مناسبتها
- (21 Body)  Print

در زمان رسول خدا محل دفن مسلمانان در بقيع با ديواري از قبرستان يهوديان جدا مي شد که بعد از مرگ عثمان بن عفان و دفن مخفيانه او در قبرستان يهوديان(1)، وقتي بني اميه قدرت را به دست گرفتند اين ديوار را تخريب کردند(2) تا قبر عثمان که از بستگان ايشان بود به نوعي در قبرستان مسلمانان قرار گيرد؛ بنابراين ضلع شرقي بقيع فعلي (حداقل از قبر عثمان به بعد) محل دفن يهوديان پيش از اسلام بوده است.

از دفن اولين مسلمان در بقيع به بعد اين مکان پذيراي انسانهاي بلند مرتبه اي شد که در آسمان اسلام نورافشاني مي کنند؛ چهار امام معصوم، همسران، فرزندان و عمه هاي رسول خدا، مادر اميرالمؤمنين عليه السلام و نيز ام البنين، مادر حضرت عباس عليه السلام، به همراه تعداد زيادي از اصحاب و ياران به نام رسول خدا، اميرالمؤمنين و ساير ائمه عليهم السلام از کساني هستند که در بهشت بقيع آرميده اند و مزار آنها زيارتگاه عاشقان الله و ارادتمندان به اسلام است.(3)

بقيع چگونه بود

برخي لغت‌شناسان واژه بقيع را برگرفته از بُقعه مي دانند(4)؛ بنابراين بقيع را بقيع ناميده اند؛ زيرا قبور آن داراي بقعه و بنا بوده است. ولي امروز ديگر از آن بناها خبري نيست و جز سنگ و خاک، چيزي به چشم نمي خورد.

بر اساس تصاوير و گزارشهايي که جهانگردان و سفرنامه نويسان ارائه کرده اند، بيشتر قبور بقيع تا دوران سعودي داراي گنبد و ضريح و يا حداقل سنگ مزار بوده است که مي شد نام و نشان صاحب قبر را از روي نوشته هاي آن تشخيص داد.

ابن نجار (متوفي قرن 7 ه) از بناي گنبد و بقعه اي در ابتداي بقيع ياد مي کند که هر روز صبح درهاي آن براي زيارت باز مي شده است؛ بارگاهي که گنبد آن را خليفه الناصر عباسي ساخته بود.(5)

علي بن موسي يکي از سفرنامه نويسان عصر عثماني است که قبه و بارگاه اهل بيت عليهم السلام را بزرگترين قبه هاي بقيع ذکر کرده و مي نويسد بعضي از سادات علوي و بزرگان و امراي مدينه کنار آن به خاک سپرده شده اند.

چه بر سر بقاع بقيع آمد

با تسلط تفکري طراحي شده به نام وهابيت در اين سرزمين، بسياري از آثار اسلامي به بهانه شرک و عناد با خدا تخريب شد و از صحنه ميراث بر جا مانده اسلامي محو گرديد.

اينکه وهابيت را «تفکري طراحي شده» مي خوانيم نتيجه مطالعه عقايد و رفتارهاي آنهاست. پژوهش در آراء و دقت در رفتار عملي اين فرقه ما را به اين باور قطعي مي رساند که وهابيت، شاخه اي از صهيونيست است که با رنگ و لعاب اسلامي به صحنه آمده تا با تسلط بر مهد تمدن اسلام به خصوص مکه و مدينه، اسلام را به اسم اسلام ناب، منهدم کرده و اثري از آن باقي نگذارند.

تخريب و انهدام تمام آثار کهن اسلامي به بهانه هاي گوناگون مانند شرک، تعريض جاده، گسترش مسجد النبي يا مسجد الحرام و ... که اعجاب همگان حتي غير مسلمان با انصاف را هم بر مي انگيزد با همين مبنا قابل فهم است. روشن است يهود صهيونيستي که براي اثبات هويت خود و پيدا کردن اثري از آثار باستاني احتماليش، زمين و زمان را مي کاود و به مسجد الاقصي هم رحم نمي کند نمي تواند اين همه آثار و تاريخ قابل لمس اسلام را ببيند و آرام بنشيند.

با اين هدف و آن تفکر و با عملگي مشتي وهابي که خود را مقدسترين مسلمانان روي زمين مي پنداشتند (و مي پندارند) بقاع بقيع تخريب شد. اين عمل غير انساني در هشتم شوال 1344 به وقوع پيوست که در جريان اين حرکت وحشيانه، بارگاه چهار امام و ديگر بناهايي که بر قبور بقيع بنا شده بود با خاک يکسان شد. دامنه اين تخريب ها که براي نابودي ميراث اسلامي صورت مي گرفت به بقيع ختم نشد؛ آنها تمام بقاع مدينه مانند قبر حضرت سيدالشهداء حمزه عموي پيامبر و ساير شهدا در احد و نيز مرقد پدر و مادر گرامي رسول خدا را نيز تخريب کردند. آنها دامنه اين جسارتها را به ديگر نقاط از جمله مکه نيز رساندند و بارگاه حضرت خديجه و ابوطالب و عبدالمطلب عليهم السلام را هم تخريب کردند.

اين گروه وهابي در همان سال به کربلاي معلي حمله کردند و در جريان اين حمله، ضريح مطهر را از جا کندند و جواهرات و ديگر اشياء نفيس حرم مطهر را که اکثرا از هداياي سلاطين و بسيار ارزشمند و گرانبها بود به يغما بردند و نزديک به 7000 نفر از علما و سادات و مردم عادي را از دم تيغ گذراندند. از آنجا به سمت نجف يورش بردند که با مقاومت سنگين علما و مردم آنجا روبرو شدند و شکست خورده به حجاز برگشتند.(6)

سالهاست که اين فرقه در تنها جولانگاه خود يعني عربستان تمام نيروي خود را به کار گرفته تا بر اساس همان دستوري که به او ديکته شده با نام و ياد و هر آنچه مظهر شيعه يعني اسلام ناب بيدار است به شدت مقابله کند و در رسيدن به اين هدف شيطاني از هيچ کاري چشم پوشي نکند؛ تخريب و توهين از دم دست ترين اقداماتي است که اين گروه انجام مي‌دهد.

اما از آنجا که حق هميشه پيروز است و خدا به راست قامتان عرصه دين وعده ياري و پيروزي داده است اين همه تخريب و توهين نه تنها بقيع را خلوت نکرده، بلکه هجوم و ازدحام مسلمانان اعم از شيعه و سني را در بقيع و به خصوص بر سر مزار در زنجير چهار امام معصوم و بعد قبر ام البنين عليهاالسلام را بيشتر کرده است.

يکي از جهانگردان غربي به نام ميسترکه به فاصله کوتاهي از ويراني اين حرم بقيع را ديده، ويراني و خرابي آنجا را اين گونه ترسيم مي کند: “چون وارد بقيع شدم، آنجا را همانند شهري ديدم که زلزله شديدي در آن به وقوع پيوسته و به ويرانه اي تبديل شده است، زيرا در جاي جاي بقيع به جز قطعات سنگ و کلوخ به هم ريخته و تيرهاي چوب کهنه چيز ديگري نمي توان ديد. ولي اين ويراني ها و خرابي ها در اثر وقوع زلزله و يا حادثه طبيعي بلکه با عزم و اراده انسانها به وجود آمده بود و همه آن گنبد و بارگاه هاي زيبا و سفيد رنگ که نشانگر قبور فرزندان و ياران پيامبر اسلام بود، با خاک يکسان گرديده است.”
در اين ماجرا تنها حرم پيامبراکرم (ص) محفوظ ماند و وهابيان در ادامه هتاکي هاي خود تصميم داشتند قبر مطهر رسول خدا (ص) را نيز تخريب کنند اما از بازتاب اين کار در جهان اسلام و برانگيخته شدن احساسات مسلمانان بر ضد خويش ترسيدند و به طور موقت از اين عمل منصرف شدند.
طبق نقل تاريخي آن ها در اين حمله چهر صندوق مملو از جواهرات مرصع به الماس و ياقوت گرانبها و حدود يکصد قبضه شمشير با غلاف هاي مطلا به طلاي خالص و تزيين شده به الماس و ياقوت و ... به يغما بردند . و اين نيز نخستين حمله آنان به مقدسات اسلامي نبود . صلاح الدين مختار نويسنده و مورخ وهابي در کتاب "تاريخ امملکه العربيه السعوديه کما عرفت" بخشي از افتخارات وهابيت در حمله به کربلاي معلي را چينن شرح مي دهد : در سال 1216 اميرسعود در رأس نيروهاي بسياري از مردم نجد و حبوب و حجاز و تهامه و نواحي ديگر به قصد عراق حرکت نمود و در ماه ذي القعده به شهر کربلا رسيد و آن را محاصره کرد . سپاه مذکور باروي شهر را خراب کردند و به زور وارد شهر شدند . بيشترمردم را در کوچه و بازار و خانه ها به قتل رسانيدند و نزديک ظهر با اموال و غنائم فراوان از شهر خارج شدند، سپس در محلي به نام ابيض گرد آمدند . خمس اموالرا خود سعود برداشت و بقيه را به هر پياده يک سهم و به هر سوار دو سهم قسمت کرد .(چون به نظر آنها جنگ با کفار بود)

****************************

ما منتظريم تا زيارت ائمه بقيع را همراه با نواي آن آخرين امام زمزمه کنيم و بعد با روضه حضرت عباس عليه‌السلام بر سر مزار ام البنين عليهاالسلام اشک بريزيم و با اشکمان گِل بسازيم و از آن گِل گنبدي براي امام مجتبي و امام سجاد و امام باقر و امام صادق و مادر اميرالمومنين عليهم السلام بسازيم و سقاخانه اي هم کنار قبر مادر عباس عليه السلام.

و صبح نزديک است!

 

پي نوشت‌ها:

1) ابن عبدالبر (ق 5) مي نويسد: دفن ليلا بموضع يقال له حشّ كوكب‏ ؛ او را شبانه در حش کوکب دفن کردند. الاستيعاب 3/1048 و نيز اسد الغابة 3/491

2) تاريخ و آثار اسلامي مکه و مدينه، ص 291

3) در اين قبرستان بيش از 1000 و به روايتي بيش از 10000 نفر از صحابه گرانقدر پيامبر، تابعان، قاريان، سادات بني هاشم و ... مدفونند که بيشتر قبور آنها جز اندکي، گمنام و ناشناخته اند. تاريخ و آثار اسلامي مکه و مدينه ص280

4) لسان العرب 1/463

5) اخبار مدينه الرسول، ص45

6) کشف الارتياب، ص 77

 

منبع: بخش تاريخ و انديشه سايت تبيان