شاخه بندی اخبار


خطبه هاي نماز جمعه تهران در تاريخ 19 مرداد 97 به امامت آيت الله امامي کاشاني

خطبه هاي نماز جمعه تهران در تاريخ 19 مرداد 97 به امامت آيت الله امامي کاشاني

Date:1397/5/21

.


خطبه اول:

قال الله العظيم: «وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَکُمُ الَّتي‏ جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ قِياماً وَ ارْزُقُوهُمْ فيها وَ اکْسُوهُمْ وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفاً»[1] بحث پيرامون کلمه فساد است. فساد و مفسد که در قرآن کريم آمده، فساد را راغب در مفردات معنا مي‌کند: «خروج الشي عن الاعتدال»؛ اگر چيزي از نقطه خودش تکان بخورد، از نقطه اعتدال جايگاهش عوض بشود؛ مسير او اين مي‌شود: فساد. اين فساد هم ممکن است کم باشد و هم ممکن است زياد باشد. آنجايي که فساد بالاست: وْ کَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ»[2]؛ که اگر بگوييم براي عالم دو خداست، فاسد مي‌شود جهان، چون دو اراده بر نظام خلقت نمي‌تواند حکومت کند. اين نقطه بالاست. و فساد چه در بدن و چه در روح و زيرا که فساد در بدن همين بيماريها و دردها و رنجها و مشکلات جسمي است. فساد در روح عصباني شدن در جايي که نبايد عصباني شد. شهوت در جايي که نبايد به کار برد. در کلام، در شنيدنها، در اميال، در استعدادها، در درخواستها، انسان حد اعتدال را در نظر بگيرد. حد اعتدال نقطه‌ صلاح است. در برابر فساد. حد اعتدال در ما در بعضي امور اينست که به جامعه هم فشار بياورد و جامعه را مضطرب مي‌کند. از جمله در مال است. اين آيه شريفه که مي‌فرمايد شما مال را به سفهاء ندهيد: وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَکُمُ؛ اين آيه مبارکه خطاب مي‌کند که به چه کساني مال را ندهيد. مخاطب تؤتوا کيانند؟ سفهاء کيانند؟ خدايي که «أَمْوالَکُمُ الَّتي‏ جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ قِياماً»؛ يعني مال و ثروت را قوام جامعه قرارداده است. زندگي جامعه قرارداده است. اينکه مال قوام جامعه است «قياماً للناس» است؛ معنايش اينست که مال براي همه مردم است. مال به کس خاصي تعلق ندارد. زمين براي همه است. کشت از همه است. صنعت و توليد از همه است. فقط آن کسي که مي‌رود آن زمين را ميکارد به اندازه زحمت کاشتش برداشت دارد و بهره مي‌برد و مالک مي‌شود. آن کسي که زمين را مي‌سازد براي مالک خودش مالک مي‌شود؛ بنابراين مال براي همه هست. ولي همه هم بايد در حدي که خدا معين کرده حرکت کنند استعدادها براي گرفتن مال و ضبط مال و ميال و درخواستها و دريافت پول خيلي است. ولي استعدادها بايد مهار شود. اگر استعدادها مهار نمي‌شد فساد است و فساد هم ريشه‌اش سه چيز است.

اين حديث از امام صادق(ع) است که در ذيل آيه شريفه «و لا تؤتوا السفهاء اموالکم التي جعل الله لکم قياما» لکم خطاب به همه انسانهاست. اين حديث است که مي‌فرمايد: الفساد يتولّد من طول الامل والحرص والکبر،. فساد از سه چيز پيدا مي‌شود. يکي حرص است و يکي امل و آرزو است. دوم کبر و استکبار است.

حالا بنده چند جمله‌اي راجع به حرص عرض مي‌کنم. حرص صفتي است که انسان را به باطل مي‌کشاند. اگر در حق باشد، آدم حرص بزند که اين شاگرد خوب بلد باشد، اين دانش آموز ياد بگيرد. حرص بزنند بر تقواي يکي. پيامبر اکرم(ص) اينچنين توصيه کرده‌اند: «حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَّحِيم»؛ در اينجا به پيامبر توصيه شده است که تو حريصي. تو حريصي که ايمان بياورند و از بت و بت پرستي جدا شوند. اين حرص است ولي اين حرص درباره انسانها همين صورت است که مي‌فرمايد: شخصي که حرص مي‌زنيد اين از چند صفت خالي نيست. يکي اينکه آدم حريص به مقصد نمي‌رسد. مقصد اينست که مال را جمع کند ولي به جمع کردن نمي‌رسد يعني مرگ مي‌آيد و او را مي‌برد. دوم اينکه نگران است که کسي بيايد مالش را ببرد. لذا کجا پنهان کنم. بنابراين حريص مضطرب و پريشان است. حريص به مقصد نمي‌رسد.

جمله سوم سرنوشت است. حرص عذاب خداست. سرنوشت حرص عذاب خداست. در قرآن کريم است: «وَالَّذِينَ كَسَبُوا السَّيِّئَاتِ جَزَاءُ سَيِّئَةٍ بِمِثْلِهَا»[3]؛ آنهايي که سيئات و گناهان را کسب مي‌کنند، اينها رويشان سياه مي‌شود. در روز قيامت روسياه مي‌شوند. اينها که گناه مي‌کنند، يکي از گناهان اينست که مالي که مردم به آن محتاجند، اين را جمع مي‌کند. مالي که مردم محتاجند بيايند و بگويند و اين ندهد، همين احتکاري که مسأله روز است مي‌فرمايد: «كَأَنَّمَا أُغْشِيَتْ وُجُوهُهُمْ قِطَعًا مِّنَ اللَّيْلِ مُظْلِمًا»؛ وقتي که اينها مردند، صورتها سياه است، گويا يک هاله‌اي از شب تاريک است. «أُغْشِيَتْ وُجُوهُهُمْ قِطَعًا مِّنَ اللَّيْلِ مُظْلِمًا»؛ تاريک است. از بس سياه است. آن وقت کساني که به همين سياهي گرفتارند بيان شده است. در تفسير قمي از امام باقر(ع) مي‌فرمايد: اين سياهي که دارد، ذلت تمام وجودش را گرفته است. ذليل و بي آبرو است. در دنيا هم محتکر بي‌آبرو است. در دنيا هم آبرويش مي‌رود. باز در روايتي از کتاب کافي از امام صادق(ع) است که مي‌فرمايد: نمي‌بيني اتاق و خانه را؛ وقتي شب مي‌شود؛ اشد سواقاً؛ شبهايي که خيلي تاريک است و چراغ اتاق خاموش شده است، آن کساني که در اين شهوت مال هستند، در اين شهوت جمع کردن هستند، در اينکه اموال مردم را جمع کنند به اميدي که روزي بالاتر بفروشند. اينها تاريکي‌شان مرتب بيشتر مي‌شود، شب تاريک است، ولي تاريکي اينها بيشتر است. اين تاريکي است که انسان خيال مي‌کند کار خوبي مي‌کند. خيال مي‌کند که خوب است. در حاليکه باطنش چنين است. اين شاعر حکيم حرص را به آتش تشبيه کرده مي‌گويد: وقتي شما آن ذغال را در آتش گردان گذاشته‌ايد و مي‌چرخانيد اين آتش شاد است که شعله دارد. شاد است که شعله‌هايش قرمز و زيبا است ولي چند دقيقه‌اي که گذشت ذغال مي‌شود. پس سياهي از زغال است. و همان سياهي است که باقي است.

                                                حس تو در کار بد، چون آتش است                 اخگر از رنگ خوش آتش خوش است.

آن اختر هم از رنگ زيباي آتش شاد است، يعني شيطان زينت به گناه مي‌دهد. اين گناه است. تمام اين اموالي که احتکار مي‌شود، از بازار گرفته مي‌شود، و بازار را دچار اضطراب مي‌کند، اينها همه خانه‌اي در آخرت براي او مي‌شود با همان چهره سياه، ولي در کجا جا شد؟ چهره سياه است. چهره سياه در اتاقش مي‌خوابد. شب است و چهره‌اش هم سياه است ولي وقتي مُرد، اتاق با چهره سياه نيست، بلکه اين مال کثافت مي‌شود. در روايت است که وقتي به توالت مي‌رويم، خودتون را ببينيد. ببينيد اين خوراک شما چه شده؟ آن خوراکي که مربوط به بدن است، آن چيزي است که آنجا دفن مي‌شود.

 آنکه مربوط به روح بوده است به شما نور داده است. تعليم داده است. تعلم داده است. تربيت داده است. کشاورزي داده است. توليد داده است. جامعه را زنده کرده است. امت اسلامي ساخته است. از زنده از نشاط از سلامت اين فضاي سلامت را بوجود آورده است. با آن سلامت دارد کار مي‌کند. پنجاه سال، هشتاد سال اينها همه دور است ولي اينها مربوط به جسم نيست ولو دست کار مي‌کند، ولي به فکر مربوط است. چشم کار مي‌کند، ولي به دل مربوط است. ولو حواس فعاليت مي‌کند، ولي باطن به ايمان و فطرت مربوط است. اين فطرت و اساس است که اين غذا را اسفاده مي‌کند. پس اين غذا اگر ابزار شد، براي خدا و حق، نور مي‌شود. ولي براي اينکه خدا نشان دهد که بدن آلوده است جسم زشت است همين حالت را براي انسان پيش مي‌آورد و لذا به مزلقه تعريف شده است. يعني کسانيکه با اين گناهان مردند و به مزلقه مي‌افتند. در چاه مستراب مي‌افتند. رنگ سياه؛ آن خانه متعفن. اين سرنوشت کسي است که طماع و حريص است. به دنبال اينست که چنين باشد. اين در جامعه عادي است. ولي در کشوري که دورتادورش دشمن است، آن همه دشمن است، از آمريکا و صهيونيست و آل سعود که تمام دشمن هستند، يک چنين کشوري يک چنين شرايطي، آدم بيايد چنين کارهايي را بکند. مسلم آن چيزي که پيامد اينست در پيش خدا، در دنيا معلوم است.

من از قوه قضائيه تشکر مي‌کنم. ديروز هم درباره فلان شهري که برنج را احتکار کرده بودند صحبت کردند که چه مجازاتهايي دارد. بايد اين مجازاتها را جدي گرفت.  اين کيفرها و مجازاتها در کشوري که در حال جنگ است و دنياي استکبار با او مي‌جنگد و جنگ رواني مي‌کند، جنگ اقتصادي مي‌کند، در اين شرايط آدم اين کار را بکند؟ رياست محترم قوه قضائيه و يارانشان در اين امر جدي هستند و انشاء الله به نحو احسنت انجام مي‌دهند. ولي اينها رسوا مي‌شوند. اين مطلب را هم بدانيد که وقتي بنده در زمان امام که به خارج از کشور رفته بودم برگشتم گفتم رئيس جمهور آن کشور به من مي‌گفت رئيس جمهور شما دارد عليه ايران صحبت مي‌کند، همان بني صدر خبيث را مي‌گفت، امام گفتند ناراحت نشو. اين انقلاب باقي مي‌ماند. هرکس بد کند خودش آبرويش رفته است. من اين نکته را به تمام سودجويان اعلام مي‌کنم که زندگي خودتان و زندگي زن و بچه‌تان را در دنيا و آخرت سياه نکنيد. اين خيانت به ملت روي نسل شما هم اثر خواهد گذاشت. روي فرزندان شما هم اثر خواهد گذاشت. در عالم برزخ خواهيد ديد که نوه شما چه شرايطي را خواهد داشت. ترک کنيد اين کارها را. پول خريدند، دلار خريدند، سکه جمع کردند، برنج جمع کردند. کشور را متلاطم نکنيد. کشور در سايه امام زمان است و بحمدالله از تمام اين گردونه‌ها عبور خواهد کرد و به دست حضرت وليعصر خواهد رسيد و آن کسانيکه  سرمايه اين کشورند، همين خون شهدا و نفس مخلصان است.

 

خطبه دوم:

خودم و همه عزيزان را به ورع و تقوا و ترس از خدا توصيه مي‌کنم.

بحثم در خطبه دوم درباره مسائل و مشکلاتي است که در خطبه اول عرض کردم. ولي در خطبه دوم بيشتر به نکات سياسي آن مي‌پردازم. مسأله‌اي که الآن در کشور وجود دارد، با دشمني که ما با آن روبرو هستيم. اين دشمن از تمام اين لحظه‌ها و خبرهاي موجود استفاده مي‌کند ترامپ که قبلاً گفته بود که ما حاضريم مذاکره کنيم در همين هفته باز چنين گفته است: ترامپ گفته ايران اقتصادش خيلي سريع وضعيت بدي پيدا کرده است. ما حاضريم ملاقات کنيم. مهم نيست با ملاقات ما موافقت بکنند يا نه. اين عبارت که مي‌گويد سريع وضعش عوض شده است شما درک کنيد. تمام ايرانيها درک کنند. آيا اين عرق ايراني، اين مروت انساني، اين جوانمردي انسان با وجدان آيا اين را مي‌پذيرد که کاري کند که عده‌اي ماجراجو سر و صدا را شروع کنند و بعد افرادي که گرفتار هستند فريب آنها را بخورند با آنها مخلوط شوند؟! آنها عکس بگيرند و منعکس کنند؟! اين وضعي است که دنيا دارد بر آن مانور مي‌دهد و همه اميدش هم بر همين مسأله است که فشار بياورد تا ايران مذاکره کند. چه مذاکره‌اي؟ مذاکره‌اي که اصلش را آنها در نظر گرفته‌اند. اصلاً ايران زير بار نمي‌رود. مواضع ايران همان است که رهبر انقلاب دام ظله بيان کرده‌اند بر فرض محال هم اگر مذاکره شود او زيرش مي‌زند، او بساط را بهم مي‌زند. يک آماري براي من آورده‌اند مي‌گويند از واشنگتن پست است که در آمريکا رواج دارد، مي‌نويسد به گزارش گروه خبرگزاري بين المللي  روزنامه  آمريکايي واشنگن پست از دروغهاي ترامپ در ماههاي اخير خبر داده است. آنطورکه نشريه گزارش داده ترامپ در 558 روز گذشته 4229 بار دروغ گفته و پيمان شکسته است. و باز مي‌گويد در دو ماه اخير 970 بار دروغ گفته و تعهدش را شکسته است. بعد مي‌گويد با حساب رياضي از روزي که ترامپ روي کار آمده تاکنون حساب کرديم هر روز بيش از هفت تا دروغ مي‌گويد و پيمان نقض مي‌کند. يک آدمي چنين بي شخصيت. يک جمله‌اي از حضرت مسيح نقل کنم که او نه به خداي مسيح اعتقاد دارد نه به شخص مسيح، ولي باز عرض مي‌کنم از حضرت مسيح است که مي‌فرمايد (امام صادق نقل مي‌کند) من کثر کذبه ذهب بهائه، کسي که دروغش زياد باشد و دروغ زياد بگويد بهاء ندارد. ارزش ندارد و سبک است. بنابراين طبق آن چيزي که دنيا نشان مي‌دهد و کلام حضرت مسيح اصلاً قيمت ندارد. کلامش قيمت ندارد. براي اينست که مي‌خواهد بگويد اين کارها و فشارهاي اقتصادي اثرگذار است. او مي‌خواهد اين را در دنيا منعکس کند. ما در برابر اين فضا قرار گرفته‌ايم. فضايي که آمريکا و صهيونيست و بن سلمان آل سعود تصميم گرفته‌اند نسبت به کشورهاي اسلامي آن با قدرتش، صهيونيست با توطئه‌اش و آل سعود بدبخت هم با پول نفت مي‌خواهند دنياي اسلام را بهم بريزند. حرف اينست. ما بايد بيدار باشيم. ما بايد هوشيار باشيم. وحدت کلمه داشته باشيم. وظايفمان را انجام دهيم. مسئولان وظايفشان را انجام دهند. کارگردانان انجام دهند. من دستورالعمل حضرت آقا را در پيام به دولت از رو مي‌خوانم. مي‌فرمايند که به نظر من مسئله بانکها بخصوص مسئله نقدينگي احتياج دارد به يک کارگروه دانا، حساس، پرکار، خطرپذير، شجاع. دولت يک کارگروه تشکيل دهد کارگروهي، قوي، فعال که شب و روز معين شوند فقط براي اينکه فکر کنند و ببينند با مسئله بانکها با مسئله نقدينگي چگونه بايد برخورد کرد. بخشهاي جذابي را براي جذب نقدينگي در نظر بگيرند.

 البته يک فهرستي به من داده شده نگذاريم که اين نقدينگي به طرف ارز، طلا و مسکن و کالاها سرازير شود که خوب طبعاً هرجا اين نقدينگي ظهور کند و هجوم بياورد، پدر آن منطقه را در مي‌آورد. البته کارگروهي که هفته‌اي يک ساعت جلسه بگذارند فايده‌اي ندارد. بايد يک کارگروه دائم شبانه روزي از آدمهاي فعال تشکيل شود بنشينند فکر کنند، سر يک ماه يک برنامه مشخصي بيابند و به آقاي رئيس جمهور بدهند. دستور اقدام داده شود و بلافاصله مشغول عمل شوند. يعني يک چنين چيزي لازم است.

اين دستورالعمل کتبي بود. دستورالعملهاي شفاهي هم داده‌اند اين يک وظيفه‌اي است. اين تکليف است براي کشوري که ام القراء است چون زمان جنگ است. کشوري که اميد و آرزوي ائمه است. پس فردا که روز يکشنبه است روز شهادت امام جواد است. يک حديث از حضرت جواد(ع) بشنويم. حضرت عبدالعظيم خدمت امام جواد مي‌آيد و مي‌گويد: شما قائم به حقيد؟ امام جواد مي‌فرمايد ما همه قائم به حقيم وليکن آن کسي که قائم است و آن کسي است که زمين در کنار او پيچيده مي‌شود؛ مشکلات به دست او آسان مي‌شود. زمين را از شرک، از ظلم و بي‌عدالتي پاک مي‌کند. به انتظار چنين فردي باشيد که او مهدي آل محمد است.

اين نکته را خواستم عرض کنم که حضرت وليعصر که در همه اين روايات آمده از جمله اين حديث يک چنين روزي است که خواهد آمد و زمين را تطهير خواهد کرد. بنابراين ما به همراه شهدا و جوانهايي که وقتي به جبهه مي‌رفتند آدم نمي‌داند که چطور با زن و بچه خداحافظي مي‌کردند و چگونه از آنها دل مي‌کندند براي خدا رفتند، شهيد شدند، آنها سرمايه عظيم اين کشور و انقلاب هستند. ما به اين جهت توجه کنيم. هم در کار و فعاليت و هم در اقشارمان. اگر کساني هم به فکر جمع کردن کالا و جنس هستند، توبه کنند الآن. استغفار از اين فعل و فکر کنند. کشور آرام بايد باشد. کشور با اين همه ظرفيت و اين همه منابع طبيعي و اين هم جواناني که داريم نبايد مشکل داشته باشيم. نبايد دشمن اين کشور را دچار مشکل کند. اين وظيفه و تکليف ماست. خدايا به حق شهدا و خون شهيدان قسمت مي دهيم که اين خونهاي مقدس را سرمايه عظمت اين نظام شکوه اين نظام قرار بده که اين کشور و اين ملت و رهبر عزيزمان پرچم را به دست حضرت وليعصر تقديم کنند.    

پي نوشتها:


[1].نساء/5.

[2].انبياء/ 22.

[3].يونس/ 27.

 


Rss Services Print  - (0 Body)  Visitor Count: 93
Add Comments
Name:
Email:  
User Comments:
کد امنیتی: تصویر امنیتیتغییر عکس