مصاحبه قاضي
- (21 Body)  Print

قاضي بايد طبق قانون حكم بدهد و نبايد مصلحت‌انديشي كند

راجع به مصلحت بايد در مجمع تشخيص تصميم‌گيري شود

 

مصاحبه‌شونده: آيت الله امامي کاشاني

در راستاي برگزاري نمايشگاه جامع عملكرد 30 ساله قوه قضائيه، مصاحبه‌هايي با برخي از نقش‌آفرينان و مديران اصلي سه دهه بعد از انقلاب انجام گرديد كه از نظر تاريخي حاوي نكات ارزنده و قابل توجهي است. لذا به منظور استحضار خوانندگان، بخش تاريخي ماهنامه را به گفت و شنود انجام شده با جناب آقاي آيت الله امامي كاشاني اختصاص مي‌دهيم.

با درود به روان پاك امام بزرگوار(ره) و شهداي گرانقدر در قانون اساسي و در اصل 173 قانوني است به نام قانون ديوان عدالت اداري كه من اصل آن را مي‌خوانم وقتي كسي از دولت شكايت داشته باشد به ديوان عدالت اداري مراجعه و شكايت مي‌كند اصل 173 قانون اساسي به‌منظور رسيدگي به شكايت‌ها، تظلمات و اعتراضات مردم نسبت به مأموران، نهادها و آيين‌نامه‌هاي دولتي است. اگر مردم نسبت به عمل مأموران دولت يا آيين‌نامه‌هاي نوشته شده اعتراض داشته باشند، مرجع رسيدگي در اينجا ديوان عدالت اداري است. براي احقاق حقوق مردم ديواني به نام ديوان عدالت اداري كه زير نظر رئيس قوه قضائيه تأسيس مي‌شود. البته در قانون اساسي (قبل از اصلاحات) زير نظر شوراي عالي قضايي تعيين مي‌شد اما  در اصلاحات، شوراي عالي قضايي به رئيس قوه قضائيه تبديل شد؛ يعني از شورا بودن خارج شد. آن زمان كه ما مسئوليت ديوان را پذيرفتيم شوراي عالي قضايي بود اين قانون زماني كه من در مجلس بودم به كميسيون مجلس آمد و من از تصويب‌كنندگان آن بودم و اين قانون را قانون خوب و جالبي براي رفع مشكلات و تظلمات مردم ديدم. گاهي در وزارتخانه‌اي آيين‌نامه‌اي را تصويب مي‌كنند كه بر اساس ديد و فكر خودشان است و شايد اين آيين‌نامه بر خلاف موازين قانوني يا قانون اساسي،‌ قانون عادي يا قانون شرع باشد همان موقع كه در مجلس روي اين قانون كار مي‌كردم، به اين مركز علاقه پيدا كردم و گفتم اين مركز خوبي براي خدمت به مردم است، به هر حال در سال 1360 كه بنده در مجلس بودم، رئيس شوراي عالي قضايي آيت الله موسوي اردبيلي بودند زيرا در هفتم تير ماه سال 1360 آيت الله بهشتي به شهادت رسيده بودند آقاي موسوي اردبيلي كه دادستان بودند به حكم امام(ره) به رياست شوراي عالي قضايي منصوب شدند و به دنبال من فرستادند و از من خواستند كه رياست ديوان عدالت اداري را بپذيرم. ديوان عدالت اداري هنوز تأسيس نشده بود تنها يك قانون نوشته شده بود نه تشكيلاتي داشت نه مكاني. بنده روي همين سابقه ذهني كه داشتم، پذيرفتم كه اين خدمت خوبي به مردم است، البته مي‌دانستم كار، كار مشكل و پر زحمتي است. بر خلاف مجلس كه زحمتي ندارد اما اين كار، تلاش شبانه‌روزي مي‌طلبد، زيرا براي تأسيس آن مكاني نداشتيم بالأخره جايي طرف‌هاي شميران پيدا كردم، ديدم دسترسي مردم به آنجا مشكل است بعد در بررسي ها متوجه ساختمان فعلي در سنگلج شديم كه يك ساختمان دولتي بود خلاصه آن را با مشكلاتي گرفتيم. بعد ديدم احتياج به نظافت و تعمير دارد. مدتي امور تعميرات و سفيدكاري آن را انجام داديم. اين قانون كه در دست ما بود براي اجرا به آيين‌نامه نياز داشت و اين آيين‌نامه را هم بايد خودمان مي‌نوشتيم و ما نيز نوشتن آيين‌نامه را شروع كرديم كه شوراي عالي قضايي هم بايد تصويب مي‌كرد. دوستاني را براي همكاري خودم تعيين كردم البته يكي از دوستان آقاي دكتر بازرگان بود كه آدمي بسيار دقيق و به قانون هم آشنا بودند. ديوان عدالت را تشكيل داديم و كار را شروع كرديم كار، كار مشكلي بود. كار مشكلش هم اين بود كه فرض بفرماييد فردي با وزيري اختلاف پيدا مي‌كند وزير اقدامي‌كرده كه بايد وي را احضار كرد، من قبل از اينكه مشغول به كار بشوم خدمت امام(ره) مشرف شدم، امام هم از قديم به من عنايت خاص داشتند؛ من شاگرد ايشان بودم و خدمت ايشان رفتم و عرض كردم ديوان عدالت اداري را مي‌خواهم تأسيس كنم. ايشان فرمودند خيلي خوب است. عرض كردم تنها يك مشكل دارم، فرمودند مشكل چيست؟ گفتم مشكل من اين است گاهي براي وزير بايد اخطاريه فرستاد آن وقت مي‌گويند چرا براي وزير اخطاريه فرستادي، چرا چنين كردي، بيايند به خدمت شما و چيزي بگويند. من اوّل آمدم خدمتتان، كه اگر مطلبي، چيزي بود با كسي چيزي گفت بنده را احضار بفرماييد و هر چه امر بفرماييد. ايشان تشويق كردند و فرمودند نه؛ شما مشغول بشويد بسيار خوب است اگر كسي هم چيزي گفت من از شما مي پرسم، من از ناحيه حضرت امام(ره) خاطرم جمع شد كه اگر كسي چيزي بگويد،‌ ايشان ما را مي‌خواهد همين امر باعث جرأت من شد كه بتوانم به همه كس اخطاريه بدهم و اين كار را هم كردم آن زمان با رهبر معظم انقلاب(رئيس جمهوري) صحبت كردم و همان مطلبي را كه به حضرت امام گفتم به ايشان هم عرض كردم كه من خدمت امام هم گفتم اگر مسئله‌اي وجود دارد به من بگوييد زيرا مي‌خواهم با قاطعيت كارم را شروع كنم. البته آن روزها آشفتگي زياد بود. رئيس مجلس هم آن زمان جناب آقاي هاشمي رفسنجاني بودند. يادم هست كه به منزل ايشان رفتم. به ايشان گفتم قانون ديوان را هم شما مي‌دانيد و ما مي‌توانيم به همه كس اخطاريه بدهيم ممكن است افرادي بيايند پيش شما و از من گلايه كنند و شما بفرماييد كه كار من قدري سست بشود ايشان فرمودند ما شما را مي‌شناسيم و ما كار را شروع كرديم، خيلي هم جدي شروع كرديم من مي‌خواستم قاضي انتخاب كنم، با شوراي عالي قضايي مشورت كردم. من پرونده قاضي را مطالعه مي‌كنم هر كس را پسنديدم، شما به من بدهيد، آنها هم قبول كردند. آقاي موسوي اردبيلي و شوراي عالي قضايي قبول كردند، گفتند هر چه شما بگوييد و هر كس را بخواهيد ما به شما مي‌دهيم. بعضي از دوستان با من همكاري كردند با ايشان صحبت كرديم بعضي از دوستان ديگر بودند كه قضات را خوب مي شناختند، با آنها هم صحبت كرديم به‌عنوان مثال آقاي فاخري كه بعدها به شوراي نگهبان آمدند و بعضي ديگر كه پيرمردان دستگاه قضايي بودند. مي‌گفتم به‌طور مثال چه كسي، مي‌گفتند فلان كس خوب است و بدون هيچ توقف و سخاوت‌مندانه افراد را  براي ما مي‌فرستادند. تا پانزده شعبه را من تأسيس كردم و ديدم كه بايد كارهاي اساسي در هيأت عمومي ديوان عدالت اداري انجام گيرد يعني بايد بعضي احكام آنجا نوشته و بررسي شود. البته رئيس ديوان عدالت اداري، رئيس هيأت عمومي است بنابراين قضات آن هم بايد، قضايي با تجربه باشند.

البته در ديوان عدالت اداري شكايت از اشخاص را شعبه‌ها رسيدگي مي‌كنند اما باطل كردن آيين‌نامه‌ها بايد در هيأت عمومي صورت گيرد؛ يعني ديگر شعبه نمي‌تواند اين كار را انجام دهد و هيأت عمومي بايد بررسي كند. اگر خلاف شرع در آيين‌نامه‌اي باشد به شوراي نگهبان ارجاع مي‌شود، شوراي نگهبان بايد نظر بدهد اگر خلاف قانون اساسي باشد باز شوراي نگهبان جواب بدهد. ديوان عدالت به شوراي نگهبان مي‌نويسد و شوراي نگهبان بايد جواب بدهد. اگر خلاف قانون عادي باشد همان هيأت عمومي يا تأييد مي‌كند يا رد. احكام را مي‌نوشتند و من هم نظارت داشتم و مي‌گفتم حكمي كه از ديوان عدالت اداري بيرون مي‌رود بايد حكمي محكم و بدون اشكال باشد. من با حكم حضرت امام(ره) توليت مدرسه عالي شهيد مطهري را داشتم اما چنان كار من در ديوان عدالت اداري سخت بود كه از صبح كه به آنجا مي‌رفتم حتي براي نماز هم بيرون نمي‌آمدم در همانجا نمازم را مي‌خواندم، حتي همانجا استراحت مي‌كردم و پس از آن به كار مي‌پرداختم از قضات نيز مي‌خواستم منزل نروند البته بر اساس ضوابط به اضافه كار آنها توجه مي‌كردم اما از آنجا كه انسان‌هاي محترمي بودند كاري به اين مسائل نداشتند و همين كه از آنها تقاضا مي‌كردم نسبت به ما لطف مي‌كردند و كار را به شدت دنبال مي‌كردند. چندان كه برخي از آنها پرونده‌ها را با خود به منزل مي‌بردند و احكام را مي‌نوشتند و به ديوان مي‌آوردند كه من اظهار نظر مي‌كردم. آنها نيز اظهارنظرهاي من را مي‌پسنديدند. وضع طوري شده بود كه با اينكه آنها قضات بسيار باسابقه‌اي بودند اما در عين حال نسبت به دقت‌هايي كه من در قانون مي‌كردم توجه داشتند.

 

شما از چه سالي تا چه سالي مسئوليت ديوان عدالت اداري را به عهده داشتيد آيا در آن زمان آيين‌نامه‌اي بود كه طرح آن اتفاقي را به همراه داشته باشد؟

ما از چهارم بهمن سال 1360 ديوان عدالت اداري را تشكيل داديم آن زمان يكسري كارها بود راجع به سازمان زمين شهري كه مي‌آمدند زمين‌ها را تصاحب مي‌كردند و مي‌گفتند موات است و مردم هم مي‌رفتند شكايت مي‌كردند من وزير را مي‌خواستم و دلايل موات بودن را مي‌پرسيدم. مهندس موسوي آن زمان نخست وزير بود من گاهي با ايشان صحبت مي‌كردم و به ايشان مي‌گفتم اگر ما وزير را احضار مي‌كنيم شما ناراحت نشويد ايشان مي‌گفتند نه حاج آقا هر جوري شما دوست داريد، اما دلشان راضي نبود كه ما وزير را احضار كنيم. به هر حال ايشان با ما مساعدت مي‌كردند اما ما احكام را صادر مي‌كرديم و مي‌گفتيم بايد اين حكم اجرا‌ شود البته بعد از رفتن من از ديوان عدالت، ايشان به من گفتند كه آنطور كه بايد و آن وضعي كه من برخورد مي‌كردم ديگر برخورد نمي‌شود. البته شايد بستگي به رابطه‌ها داشت يا شايد بعضي از وزرا لطف داشتند و تا ما مي‌گفتيم مي‌آمدند با ما چاي مي‌خوردند و مطلب را مي‌شنيدند و آن را انجام هم مي‌دادند.

 

اگر زمان به عقب برگردد و به شما پيشنهاد شود كه به ديوان عدالت برگرديد آيا مي‌پذيريد؟

اگر بتوانم كاري براي اين مردم فداكار بكنم، انجام مي‌دهم. ما ديگر پير شده‌ايم اما هر كاري بتوانم براي انقلاب انجام مي‌دهم.

 

آيا از رابطه آن زمان دولت با مجلس چيزي به خاطر داريد؟

مسئله خاصي را به ياد ندارم وقتي ما در مجلس بوديم قرار بود دولت بني صدر تشكيل شود، چند نفري تعيين شدند كه با بني صدر صحبت كنند يكي از آنها بنده بودم ما را مجلس تعيين كرد كه با بني صدر صحبت كنيم. نخستين تنش ما با بني صدر در مورد آقاي رجايي بود و اينكه شهيد رجايي را به‌عنوان نخست وزير معرفي كند رفت و آمدها و حرف‌ها و بحث‌ها خيلي زياد بود جلساتي با بني صدر و شهيد رجايي داشتيم، كه خود داستان ديگري است.

 

آيا در زماني كه رياست ديوان عدالت اداري را به عهده داشتيد تصميم قضايي يا توصيه‌ها را مي‌پذيرفتيد؟

احكام صادره بر اساس قانون بود و محكم مي‌ايستاديم تا اجرا شود و هيچ توصيه اداري را نمي‌پذيرفتيم.

 

آيا موردي بود كه به نتيجه منتهي نشود؟

نه، من راضي بودم و در مجموع قضات هم راضي بودند و مي‌گفتند خدا را شكر كه شما رئيس ديوان هستيد و از اينكه احكام اجرا مي‌شود ما خوشحال هستيم.

 

آيا اخبار ديوان عدالت اداري را دنبال مي‌كنيد؟

خير، زيرا آدم گاهي غرق كاري مي‌شود و گرفتاري‌ها هم زياد است.

 

آيا مي‌توانيد قضات آن زمان را با قضات اكنون مقايسه كنيد؟

در مورد قضات آن زمان اطلاعات زيادي ندارم قضات خوب، باسواد، محترم و با كمالي هستند كه من از نزديك با آنها آشنايي دارم.

توصيه شما به قضات كشور چيست؟

من توصيه‌ام اين است كه در حكم و تشخيص دقت شود اين خلاصه آرزوي نظام است زيرا پشتوانه حقوق مردم، دستگاه قضايي است انشاءالله قضات ما اين چنين هستند.

 

از شوراي عالي قضايي (انتخاب آيت الله شهيد بهشتي) خاطره‌اي داريد؟

مطلب خاصي به خاطر ندارم آن زمان كه ايشان عضو شوراي عالي قضايي بودند من در مجلس بودم و مسئله صلاحيت بني صدر مطرح بود كه بايد حكم عدم صلاحيت ايشان را با شوراي عالي قضايي يا مجلس بدهد. من به دوستان در شوراي عالي قضايي مي‌گفتم كه بعضي‌ها مي‌گفتند شما خودتان برويد اين كار را انجام دهيد زياد به ما اميدوار نباشيد زيرا بعضي‌ها مخالف بودند، يعني نه مخالف؛ يعني راه دستشان نبود كه عدم صلاحيت بني صدر را به‌زودي صادر كنند و ما كار را به مجلس انداختيم و يكي از كساني كه سخنراني كرد، من بودم زيرا من در رابطه با نخست وزيري شهيد رجايي يا بني صدر صحبت كردم از اخلاق و منش او آگاه بودم از كساني كه به‌طور كامل عليه بني صدر در مجلس سخنراني كرد من بودم بعضي از دوستان ديگر هم صحبت كردند و اين جرياني بود كه پيش آمد.  

 

تحصيلات حوزوي چقدر در قضاوت شما تأثير داشت؟

اصل تحصيلات من حوزوي بود و تحصيلات دانشگاهي ندارم من تمام تحصيلات خود را از دوران نوجواني و جواني در حوزه طي كردم تدريس هم كردم فقه، اصول و فلسفه درس مي‌دادم زيرا اصل قضا به فقه برمي‌گردد. ما كه 17، 18 سالي كه در شوراي نگهبان بوديم و قوانين مجلس را بازبيني مي‌كرديم با همين معلومات فقهي بود البته قانون اساسي را هم مي‌خوانديم.

مناسبات و تعاملات شما با آقاي موسوي اردبيلي در ديوان عالي چگونه بود؟

ايشان رئيس ديوان و شوراي عالي قضايي كشور بودند و همين قدر با هم ارتباط و رفت و آمد داشتيم كه ايشان به‌عنوان رئيس شوراي عالي قضايي بودند و من رئيس ديوان عدالت اداري بودم. آن بيانيه هشت ماده‌اي را كه حضرت امام نوشتند و فرمودند چند نفر مأمور اين كار شوند يكي از آنها من بودم، يكي آقاي ميرحسين موسوي به‌عنوان نخست وزير و آقاي موسوي اردبيلي و رئيس آن زمان بازرسي كل كشور بودند و تعدادي از كساني كه در دولت و دستگاه قضايي بودند. من هم به‌عنوان رئيس ديوان عدالت اداري بودم و جلساتي داشتيم كه به‌طور مرتب و هفتگي برگزار مي‌شد و به كارها مي‌رسيديم و ارتباط ما، كاري بود.

 

اگر مطلب ناگفته‌اي داريد كه مناسب وضعيت فعلي قوه قضائيه باشد بفرماييد.

خير مطلب خاصي به ذهنم نمي‌رسد.

 

مي‌خواستم نظر شما را در مورد بعضي از كلمات بدانيم. مثلاً عزل قاضي، اينها در قانون اساسي هست كه قاضي را نمي‌توان جابه‌جا يا عزل كرد مگر به اراده خويش كه مشكلاتي به‌وجود آورده بود. در مجمع تشخيص مصلحت اين مسئله تصويب شد كه رئيس قوه قضائيه مي‌تواند قاضي را بدون اراده و اختيار خودش بر كنار يا عزل كند. قاضي پرونده مستقل است و كسي نمي‌تواند به او دستور بدهد. ما اين كلمات را در كار استفاده مي‌كنيم به همين خاطر است كه نظر شما را جويا مي شويم آيا راجع به توسعه قضايي مطلبي شنيديد؟

خير، من در جريان نيستم، دهه اوّل را دهه قانونگذاري، دهه دوّم را دهه تثبيت و دهه سوّم را دهه توسعه قضايي مطرح كردند حالا بايد ديد آنها كه مطرح كردند منظورشان از توسعه، توسعه كمي و كيفي با هم بوده است. من زياد به جزئيات وارد نيستم.

 

مصلحت؟

قاضي بايد طبق قانون حكم بدهد و نبايد مصلحت‌انديشي نمايد و اگر مصلحت باشد بايد در مجمع تشخيص مصلحت نظام تصميم گرفته شود، حق، امري است به اصطلاح ثابت براي كسي كه صاحب حق باشد.

 

مديريت قضايي؟

مديريت قضايي يعني مسئوليت تشكيلات قضايي. به‌طور مثال زماني كه من در ديوان عدالت بودم با اينكه رئيس ديوان عدالت بودم مديريت دستگاه قضايي آنجا را داشتم اما رئيس شعبه يك بودم زيرا گاهي مديريت است اما قضاوت نيست وزير دادگستري مديريت دارد اما مديريت وي قضايي نيست، بلكه مديريت اداري است.

 

منبع: نشريه: قضاوت، فروردين و ارديبهشت 1390 - شماره 69،  صفحات 82 تا 84.