شاخه بندی اخبار


خطبه‌هاي نماز جمعه تهران در مورخ 4 خرداد 97

خطبه‌هاي نماز جمعه تهران در مورخ 4 خرداد 97

Date:1397/4/1

.


خطبه‌هاي نماز جمعه 4 خرداد 1397 به امامت آيت الله امامي کاشاني

خطبه اول:

در قرآن کريم آيات متعددي درباره روزه و ماه رمضان مي‌باشد از جمله آيه شريفه 184 سوره بقره است. «أَيَّامًا مَعْدُودَاتٍ  فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ  وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ فَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْرًا فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ وَأَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ»

در اين آيه کريمه چند نکته است. «أَيَّامًا مَعْدُودَات»؛ ماه مبارک و صيام و روزه روزهاي مشخصي است. البته اين تفسير «أَيَّامًا مَعْدُودَات»  است. ولي شايد در کنارش بشود گفت چيزي است گذرا. خيلي شما آن را زحمت و مشکل ندانيد.

 در عين حال مطلب دوم اينست که اگر کسي بيمار بود و روزه برايش ضرر داشت يا در سفر بود در زمان ديگري روزه بگيرد.

3ـ «وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ»؛ آنان که روزه برايشان سخت و مشکل است مثال مي‌زنم مثل شيخ و شيخه پيرمرد و پيرزن که در سن بالا هستند و روزه برايشان سخت است. «وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِين»؛ مفسرين در اينجا در دو صف شده‌اند واقعاً بايد عرض کنم دو صف در برابر هم. يک صف اينست که «وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ»؛ آنان که طاقت دارند روزه بگيرند، ولي چون پيرمرد و پيرزن هستند استثناء است. فديه بدهند، طعام به فقير بدهند، فديه يعني براي هر روز يک چهارک نان به فقير يا دو چهارک يا نيم من (3 کيلو) که اختلاف احاديث ماست. اينجا مي‌فرمايد اگر اضافه شد يا اگر اضافه نشد مشکلي نيست.

«وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَه»؛ آنان که طاقت دارند يا روزه برايشان طاقت‌فرسا است اين دو حرف است. بعضي گفته‌اند  آنان که طاقت دارند مثل همان پيرها که روزه برايشان سخت است، فديه بدهند. بعضي گفته‌اند نه «وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ»  يعني روزه برايشان طاقت فرساست. اين نقطه مقابل آنست يعني سخت است، زحمت دارد با اينکه زحمت دارد: «فَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْرًا فَهُوَ خَيْرٌ لَه»؛ اين برايش بهتر است. ولي در عين حال اين نکته هم هست که نکته سوم است و آن اينست که در اين روزه ناله نکنيم. به اصطلاح بنده در اين روزه ناله نکنيم  نگوييم چقدر گرم است چقدر روزه، خوب شد تمام شد، کي روز عيد است.

در روزه تطوع باشد. يعني با علاقه و عشق باشد. فَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْرًا فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ . چون «وَأَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ » چون روزه اصلاً خوب است.

اين ترجمه آيه شريفه است. و اما نکته مهم اينست که چرا اينقدر روي روزه تکيه شده است؟ بنده يک حديث نقل مي‌کنم که اين حديث در کافي و هم در محاسن برقي است. در محاسن برقي هم حديث صحيح است. در سند است. آن حديث اينست که بنده از محاسن مي‌خوانم. سند صحيح است. از امام باقر است. «قال علي اخبرک بالاسلام و فرعه و ضربته و صنامه»؛ امام به راوي مي‌فرمايد آن راوي هم سليمان بن خالد است. مي‌خواهي  به تو بگويم اصل اسلام چيست؟ فرع اسلام و شاخه‌هاي اسلام چيست. گفتم جعلت فداک بفرمائيد. فرمود: اما اصله الصلاه؛ اصل اسلام نماز است. و فرعه الزکوه؛ فرعش زکات است. و ضربته و صنامه الجهاد؛ و آن چيزي که نقطه اوجش است، جهاد در راه خدا است. بعد مي‌فرمايد: و اما اخبرک بابواب الخير. اينها همه خير و خوب است، ولي آن چيزي که اساس است الصوم الجنه است. اين در تعبير محاسن برقي است. البته در کنار صوم، صدقه و تهجد و نماز شب هم هست. ولي در حديث کافي فقط روزه است. مي‌فرمايد: علي اخبرک  بانواع الخير؛ مي‌خواهي تو را به انواع خيرها خبر بدهم. عرض مي‌کند بفرمائيد. مي‌فرمايد ان الصوم جنه ، صوم سپري براي جهنم براي صاحب آن است. اين يک حديث است. حديث ديگر مي‌فرمايد که تمام عبادات براي انسان است که انسان عبادت مي‌کند ولي يک عبادت براي من است. «الصوم لي»؛ عبادت براي من است. «و انا اجزي به يا انا اُجزي به»؛ تمام اين تعابير شده است يعني من خودم جزا مي‌دهم. يا من خودم جزاي او هستم. نکته اينجاست که عبادات همه براي خداست و خدا همه را پاداش مي‌دهد. وليکن در اين حديث روي صوم تکيه کرده است. روي علتش خيلي بحث کرده‌اند. شايد به دو اصل برگردد. اصل اول اينست که روزه را کسي نمي‌فهمد. نماز را مي‌بينند مي‌گويند آفرين. جهاد را مي‌بينند مي‌گويند آفرين. زکات را مي‌بينند مي‌گوينند خدا به تو برکت دهد. ولي روزه نخوردن و نياشاميدن را کسي نمي‌بيند. چيزهاي ديگري که انسان نمي‌خورد و استفاده نمي‌کند با اينکه در غير ماه رمضان مباح است استفاده نمي‌کند. همه براي خداست. پس در اينجا قرب به حق اوج مي‌گيرد. اينجا قرب به حق حب به خداست. حب هيچ نيست. کسي آفرين نمي‌گويد. طيب الله نمي‌گويد. ما را خوشحال کردي نمي‌گويند. در تمام عبادات و کارهاي نيک چون کسي نمي‌داند فقط خدا مي‌داند و لذا خلوص در آنجا زياد است. حب به خدا تنها نقطه مرکزي است. اين يک مطلب است.

مطلب دوم استقامت در برابر گناه است. وقتي انسان در مباحات استقامت کرد و مباح را  در يک  ماه انجام نداد اين برايش تمرين شده است که گناه را در غير آن ماه انجام ندهد. اينکه انسان خود را از گناه مهار کند، خويشتن‌دار باشد، صبور باشد، استقامت کند، دعوتهاي باطل را نپذيرد، دعوتها گناه را عقب بزند اگر چنين شد اين بسيار بالاست. و لذاست که به اين دليل قرآن کريم تعبير به خير کرده است. در همين آيه 184 سوره بقره مي‌فرمايد: «وَأَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ ? إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُون»؛ قرآن براي روزه يک معيار و ملاکي قرار مي‌دهد. مي‌فرمايد خير. خير چيست. شيخ الرئيس در شفاء خير را معنا مي‌کند. مي‌گويد خير آن چيزي است که مکمل وجود انسان است و صفات و افعال و کارهايي که از همان صادر مي‌شود. بنابراين معناي روزه اينست که خير است و خير اينست که از اين زيباييها صادر شود. کارهاي خوب باشد. حب به خدا خدا را انسان دوست داشته باشد. عزيز من شما جوان شما که انشاء الله روزه مي‌گيريد شما که روزه مي‌گيريد حب به خداست. يعني دوستي به خدا؟ اگر دوستي خداست بايد از غضب خدا دور باشيد. بايد از غضب خدا پروا کنيد. کجا از همه جا بدتر است. کجا خداوند از همه جا بيشتر غضب مي‌کند؟پيامبر اکرم(ص) فرموده‌اند: «ما احب الله مباح کالنکاح و ما ابغض لله مباحاً کاطلاق»؛ خداي متعال از مباحي به ازدواج خيلي خوشحال مي‌شود. خوشحال مي‌شود عاميانه است؛ يعني خداوند ازدواج را دوست دارد ولي خداوند براي طلاق غضب مي‌کند. غضب خدا در طلاق غضبي بالاست. اينقدر طلاق ندهيد. اينقدر از هم جدا نشويد. با بهانه‌هايي که مرد بر زن مي‌گيرد و يا زن بر مرد  مي‌گيرد. خودتان را مبغوض به درگاه خدا نکنيد. اين غضبها آثار وضعي هم دارد. آثار وضعي به خود انسان و فرزندان انسان و ذريه انسان دارد. از اين غضب بپرهيزيد. اين طلاق فقط در جايي است که واقعاً انسان نتواند  زندگي کند يا خلاف شرعي است که اسلام در اينجا مي‌گويد مانعي ندارد. البته نکاح و طلاق مباح است ولي طلاق مباحي است که خدا غضب مي‌کند و يا خدا نکاح را دوست دارد.  خواستم اين را به عنوان مثال عرض کنم. خواستم بگويم آنچه خدا دوست دارد به آن عشق بورزيم و آنچه دوست ندارد به آن غضب کنيم. حقوق مردم. رعايت حقوق ديگران و رعايت زندگي همسر، پدر و مادر، ارحام، بستگان و فروشندگان و خريدار.  برويد به دنبال حب به خدا. اگر کسي خدا را دوست داشت که همينطور کالا را گران نمي‌کند. براي آنکه دلار در کجا چند شد، شي داخلي را گران نمي‌کند. اگر حقوق مردم را رعايت کند، حق خدا شامل حال انسان مي‌شود و خدا انسان را دوست دارد. روزه هم براي اينست که انسان خدا را دوست داشته باشد. اصلاً اساس روزه دوست داشتن است. اثر روزه استقامت  و مبارزه در برابر باطلهاست. در برابر دنيا است و فحش دادن، تهمت زدن، دروغ گفتن، آن وضع پوششها، آن وضع روابط مرد و زنها. کشوري که کشوري اسلامي است و روزه بحمدلله سايه‌اش را بر سر کشور انداخته است بايد حقوق رعايت شود. «وَأَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ»؛ خير بر همين است. حافظ در همينجا يک غزلي دارد. مي‌گويد:

ماه شعبان قدح است دست مده

کين خورشيد از نظر تا شب عيد رمضان خواهد شد

چون در روايات ماست که پيامبر اکرم(ص) ماه شعبان مرتب در روزه بود. پيامبر اکرم بسيار روزه مي‌گرفتند.  بطوريکه ما اصلاً خيال مي‌کرديم  پيامبر اکرم ماه شعبان را با ماه مبارک رمضان يکي حساب کرده است که اينطور روزه مي‌گيرد. در دعاي صلوات ماه شعبان اينست که مي‌گويد تو قدح را از دست مده. قدح يعني آن جامي که انسان از آن مي‌نوشد و با نوشيدن آن با معنا مي‌شود. آن را از دست مده که ماه شعبان و ماه رمضان چنين است. انسان بايد به آن عزت دهد.

گل عزيز است غنيمت شمريدش صحبت

که به باغ آمد از اين راه و از آن خواهد شد

حافظ از بهر تو آمد سوي اقلبيم وجود

(خطاب به عبادت و حب خداست). 

حافظ از بهر تو آمد سوي اقليم وجود

قدمي نه به وداعش که روان خواهد شد

اين عظمت ماه است. حالا بعضيها هم بي‌سليقه بودند اين شعر حافظ را طور ديگري معنا کرده‌اند. اسمشان را هم شاعر گذاشته‌اند، ولي سواد شعر فهميدن را نداشتند. اينجا حافظ به يک عرفان بالايي اشاره دارد و ماه مبارک رمضان ماهي است که در پس آن اسماء جلال و جمال خدا و صفات الهي و توجه به رضاي پروردگار است. وارد ظهر شديم. خودم و عزيزان را به تقوا توصيه مي‌کنم.

 

خطبه دوم:

خودم و همه عزيزان را به ورع و تقوا توصيه مي‌کنم. رهبر معظم انقلاب دام ظله فرمان و بياني با مسئولان کشور داشتند که از طريق صدا و سيما همه شنيده‌ايم. بنده در اين خطبه به فضل و قوه خداوند متعال به چند نکته از نکاتي که آقا فرمودند اشاره کنم و بستر تمام فرمايشات ايشان را چند آيه قرآن انتخاب کرده‌ام که اين آيات را تلاوت مي‌کنم و چند نکته را هم عرض مي‌کنم.

آيات شريفه سوره مبارکه آل عمران از 118 تا 120 است

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِنْ دُونِكُمْ»؛ بطانه يعني آنهايي که به شما مربوط باشند با شما دوست باشند و ارتباط با شما داشته باشند، غير خودتان نباشند. اين غير خودتان منحصر به کفار نيست. حتي مسلمانان منافق هم هست. آنهايي که با کفار هستند، همه دشمن هستند. اينطور نباشد که به کفار اعتماد کنيد و به آنان تکيه کنيد.

«لَا يَأْلُونَكُمْ خَبَالًا»؛ اين بيگانگان و دشمنان مي‌خواهند امت اسلام خبال باشند. خبال را در لغت فساد و فاسد معنا مي‌کنند. راغب اصفهاني وقتي اين خبال را بيان مي‌کند، مي‌گويد: «خبال الفساد الذي يلحق الحيوان و فيورثه اضطراباً کالجنود و المرض»؛ خبال يعني بيماري که سراغ انسان و حيوان مي‌آيد و اصلاً نمي‌تواند  ديگر خودش را ضبط کند. در حال اضطراب است يا سراغ انسان مي‌آيد و ديگر نمي‌تواند خودش را نگهدارد. فکر نمي‌تواند بکند. شبيه جنود است. يعني مي‌خواهند شما آدمهايي باشيد خبال؛ يعني بدون غيرت، بدون توجه به عزت و استقلال، مي‌خواهد يک چنين کشوري باشيم. يک کشوري باشيم که جوانانش همه معتاد، عياش و بي‌درد باشند. دشمن مي‌خواهد امت اسلام چنين باشند. حالا چه کفار چه مسلمانان منافق مثل حاکمان سعودي و بعضي حکام ديگر. اين معناي خبال است.

بعد در ادامه آيه مي‌فرمايد: «وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ»؛ اينها دوست دارند شما هميشه دچار مشکل باشيد. در اقتصاد مشکل داشته باشيد. در امنيت مشکل داشته باشيد. گهگاهي هم از زبانشان کلماتي مي‌پرد و مي‌گويند که بغضاء و دشمني تا چه حال است. «قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ»

«وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَر»؛ ولي دلهايشان  در بغض و دشمني خيلي بالاتر از اينهاست.

قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ؛ ما وضع را مي‌گوييم. ما که خدا هستيم مي‌گوييم دشمن چنين است. دشمن را بشناسيد. آيات را بيان مي‌کنيم، راه زندگي را هم بيان مي‌کنيم. راه زندگي تکيه بر آنها نيست. راه زندگي تکيه بر خودتان است. راه زندگي تکيه بر داخل و ايمان است. تکيه بر جوانان درس خوانده و آزاد است. تکيه بر چنين جامعه‌اي است.

هَا أَنْتُمْ أُولَاءِ تُحِبُّونَهُمْ وَلَا يُحِبُّونَكُمْ وَتُؤْمِنُونَ بِالْكِتَابِ كُلِّهِ؛ «ها» در اينجا هشدار است. اي امت اسلام با اينکه بيگانه نسبت به شما چنين است، آيا اعتماد به آنها کردن درست است؟ آيا درست است حرف آنها را بپذيريد؟ آيا صحيح است. خدا به صورت هشدار مي‌فرمايد.  

وَإِذَا لَقُوكُمْ قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا عَضُّوا عَلَيْكُمُ الْأَنَامِلَ مِنَ الْغَيْظِ؛ آنها از شما عصباني هستند. غيظ دارند.

ديديد که آن آدم عصباني برجام را چطور گفت و پز داد و نشان داد به دنيا که ما چنين و چنان کرديم. اين غضب است. خداي متعال همينجا و به همين ترامپ و به وزير خارجه او و دشمنان اين خطاب را مي‌کند و مي‌گويد: «قُلْ مُوتُوا بِغَيْظِكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُور»؛ اي پيامبر به آنها بگو  بميريد با غيظي که داريد.  مرگ بر شما. مرگ بر شما.

آيه بعدش را هم عرض کنم. چند کلمه مي‌خواستم از فرمايشات آقا را توضيح دهم.

إِنْ تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ ؛ اگر خير  به شما برسد ناراحت مي‌شويد.  اگر يک ناراحتي براي کشور پيدا شود، خوشحال مي‌شوند. وَإِنْ تُصِبْكُمْ سَيِّئَةٌ يَفْرَحُوا بِهَا؛ و اگر خوبي باشد تکنولوژي و علم و جوانان رشيد باشد ناراحت مي‌شوند.

حالا تکليف چيست؟ خداوند به پيامبر اکرم چنين مي‌فرمايد: وَإِنْ تَصْبِرُوا؛ استقامت کنيد، به خودتان تکيه کنيد، به آنها تکيه نکنيد.  وَتَتَّقُوا لَا يَضُرُّكُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئًا؛ اصلاً نمي‌توانند به شما کاري کنند. به فرمايش امام و به فرمايش آقا غلط مي‌کنند بکنند. هيچ ضرري به شما نمي‌رسانند اگر شما بايستيد. روي امکاناتتان، روي ظرفيتهاي کشور بايستيد. ظرفيتهاي اقتصادي مثل معادن، مثل کشاورزي، دامداري، سرمايه‌گذاري و جوانان رشيد و آگاه در ابعاد مختلف بايستيد.  إِنَّ اللَّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ. اين سوره مبارکه آل عمران از 118 تا 120 است.

من به چند جمله از فرمايشات آقا به صورت فهرست‌وار اشاره مي‌کنم. اول اينکه آدم دشمن را بشناسد. دشمن چنين است و به او اعتماد نکند. از تجربه‌هاي گذشته درس بگيرد.

نکته دوم اينست که به جوانان و به کشور تکيه کنيم. در مسائل اقتصادي و امور مردم و معيشت اقتصادي و سرمايه‌گذاري و اشتغال و ازدواج. براي اينها راه  پيدا کنيم. راه هست. قرآن کريم مي‌فرمايد: لا يضرکم شيئا؛ اگر تصبروا و تتقوا؛ اگر استقامت کنيد و با تقوا باشيد.

در فرمايشاتشان آقا فرمودند تکيه بر اصل 44 . اصل 44 ميدان به بخش خصوصي در قانون اساسي مي‌دهد. حمايت از بخش خصوصي. حمايت از سرمايه‌گذاري. کارهايي که در بدنه دولت در وقتي که کسي مي‌خواهد سرمايه‌گذاري کند آن اشکال‌تراشيها برداشته شود. دولت چه قوه مجريه، چه مقننه، چه قضائيه، با اهتمام به اين کار، کار کنند. ان تصبروا و تتقوا؛ کار براي ملت بکنيم. ماه مبارک رمضان بايد به انسان قدرت بدهد. نه اينکه از اينطرف و از آن طرف اداره را زودتر تعطيل کنيم.  بايد کار بيشتر باشد. روزگار فکر است. روزگاري است که انسان بايد چشمانش را باز کند به دنيا. به کشور نگاه کند. کشوري که بحمدلله در اعتلا و عزت و تکنولوژي اينطور رشد کرده است. دشمن اينها را نمي‌تواند ببيند مي‌خواهد اينها را از بين ببرد. بحث اينست. بحث اين نيست که وزير خارجه بي‌عار مي‌گويد که چنين و چنان درباره ايران است. بعد تکيه بر بحث موشک نيست. بحث اسلام است. بحث اينست که مردم مي‌گويند دين. اينها از اسلام ناراحت هستند. اسلام استقلال دارد. اسلام عظمت مي‌دهد. جوانان را رشد مي‌دهد. آن اسلامي که در عربستان حاکمان سعودي دارند و يا در بعضي از کشورها نيست. مي‌خواهند اينچنين باشد. مي‌خواهند لَا يَأْلُونَكُمْ خَبَالًا؛ مي‌خواهند مسلط بر جامعه مسلمين باشند. حالا ايران آمد و موشکها را متوقف کرد و تمام سلاحها را کنار گذاشت. فقط دفاع را با سنگ گذاشت مثل اينکه در فلسطين است. مگر ول مي‌کنند؟ ابداً. چرا فلسطين را ول نمي‌کنند؟ مي‌گويند کشور ماست.

ولي چرا آمديد آن را غصب مي‌کنيد؟ پس بحث اسلام است. بحث فکر و عقل است. اينها را تجربه و اوضاع موجود نشان داده است. تاريخ هم همين مبحث را نشان مي‌دهد. مطلب پنجم را هم به اشاره عرض مي‌کنم.  اميد به آينده. اگر اينچنين تکيه شد اميد به آينده اگر باشد کشور سربلند مي‌شود. لا يضرکم شيئا؛ کشور سربلند مي‌شود. وقتي براي خدا انسان قيام کرد، اعلان کلمه الله شد، کشور سربلند مي‌شود. خدا انسان را ياري مي‌کند. آدم بزرگ مي‌شود. مثل اينکه تا الآن ياري کرده است. اين نصرت پروردگار و اميد است. اينکه در اسلام به اميد اهميت داده شده و نقطه مرکزي اميد را امام عادل و حجت وقت دانسته و حضرت صاحب الزمان دانسته و فرموده است انتظار فرج اهيمت داده است. رواياتي است که در بعضي از روايات انتظار فرج مهم است. يک جمله‌اي برکسون دارد که مي‌گويد اگر رهبر عدل بود، رهبر الهي بود، ولو حضور نداشت، ولي بدانيم هست او از ما خبر دارد همين مقدار ملت را متوجه به آن رحمت مي‌کند بدانند که او هست و او مي‌بيند و وقتي ديد از ما خوشحال مي‌شود. اين خوشحالي براي انسان رشد مي‌دهد. اين اعتقادي است که هم شيعه اماميه دارد و هم بسياري از علماي اهل سنت با شيعه اماميه در اين مسئله هماهنگ هستند که در اينکه حضرت مهدي عج فرزند امام عسکري(ع) است و حاضر است. بنابراين به قول برگسون اين خودش همين است که انسان شاد مي‌شود و مي‌بيند که رهبر الهي انسان را مي‌بيند. به اين عقيده اهتمام کرده‌اند. اين همه روايات در انتظار فرج داريم. اميد به آينده و اميد به کشور و اميد به ظرفيتها و  قدرتهاست و آنچه منافع اين کشور است. با صبر و استقامت و با انسجام و وحدت کلمه. اين جمله آخر منست. تمام اختلافات را کنار  بگذاريم. براي خدا. صوم بهترين است. روزه انسان را خداپرست مي‌کند. حب به خدا که زياد شد، ديگر حب به توهين و اهانت کردن ديگر نيست. حب تفرقه ديگر نيست. اين حبها را همه کنار مي‌گذارند. حب به نظام و ملت همه با هم براساس يک اصل که آن اصل ولايت فقيه است.  خودم و عزيزان را به ورع و تقوا توصيه مي‌کنم.    

 

 

  

 


Rss Services Print  - (1 Body)  Visitor Count: 41
Add Comments
Name:
Email:  
User Comments:
کد امنیتی: تصویر امنیتیتغییر عکس