَلْ بِالْوَرَعِ وَ مَحَاسِنِ الْأَخْلَاقِ وَ هُوَ مُنْتَظِر»[3]  يعني کسي اگر بخواهد از اصحاب امام زمان باشد يعني در قيامت بگويند که اين از اصحاب امام زمان و سربازان ولي عصر است شرطش اينست که با ورع و اخلاق پاکيزه داشته باشد و منتظر باشد. من امشب «و هو منتظر» را معنا مي­کنم. اين «و هو منتظر» نقش بسيار مهمي دارد. کلمه‌اي عجيب و سازنده است اصلاً فرهنگ اخلاق ديني را دگرگون مي­‌کند. تمام اعمالي که در اسلام و شريعت آمده به عنوان واجبات و مستحبات اينها همه براساس مصلحت است که اسلام مصلحت ديده که نماز بخوان روزه بگير قمار نکن دروغ نگو به اين دليلها تمام آنچه در چهارچوب واجبات و محرمات است اسلام آورده و همه فلسفه دارد يکي از آنها همين نماز است از شما بپرسند فلسفه نماز چيست شما مي­‌گوييد قرآن مي­‌گويد: «إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ»[4] نماز آدم را از منکر و گناه دور مي‌­کند پس نماز اينست آدم را از گناه دور مي­‌کند و متوجه خدا مي­‌کند ولي در انتظار حضرت مي­‌فرمايند اگر مي­‌خواهيد سرباز امام زمان باشيد در عين اينکه اين عمل را به جا مي­‌آوريد بايد انتظار هم داشته باشيد يعني نماز را بخوان با تمام شرايط ولي چشم انتظاري در نمازت باشد وقتي مي­‌گويي اهدنا الصراط المستقيم يعني چشم انتظار باش اين نکته مهمي است اگر بخواهيم سرباز امام عصر باشيم در نمازمان بايد منتظر امام عصر باشيم در روزه بايد حالت انتظار داشته باشيم اين حالت انتظار يک نکته­‌اي است غير از همه اين بحثها يعني از اصحاب امام زمان بودن اين نکته­‌اش بسيار مهم است توجه به اين اساس که ورع و تقوا باشد ولي نگاه هم به آنجا باشد اين نگاه به آنجا بودن خيلي مهم است و در روايات به اين نگاه خيلي اهميت داده شده است حالا ورع را که معنا مي­‌کنند چنين معنا مي­‌کنند مي­‌گويند اصل الورع يعني چه؟

«وَ أَصْلُ الْوَرَعِ دَوَامُ الْمُحَاسَبَةِ وَ صِدْقُ الْمُقَاوَلَةِ وَ صَفَاءُ الْمُعَامَلَةِ وَ الْخُرُوجُ مِنْ كُلِّ شُبْهَةٍ وَ رَفْضُ كُلِّ عَيْبَةٍ وَ رِيبَةٍ وَ مُفَارَقَةُ جَمِيعِ مَا لَا يَعْنِيهِ وَ تَرْكُ فَتْحِ أَبْوَابٍ لَا يَدْرِي كَيْفَ يُغْلِقُهَا وَ لَا يُجَالِسُ مَنْ يُشْكِلُ عَلَيْهِ الْوَاضِحُ وَ لَا يُصَاحِبُ مُسْتَخِفِّي الدِّينِ وَ لَا يُعَارِضَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَا يَحْتَمِلُ قَلْبُهُ وَ لَا يَتَفَهَّمُهُ مِنْ قَائِلٍ وَ يَقْطَعَ مَنْ يَقْطَعُهُ عَنِ اللَّه»[5]

ورع يعني با احتياط بودن، با احتياط بودن يعني چه؟ يعني همواره خودت را به حساب بکشي همواره از خودت حساب کشي کني من اين ساعت ساعت قبل چه کردم سخنم حق بود يا باطل جمله­‌اي که شنيدم چه بود مرتب آدم خودش را محاسبه کند آدم راست بگويد  دروغ در قاموس انسان نباشد داد و ستد با صفا باشد اين جنس اين کالا چنين است آدم همه از هر مکر و کلاه‌برداري و خدعه­‌اي معاملات و داد و ستدش را خالي کند. از هرچه که شبهه‌ناک است فاصله بگيرد از مال شبهه­‌ناک، از مجلس شبهه­‌ناک از همه چيزهايي که آدم فکر مي­‌کند در آن گناه باشد خودش را جدا کند از هر چيزي که در آن شک است کنار بريزد و از آنچه فايده ندارد دوري کند و به آن نزديک نشود به سخن بي­‌فايده نزديک نشود به مجلس بي­‌فايده نزديک نشود به کار بي­‌نتيجه نزديک نشود حضرت صادق (ع) مي­‌فرمايد ورع آنست که آدم دري را باز نکند که نمي­‌داند چطور آن را ببندد اقدام به باز کردن دري نکند که نتواند آن در را بعداً درست ببندد يعني حرفي نزند خطا و گناهي نگويد که بعد اگر خواست اصلاحش کند ببيند نمي­‌شود اصلاحش کرد راهي برود که اين راه را اگر بعداً بخواهد اصلاح کند ببيند نمي­‌تواند اصلاح کند  تمام اينها نشانه­‌هاي ورع است. امام صادق مي­‌فرمايد اگر مي­‌خواهيد از اصحاب امام زمان باشيد بايد چنين باشيد يعني با ورع باش و محاسن اخلاق داشته باش که اين را بعد توضيح مي­‌دهم نگاهت به آن دور باشد نگاهت به آنجا باشد که بگويي بيا. در نمازت، در روزه‌ات بگو بيا. در قرآن خواندنت بگو بيا. در همه کارها ايشان بيايد، او باش. اين آدم مي­شود سرباز امام زمان  نماز هم همينطور است البته در خود متن نماز اين انتظار هست در سلام نماز است «السلام عليکم و رحمة الله و برکاته» خطاب به همه اولياست و وارث همه اوليا امام عصر است و لذا در داستان علماي بزرگ اين مطلب است از شيخ کاشف الغطاء است که در حرم عسکريين در سامراء گفت: «السلام عليکم و رحمة الله و بركاته» يک حال لرزي به او دست داد بعد از نماز شاگردان شب از او پرسيدند اين چه حالي بود که در نماز به تو دست داد گفت وقتي گفتم السلام عليکم و رحمة الله و برکاته  ديدم وجود اقدس امام زمان ارواحنا له الفداه تشريف مي‌­برند به سوي سرداب، به من نگاه کردند فرمودند و عليک السلام و رحمة الله و برکاته.

امام زمان وارث انبيا و اولياست در آن حال هم سلام مي­‌کند «و هو منتظر»  اين عرايضم را جمع مي­‌کنم و ان شاء الله مبحث مصلح در اديان گذشته و اينکه چه اثر اخلاقي روي ما مي­‌گذارد ان شاء الله باشد براي شبهاي بعد و اميدواريم به حق محمد و آل محمد از منتظران آن حضرت باشيم.

پي‌نوشتها:

[1]. انبياء/ 105.

[2]. همان.

[3]. بحارالأنوار، ج52، ص140، باب 22- فضل انتظار الفرج و مدح الشي.

[4]. عنكبوت/ 45.

[5]. بحارالأنوار، ج67، ص307، باب 57- الورع و اجتناب الشبهات ....