شاخه بندی اخبار


خطبه‌هاي نمازجمعه 24 فروردين 97

خطبه‌هاي نمازجمعه 24 فروردين 97

Date:1397/2/1

.


خطبه اول:

قال الله العظيم في کتابه الکريم: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِي خَلَقَ?1?[1] خَلَقَ الإنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ ?2? اقْرَأْ وَرَبُّکَ الأکْرَمُ ?3? الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ ?4? عَلَّمَ الإنْسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ ?5?

امشب شب مبعث پيامبر اکرم(ص) است. رسول اکرم در غار حراء بودند که غار حراء کوهي بود که مشرف بر مکه مکرمه و خانه خدا بود و خانه خدا از همان غار پيدا بود و غار حراء محل عبادت براي بعضي از اجداد پيامبر اکرم(ص) بود و در مثل ديشب که جبرئيل امين نازل شد و اين آيات را بر پيامبر اکرم نازل کرد و بعد آيات ديگري که باز در همين سوره است و مجموعاً به نام سوره علق خوانده مي‌شود. اين آيات کريمه يک بحث بسيار مهم و اساسي در آن نهفته است. البته مباحثي که در اين سوره مبارکه مطرح است، بسيار است؛ ولي بنده به يک بحث آن به حول و قوه خداي متعال خواهم پرداخت و آن اينست که آيات مبارکه را ترجمه کنم و بعد آن نکته‌اي که مي‌خواهم عرض کنم تقديم کنم:

بسم الله الرحمن الرحيم؛ اقرأ باسم ربک الذي خلق؛ اي پيامبر بخوان به اسم رب يعني وصل شو به رب و مقام ربوبيت. مقام ربوبيت يعني مقام پرورش. مقام ربوبيت با مقام خالقيت فرق دارد. خالق يعني آفريد. رب يعني بزرگ کرد. رشد داد و به نقطه کمال رساند. اقرأ باسم ربک الذي خلق. آن نقطه زيرين که آغاز بود، چه بود؟ خلق الانسان من علق. از خون بسته شده حالا چه بيانهايي در ذيل علق است بماند که اين آغاز بوده است. اقرأ و ربک الاکرم؛ بخوان يعني وصل شو به خدايي که اکرم است و تمام کرامتها و ارزشها آنجاست چون اوست که داراي اسماء الحسني است. الذي علم بالقلم؛ خدايي که تعليم مي‌کند به قلم و کتابت و نوشتن. علم الانسان ما لم يعلم؛ در اينجا خداي متعال هم به علم اشاره دارد که نقطه کمال آدمي است و هم به تعليم، به کتابت و نشر علم اشاره کرده است.. بنابراين ربوبيت در اينجا خلاصه مي‌شود از اينکه از علق سير انسان در رحم مادر آغاز مي‌شود و همينطور ولادت، کودکي، نوجواني و جواني و درس خواندن و علم و بيان کردن و نوشتن و دنيا را متوجه به علم و خرد و عقل و ارزشهاي انساني نمودن است. بنابراين اين نقطه تکامل است. در اينجا يک جمله‌اي را هم از دعاي امشب عرض کنم. امشب که شب مبعث است، يکي از دعاها اينست که: «اللهم اني اسئلک بالتجلي الاعظم»؛ خدايا تو را به بالاترين تجلي‌ات قسم مي‌دهم، به بالاترين تجلي‌ها و ظهورها قسم مي‌دهم. تجلي خدا در خلقت آغاز بود يک جلوه‌اي کرد خدا و يک تجلي داشت يعني همه اسماء الحسني ظهور پيدا کرد: عليم و حکيم و رئوف و عطوف و خبير و بصير تا منتقم و تمام اسماء جمال و جلال خدا همه ظهور کرد. ولي اين اسماء جمال و جلال چون خورشيدي بود که هر کس در هر کجا که استعداد داشت، از نور گرفت. يکي وسعت کمي بود در يک اتاقي؛ از پنجره نور خورشيد را گرفت. يکي در صحرا بود؛ بيشتر گرفت. البته از همه بيشتر انبياء گرفتند. از آدم ابوالبشر اين تجلي را گرفت ولي آن تجلي که تمام اسماء الحسني در آن صددرصد و کامل ظهور کرد و جلوه کرد و کمبود نبود تجلي شخص پيامبر اکرم(ص) در امشب بود. اين تجلي چه مي‌کند؟ اين تجلي همين است که جهان را رشد مي‌دهد. همين بيان قرآن کريم علم الانسان ما لم يعلم در همين وادي است يعني همين جلوه و تجلي خداست. قرآن کريم و شخص پيامبر اکرم که مي‌آيد و نور مي‌دهد و عالم را روشن مي‌کند. اين تجلي است. اين تجلي در روز مبعث و شب بعثت بود که آغاز شد و ظهور کرد و اين تجلي مرتب انسانها را به سمت تکامل برد ولي گاهي در تکامل توقف شد گاهي عقب گرد شد. جامعه بشريت در فضايل، ارزشهاي آدمي و انسانيت به عقب گرد و قهقرا رفت، گاهي متوقف شد و گاهي به پيش رفت، ولي افتان و خيزان هي مي‌رود و مي‌رود تا روزي که تمام ارزشها را در آن روز بروز کند و آن روزي است که فرزند پيامبر اکرم وجود اقدس امام مهدي ارواحنا له الفداء ظهور کند. اين تجلي، تجلي کامل است. ولي تجلي‌هاي جزئي است که نشئه‌اي از آن تجلي کلي است يا رقيقه‌اي از آن حقيقت است و يا يک نمي از آن يم است و يا يک شعاعي از آن چراغ تجلي است. هر چه اسمش را بگذاريد. اين تجلي در سال 1357 بدست شخص امام خميني اعلي الله مقامه در جهان بشريت و اين دنيا خودش را نشان داد. اين تجلي مثل تجلي شخص پيامبر اکرم که در برابر آن تجلي ايستادند همينطور در برابر امام و در برابر انقلاب اسلامي ايستادند.

حالا به آيات شريفه سوره علق برگردم تا آنچه که عرض کردم هدفم هست آن را در اين آيات دنبال کنم. خوب رسيديم به آيات 5: علم الانسان ما لم يعلم؛ بعد مي‌فرمايد: کلا ان الانسان ليطغي؛ اين مقابله با آن تجلي است. تجلي مثل امشب را چه کسي مقابله کرد؟ ابوجهل. ابوجهل ابوالحکم بود ولي وقتي پيامبر چنين فرمود و نماز را شروع کرد آمد و به او گفت اي پسر برادرم تو حق نداري سجده کني و صورت به روي خاک بگذاري. اگر ديدم که اين کار را کردي گردن تو را خواهم زد. به اطرافيانش هم گفت اگر ديديد محمد(ص) آمد و صورتش را روي خاک گذاشت، به من بگوييد. تا اين را مي‌گفت گفتند آمد آمد پيامبر رسيد و پيامبر به سجده رفت. ابوجهل آمد پيامبر اکرم را بزند يکدفعه خودش به عقب افتاد و عقب عقب رفت. گفتند ابوالحکم چرا نزدي؟ گفت در برابرم خندقي ديدم و اصلاً يک گروههايي پرواز مي‌کردند و به من گفتند عقب برو و چنين و چنان مرا تهديد مي‌کردند. بهرحال اين در برابر پيامبر بود. يعني ابوجهل در برابر همان علم و همان کمال بود.

قرآن کريم در آيات مبارکه سوره علق به نقطه مقابل اشاره دارد:

کَلا إِنَّ الإنْسَانَ لَيَطْغَى?6? أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى?7? إِنَّ إِلَى رَبِّکَ الرُّجْعَى?8? أَرَأَيْتَ الَّذِي يَنْهَى?9?

از اينجا عرض کنم: کَلا إِنَّ الإنْسَانَ لَيَطْغَى?6?؛ چنين نيست که سير بشر و انسان بدون مانع باشد. انسان طغيان مي‌کند. أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى?7? اگر انسان خودش را بي نياز از خدا ديد، طغيانگر مي‌شود. إِنَّ إِلَى رَبِّکَ الرُّجْعَى?8? أَرَأَيْتَ الَّذِي يَنْهَى?9?؛ طغيانگر چه کسي بود؟ ابوجهل بود. ابوجهل به پيامبر چنين گفت که تو ادعاي خدا را مي‌کني؟ من بزرگ مکه‌ام. چون ابوجهل که ابوالحکم بود پولدارترين مردم مکه بود مي‌گفت در برابر من بايد خضوع کنيد.

أَرَأَيْتَ الَّذِي يَنْهَى?9? عَبْدًا إِذَا صَلَّى?10?؛ ديدي آن کسي که آمد و گفت چرا نماز مي‌خواني أَرَأَيْتَ إِنْ کَانَ عَلَى الْهُدَى?11?؛ ديدي آن کسي که بر هدايت بود و پيامبر بود أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوَى?12?؛ امر به تقوا مي‌کرد. أَرَأَيْتَ إِنْ کَذَّبَ وَتَوَلَّى?13?؛ ديدي آن کسي که تکذيب مي‌کرد و مقابله مي‌کرد. أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى?14?؛ آن کسي که با پيامبر مقابله مي‌کند نمي‌داند که خدا مي‌بيند. کَلا لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ لَنَسْفَعًا بِالنَّاصِيَةِ?15?؛ چنين نيست که آن کسي که مقابل موج اسلام و توحيد است، آن کسي که تجلي اعظم است و تمامي جهان را چون خورشيد روشن کرده اينچنين نيست که بتواند در برابر او بايستد. کَلا لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ لَنَسْفَعًا بِالنَّاصِيَةِ?15?؛ يعني ما آن ناصيه‌اش را مي‌گيريم. لنسفعا؛ نون تأکيد خفيفه است. لام هم که تأکيد است دو تأکيد است. يعني بدون ترديد با استحکام بيشتر موي جلوي سرش را مي‌گيريم و مي‌کِشيم. نَاصِيَةٍ کَاذِبَةٍ خَاطِئَةٍ?16?؛ آن پيشاني خطاکار، آن پيشاني گنهکار؛ آن پيشاني دروغ و کذب که با کذب در برابر پيامبر اکرم ايستادند.

يک حديث داريم که آن حديث در ذيل آيه شريفه زير است:

کَلا إِنَّ الإنْسَانَ لَيَطْغَى?6? أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى?7? اينچنين نيست که انسان به راه خودش سير کند بلکه گاهي منحرف مي‌شود لذا پيامبر اکرم فرمود اعوذ بک من فقر ينسي. اين حديث حديث مهمي است. مبادا خدايي نکرده در اين دو دسته باشيم. خدايا به تو پناه مي‌برم من فقر ينسي؛ از فقري که مرا به نسيان مي‌اندازد و از خدا دور شوم. پناه مي‌برم به تو از اينکه من فقير و ندار شدم به جاي توجه به تو از تو دور بشوم. به جاي دعاي بعد از نماز نمازم تعطيل شود. به جاي راز و نياز با تو تو را فراموش کنم. اعوذ بک من غني يغني؛ و پناه مي‌برم به تو از ثروتي که آن ثروت مرا از تو بي نياز کند. دو گروه خوب بايد توجه کنند: يکي کسي که ندارد و ديگري که دارد. آن کس که ندارد چنين نباشد که با نداشتن از خدا دور شود. با دعا کردن و مستجاب نشدن از خدا دور شود. بايد تضرع و راز و نياز داشت. در همين ماه رجب و امشب که شب 27 رجب است. گرفتاريها، گره‌ها با دعا و راز و نياز و با توسل باز مي‌شود. دور شدن از خدا چيزي را عوض نمي‌کند. آنچه انسان را به خدا نزديک مي‌کند همان ارزشها است که وسيله نجات است حالا يا زود يا دير. بهر حال خدايا از فقري به تو پناه مي‌برم که آن فقر مرا به فراموشي بيندازد و از ثروت و پولي که آن هم باعث شود تو را فراموش کنم.

نکته اينجاست: کَلا إِنَّ الإنْسَانَ لَيَطْغَى?6? أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى?7?؛ اين در مقابل تجلي است. بنده مي‌خواهم به حول و قوه خداي متعال در اين خطبه و در خطبه دوم ادامه اين را عرض کنم که دنياي ما الآن در چه شرايطي است؟ آيا اين سوره مبارکه تحقق پيدا کرده است يا تحقق پيدا نکرده است. مي‌خواهم عرض کنم که اگر بخواهيم ما اين سوره مبارکه را پياده کنيم و باز کنيم و مجسم کنيم؛ مجسم کردن آن اينست که انقلاب اسلامي از يکطرف و دشمنان انقلاب از طرف ديگر که اين دشمنان انقلاب از قديم بودند از همان قديم مخالف انقلاب هم بودند. از همان 300 سال پيش از سيصد و اندي سال قبل وهابيت شروع کرد عليه محتواي اسلام فعاليت کردن. و اين کاري که وهابيت در آن روزها شروع کرد بدست همان انگليسها بود. مستعمرات انگليس ده نفر را فرستاد در کشورهاي اسلامي براي تفرقه بين مسلمين و براي پوچ کردن و خالي کردن اسلام از محتوا. اين مستنداتش موجود است.

بعضي ها هم خيلي فعال بودند. رفتند زبان عربي و فارسي را ياد گرفتند. قرآن خواندن را هم ياد گرفتند و شروع به ايجاد تفرقه کردند. اين ايجاد تفرقه از 300 سال قبل شروع شد از هشتاد و چند سال پيش هم اين علناً دولتي بر اين امر تشکيل شد به نام دولت سعودي. دولت سعودي از همان که تشکيل شد بر همين مبنا و بر همين اساس بود که وهابيت را رشد دهد و ثروت عربستان هم پشتوانه مالي آن باشد. اين حقيقت از همان روز بود. خيليها مي‌دانستند وي مردم عادي خيلي خبر نداشتند. ولي کم کم روشنتر شد تا امروز که مثلث شوم واشنگتن تلاويو و رياض اينها با هم دارند اين راه را دنبال مي‌کنند.

 

خطبه دوم:

خودم و همه عزيزان را به ورع و تقوا و دوري از گناه دعوت و توصيه مي‌کنم. عرضم در خطبه اول اين بود که در برابر اين حرکت و تجلي اعظمي که شخص پيامبر اکرم بود از همان روزهاي اول دجالهايي بودند در روايات ماست که هر پيامبري در برابرش دجالي بود ولي دجال امام زمان از همه دجالها پرقدرت‌تر و بالاتر است. اين هم حديث است که اشاره کردم. مطلبي که مي‌خواهم در اينجا عرض کنم دو بحث است: يک بحثم در اينست که اين حرکتي که اين مثل شوم دارد در سوريه به يک شکل، در يمن به يک شکل. در لبنان، در عراق، در آفريقا و در نقاط ديگر و تربيت داعشها و اين جناياتي که مي‌کند و مرتب به نام خودش تبليغ مي‌کند و تروريست را به دوش ديگران مي‌اندازد همين مثلث خبيث هستند. حالا دو مطلب ديگر عرض کنم. از اين دو مطلب که شما ببينيد مطلب دستمان مي‌آيد چند سال پيش بنده کتابي را مطالعه مي‌کردم آن کتاب عبارت بود از دفاعيه يک نفر دانشجوي دکتري در عربستان سعودي در دانشگاه رياض نوشته بود. اين دفاعيه‌اش نمره بالا آورد و امتياز داشت و نمره بالايي هم گرفت و اين دفاعيه را به تمام کشورهاي اسلامي چاپ کردند حتي به کتابخانه‌ها هم فرستادند که به دست بنده هم رسيد. اسمش را عرض نمي‌کنم زيرا نمي‌خواهم اسم کثيفش را بياورم و ترويجي از کتاب باشد. بهرحال خلاصه مطلبش اين بود که قيام حسين بن علي(ع) در برابر يزيد بن معاويه قيامي حرام بود براي اينکه يزيد خليفه وقت بود و در برابر خليفه وقت بايد مطيع بود و لذا قيامش قيام جايز نبود. اين را چرا اينها مطرح کردند و آوردند؟ مي‌خواستند شهادت را از بين ببرند. مي‌خواستند در ايثار و فداکاري را ببندند. نه اينکه در دنيا شهادت استادش حسين(ع) است. نه اينکه الآن هرکس ايثاري مي‌کند و خوني ريخته مي‌شود اين خون در واقع خون سيد الشهدا(ع) است. همين شهداي ما، همين شهداي مدافع حرم در کشور ما اگر قطره خوني در زمين ريخت، چه در سوريه و چه در نقاط ديگر، اين قطره خون را اگر دنبالش را بگيريم به گودال قتلگاه و خون مقدس سيد الشهداء(ع) مي‌رسد.

اين اسلامي که داشتند پخش کنند و اين مطلب را بگويند مي‌خواهند اين اسوه و رهبري را از بين ببرند ولي به کوري چشم آنها نه اينکه حسين فراموش مي‌شود بلکه در دنيا هر روز بالاتر و بزرگتر است. الآن در دنيا نه تنها مسلمانان و شيعيان بلکه مسيحيت و هندو و بودا و همه و همه از روز عاشورا به عظمت ياد مي‌کنند و روز عاشورا برايشان داراي اهميت فوق العاده است. و لذا وجود امام حسين و خون مقدسش روز به روز در تجلي بيشتر است و اين مکتب ايثار و فداکاري که جلوي کارهاي اراذل و اوباش را مي‌گيرد، آن واشنگتن، آن تلاويو و آن رياض که بدست وليعهدي بي‌عقل و بي‌دين و با ساخت و ساز صهيونيست و آمريکا بود البته قبلاً هم چنين بود ولي الآن پرده برداشته شد اين جناياتي که کردند روز به روز مي‌بينند امام حسين(ع) عالي‌تر و برجسته‌تر مي‌شود. نکته دوم امام زمان ارواحنا له الفداء است  که اين خبيث عربستاني اخيراً نطقي پيش آن خبيث خود که همکار و هم پياله‌اش در واشنگتن است نطقي کرده است و گفته است ايران به نام مهدي و به نام صاحب الزمان مي‌خواهد جهان اسلام را بگيرد. من اصلاً تعجبم از اين آدمهاي جوان نااهل نيست بلکه تعجبم از روحانيت و علماي حجاز است. آخر علماي حجاز شما که اين همه حديث در کتابهايتان  داريد. حضرت مهدي(ع) شخصيتي است که قيام او در همه جا مطرح است. ما احاديث شريفه‌اي که درباره امام زمان از زبان اهل سنت و از کتب اهل سنت است و منابعش را هم آورده‌ام کتابهاي مهم اهل سنت است رواياتي در ابواب مختلف است مجموعاً 1476 حديث که اکثراً هم معتبر است و ما درباره منجي داريم. درباره مصلح داريم به عنوان حضرت مهدي وحضرت عيسي عليهماالسلام داريم به عنوان علائم ظهور و اينکه زمين بايد حجت داشته باشد در عناوين مختلف است. شما چرا به اين نادانان نمي‌گوييد که اين چه حرفي است که مي‌زند. به مسئله منجي همه اعتقاد دارند. بودا، هندو و مسيحيت هم معتقدند بله روزي خواهد آمد که جهان همه پر از عدل شود. رهبري آن زمان گلوي همه شما جنايتکاران را فشار خواهد داد. مرگ شما خواهد رسيد. مرگ خود شما به اين زودي خواهد رسيد. اين مسئله‌اي است که خواستم عرض کنم اينست که اين مثلث شوم يعني قدرت آمريکا از يکطرف، سياست صهيونيست از طرف ديگر و قدرت ديگر که قدرت عربستان است يک قدرت ايدئولوژي و يک قدرت پول. قدرت ايدئولوژي قدرت خالي کردن اسلام است از محتوا. خالي کردن اسلام است از شهادت و ايثار. خالي کردن اسلام است از حسين سيد الشهداء. خالي کردن  جهان اسلام است از شخص امام زمان ارواحنا له الفداء. اين کار ايدئولوژيکي است که آنها مرتب دارند انجام مي‌دهند. از طرف ديگر هم آن دلارها و پولهايي که دارند. حالا آن آيات شريفه سوره علق که: کلا ان الانسان ليطغي ان راه استغني؛ ابوجهل مي‌گفت من پول دارم و با پولهايش مي‌گفت من بزرگ مکه هستم. حالا بحث در شرايط امروز چنين شده است. بايد گفت پيامبر تجلي اعظم است. امام راحل اعلي الله مقامه يک نمود و رقيقه‌اي است از آن تجلي. و شخص رهبر معظم انقلاب دام ظله يک نمودي است از آن تجلي اعظم. وظيفه ماست وحدت کلمه در برابر اين طاغوتها و مثلث شوم. وحدت کلمه براي جهان اسلام و امت اسلام و همه مسلمانها. امروز وحدت کلمه است. امروز تمام شعارها براي محو قرآن است. براي محو مبعث و شخص پيامبر اکرم است. به تمام جهان اسلام عرض مي‌کنم و در کشور به خود تمام ملت ايران عرض مي‌کنم باز همين مسئله وحدت کلمه که در اين کشور نعمت ولايت فقيه وجود دارد بر همين محور وحدت کلمه است.

مطلب دوم را هم به عنوان خلاصه عرض مي‌کنم و آن نامي است که رهبر عزيزمان به عنوان حمايت از کالاي ايراني گذاشته‌اند. اين حمايت از کالاي ايراني و مسأله بازار عرض و پول حقيقتي است بر دوش همه ما عزيزان.

من يک سطر از نهج البلاغه را براي همه عزيزان عرض کنم. براي همه ملت، همه قوا، قواي مجريه، مقننه و قضائيه و همه کساني که مي‌خواهند کار کنند. من اين جمله اميرالمؤمنين را به مردم کوفه عرض مي‌کنم که اي مردم عراق! شما دشمن داريد. دشمن مي‌خواهد وارد عراق شود شما بايد چکار کنيد؟ فَانْظُرُوا كَيْفَ كَانُوا حَيْثُ كَانَتِ الْأَمْلَاءُ مُجْتَمِعَةً؛[2] ملتها وقتي همه يکي شدند، دسته‌ها يکي شدند. وَ الْأَهْوَاءُ مُؤْتَلِفَةً؛ نظرات همه با هم يکي شد. وَ الْقُلُوبُ مُعْتَدِلَةً؛ دلها همه در راه خدا بود. الْأَيْدِي مُتَرَادِفَةً؛ دستها همه در دست هم بود. وَ السُّيُوفُ مُتَنَاصِرَةً؛ شمشيرها همه در يک جهت بود. وَ الْبَصَائِرُ نَافِذَةً؛ ديدها همه درست بود، تحليلها درست بود؛ وَ الْعَزَائِمُ وَاحِدَةً؛ تصميمها يکي شد. يکي آن طرف تصميم نگرفت، يکي اين طرف تصميم نگرفت تمام دلها، قدرتها واحد بود دستها واحد بود تصميمها همه يکي بود همه با قدرت بودند آن فرمايش رهبر عزيزمان عملي مي‌شود که فرمودند حمايت از کالاي ايراني که ايجاد شغل و عزت است. مسئله اقتصاد است عزيزان آدم بايد به حال آن کساني که اقتصاد را متزلزل مي‌کنند گريه کند آدم بايد واقعاً بايد گريه کند که اينها چقدر بدبختند مملکتي که چنين گرفتار است بايد همه با هم باشيم تا بتوانيم از روي مينهايي که برايمان درست کرده‌اند سالم عبور کنيم و تصميم گيري کنيم. اگر چنين باشد انشاء الله هم شعار تحقق مي‌يابد و هم مشکل رفع مي‌شود و هم مسئله پول و ارز حل مي‌شود اين تصميم با قدرت و استقامت حل مي‌شود. خودم و عزيزان را به ورع و تقوا توصيه مي‌کنم.

پي نوشتها:


[1]. سوره علق.

[2]. نهج البلاغه، خطبه 191.

 


Rss Services Print  - (0 Body)  Visitor Count: 143
Add Comments
Name:
Email:  
User Comments:
کد امنیتی: تصویر امنیتیتغییر عکس