شاخه بندی اخبار


خطبه‌هاي نماز جمعه تهران در تاريخ 16 تير 97

خطبه‌هاي نماز جمعه تهران در تاريخ 16 تير 97

Date:1397/4/16

.


 

خطبه‌هاي نماز جمعه 16  تير 1397 به امامت آيت الله امامي کاشاني

خطبه اول:

در آستانه سالروز شهادت امام صادق عليه السلام هستيم. خداوند مرحوم آيت الله سيد ابوالقاسم کاشاني را رحمت کند که وقتي رياست مجلس شوراي ملي را در زمان طاغوت داشتند، روز 25 شوال مصادف با روز شهادت امام صادق(ع) را به عنوان تعطيلي اعلام کردند و به اجرا گذاشته شد. بحثم در خطبه اول و خطبه دوم پيرامون آموزه‌هاي امام صادق(ع) است.

امام ششم(ع) اسلام را تبيين کرد و امت اسلام را در افکار علمي و فرهنگي تشويق کرد و مجامع بحث در مصادر کلامي فراوان شد. اين عهد امام صادق(ع) بود. چگونه شد که اين فرصت براي امام ششم پديد آمد. سرّش اين بود که بني اميه خيلي فضا را تاريک کرده بود. جنايات زياد بود و اين جنايات هم براي اين بود که امت اسلام را از پيامبر جدا کنند و خود بر مردم سوار شوند. کار هم به شيعه و سني نداشتند. بحث جدا کردن مسلمين از پيامبر(ص) بود. مي‌نويسند عبدالملک مروان وقتي براي ايراد خطابه جمعه به مسجد مي‌آمد، عمداً دستور  مي‌داد سادات علوي و بني هاشم بيايند پاي منبر او بنشينند و او بالاي منبر سبّ  اميرالمرمنين(ع) را بکند و مرتب اميرالمؤمنين و اهل بيت را کوچک کند تا هم سادات ناراحت شوند و هم ديگران فکر کنند اهل بيت عظمت ندارند. او پيش خودش چنين فکرها را مي‌کرد. در هر حال آن زمان، چنين  زمان تاريک و خفقان بود. خداي متعال با رفتن بني اميه و آمدن بني العباس و تزلزل روزهاي آخر بني اميه و تزلزل روزهاي اول بني‌العباس، امام صادق فرصت پيدا کرد که آن آزادي حقيقي علمي را به دنياي اسلام بيان کرد تا مردم فهميدند امام صادق سخن مي‌گويد از اطراف و اکناف جهان اسلام به مدينه بسيج شدند. امام صادق در مدينه شاگرداني که داشت اين را ابن عقده مي‌نويسد که چهار هزار شاگرد داشت. اين چهار هزار شاگرد شيعيان بودند؟ ابداً. مرحوم شيخ طوسي اعلي الله مقامه در کتاب معروف «رجال» در حال آنها نوشته است  و نام سه هزار و دويست و دو نفر از اين راويان را با تمام مشخصات مي‌نويسد که اکثريت به اتفاق اهل سنت هستند. شيعيان آنها کم هستند. اصحاب امام صادق کم هستند. ولي اکثريت از همه دنياي اسلام آمدند جمع شدند و به افتخار در مسجد کوفه مي‌گويند: «حدثني جعفر بن محمد(ع)». آنچنان فضاي امام صادق باز بود و حقايق را بيان مي‌کرد که دشمن نمي‌توانست در حوزه آن حضرت ورود پيدا کند. البته وقتي منصور حاکم و غالب شد، امام را محکوم کردند؛ ولي در همين برهه از زمان امام صادق خيلي مطالب اعتقادي و علمي را بيان کردند. آن دعواي مذاهب را که سلاطين اموي برپا کرده بودند تا از اين دعوا به نفع خود و سلطنت خود استفاده کنند آن دعوا را پايان دادند مثلاً معتزله و اشاعره که دو دسته از اهل سنت هستند، همديگر را تکذيب مي‌کردند ولي امام صادق(ع) تبيين مي‌کردند و مي‌گفتند اين، اين اشکال را دارد، جبر اين اشکال را دارد، تفويض اين اشکال را دارد، ولي اينچنين بايد بيان کرد. با اين بيانات همان جمعيتهايي که با هم  اختلاف داشتند به بحث با هم مي‌نشتند . يا کساني که دين حنبلي داشتند آنهايي که حنفي بودند را به بدعت‌گذار متهم مي‌کردند. حنفي‌ها حنبلي‌ها را به بدعت‌گذار متهم مي‌کردند. امام صادق جلوي اين بدگوييها و تهمتها را گرفت. مباحث دين را مطرح کرد و گفت دين اينست. اين اختلاف را برداشت. ولو اينکه بعد از امام صادق باز بني العباس آمدند و گفتند سياست بني اميه سياست خوبي بود . بهترين کار اينست که بين مسلمين تفرقه باشد و هر کدام يکديگر را تکذيب کنند و بدعت‌گذار بدانند تا بتوانند براحتي بر مردم حکومت کننند ولو بعداً چنين شد ولي امام صادق فقه را تبيين کرد. اين فقه نوشته شد و در تاريخ اسلام ثبت شد و الآن اين فقه در دنياي اسلام است. لذا در امروز هرکسي کلام امام صادق را گوش کند در تمام مسائل خيلي برايش راه‌گشاست.  اين وحدت کلمه و اينکه موجب ثبات اخلاق وارتباط با يکديگر مي‌شود و با هم مذاکره کنند و اختلافات را در کنار يکديگر حل کنند و نگذارند دشمنان با اختلاف و تفرقه در ميان مسلمانان جنگ ايجاد کنند. اين يک سياست مهمي از امام ششم بود. مرحوم شيخ طوسي در کتاب رجالش رواياتي از پيامبر اکرم(ص) و اميرالمؤمنين و حضرت زهرا  و تمام ائمه هدي سلام الله عليهم نقل کرده مجموعاً 6439 نفر هستند که بعضي از آنها مثل ابان تغلب 300هزار حديث نقل کرده‌اند بعضي مثل سکوني 150 حديث نقل کرده‌اند يعني احاديث زياد نقل کرده‌اند و اينها همه از اهل سنت هستند. اين همه جمعيت 6439 نفر و راوي و هر کدام از امام ششم تعداد زياد حديث نقل کرده‌اند ببينيد چه خبر مي‌شود از حديث. آنوقت پيامبر اکرم و ائمه هدي(ع) تمام آنها آنطوريکه مرحوم شيخ طوسي بيان مي‌کند مي‌گويد روايات امام صادق با مشخصاتي که که نقل مي‌کند 3222 نفر نقل کرده‌اند. ابن عقده مي‌گويد 4000 نفر نقل کرده‌اند. بنابراين 4000 هزار نفر منهاي 6439 نفر 2439 تمام اهل بيت پيامبر اکرم همه و همه و نزديک دو برابر از شخص امام صادق(ع) است. و اين مهم است که طوائف و جمعيتها را روي اين مسئله جمع کرده‌اند. چقدر در روايات روي وحدت کلمه و اتحاد و رفتن تشييع جنازه يکديگر و نماز يکديگر و ارتباط همه مذاهب با هم چقدر امام صادق فضا را باز کرد چون ديد دشمن دارد استفاده مي‌کند و ارتباط با سطح کشورهاي اسلامي، ارتباط با جهان اسلام و همه مردم کار امام صادق بود که پيوند مردم را با امام ششم محکم کند. با پيامبر و علي و قرآن محکم کند گفت بايد چنين باشد که دشمن نبايد بتواند نفوذ کند. يک جمله‌اي در اينجا از رهبر معظم انقلاب دام ظله العالي که در بياني که با دانشگاهيان و دانشجويان دانشگاه امام حسين داشتند جمله جمله جالبي است که مي‌فرمايد در برابر دشمن همه بايد بهم نزديک شوند يعني مردم همه بايد بهم پيوند بخورند.  زمان ما هم الآن چنين زماني است. ما در اين عصر زندگي مي‌کنيم. بيان امام صادق درباره ما هست. کلام رهبر معظم انقلاب دام ظله که در حقيقت بايد پيوند با مردم را زياد کرد همان بيان  امام ششم است و همينکه دشمن نتواند نفوذ کند. نفرين بر آنان که در آن شبکه‌هاي تلويزيوني که دارند اينطور عليه شيعه و شني مطالبي را مي‌گويند يا بگوييم صهيوني هستند چون اختلاف و تفرقه افکني خواست صهيونيست است. امروز کشور نشان مي‌دهد. برنامه امروز دنيا را نشان مي‌دهد. اين صهيونيست که چنين برنامه‌اي را بين مسلمانان ايجاد کرده است. دعوا و اضطراب و آشوب و تشنج ايجاد کرده است و بعضي را به دنيا مخابره کرده‌اند که ايران چنين است پس بنابراين قدرت و قوت ندارد.  آن زمان امام صادق(ع) دشمن را شناخت و همه را زير يک خيمه قرار داد با همه صحبت کرد. عرض کردم شاگردان امام صادق نسبت به شاگردان شيعه و سني اصلاً جمعيتشان با هم ارتباط ندارد. شايد در حدود 500 تا 600 نفر شيعه از امام صادق نقل کرده است ولي 4000 نفر يعني 3500 نفر سني نقل کرده‌اند. دور هم بودند. اين وحدت کلمه در جهان اسلام در کشور جمهوري اسلامي اين وحدت کلمه الآن خواست امام زمان است. اينکه خواست  امام صادق در آن زمان بود امام صادق حجت خدا در آن روز بود. امروز حجت خدا حضرت حجت ابن الحسن المهدي(ع) است.  يک روايتي است که وقتي در محضر امام صادق مي‌آيند، بحث از مصلح جهاني مي‌شود که خودبخود جمعيتها و ملتها دور هم جمع مي‌شوند، دشمنان مأيوس خواهند شد آنقدر مردم به امام صادق عشق بسته بودند آنقدر دل به حضرت بسته بودند که مي‌گفتند شما قائم آل محمد هستيد؟ امام صادق فرمود لا لو ادرکته لخدمته؛ اگر من زنده ماندم و قائم آل محمد ظهور کرد، جعفر بن محمد خادم اوست. جعفر بن محمد و من که اينچنين درباره من مي‌گوئيد خادم مهدي موعود هستم.

حديث را بخوانم و عرضم را تمام کنم: سئل الصادق(ع) از امام صادق(ع) پرسيدند آيا تو قائم هستي؟ فرمود: و لو ادرکته لخدمته ايام حياتي؛ اگر مهدي را درک کنم و در عصر او باشم، خادم او خواهم بود. بنابراين اينست مسئله اينکه وحدت، اتحاد و انسجام جامعه که بنده در اين دو خطبه از آموزه‌هاي امام صادق(ع) بحثم است. بحث اولم همين هست که وحدت و انسجام و برداشتن تهمتها و دروغها همانطوريکه چندين بار رهبر عزيزمان تأکيد کردند که به هم توهين نکنيد، همديگر را تحقير نکنيد، فضا الآن در برابر دشمن است. آن زمان امام صادق فرمود نکنيد دشمن استفاده مي‌کند الآن هم رهبر عزيزمان مي‌فرمايد نکنيد دشمن استفاده مي‌کند. عرضم تمام.        

 

خطبه دوم:

خودم و همه عزيزان را به ورع و تقوا توصيه مي‌کنم. در خطبه اول يکي از آموزه‌هاي امام ششم عرض شد که براي اينکه تفکر اسلام روشن شود و زير لگد دشمنان اسلام و در زد و خوردهاي افکار از بين نرود، امام صادق ايستاد و اينچنين تبيين کرد. به دنبال اين، اين جمله مناسب است که سرّ اينکه امام صادق(ع) آنچنان در دنياي اسلام طلوع کرد، همان مقام ولايت و امامت و حجت خدا در روي زمين بود. اين ساده نيست در دنيايي که آن همه سال بني اميه عليه اميرالمؤمنين و اهل بيتش تبليغ کنند آن وقت اين همه جمعيت نزديک 4000 نفر که اکثريت اهل سنت هستند افتخار کنند و بگويند حدثني جعفر بن محمد بن صادق. اين يک واقعيتي است که به ما نشان مي‌دهد در هر عصر و زمان حجت خدا بايد روي زمين باشد. اين دليل اينست که حجت خدا حرفها را کنار بزند و بحثها را دور بريزد و بگويد حق و مطلب اينست و ما دنياي امروزمان آبستن است به وجود اقدس چهاردهمين حجت خدا وخاتم اولياي خدا حجت ابن الحسن المهدي ارواحنا له الفداء و در غيبت کبري ولي و فقيه جامع الشرايط اين اصل و اساس را بر دوش  دارد و معيار وحدت است نه اينکه يکي از يکجا چيزي بگويد، ديگري از جاي ديگر. ابداً. در اسلام اينطور نيست. اسلام مي‌گويد حرف مال يک نفر است: حجت خدا و ولي خدا و در عصر غيبت کبري فقيه جامع الشرايط. اين ضابطه‌اي است که تعيين کرده‌اند.اين مي‌شود ملاک وحدت. اين انسجام مي‌شود. اين جامعه قدرتمند مي‌شود. من از برادر بزرگوار و عزيزمان آقاي سردار سليماني تشکر مي‌کنم با آن نامه گرمي که به آقاي رئيس جمهور نوشتند. اين خيلي در انسجام ملت مؤثر است. دشمن مي‌ترسد. دشمن حساب مي‌کند کشور يک کاسه است و يک محور دارد. اين يک مسأله‌اي اساسي علمي، ديني، عقلي و نقلي است. هم نقل و هم عقل مي‌گويد که اسلام همواره يک سخنگو دارد. گيرم پيامبر اکرم(ص) سخن خدا را مي‌گويد. ائمه هدي از خانه وحي هستند وحي را مي‌گويد. فقيه جامع الشرايط هم آنچه از دين و مذهب و روايات و آيات قرآن استنباط مي‌کند همين را مي‌گويد. اين اساس و مسئله مهم است.

مطلب دوم که از آموزه‌هاي امام صادق(ع) است اينست که امام صادق در عصر خود برنامه‌ريزي کرد يعني کارها را به افراد واجد شرايط مي‌داد دست هر کسي نمي‌سپرد در زندگي آن حضرت مطرح است که امام ششم(ع) در بحث با کساني که بحث مي‌کردند، اشخاص مختلف را معين کرده بودند: براي بحث اعتقادي اين آدم، براي بحث حديثي اين آدم، بحث اخلاقي اين آدم، بحث فلسفي اين آدم.

بنابراين آن چيز دومي که مي‌فهميم برنامه‌ريزي است. برنامه ريزي البته در عصر امام صادق اقتصادي هم بود، ولي آن زمان نوعاً افکار فرهنگي بود. ولي در عصر ما اقتصادي است. برنامه ريزي اقتصادي.

       بنده در اينجا باز حديثي از امام ششم نقل مي‌کنم: امام صادق فرزندي به نام اسماعيل دارد که اکنون هم خيلي طرفدار دارد به نام مذهب اسماعيليه. اسماعيل فرزند اول امام صادق بود. مورد علاقه امام صادق هم بود. ولي جواني زيرک نبود. آمد خدمت پدر و گفت پدر يکي از دوستان من مي‌خواهد به يمن برود. من پولي دارم مي‌خواهم به او بدهم تا برود يمن براي من چيزي از يمن بخرد. امام صادق(ع) فرمود او را مي‌شناسي. خلاصه مطلب اينست اسماعيل گفت مردم مي‌گويند آدم خوبي است. فرمود مردم بگويند آدم خوبي است. اين وظيفه است. تعبير بنده است که مسلمانان بايد نسبت به هم بگويند انشاءالله آدم خوبي است. ولي اگر امانت خواستي بدي بايد کسي باشد که مطمئن باشد. امام صادق به حج مشرف شدند و اسماعيل هم پول را به ان آدم داد و رفت. آن آدم رفت يمن و پولها را صرف عياشي کرد برگشت و چيزي هم نياورد. اسماعيل خدمت پدر رفت و گفت اين شد. حضرت فرمود من به تو گفتم که اعتماد نکن. بعد اين آيه قرآن کريم را امام صادق فرمود: و لا تؤتؤا السفهاء اموالکم؛ به سفيهان مال ندهيد. به آدمهايي بدهيد مراقب و مواظب. اميرالمؤمنين در نهج البلاغه بياني دارند يک جمله‌ آن اينست:  «و لا تُوَکِل بها الا ناصحاً مشفقاً و اميناً حفيظاً؛ چهار شرط ذکر مي‌کند حضرت مي‌فرمايد اگر مال دست کسي مي‌دهيد، اگر مسئول مالش مي‌کنيد، اولاً او بايد شفيق باشد، شفقت يعني ترس. ترس از خوف است؛ يعني کسي که در دلش خوف است، مي‌ترسد که مبادا اين مال از بين برود. مي‌ترسد اين مال چنين و چنان شود. بايد کسي باشد دلسوز براي مال مردم. 2ـ بايد کسي ناصح باشد يعني خيرخواه. 3ـ امين. 4ـ حافظ مال.در اينجا اين جمله را به همه عزيزان عرض کنم. نکته اول اينست که کسانيکه در اين روزها فساد کردند قبلاً هم مي‌کردند حالا اوجش متأسفانه اخيراً شده اين فساد مالي را بايد با آن دو برخورد کرد.

برخورد اول اينست که با خطاکاران بايد با شدت برخورد کرد. اين مسأله‌اي که عرض مي‌کنم بيان صريح قرآن است: کساني که در زمين فساد مي‌کنند «ويسعون في الارض فسادا»؛ مفسد في الارض هستند با اينها بايد برخورد شرعي و قانوني کرد تا اين برخوردها محکم نباشد، دشمن نخواهد ترسيد. دشمن در خارج چشمش به همين اراذل و اوباش باز است. اين برخورد اول است که برخورد محکم و جدي بايد قوه محترم قضائيه، رياست محترم قوه قضائيه و مجلس شوراي اسلامي و دولت همه توجه کنند که برنامه ريزي در اين مورد بايد يک برنامه ريزي تهاجمي باشد. ما الآن در جنگيم نه در جنگ نظامي. جنگ سرد و جنگ اقتصادي. دفاع هم نمي‌کنيم. هجوم بر ما آورده‌اند. ما بايد تهاجم داشته باشيم. نه صبر کنيم وقتي آمدند فوري کلاهمان را سر گيريم. ما هم بايد تهاجمي عمل کنيم. کشور نياز به برنامه ريزي تهاجمي دارد.  اين يک مطلب است.

مطلب دوم اينست که نقدينگي در دست مردم زياد است. اکثراً در رسانه‌ها و سايتها حدود نقدينگي را خوانده‌اند که چقدر است. اين نقدينگي را بايد هدايت کرد. هدايت به توليد کرد. راه توليد را باز کرد. راه اينکه چگونه مردم کاسبي کنند را بايد باز کرد. اين وظيفه‌اي هست هم براي قانونگذار و هم دولت که اين ثروت همينطور ول نباشد در مملکت که فکر کنند با اين پول بايد فلان چيز و فلان چيز را بخرند. اين را براي توليد استفاده کنند. توليد هم پولي دارد حلال. هم بايد به صاحب پول برسد و هم اشتغال‌زا است. مردم بايد به اين مطلب توجه کنند و توجه به اقتصاد داشته باشند.  همانطور که در قرآن کريم فرمود قياماً للناس. ما پول را قوام مردم قرار داده‌ايم. ملتي اگر بخواهند ايستاده باشند، بايد اقتصادشان درست شود. امام ششم فرمود وظيفه دولت سه چيز است: الامن، و العدل و الخصب. 1ـ امنيت کشور. 2ـ عدالت در کشور. 3ـ خصب يعني فراواني نعمت و فراواني معيشت مردم. اين وظيفه است. بايد برنامه ريزي کرد. آدمهاي قوي، دلسوز، با مشورتهاي فراوان. تهاجم است. جنگ است. دشمن دارد از هر طرف عليه ما فعاليت مي‌کند. اين وظيفه ماست در اين جهت که عرض مي‌کنم. از آموزه‌هاي امام ششم است که بايد جامعه چنين باشد. آن وضعش باشد، «وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّه وَلَا يُنْفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللَّه»؛ آنهايي که پول جمع مي‌کنند، طلا جمع مي‌کنند، ارز جمع مي‌کنند، «فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيم»؛ هم در دنيا و هم در آخرت به عذاب مي‌رسند.

جمله آخرم هم درباره اقتصاد اينست که اگر امام صادق(ع) الآن بودند، چنين دولتي داشتند همانطوريکه رهبر عزيزمان فرمودند کالاي ايراني، توجه به توليد، توجه به کالاي ايراني. چطور مي‌شود که وقتي شما در تلويزيون نگاه مي‌کنيد مي‌بينيد فوتباليستهاي ما برنده شدند و خوب بازي کردند، مي‌ريزيد در خيابان و شادي مي‌کنيد. چطور است که وقتي در اتاقتان نشستيد مي‌بينيد ايران برد، شاديد؛ ولي وقتي مي‌بينيد اين کشور و آن کشور برده و باخته براي شما اهميت ندارد. اين حب الوطن من الايمان است. آنهايي که جنس خارجي را مي‌آورند، من به آنها مي‌خواهم بگويم شما حس ايراني نداريد؟ حس وطن نداريد؟ وجدان نداريد؟ فطرت نداريد؟ تا کي  پول جمع کردن؟! اين پولها تمام آتش خواهد شد در جهنم بر روي شما.  

  البته به توليدکنندگان هم عرض مي‌کنم سعي کنند توليد خوب داشته باشيم. به خريد جنس ايراني و فروش جنس ايراني افتخار کنيد. تو که در آن نقطه نشسته‌اي و کار مي‌کني نگو همه جنسهاي من خارجي است جنس ايراني بيار. آدم اين غصه را در اين کشور چه کند که مي‌شنود در مراکز بزرگ خريد آب ميوه خارجي مي‌آورند. چقدر ما نسبت به کشورمان بي‌فطرتيم. چقدر ما نسبت به مملکتمان بي‌وجدانيم. اينکه عرض مي‌کنيم بي‌فطرتيم براي اينست که چرا ما خوشحال مي‌شويم که فوتباليستهاي عزيز ما برنده مي‌شوند. اين فطرت و وجدان است. فطرت و وجدان است که خوشحال مي‌شود.

در اندرون من خسته دل ندانم کيست

که من خموشم و او در فغان و در غوغاست

اين فطرت است که مي‌گويد ايراني. عزيز من تو که قاچاق مي‌آوري پا روي فطرتت گذاشته‌اي. تو که مي‌روي جنسي که ايران دارد خارجي‌اش را مي‌آوري پا روي فطرتت گذاشته‌اي. اينکار را نکنيد. کشور را اينطور نکنيد. ملتي که اينقدر عزيز و بزرگ هستند. اما به ملت عزيزمان بشارت مي‌دهم قرآن کريم در سوره مبارکه الم نشرح مي‌فرمايد: «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا» اي پيامبر اينقدر اظهار خستگي نکن. با سختي آساني است و آنوقت باالف و لام تعريف سختي آمده «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا» همين مشکلي هست که مي‌بينيد. ولي «يسرا» را با نکره مي‌آورد يعني آساني است. درهايش باز است. خداي متعال راهها را باز مي‌کند. باز مي‌فرمايد « إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا »؛ تاکيد مي‌کند که با مشکلات آساني است. فَإِذَا فَرَغْتَ فَانْصَبْ؛ اي پيامبر! ما آساني را پشت مشکل مي‌آوريم. تو سجده کن. عبادت کن. وقتي از کاري فارغ شدي به کار ديگر بپرداز. بي‌حوصله نشو. نااميد نشو. فعاليت پشت فعاليت. تجاري، اقتصادي. فعاليت کنيد. نااميد نشويد. «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا؛ إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا؛ فَإِذَا فَرَغْتَ فَانْصَبْ؛ وَإِلَى رَبِّكَ فَارْغَبْ»؛ برو به سوي خدا و براي خدا کار کن. خدا يار است. خدا کمک است. بدون شک کشور ايران از اين گردونه‌هايي که دشمن درست مي‌کند به سلامت عبور خواهد کرد. همانطوريکه تا چهل سال اين مشکلات هست به فضل خدا و به عنايت امام زمان ارواحنا له الفداء آسان عبور کرده است.

 


Rss Services Print  - (1 Body)  Visitor Count: 48
Add Comments
Name:
Email:  
User Comments:
کد امنیتی: تصویر امنیتیتغییر عکس