ديدار عقيدتي سياسي ناجا
- (12 Body)  Print

مشروح سخنراني آيت الله امامي کاشاني به مناسبت هفته نيروي انتظامي

سالروز نيروي انتظامي را به نيروهاي ارجمند و عزيز انتظامي تبريک عرض مي‌کنم و از تشريف‌فرمايي آقايان تشکر مي‌کنم. اميدوارم که همه ما از سربازان امام عصر(عج) باشيم و ان شاء الله آقا ما را بپذيرند که اگر اين قدمها و کلامهاي ما را بپذيرند، طبعاً ايشان ميزبان ما و ما مهمان آن حضرت مي‌شويم.
سيدبن طاووس درباره امام زمان(عج) بعد از زيارت روز جمعه امام عصر(ع) سطري را به‌صورت شعر آورده‌اند و چنين فرمودند:
                                                         نَزِيلُكَ حَيْثُ مَا اتَّجَهَتْ رِكَابِي                  وَ ضَيْفُكَ حَيْثُ كُنْتُ مِنَ الْبِلاد[1]
من هر جا بيايم و با هر مرکبي باشم، آمدنم بايد با تقوا و اخلاص و خدمت باشد.
گاهي وسايل، انسان را لنگ مي‌گذارد. گاهي خراب مي‌شود و گاهي دود مي‌کند و مشکل ايجاد مي‌کند. گاهي ماشين خوب و باسرعت است.
اينها به نيات و اعمال ما بستگي دارد. گاهي نيتها بسيار سريع پيش مي‌رود و رشد مي‌کند. حافظ غزلي دارد مي‌گويد:
                                                          دامن دوست به دست آر و ز دشمن بگسل****مرد يزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان
                                                          کمتر  از  ذره  نه‌اي  پست  مشو  مهر  بورز **** تا به خلوتگه خورشيد رسي چرخ‌زنان[2]
اين به نيتها، شکل عملها و کيفيت عملها بستگي دارد. ان شاء الله نيتهاي ما چنين باشد. به قول حافظ اين نيتها کم است و نبايد آنها را کم‌ارزش شمرد. نبايد مأيوس شويم، زيرا ما کمتر از ذره‌اي نيستيم که بايد با خورشيد ولايت در آن مرکز جا بگيريم.
نظام جمهوري اسلامي با همه اشکالاتي که دارد، نظامي است که راهرو و دالاني است براي ولايت کليه حضرت ولي عصر(عج).
البته درست هم مي‌گويند: حجاب آنطور شده است، اخلاق آنطور شده است، آنطور گناه در جامعه مي‌شود، جامعه چنين و چنان است. درست است؛ ولي با همه اين حرفها سير و جهت به سوي حکومت امام عصر(عج) است و خط اينست.  البته دشمنيها، گروه‌هايي همچون داعش و مشکلات ديگر هست؛ ولي خط همين است.
يکي دو تا حديث است که من اينها را مي‌خوانم.
در نهج البلاغه در نامه 53 آمده است:  «فالجنود بإذن‏ الله‏ حصون الرعية و زين الولاة و عز الدين و سبل الأمن و ليس تقوم الرعية إلا بهم»‏‏[3]
جنود همين نيروهاي انتظامي و نظامي است که امنيت داخلي، خارجي و مرزهاي کشور را بر عهده دارند. اينها همه حصن و ديواري براي مردم هستند. جنود عزت واليان هستند، زيرا حصن رعيت هستند.
وقتي قرار شد که جنود حصن مردم باشند، واليان هم عزت مي‌يابند. چون حصون رعيت هستند بنابراين زينت ولاة هستند. چون زينت ولاة هستند، پس عزت دين و حصن دين هستند.
راهها و طرق امن و امنيت اينها هستند و جزء بالاترين ارزش است.
در حديثي داريم که ارزش و مقام هيچ چيز مثل عافيت و امنيت نيست.
قوام رعيت به همين حصون است.
اينکه پيامبر اکرم(ص) مي‌فرمايند: «يباهي‌الله تعالى الملائكة بخمسة بالمجاهدين»‏[4]
 خداوند متعال به کساني که در اين راه کوشش مي‌کنند، مباهات مي‌کند. چون دين خدا عرض خداست. دين خدا جمال خداست. خداوند اسماء جلال و جمال دارد. تجلي جمال و همه زيبايي و درخشندگي خداوند در همين زيباييها است که بهترين اين زيباييها امنيت است.
نه تنها نيروهاي نظامي و انتظامي تجلي اسماء جمال خدا هستند، بلکه تجلي اسماء جلال خداوند هم هستند. چون جلال خدا به معناي صفات و اسماء قهر خداست. جمال خدا به معناي صفات و اسماء لطف خداست. نيروي نظامي و انتظامي هم جنبه قهر و هم جنبه لطف و مهرباني دارد. در جاييکه به امنيت مردم کمک مي‌کند جمال خداست، آنجاييکه آدمي به دنبال ناموس مردم و کارهاي خلاف است و نيروي انتظامي چنين آدمهايي را دستگير مي‌کند، اين مسئله جلال خداست.
آنجايي که مرکز مواد مخدر است، آنجا باز نيروي انتظامي مظهر جلال خداست. جمال و جلال توأم است.
گاهي بعضي چيزها مظهر جمالند و جلال نيستند، مثلاً فرض کنيد که انسان نگاه مي‌کند و مي‌بيند که خانه‌اي زيبا ساخته شده است. آثار قديمي که معماري زيبايي دارند، مثل همين مدرسه عالي شهيد مطهري که دورتادور آن پر از ماشين و صداي ماشين است ولي اينجا که نشسته‌ايم صداي ماشين نمي‌آيد. بعضيها از ميراث فرهنگي‌ها که اينجا مي‌آيند، مي‌گويند اينجا را چه خوب ساخته‌اند.
يک جاهايي جمال خدا مي‌شود، ولي بعضي جاها جلال خدا مي‌شود. بعضي از جاها هم جمال و جلال با هم هستند؛ يعني هم مظهر جلال را دارند و هم مظهر جمال.
خداي متعال به دين و نظام خود مباهات مي‌کند که اهداف خداوندي اجرا مي‌شود.
انسان بايد به‌هوش باشد که کارها را به‌درستي انجام دهد، هم خوب باشد و هم مخلص باشد. اين آيه مبارکه‌اي که تلاوت کردم سوره مبارکه بقره است: «وَ بَشِّرِ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ كُلَّما رُزِقُوا مِنْها مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقاً قالُوا هذَا الَّذي رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ وَ أُتُوا بِهِ مُتَشابِهاً وَ لَهُمْ فيها أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ هُمْ فيها خالِدُون‏»[5]
مؤمنين اينطور هستند. در بهشت چيزهاي بالاتر و بهتر از دنيا به آنها مي‌دهند. علاوه بر آن، از هرچه که در دنيا بود نيز مشابه آنها به مؤمنين داده مي‌شود. مي‌گويند چايي و خرما اينطوري ما نخورده بوديم. در آن عالم، اين عالم باز مي‌شود.
 دو تفاوت هم دارد.
    وَ لَهُمْ فيها أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ؛ همه آنچه در آن دنياست، طهارت است.
    وَ هُمْ فيها خالِدُون؛ اينجا انسانها 50 ، 70 سال عمر مي‌کنند، ولي در آنجا جاويدان هستند.
انسان بايد قدرت مهار، صبر و استقامت داشته باشد که در برابر دعوتهاي باطل مقاوم باشد و به آنها پاسخ ندهد.
در اين آيه شريفه رضوان ندارد، ولي در آيه ديگر «وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّه»‏[6] آمده است. يعني علاوه بر اين نعمتها، «رضوان من الله» هم هست. اين «رضوان من الله» يک عالم ديگري است و اين خبرهاي دنيايي نيست.
انسان در اين دنيا غذايي را دوست دارد و مي‌خورد و سير مي‌شود. در مورد خواب و همسر هم همينطور است. مدت خاصي است. غذايش را مي‌خورد، سير مي‌شود. خوابش را مي‌کند و خوابش براي کافي است.
در آخرت چطور است؟
در آخرت هم سير مي‌شود؛ يعني وقتي انسان مي‌خورد، آيا او سير مي‌شود و گرسنه نمي‌ماند؟
در آنجا فضاي ديگري غير از فضاي شکم و خوراک است و آن سير به سوي خدا و رضاي الهي است. آن لذت و رضاي خدا مربوط به بدن است. لذتهاي دنيا مربوط به لذت روح و لذت عقل است. چون نامحدود است. پس هرچه انسان حساب کند، باز لذت است.
اگر در آن دنيا احوال خوبي داشته باشيم، خيلي لذت مي‌بريم.
عرفا و حکماي دين براي فهم اين لذات، مثالهاي زيادي از لذتهاي حيواني مي‌آورند. فرض کنيد انسان محبوبي دارد که او را خيلي دوست دارد. لذا سعي مي‌کند که هر کاري که او مي‌خواهد و دوست دارد، انجام دهد؛ همانطور که او  دوست دارد رفتار مي‌کند و از اين کار لذت مي‌برد. از اينکه محبوبش به او مي‌گويد آفرين که اين کار را کردي. خيلي برايش مهم است که بفهمد محبوب هم او را دوستش دارد. وقتي بفهمد که محبوب هم او را دوست دارد، بسيار مايه مي‌گذارد.
در قرآن کريم آمده است: فَاتَّبِعُوني‏ يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ[7]؛ اگر شما مرا اطاعت کنيد، خداوند شما را دوست دارد.
وقتي انسان احساس کند که خداوند انسان را دوست دارد، لذت مي‌برد. انسان در اين دنيا اين دوست داشتن الهي را نمي‌فهمد. ما اگر اعمالمان خوب شود آن دنيا مي‌فهميم يعني هيچگاه خستگي بر انسان مسلط نمي‌شود، زيرا دنيا خستگي دارد. خوردن در دنيا خستگي دارد. لذتها و عيشهاي دنيا خستگي دارد. اينها محدود است، ولي در آن دنيا نامحدود است. اگر انسان چنين طرز تفکري داشته باشد، مگر مي‌شود انسان در خانه، در محل کار، در جامعه رفتارش عوض شود. انسان بايد هميشه از خداوند بخواهد.
پيامبر اکرم(ص) در تعقيبات نماز مي‌فرمودند: «اللهم‏ إني‏ أعوذ بك‏ من‏ الشك‏ و الشرك، و الحسد»
انسان بايد خودش را به خدا بسپارد. انسان بايد هميشه از شر شيطان به خدا پناه ببرد. هر صبح پيامبر اکرم(ص) 10بار مي‌فرمودند: «أعوذ بالله السميع العليم من همزات‏ الشياطين‏، و أعوذ بك رب أن يحضرون، إن الله هو السميع العليم»[8]
همزات شياطين يعني شيطان انسان را وسوسه مي‌کند و آن وقتي است که شياطين  دور انسان را مي‌گيرند. وقتي شياطين دور انسان را گرفتند، آن وقت ديگر انسان از هر طرف محاصره شده است و نمي‌تواند وارد حق و راه کمال شود. اين اساس است. خداي متعال ان شاء الله به همه ما اين باور را مرحمت کند و اين توفيق را بدهد تا انسان تصميم در ترک بديها بگيرد و در اخلاص موفق باشد. خداوند به حق محمد و آل محمد، حسن عاقبت به همه ما بدهد. خداوند ان شاء الله شهداي ما و امام راحل را مهمان اميرالمؤمنين(ع) در اين روزها که روزهاي ولايت است بکند. ان شاء الله در اين روزها که روزهاي ولايت است، خير به همه ما عنايت بفرمايد و ولايتي که در عصر غيبت به عنوان يک چراغي از ولايت کليه الهيه در اين کشور مي‌درخشد و آن ولايت فقيه است را حفظ کند. اين کشور،  کشوري است که در اين فضا سير مي‌کند. ان شاء الله خداوند اين نظام و نيروهايي که خدمت مي‌کنند را  حفظ کند. ان شاء الله همه ما زير چتر حمايت و ضيافت و لطف و رحمت امام عصر(عج) باشيم. من از همه دوستان تشکر مي‌کنم.

پي‌نوشتها:
[1].  جمال الأسبوع بكمال العمل المشروع، ص 39، يوم الجمعه و هو يوم صاحب الزمان و باسمه و هو اليوم الذي يظهر فيه عجل الله فرجه... .
[2]. ديوان حافظ شيرازي، غزل 378.
[3]. نهج البلاغه (للصبحي صالح)، ص432، نامه 53 ـ و من كتاب له ع كتبه للأشتر النخعي(ره).
[4]. جامع الأخبار(للشعيري)، ص96، الفصل الرابع و الخمسون في الخوف.
[5]. سوره بقره، آيه 25.
[6]. سوره آل عمران، قسمتي از آيه 15.
[7]. سوره آل عمران، آيه31.
[8]. الكافي، ج‏4، ص444، 48 - باب القول عند الإصباح و الإمساء.