شاخه بندی اخبار


خطبه‌هاي نماز جمعه تهران در تاريخ 12 خرداد 96

خطبه‌هاي نماز جمعه تهران در تاريخ 12 خرداد 96

Date:1396/3/12

.


خطبه اول:

قال الله العظيم في کتابه الکريم: «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ إِنَّا انزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْر(1) وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ(2) لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَ لْفِ شَهْرٍ(3) تَنَزَّلُ الْمَلاَئِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِن كُلِّ أَمْرٍ (4) سَلاَمٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ(5)»[1]

شبهاي پربرکت قدر در پيش است. چند نکته درباره شبهاي قدر عرض مي‌کنم.

نکته اول اينست که شبهاي قدر که سه شب نوزدهم، بيست و يکم و بيست و سوم است، طبق احاديث متعدد شب نوزدهم شبي است که مقدرات خلق روي زمين مطرح مي‌شود. شب بيست و يکم مقدرات تعيين مي‌شود و شب بيست و سوم امضاء مي‌شود. اين نکات خلاصه‌اي است که از بعضي اخبار و روايات در باب اين سه شب استفاده مي‌شود.

نکته دوم اينست که شب قدر، شب سلام است. مي‌توان از بيشتر روايات و تفاسير چنين استفاده کرد که در شب قدر شيطان به زنجير کشيده شده است. اين تعبير به چه معناست؟ شيطان که هميشه هست. مي‌توان چنين گفت که قدرت نفوذ شيطان در شبهاي قدر بسيار کم مي‌شود، شايد هم به صفر مي‌رسد تا همه در شب قدر به توبه و استغفار، به دعا، به راز و نياز موفق شوند. اين نشانه اهميت شب قدر است که رحمت و لطف خدا بسيار گسترده است، بطوريکه خداوند متعالي که به شيطان مي‌گويد من تو را تا روز قيامت مهلت مي‌دهم همين شيطان در شب قدر به زنجير کشيده مي‌شود و قدرتش کم مي‌شود، شايد هم به صفر برسد. شيطان دعوت مي‌کند، ولي دعوتها از سوي انسان اجابت نمي‌شود. و لذا شب قدر انسان نور دارد و دلش مي‌خواهد دعا کند، اشک بريزد و استغفار کند. اينها عنايت و لطف و رحمت الهي است.

نکته سوم اينست که ملائکه و روح به زمين فرود مي‌آيند. مي‌‎توان چنين نتيجه گرفت که در شبهاي قدر وضعي بوجود مي‌آيد که بسيار عالي است و تحولي عظيم است.

اين روح چيست؟ آيا روح، جبرئيل است؟ آيا روح، روح القدس است؟ بعضي چنين گفته‌اند. و بالأخره آيا روح يک موجود الهي و آسماني در عظمتي بسيار بالا است؟ بعضي هم به اين مورد اشاره کرده‌اند. اينها به زمين مي‌آيند تا نظم زندگي بشر، چه مسلمان و چه غير مسلمان را تنظيم کنند. براي همه مي‌آيند. چه کسي گناه خواهد کرد. چه کسي گناه نخواهد کرد. به چه کسي فرزند داده مي‌شود. عمر چه کسي طولاني است عمر چه کسي کوتاه است. تمام اين مسائل و مسائل ديگر بررسي مي‌شود.

نکته چهارم اينکه وقتي اين ملائکه روي زمين مي‌آيند، اين مسائل را با چه کسي مي‌خواهند مطرح کنند؟ طرفشان کيست؟ اگر خودشان بخواهند مطرح کنند چرا به زمين فرود مي‌آيند. و لذا اينجا احاديثي معتبر وجود دارد از جمله حديثي از بصائر الدرجات محمد بن حسن صفار در عصر غيبت صغري است. مي‌گويد اينها در شب قدر نزد کسي مي‌آيند که صاحب شب قدر است. صاحب شب قدر امام و حجت خدا است. بنابراين نازل شده و به حضور حضرت حجت بن الحسن مي‌رسند و اين منحصر به اين زمان نيست. از بدو خلقت بوده که نزد انبياء از آدم تا حضرت محمد(ص) مي‌آمدند. اين در هرسال چنين بوده است و مي‌آمدند و تمشيت و نظم مي‌دادند. حالا نکاتي که مي‌توان از اين نظم و اين بحث استنباط کرد چيست؟

يک نکته که در روايت داود بن فرقد هم آمده، در بصائر الدرجات ذکر شده است: «سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَ ما أَدْراکَ ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ» قَالَ: نَزَلَ فِيهَا مَا يَکُونُ مِنَ السَّنَةِ إِلَى السَّنَةِ مِنْ مَوْتٍ أَوْ مَوْلُودٍ. قُلْتُ لَهُ: إِلَى مَنْ؟ فَقَالَ: إِلَى مَنْ عَسَى أَنْ يَکُونَ؟»[2].

مي‌گويد: «سألته». ضمير «سألته» يا به امام صادق(ع) برمي‌گردد يا امام موسي کاظم(ع). در علم درايه و رجال اين حديث مزمر است ولي مضمر نه مضمري که بعضي از رجال دارند که سخن امام را استنباط مي‌کنند و مي‌گويند اين استنباط ماست. خير چنين نيست. داود بن فرقد اصلاً استنباط‌کن نيست. استنباطي در هيچ کجاي از روايات نمي‌کند. همه علماي رجال درباره او مي‌گويند: «عين» «ثقة». داود بن فرقد شخصيت فوق العاده‌اي بوده است. وقتي مي‌گويد: «سألته» يا از امام جعفر صادق(ع) نقل مي‌کند يا امام کاظم(ع). پرسيدم که بر چه کسي نازل مي‌شوند؟ حضرت مي‌فرمايد صاحب ليله و امام زمان(ع). بعد مي‌فرمايد: «إِنَّ النَّاسَ فِي تِلْکَ اللَّيْلَةِ فِي صَلَاةٍ وَ دُعَاءٍ وَ مَسْأَلَةٍ وَ صَاحِبَ هَذَا الْأَمْرِ فِي شُغُلٍ‏»

مردم همه در نماز و دعا و احياء مشغولند. ولي صاحب اين شب در شغل است. اين شغل چيست؟ به نظر مي‌رسد همين تمشيت دادن امور و بررسي اوضاع دنيا است. گويا نقشه‌اي مي‌کشند و نقشه‌اي را مطرح مي‌کنند گويا يک طرف امام عصر است و طرف ديگرش همان روح است.(تَنَزَّلُ الْمَلاَئِكَةُ وَالرُّوحُ).

 درباره اين روح باز بحث است که چيست، ولي شايد بهترين بيان اين باشد که اين روح، ولو روحي از آسمان است ولي نه روح القدسي که در شخص امام است. امام و حجت خدا از روح القدس برخوردار است. مؤمنان روح ايمان دارند. غيرمؤمنان روح ايمان هم ندارند. ولي روح القدس يعني عرش، عالم و نظام خلقت را مي‌بيند. نظام خلقت را مثل کف دست به اذن خدا مي‌بيند، ولي ممکن است گاهي در يک جايي گير کند. در يک جا نتواند مطلب را حل کند. روح به حجت خدا کمک مي‌کند و به حجت خدا خبر مي‌دهد. از اينجا مي‌فهميم اين روح با روح‌القدس دو تا هستند. روح القدس در درون حجت خداست. اين روح در بيرون و از آسمان مي‌آيد، ولي يکجا هم فکر مي‌شوند و با هم تبادل نظر مي‌کنند. نظم به اين دنيا مي‌دهند.

از اين نکته ديگري را مي‌فهميم که خدا مي‌خواهد به بشر اين را بگويد که انسانها بايد براي زندگي‌شان از امسال تا سال آينده، به ولي خدا، حجت خدا و پيامبر بايد توجه کنند که او در زندگي بشر نقش دارد و اثرگذار است. شب قدر شب مهمي است. شب توسل به وجود امام عصر ارواحنا له الفداء است که او نظم مي‌دهد.

او چو عقل و خلق چون اعضاي تن                              بسته عقل است تدبير بدن[3]

امام و حجت خدا تمام عالم را نظم مي‌دهد. بنابراين عزيزانم در اين شبها مخصوصاً شبهاي ليالي قدر توجه به امام عصر، توبه، استغفار داشته باشيم. دعاي ابوحمزه ثمالي که داراي سند محکمي است را بخوانيم.

بگوييم: «خدايا گناهان من و معاصي من به طرف تو بالا مي‌آيد، ولي نعمتها و رحمتهاي تو به طرف من پايين مي‌آيد. من چه کنم و به چه کسي متوسل شوم».

 سعي کنيم سحر يکي دو قطره اشک بريزيم. اين اشک در دعاي ابوحمزه است. دو سه سطرش را بخوانيم ما را متوجه آخرت مي‌کند. خدايا من براي قبرم کاري نکرده‌ام. قطرات اشک براي نور دادن به دل و از بين بردن گناهان است و از خدا فرج امام زمان را بخواهيم. حل مشکلات را از خدا بخواهيم. توجه به امام زمان به انسان نور مي‌دهد. در دعاي بعد از زيارت آل ياسين آمده که خدايا به گوش من نور بده. به زبان و چشمان من نور بده. به فکر و دست و پايم نور بده؛ يعني انسان بايد تمام نور شود. اين دعاي بعد از زيارت آل ياسين نشان مي‌دهد با اين نور بايد امام زمان را شناخت و با اين نور بايد توجه به امام عصر کرد. خدايا به حق امام عصر ظهورش را تعجيل بفرما.

 

خطبه دوم:

خودم و همه عزيزان را به تقوا و ورع و دوري از گناه توصيه مي‌کنم. ايامي که در پيش است، سالگرد ارتحال حضرت امام خميني(ره) است. امام خميني، اسلام را به دنيا ارائه کرد، اسلامي که مُرده بود و جز اسم و رسم از آن نبود. البته امام خميني گوشه و رقيقه‌اي از حقيقه اسلام بود که همه حقيقت اسلام را شخص امام زمان(عج) به دنيا ارائه خواهد کرد. اين حقيقت را که دنياي استکبار از آن وحشت دارد، همين است. امام خميني اسلام را از حوزه‌هاي علميه و کتابخانه خارج کرد. در خيابان و بازارها  و تلويزيونها، راديوها و خبرگزاريها و در همه دنيا مطرح کرد. علم اسلام و پرچم محمد و علي در دنيا به اهتزاز درآمده است. رحمت خدا بر امام بزرگوار و شهداي ما که اينچنين از انقلاب حمايت کردند.

نکته‌ ديگري که مي‌خواهم عرض کنم اينست که بحمدالله انتخابات ما به خوبي با حماسه ملت عزيز ما برگزار شد. رحمت خدا بر شهداي ملت و درود خدا بر اين ملتي که قدرشناس است و اين مردمي که مي‌فهمند و به نداي امام خميني(ره) لبيک گفتند و به فکري که امام داشتند، لبيک گفتند و همان را دنبال کردند. رحمت خداوند بر شهداي اين ملت و درود خداوند بر مردمي که اينقدر مي‌فهمند و به نداي رهبرمان لبيک گفتند..

چند نکته اينجاست. نکته اول اينست که دنيا در شرايطي است که رهبر عزيزمان در مجلس قاريان قرآن مطالب و رهنمودهاي جالبي داشتند. قرآن تمام پاسخهاي مشکلات بشر را داده است، ولي نتوانسته‌اند از آن، پاسخهاي خود را بگيرند. هرچقدر هم تلاش کرده‌اند چيزهاي غلط برداشت کرده‌اند و انحراف بوده و دعوت قرآن نبوده است.

بنده همين موضوع را در  چند نکته به طور خلاصه بيان مي‌کنم. قرآن کريم در دو جا از جمله سوره انبياء آيه 92 بيان کرده است: «إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُون»

«أُمَّتُكُمْ»؛ به تمام پيروان اديان الهي برمي‌گردد. «أُمَّةً وَاحِدَةً»؛ منظور فقط مسلمانان نيست. مسيحيان، زرتشتيان يهوديان و همه بايد متوجه به خدا باشند چون همه يکي هستند. اگر متوجه به خدا باشند، دنبالش نبوت و امامت و ولايت هم هست. دعوت قرآن دعوت به عبادت و پرستش خدا است. قرآن راه زندگي را به همه مردم دنيا از جمله مسيحي، يهودي، زرتشتي و مسلمان نشان مي‌دهد. بايد ايمان به خدا داشته باشيد و راه را از خدا بگيريد.

در آيه بعد قرآن مي‌فرمايد: «وَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ»[4] ولي خود ملتها آمدند، پاره پاره شدند، متفرق شدند و به جان هم افتادند و پاسخ درست به قرآن ندادند. اگر هم پاسخ دادند، پاسخ غلط دادند. پاسخ درست اين بود که دست از تفرقه برداريد و با هم متحد باشيد.

اگر دولت امريکا و اسرائيل جنايت مي‌کنند، اينکه شامل همه ملت آنها نيست. اينکه مي‌بينيم در جامعه اين همه جنايت و ظلم است در برابر جمعيت ميلياردي دنيا تعداد کمي هستند. قرآن مي‌گويد چرا اين همه ظلم مي‌کنيد. اين جنايتها، خونريزيها و يأس جامعه بشري و نااميدي نسل جوان و فساد، براي از خدا بريدن و توجه به دنيا است. قرآن نسخه را داده و فرموده «فَإِيَّايَ فَاعْبُدُون»[5]. بعد از اين هم جنس ملتها را بيان کرده و فرموده «وَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ»[6] ولي اينها بهم مي‌ريزند. تاريخ هم نشان داده که بهم مي‌ريزند. نکته دوم جهان اسلام است. بايد ملتهاي مسلمان توجه کنند. به حاکمان ظالم خود از جمله حاکم سعودي کاري نداشته باشند. ملتها بايد قيام کنند و در برابر ظلم بايستند. اين چه وضعي است که در دنيا است!! اين چه وضعي است که دنيا دارد که ترامپ به خاورميانه مي‌آيد. وقتي از رياض برمي‌گردد چند جمله بگويد از جمله اين مطلب که ما رفتيم صدها ميليارد دلار از خاورميانه به آمريکا برگردانديم. مگر مال تو بود؟ مگر مال آمريکا بود؟ غارت کردي و مال ملت را دزديده‌اي. مال بيت المال را دزديده‌اي. بعد هم به ملت آمريکا در جملاتش سه بار تأکيد بر ايجاد شغل مي‌کند.

بنابراين امت اسلام، دولتهاي اسلامي و مردم بهوش باشند. ببينند آيا با اين وضع مي‌توان با ترامپ و حاکم سعودي کنار آمد؟ مي‌شود با اينها هماهنگ شد؟ اينها دارند با صهيونيستها دنيا را از بين مي‌برند. آن يمن است، آن سوريه است، آن افغانستان است، آن عراق است. آن بحرين است. آتشي است که آمريکا روشن کرده و هيزمش را حاکم سعودي مي‌دهد. ملتهاي مسلمان بايد بيدار شوند. من اين جمله را به دولت سعودي نمي‌گويم، زيرا او تکليفش معلوم است. من به کساني مي‌گويم که از عربستان حمايت مي‌کنند. مگر کلام خدا چنين نيست؟ قرآن چنين مي‌فرمايند: «وَلَن يَجْعَلَ اللّهُ لِلْکَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلاً»[7] خدا قرار نداده که کافر بر مسلمان نفوذ پيدا کند. مگر اين قرآن نيست! اين سخن را کسي که ادعا دارد حرمين شريفين را مديريت مي‌کند، عمل نمي‌کند. او به خدا معتقد نيست، چه برسد به حرم. اگر معتقد بود با يمن چنين نمي‌کرد. اينقدر تروريسم تربيت نمي‌کرد. اينهمه پول به داعش نمي‌دادند. ولي هرکس بخواهد با طناب ترامپ و صهيونيستها و حاکمان عربستان برود، به چاه مي‌افتد و از بين خواهد رفت و سرنوشتشان همچون آنها خواهد شد. الآن هم بي‌آبروتر شده‌اند. به حول و قوه خداوند متعال خداوند همه آنها را نابود خواهد کرد. جهان اسلام بايد بيدار باشد و جواب اين حاکمان دروغين را پاسخ دهد. از اين حاکمان دروغين حمايت نکنند.

و اما کشور ما با اين ملت، از نعمتهايي که خدا به ما داده، از همان روزهاي اول که خداوند نعمت امام و جوانهايي که شهيد شدند، پدران و مادراني که براي انقلاب ايثار کردند و الآن هم نعمت ولايت و نعمت ملت را بايد قدر بدانيم. در جهاني زندگي مي‌کنيم که وضع جهان اينطور است. آن از کشورهايي که ادعاي مسلماني مي‌کنند! آن از آمريکا که خودش داعش را تربيت مي‌کند، پولش را از سعودي مي‌گيرد، اسلحه به سعودي مي‌دهد. به سعودي هم مي‌گويد به کجا و کجا حمله کن و داعش را حمايت کن. اما بعد اين آدمهاي بي شرم پيام مي‌دهند ماه مبارک است، ماه صلح است و بايد صلح باشد و نبايد ترور و تروريسم باشيد. شما خودتان تربيت تروريسم مي‌کنيد و اين خونها را در دنيا به راه انداخته‌ايد.

بنابراين ملت ايران فهميده است که در چه شرايطي هستند. در اين شرايط فقط بايد يک نفر حرف بزند و يک ندا بلند باشد و آن ندا، نداي شخص ولي امر است. بقيه بايد پيروي کنند. نداهاي مختلف غلط است. سناي امريکا کميته تشکيل داده و جمعي را تعيين کرده و گفته بايد براي بي‌ثباتي ايران اقدام کنيم. البته چهل سال است که اين حرفها را مي‌زنند و خداي متعال هم در دهان آنها زده است. ولي دشمن اينچنين است. لذا بايد کاملاً مراقب باشيم. در کشور همه بايد با هم، برادر و خواهر باشند. توجه به مسائل فرهنگي، اقتصادي و سياسي داشت. بايد به يک فرمان نگاه کرد. اين وظيفه همه ماست.

 

پي نوشتها:


[1]. سوره قدر.

[2]. بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم، ج‏1، ص 220.

[3]. مثنوي، دفتر پنجم.

[4]. انبياء، 93.

[5]. عنکبوت، 56.

[6]. انبياء، 93.

[7]. نساء، 141.

 


Rss Services Print  - (7 Body)  Visitor Count: 806
Add Comments
Name:
Email:  
User Comments:
کد امنیتی: تصویر امنیتیتغییر عکس