شاخه بندی اخبار


خطبه‌هاي نماز جمعه تهران در تاريخ 9 تيرماه سال 96 به امامت آيت الله امامي کاشاني

خطبه‌هاي نماز جمعه تهران در تاريخ 9 تيرماه سال 96 به امامت آيت الله امامي کاشاني

Date:1396/3/17

.


خطبه اول:

قال الله العظيم في کتابه الکريم: «الَّذِينَ صَبَرُواْ وَعَلي رَبِّهِمْ يَتَوَکَّلُونَ»[1]
بحثم پيرامون توکل بود. آيه مبارکه‌اي که تلاوت شد، در سوره نحل درباره مجاهدان خداست. آيات قبل هم درباره کساني است که در راه خدا هجرت و جهاد مي‌کنند و خداي متعال مي‌فرمايد به آنها مقام و عزّت در دنيا مي‌دهيم و البته در آخرت اجري برتر و بالاتر دارند. اينها کساني هستند که صبر کردند و بر خدا تکيه کردند.
مسئله توکل بحثي است که انسان اگر صبر هم داشته باشد، ممکن است در جاهايي بلغزد و لذا اگر توکل و توجه به خدا و اراده انسان در برابر خدا نباشد، انسان ممکن است بلغزد. آن چيزي که انسان فکر مي‌کند، نيست. من چنينم نه. همه از خداست و تکيه به خداست. صبر زيربنا است. صبر از دو اصل ريشه مي‌گيرد و از دو چشمه در اخلاق مي‌جوشد: 1ـ چشمه حکمت و چشمه شجاعت؛ چون علماي اخلاق گفته‌اند: براي اخلاق چهار چشمه است: 1ـ حکمت، 2ـ شجاعت، 3ـ عدالت و  4ـ عفت.
حکمت به معناي فهم است. الحکمه العقل؛ الحکمه العلم. حکمت علم است، بطوريکه آدمي از جهل در مسير راه مصون باشد. علم به جريانها و علم به آينده. چگونه بايد بود و عمل کرد. اين فهم و درک حقيقت حکمت است. صبر از حکمت ارتزاق مي‌کند و سيراب مي‌شود چون حقيقت را با صبر مي‌شود فهميد. با استقامت در راه خدا مي‌شود فهميد. استقامت در راه خدا، انسان را از وظيفه‌اش آگاه مي‌کند که در اين شرايط چه بايد کرد. اين برخاسته از حکمت است. گاهي انسان اين درک را دارد، ولي جوان است و مي‌ترسد. مي‌گويد مي‌فهمم، ولي عمل نمي‌کند. اينجاست که از چشمه ديگر به نام شجاعت مي‌نوشد. اينست که علماي اخلاق گفته‌اند صبر دو اصل دارد: 1ـ حکمت 2ـ شجاعت. اين حکمت و اين شجاعت اساس است، انساني که صبر دارد و تکيه بر صبر و آن شجاعت خود دارد، کار را پيش مي‌برد ولي گاهي اين انسان مي‌لنگد. يک چيزي رخ مي‌دهد و يک مسئله‌اي پيش مي‌آيد و مي‌بينيم در اينجا با غرور مواجه مي‌شود. اينجاست که مي‌فرمايد: «وَعَلي رَبِّهِمْ يَتَوَکَّلُون»
تکيه بر تقوا و دانش در طريقت کافريست[2]
کافري به معناي کافر بودن نيست، بلکه بدين معناست که به آن نعمت که بايد توجه کند، نمي‌کند.
راهرو گر صد هنر دارد توکل بايدش
چرا؟ چون با همه شجاعتها، فداکاريها، راز و نيازها، دعاها، سحرها و نيايشها گاهي انسان در بين راه مي‌لغزد.
بنابراين توکل به معناي اينست که همواره اراده انسان ذيل اراده خداست. و لذا در جهاد هم توکل است و همين استقامت و توکل در احاديث انتظار فرج آمده است. انتظار فرج يک ضلع ديگري است. يعني اگر جامعه‌اي بخواهد به رشد برسد، سه اصل است: صبر، توکل، انتظار.
نقش انتظار چيست؟ انتظار اميدآفرين است. انتظار انسانها را به آينده اميدوار مي‌کند. دل بهتر به خدا پيوند مي‌خورد. لذا انتظار دست صابر را مي‌گيرد. دست متوکل را مي‌گيرد و انسان را به نقطه نهايي که تحول جهاني و عدالت اجتماعي که به دست وجود اقدس امام زمان ارواحنا له الفداء است، مي‌برد.
در همين موضوع، حديثي با سند محکم درباره انتظار و توجه به آينده عرض مي‌کنم. محمد بن موسي بن متوکل عن علي بن ابراهيم عن ابيه عبدالسلام بن صالح الهروي عن ابالحسن علي بن موسي الرضا(ع) اين راويان موثق هستند و تمام اهل درايه اينها را تأييد کرده‌اند. امام هشتم(ع) از آباء خود از اميرالمؤمنين(ع) نقل کرده که رسول خدا(ص) فرمودند: «و الذي بعثني با الحق بشيراً ليغيبن القائم من ولدي بعهد معهود اليه مني حتي يقول اکثر الناس ما لله في آل محمد حاجه و يشک آخرون في ولادته فمن ادرک زمانه فليتمسک بدينه و لا يجعل للشيطان اليه سبيلا بشکة فيزيله عن ملتي و يخرجه من ديني «فقد اخرج ابويکم من الجنه»من قبل و ان الله عزوجل  جعل الشياطين اولياء للذين لا يؤمنون»
قسم به کسي که من را به حق بشارت‌دهنده مبعوث گردانيد، به تحقيق قائم از فرزندان من غائب مي‌گردد امام زمان که از فرزندان من است يک عهدي دارد که اين عهد را با او بسته‌ايم. او خواهد آمد اوضاع در غيبت آن حضرت چنان خواهد بود که اکثر مردم بگويند پس چه شد؟ چرا مهدي موعود نيامد؟ اين همه دنيا گرفتار است، گويا خدا جهان بشريت را از نظر دور داشته است. عده‌اي هم در ولادت او شک مي‌کنند. کسي که اين زمان غيبت را ديد، دينش را محکم بگيرد و نگذارد شيطان در او رخنه کند و شيطان او را گمراه کند.
در حديث ديگر از امام باقر(ع) است که مي‌فرمايند: «يا طُوبى لِلثّابِتينَ عَلى اَمْرِنا فى ذلِکَ الزَّمان»؛ خوشا به حال آنان که ثابت قدم و راسخ هستند.
در ادامه حديث ديگر آمده: «يأتي علي الناس زمان يغيب عنهم امامهم، فيا طوبي للثابتين علي أمرنا في ذلک الزمان، ان أدني ما يکون لهم من الثواب أن يناديهم الباري جل جلاله فيقول: «عبادي و امائي، آمنتم بسري، و صدقتم بغيبي، فابشروا بحسن الثواب مني، فأنتم عبادي و امائي حقاً، منکم أتقبل، و عنکم أعفو، و لکم أغفر، و بکم أسقي عبادي الغيث، و أدفع عنهم البلاء و لولاکم لأنزلت عليهم عذابي»[3]
روزگاري بر مردم خواهد رسيد که امامشان در غيبت است، پس خوشا به حال آنان که در آن روزگار بر ولايت ما ثابت قدم بوده و پايداري کنند، (و بدانند کمترين پاداش آنان اين است که خداوند جل جلاله خطاب به ايشان مي گويد: بندگان و کنيزان من، به سِرّ من ايمان آورديد، و غيب مرا تصديق نموديد، پس بشارتتان باد به پاداش نيکوي من، که شما به حق، بندگان و کنيزان من هستيد، (اعمالتان را) از شما مي‌پذيرم و از شما در گذرم، و به خاطر شما (بندگان گنهکارم را) مي بخشم و به خاطر شما باران رحمتم را بر بندگانم فرو مي فرستم، و بلا را از آنان دور مي سازم... .
اين  مژده و بشارت تحت عنوان توجه به امام عصر(عج)، مي‌تواند نکته مهمي در اين مسئله است و آن همين توکل به خدا است.
بنده فکر مي‌کنم آيه بعد همين زمينه را تأييد مي‌کند و فرصتي براي طرح آيه بعدي نيست. عرض کردم سه ضلع وجود دارد: ضلع صبر، ضلع توکل و ضلع توجه به امام زمان(عج) که اين سه ضلع را با توضيح ديگر اگر برايم عمر بود، انشاءالله در جمعه‌اي که نوبتم خواهد بود، عرض خواهم کرد. خودم و عزيزان را به ورع و تقوا توصيه مي‌کنم.

خطبه دوم:
قال الله العظيم في کتابه الکريم: «وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُواْ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ»[4]
در اين خطبه هم خودم و عزيزان را به ورع و تقوا توصيه مي‌کنم و انسان از خدا بخواهد که توفيق به عمل به قرآن و سنّت پيامبر(ص) پيدا کند.
چند نکته در خطبه دوم است. نکته اول پيروزي و موفقيتي است که بحمدالله نصيب ملت شريف عراق شد و آن پيروزي بر داعش و کساني است که به نام دين بدترين جنايت را بر روي زمين مي‌کنند و اين پيروزي و آزادي موصل و بخشي از سوريه را به تمام امّت اسلام و انسانهايي که در سراسر جهان از عدالت حمايت مي‌کنند و با ظلم در ستيزند تبريک عرض مي‌کنم و از خداي متعال مي‌خواهيم که خداوند انشاء الله ريشه اين گروه‌هاي تروريستي و حاميان جهاني آنان که آمريکا و اسرائيل و هزينه و پول آل سعود است، خداوند همه را بر خاک ذلّت بنشاند.
نکته ديگر در رابطه با هفتم تير، سالروز شهادت شهيد بزرگوار شهيد بهشتي که عالمي برجسته و شخصيتي قوي در فقه و اصول، پرتوان در حکمت و فلسفه جديد و کم نظير در مديريت و از برجسته‌هاي تاريخ اسلام بودند. سالگرد شهيد بهشتي(شهيد بزرگ و مظلوم) و هفتاد و دو نفر که از فرهيختگان و فداکاران و انسانهاي ارزشمند در قبل از انقلاب و بعد از انقلاب بودند را گرامي مي‌داريم و براي آنها و همه شهدا و امام شهدا طلب مغفرت و علوّ مقام داريم. البته به همين مناسبت هفته قوه قضائيه است که معاونت محترم اين قوه، مطالبي را در اين زمينه فرمودند. بنده جمله کوتاهي در اين زمينه عرض مي‌کنم و آن اينست که قوه قضائيه زحمات زيادي را مي‌کشند و ما بايد به اين نکته توجه کنيم. رياست اين قوه آيت الله لاريجاني و قضات شريفي که با ايشان همکاري دارند، داراي شخصيتي فقيه، باتقوا و پارسا هستند. لذا هم از ايشان و هم قضات خدوم کشور تشکر مي‌کنيم و برايشان آرزوي توفيق داريم.
يک جمله هم در اينجا به کسانيکه قاضي و يا وکيل دادگستري هستند، وليکن آن وظيفه خود را انجام نمي‌دهند، نصيحت مي‌کنم. گرچه قوه قضائيه با آنها برخورد شديد داشته است، ولي بنده در اينجا اين افراد را موعظه مي‌کنم. عرض مي‌کنم شما که الآن در اين مسند هستيد، وقتي از اين دنيا رفتيد، طوري عمل کنيد که بتوانيد جواب دهيد. نه اينکه وقتي از اين دنيا رفتيد، بلافاصله وارد جهنم شويد. مواظب باشيد. توبه کنيد. راه درست را برويد. راه آن قضات شريف را برويد.
نکته بعد تشکر و تقدير از سپاه پاسداران عزيز است که در مقابل آن کاري که داعش خبيث در کشور کرد، با آن با پرتاب موشک مقابله کردند و بجا و درست عمل کردند. الحمد الله رب العالمين.
اميدوارم داعش و حاميان آنها فهميده باشند که جمهوري اسلامي در برابر جنايات آنان هيچ اغماضي نمي‌کند و تروريست و حاميان آنها را پاسخي محکمتر از اينها مي‌دهد. اين درس ما را بفهمند و متوجه شوند. گرچه از خدا مي‌خواهيم ريشه همه آنها را که اين بلا را بر سر دنياي اسلام آوردند را بسوزاند و از بين ببرد.
نکته بعد جمله‌اي است که رهبر عزيزمان در نماز عيد فطر راجع به کلمه «آتش به اختيار» فرمودند، چون اين مطلب تفسيرهاي گوناگون شده، بنده دو سه جمله‌اي در اين باره عرض مي‌کنم. اين اصطلاح در جاهايي که نظاميان هستند استفاده مي‌شود. مي‌گويند افسر مطلبي را مي‌گويد و مي‌گويد اينچنين عمل کنيد و مي‌گويد منتظر ما هم نباشيد. در زماني که صدام خبيث به ايران حمله کرد، هم اين اصطلاح مطرح شد. خدا شهيد دکتر چمران را رحمت کند، در مجلس آمد و براي جنگهاي غيرمنظم شهرها به همين نکته اشاره کرد. اين مطلب را آقا در بين دانشجويان فرمودند براي اينکه کشور ما جمهوري اسلامي است و از نظر فرهنگ بايد قوي و غني باشد. اگر شما نقطه ضعف و مشکلي ديديد، به آن مسئول تذکر دهيد تا سيستم ضعيف و کم‌توان شود. منظور اين نيست که شما کاري کنيد و يا حرکتهايي کنيد که هرج و مرج ايجاد کند. اين تحريفها درست نيست. بدترين تحريفها اينست که انسان کلام کسي را بگيرد و در بين سخنراني‌اي که چند صفحه مي‌شود، يک جمله را بگيرد و جلو و عقب آن را حذف کند و از اين آتش به اختيار مفهومي را استخراج کند تا مقاصد شوم خود را اجرا کند. به فرمايش آقا که فرمودند نه بي‌قانوني، نه فحاشي، بلکه کارهاي فرهنگي تميز.
يک شخصيتي که ولي امر است، فقيه جامع الشرايط است، منادي عدالت و قانون و نظم است، رهبر صلح و آزادي و قانون است يکچنين کسي براي اينکه فضاي فرهنگي کشور قوي شود، چنين تعريفي را در آن جملات و مطالب بيان مي‌فرمايند که واضح و روشن است. ولي دشمن مي‌خواهد از هر جايي عليه جمهوري اسلامي اقدام کند. بنده در اينجا وارد نکته چهارم به نحو اختصار مي‌شوم. آيه شريفه‌اي که تلاوت کردم اين بود: «وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُواْ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ»
اين نکته، نکته مهمي است که حضرت آقا به آن اشاره کردند. در مسئله اتحاد، وحدت، عدم اختلاف، توجه به زبان، توجه به شعارها، گفتارها و نوشته‌ها و کردارها. اين وحدت و انسجام را بايد حفظ کنيم. يک مثلي از قديم بوده است که مي‌گويند "سلامتي براي انسان سالم تاجي بر سر اوست". اين آدم سالم تاج را بر سر خود نمي‌بيند، ولي بيماران اين تاج را بر سر انسان سالم، مي‌بينند. جمهوري اسلامي با انقلابي که امام اعلي الله مقامه و آن همه فداکاري امت ما به خصوص نسل جوان ما براي کشور کردند، عزّت، اقتدار و قدرت علمي و ارتقاء علمي و تکنولوژي و قانون و نظم را آورد. اين قانون اساسي اين حقايق را بيان مي‌کند که جمهوري اسلامي آن را آورد. الآن امنيت داريم. اين تاجي بر سر ملت ايران است. بر سر تمام گروه‌هايي که عليه هم در کشور سخن مي‌گويند. اين تاج هست، ولي متوجه اين تاج امنيت نيستند. دنيا مي‌بيند. دوستان مي‌بينند و مي‌گويند خوشا به اين امنيت، خوشا به اين آزادي و خوشا به اين جوانان خوب و پارسا. حسرت مي‌برند. اما دشمنان رنج مي‌برند و مي‌گويند چرا بايد چنين باشد. براي ما نقشه مي‌ريزند. قرآن مي‌گويد وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَنَازَعُواْ؛ اختلاف نکنيد، دعوا نکنيد، اين جمله َتَذْهَبَ رِيحُكُمْ مهم است. الريح القوه، الريح الشوکه.
 در روايات است که هر پيروزي که مي‌آيد، نسيم الهي است. يک بادي از آسمانها و از غيب مي‌آيد. اين پيروزي مي‌شکند. اين شوکت مي‌شکند. وقتي دچار اختلاف شديد مي‌شکنيد. در اثر ايجاد اختلاف، ديگر در برابر دشمن نمي‌ايستيد، فداکاري گذشتگان را از بين مي‌بريد. اين تاج امنيت را بايد حفظ کرد. اين عزت با وحدت و انسجام و توجه به خدا و توکل و دل صاف است. در روايات ما است که با نيتهاي پاک دعا کنيد. خدا حاجات دل صاف را مستجاب مي‌کند. دعاي زبان صادق را مستجاب مي‌کند. ماه مبارک گذشت. اين صدق زبان و اين صفات دل را نگهداريم، نه اينکه بهم بريزيم. بر محور ولايت اين انسجام را حفظ کنيم. اين وظيفه ما است. اگر به اين وظيفه عمل کرديم، خوشا به حال ما و اگر عمل نکرديم خداي نخواسته هر کس که بود محکوم است، زيرا برخلاف وحدت و انسجام است. بايد همه ببينند که ولي امر چگونه حرکت مي‌کند، آنها هم آنطور حرکت کنند. آنوقت است که شوکت ما به جاي خود باقي خواهد ماند و از بين نخواهد رفت. خودم و همه عزيزان را به ورع و تقوا توصيه مي‌کنم.          

 

پي‌نوشتها:
[1]. نحل/99.

[2]. ديوان حافظ.

[3]. کمال الدين، ج1، ص330؛ بحار الانوار، ج52، ص145.

[4]. انفال/ 46.

 


Rss Services Print  - (4 Body)  Visitor Count: 797
Add Comments
Name:
Email:  
User Comments:
کد امنیتی: تصویر امنیتیتغییر عکس