خطبه دي ماه
- (14 Body)  Print

خطبه‌هاي نماز جمعه تهران حضرت آيت الله امامي کاشاني

در تاريخ 1 دي 1392

خطبه اول:

قال الله العظيم في کتابه الکريم: «وَ الَّذينَ يَقُولُونَ‏ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّيَّاتِنا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقينَ إِماما»[1]

اين ايام و ليالي غم‌بار از جمله اربعين سيدالشهداء در روزهاي گذشته و رحلت رسول اکرم(ص) و شهادت حضرت امام مجتبي و علي‌بن موسي الرضا عليهماالسلام را تسليت عرض مي‌کنم.

از خطبه قبل بحث خود را در بيان معناي عفت آغاز کردم.

عرض کردم که عفت به معناي اينست که انسان خود را ميان شهوت و غضب مهار کند. نقطه تفريط آن خمودي است و نقطه اعتدال آن در جذب دنيا و ماده و طبيعت و دفع مضار است.

يکي از شاخه‌هاي عفت در مسئله دامن و مسائلي است که مربوط به شهوت و مسائل جنسي و انتخاب همسر است. اين بحث در دنياي غرب به همين صورت مطرح شده است؛ اما در اسلام به صورت ديگري مطرح شده است. گرچه اقتضاي جواني از روز اول توجه به يکديگر است ولي يک غرض نهايي وجود دارد و آن داشتن زندگي پاکيزه است که با ازدواج و داشتن فرزندان براي فرد ممکن است. آيه‌اي که تلاوت نمودم آيه 74 سوره شريفه فرقان است. سوره فرقان 77آيه دارد. سه دايره در اين سوره مبارکه مي‌توان ترسيم کرد. دايره اول آياتي است که از رحمت، حکمت و قدرت خدا و توجه بشر به نظام عالم و طبيعت شروع شده است. دايره دوم کساني هستند که با انبياء جنگيدند و به آنان افتراء کردند و در زمين فساد کردند.

دايره سومي که در اين سوره مطرح است بحث معاد و پايان نيکو براي انسانهاي وارسته است که از آيه «وَ عِبادُ الرَّحْمنِ‏ الَّذينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً»[2] شروع شده است تا به اين آيه مي‌رسد. يکي از نشانه‌هاي بندگان خدا اينست که مي‌گويند: «رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّيَّاتِنا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقينَ إِماما»[3]  خدايا از همسراني که ما داريم فرزنداني به ما عطا کن که آنها بشر را هدايت کنند و معيار تقوا براي متقين باشند. فرزندان ما براي متقين امام باشند يعني انسانهاي پاک و فطرتهاي علاقه‌مند را به تقوا هدايت کنند. متقين يعني کساني که روحيه پذيرش تقوا دارند. همانطور که در ابتداي سوره بقره آمده است: «هُدىً‏ لِلْمُتَّقينَ‏»[4] يعني کسانيکه لجاجت در برابر حق ندارند. در اينجا نکته‌اي است که رياست براي خداوند است ولي در اينجا رياست عالم دنيا نيست در اينجا رياست و مديريت نسبت به تقوا است. يعني فرزندان من فرزنداني باشند که تقوا را به ديگران القاء کنند اگر رفيق با کسي هستند رفيقي باشند که عفت و پاکي را به آنها منتقل کنند نه گناه و فجور را به ديگران منتقل کنند.

بنابراين مسئله عفت چنين چيزي است که انسان بايد دامنش را حفظ کند و حفظ دامن به ازدواج و همسر پاکيزه داشتن است. در اينجا احاديثي از پيامبر اکرم(ص) است. همانطور که مستحضريد در خطبه قبل از کلمات امام زين‌العابدين(ع) استفاده کردم چون روز شهادت امام سجاد(ع) بود. اکنون هم از کلمات پيامبر اکرم(ص) بر همين اساس استفاده مي‌کنم. البته اين مسأله در تمام احاديث ما فراوان است.

حديث اول در کتب اهل سنت آمده است. ابن عباس مي‌گويد پيامبر اکرم(ص) فرمود که: «أربع من أعطيهن فقد أعطي خير الدنيا والآخرة: قلباً شاكراً، ولساناً ذاكراً، وبدناً على البلاء صابراً، و وزوجةً لا تبغيه حوْبا في نفسها وماله»[5]

چهار چيز است که اگر به انسان عطا شد خير دنيا و آخرت به او عطا شده است: داشتن قلب شاکر و سپاسگزار؛ داشتن زبان ذاکر و ياد خدا؛ داشتن بدني صابر در برابر بلايا و مشکلات (دنيا مصيبت و گرفتاري دارد انسان بايد خودش را مهار کند سلامتي خودش را براي گرفتاري از بين نبرد) و  داشتن همسر صالح.

اين چهار چيز خير دنيا و آخرت است.

حديث دوم باز پيامبر اکرم(ص) است. حديث اول را عبدالله بن عباس نقل کرده است و حديث دوم را انس نقل کرده است. انس از ياران نزديک پيامبر(ص) بوده است. رسول اکرم(ص) فرمودند: «من رزقه الله امراة صالحة علي شطر دينه فليتق الله في الشطر الباقي»[6]  کسي که خدا به او زن صالحي داد، خداي متعال او را کمک کرده و يک قسمت از دو قسمت دينش تأمين شده است.

دين دو پايه و جزء دارد. يعني دو چيز است که دين جوان را تکميل مي‌کند: يکي زن صالح و ديگري تقوا است. يعني پنجاه درصد باقي در تقواست. بنابراين مي‌توان چنين دريافت که معناي حديث شريف اينست که تکامل و کمال انسان بر دو اساس استوار است؛ يکي همسر صالح و ديگري تقوا. اين دو اساس است. نتيجه اين مي‌شود که دين داراي دو جزء است يکي همسر صالح و ديگري ايمان و توجه به خدا. بنابراين مسئله ازدواج داراي اهميت والايي است.

«الدّنيا متاع‏ و خير متاعها المرأة الصّالحة»[7]

دنيا کالايي است انسان وقتي وارد اين دنيا شد از اين کالا بهره‌مند مي‌شود. حال چه چيز در اين دنيا از همه چيز بهتر است؟ ارزشهاي زيادي در دنيا براي انسان است، ولي چيزي برتر از زن صالح نيست.

با توجه به اين احاديث،  بنده مي‌خواهم به جوانان عرض کنم که چشم‌چراني و نگاه به اين و آن کردن و از اين و آن لذت بردن تباهي است و لذت نيست. لذت آن چيزي است که باقي و ابدي باشد و آن لذتي است که انسان همسر داشته باشد. آن لذتي که انسان در گناه است انسان را به آلودگي مي‌کشاند. بعد از اين هم به اين ختم نمي‌شود و به مسائل ديگر ختم مي‌شود. بنابراين خداوند متعال نظامي را قرار داده که سنت خدا اينست اين آفرينش انسان است که انسان داراي زندگي ابدي در برزخ و قيامت است. پاکي زندگي به ازدواج است. در برزخ و قيامت هم ادامه زندگي پاک و با طهارت در دنياست. اين معناي زندگي است. اساس زندگي هم به اصل ديگري برمي‌گردد و آن حب به خداست. اگر حب به خدا بود انسان فرمان خدا را اطاعت مي‌کند. حب به پيامبر بود فرمان پيامبر را اطاعت مي‌کند. لذت هم همين است که آدمي مثل يک درختي رشد کند و ميوه‌هاي زيبا و شيرين پيدا کند و اين تا برزخ و قيامت ادامه پيدا کند. معناي زندگي اينست.

                                  خوش تر ز عيش و صحبت و باغ و بهار چيست[8]

                                                                                 ساقي کجاست گو سبب انتظار چيست

انسان بايد زندگي پاکيزه و براي خدا بکند. به خودش فکر کند. جواني که در هرزگي و گناه است خودش را تباه مي‌کند.  انسان بايد به فکر خود باشد.

                                    پيوند عمر بسته به مويي ست هوش دار

                                                                                  غم خوار خويش باش غم روزگار چيست

خودت ببين که چه مي‌خواهي بشوي و خدا تو را براي چه چيز آفريده است. زندگي و خانه‌ات را پاکيزه کن. گناه و هرزگي را کنار بگذار. زنا و گناه بدبختي دنيا و آخرت است.

انسان بايد به فکر خودش باشد و ببيند که چگونه بايد زندگي کند. اين اساس زندگي است. انسان بايد توجه به زندگي داشته باشد که خدا بساط اين عالم را چگونه آفريده است.  اساس اين زندگي حب به خداست.

و لذا حافظ مي‌گويد:

                                   زاهد شراب کوثر و حافظ پياله خواست

                                                                           تا در ميانه خواسته کردگار چيست

زاهد در آخرت هم دنبال باغ و بهشت و کوثر مي‌گردد، ولي از اينها بالاتر حب به خداست. حب به خدا انسان را بزرگ مي‌کند. تا خدا براي انسان چه تقديري قرار داده است.

اين حقيقت زندگي است.

                                    راز درون پرده چه داند فلک خموش

                                                                          اي مدّعي نزاع تو با پرده‌دار چيست

خدا عالم را چنين آفريده است. اگرانسان در پاکي حرکت کند به ارزشهاي زيادي مي‌رسد، ولي در گناه انسان تباه است.

خدايا دامن فرزندان ما را از فجور و گناه مصون بدار. خودم و عزيزان را به ورع و تقوا توصيه مي‌کنم.

 

خطبه دوم:

باز هم خودم و عزيزان را به ورع و تقوا توصيه مي‌کنم. سالروز ولادت عيسي بن مريم(ع) را به جهان مسيحيت تبريک عرض مي‌کنم و در اينجا سخني از حضرت مسيح نقل مي‌کنم. اين سخن اينست که حضرت مسيح به حواريونش چنين فرمود چراغي که روشن مي‌شود، از اين چراغ نور مي‌گيريد، لذا اين چراغ اهميت دارد نگوييد اين چراغ به‌خاطر روغني که در آن است بويي چنين دارد. بوي آن شما را از آن ارزش بزرگ سلب نکند. حکمت را شما از حکيمان بگيريد و ناراحت نشويد.

مطلبي که امروز مي‌خواهم به جهان مسيحيت عرض کنم اينست که در دنياي امروز، اين ملت ايران و جمهوري اسلامي، هنوز هم، بعد از گذشت سي و پنج سال از انقلاب در چنگال غرب گرفتار هستند. سبب جنگ تحميلي و بساط اين جنگ و تحريمها، دولتها و سردمداران دنياي مسيحيت هستند. ملتها بايد توجه کنند که اوضاع چيست و چه مي‌گذرد. در دنياي اسلام استکبار چه مي‌کند. نکته‌اي که امروز مهم است اينست که اسلام و نظام جمهوري اسلامي ايران دنياي استکبار را بر هم مي‌ريزد. مسئله تکفيري و سلفي‌گري که درست کردهاند و هر کشوري را گرفتار مي‌کنند مثل سوريه و عراق و نقاط مختلف دنياي اسلام به اين علت است که دنياي اسلام را متلاطم کنند و اين هم براي اينست که طلوع اسلام از جمهوري اسلامي ايران است. لذا دشمن جنگ بين سني و شيعه را درست کرد درحاليکه همه با هم برادرند. جناياتي که توسط تکفيريها و سلفيها انجام مي‌شود براي اينست که اسلام را بد نشان دهند و بگويند مسلمان جاني و آدمکش است و اسلام را زشت نشان دهند و بين سني و شيعه جنگ برپا کنند. اين کاري است که استکبار غرب ميکند و دنياي اسلام گرفتار اين امر است. جهان مسيحيت بايد اين موعظه را از جمهوري اسلامي بپذيرد، همانطوريکه عيسي بن مريم فرمود که چراغي که روشن مي‌شود انسان بايد از آن نور بگيرد نه اينکه از آن دور شود. نظام جمهوري اسلامي ايران چراغي است و ما در دنياي امروز اخيراً هم در همه شرايطي که مي‌بينيم از روزي که جمهوري اسلامي ايران تشکيل شد دشمن در حال برنامه‌ريزي است. فتنه88 يک نمونه از اين برنامه‌ريزي دشمن بود. سال 88 لجاجت و جهالتي در داخل شد. استکبار پشت اين لجاجت ايستاد و عجيب است که استکبار چنان طمع کرد و دنياي غرب چنان اميدوار شد که پشت اين صحنه صف‌آرايي کرد و با کمال تأسف آنان که بساط را در داخل به پا کرده بودند به جاي اينکه متوجه شوند به غلط و اشتباه خود ادامه دادند. اين حرکتي برخلاف اصول و نظام اسلامي بود که دنياي غرب سردمدار آن بود يعني در هر موردي که پيش بيايد مي‌خواهد بر نظام جمهوري اسلامي ضربه وارد کند.

مسئله بعدي مسئله آژانس انرژي اتمي و گروه 5 + 1 و ميثاق در ژنو است. اين ميثاق در ژنو مسئله مهمي داشت و آن اين بود که در دنياي استکبار عليه جمهوري اسلامي چيزي مطرح کرده بودند و آن اين بود که آنها مي‌گفتند که جمهوري اسلامي ايران درصدد سلاح اتمي است. ما مي‌گفتيم که اين مسأله را شما به غلط مي‌گوييد زيرا جمهوري اسلامي درصدد دانش هسته‌اي است نه سلاح هسته‌اي. شما مي‌خواهيد علم هسته‌اي، عزت و اقتدار ايران را از ايران بگيريد. شما عزت ايران را نمي‌خواهيد. البته اساس اين امر صهيونيستها هستند.  صهيونيستها هستند که با حضورشان در کنگره آمريکا خواهان افزايش تحريمها بر عليه جمهوري اسلامي ايران هستند. با کمال تأسف آمريکا با همه وسعتي که دارد در کنگره 5% نمايندگان يهودي هستند ولي 80% کنگره را اين 5% در اختيار دارند و نفوذ بالايي دارند. البته حساب يهوديان خوبي که در کشورمان و حتي ديگر نقاط جهان هستند جداست. ما بحثمان درباره صهيونيستها است. اينها اين مسأله را مطرح کردند که ايران موجب ناامني است. تحرک سياسي که نظام جمهوري اسلامي ايران نشان داد اين تحرک جهان را روشن کرد. يعني شما اي دنياي مسيحيت فهميديد مطلب چيست. الآن هم به جهان مسيحيت عرض مي‌کنم که شما اي جهان مسيحيت توجه کنيد که اوضاع چگونه پيش مي‌رود. البته کشور ايران و ملت ايران ملتي منسجم و مقتدر است. ملتي است که از عزت و اقتدار و حقوقش کاملاً دفاع مي‌کند. ملت ايران با اراده محکم و استوار خود قضايا را بررسي مي‌کنند. رهبر معظم انقلاب کاملاً جريان را رصد و مديريت و نظارت ميکنند. دولت محترم هم نماينده اين فکر و اين اساس است و با اين تفکر کار پيش ميرود. ولي دنياي غرب و استکبار اين را بدانند که پرونده‌شان سياه است. يک پرونده سياه و حجيمي تشکيل دادهايد که در برابر کشور ايران و نظام جمهوري اسلامي ايران ايستاده‌ايد. مراقب باشيد که اين پرونده را قطورتر نکنيد. ورقهاي سياه به آن اضافه نکنيد. تاريخ قضاوت خواهد کرد که چه کسي راست و چه کسي دروغ گفت. تاريخ داوري خواهد کرد که جمهوري اسلامي از روز اول با صفا و حقيقت حرکت کرد و شما اهل دروغ و حيله بوديد. جمهوري اسلامي بر وعده و ميثاقش پايبند است.

نظامي که رهبري اجتهاد و عدالت دارد و بر پايه اسلام استوار است اين نظام بر اصول محکمي ايستاده است.

بدانيد که هر کاري که مي‌کنيد در دنيا براي شما حساب کرده و دنيا در مورد شما قضاوت خواهند کرد. مراقب باشيد پرونده شما سياهتر نشود.

جمهوري اسلامي بر اين ميثاق پايبند است و اين شماييد و دنياي مسيحيت و قضاوت آينده در مورد شما. و هيچگاه طمع به اين کشور نکنيد اين کشور بر اصول خود استوار است و از اصول خود ذره‌اي کوتاه نخواهد آمد.  

اين مطلب را هم بايد بدانيم و البته مي‌دانيم که در پس پرده وجود اقدس امام عصر ارواحنا له الفداء کمک مي‌کنند. ما در زير لواي امام عصر هستيم و ايشان امور را به جلو مي‌برند. گرفتاريهايي هم که براي ما در مسائل مختلف پيش مي‌آيد بستگي به گناهان من و شما دارد بايد از گناهان خود استغفار کنيم.

نکته ديگر درباره وقف است. مسئله وقف بسيار مهم است. در روايات آمده است که وقف صدقه جاريه است. صدقه جاريه وقف است. از اين صدقه جاريه که بعد از مرگ هميشه با شما خواهد بود غفلت نکنيد. خوشبختانه مسئله وقف داراي مديريت و نظامي درست است اميدوارم خداي متعال کساني را که تمکن مالي دارند از اين توفيق محروم ننمايد.

نکته سوم در رابطه با سالگرد فرمان امام راحل درباره حفاظت هواپيماهاست که امام خميني(ره) حفاظت هواپيماها را به سپاه واگذار کردند و بحمدلله از آن زمان هم ديگر هيچ هواپيما ربايي رخ نداد و سپاه با درايت و فداکاري به وظيفه‌اي که امام فرمودند عمل کردند.

 

 

پي‌نوشتها:

[1] . فرقان/ 74.

[2] . فرقان/  63.

[3] . فرقان/ 74.

[4]. بقره/ 2.

[5]. معجم الکبير/ طبراني، ج3، ص41

[6]. نهج الفصاحه، ح 3016

[7].  نهج الفصاحه (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول صلي الله عليه و آله)، ص488.

[8]. ديوان حافظ، غزل63.