شاخه بندی اخبار


خطبه‌هاي نماز جمعه تهران در تاريخ 15 ارديبهشت ماه 96

خطبه‌هاي نماز جمعه تهران در تاريخ 15 ارديبهشت ماه 96

Date:1396/2/15

.


خطبه اول:

قال الله العظيم في کتابه الکريم: «وَمَا لَنَا أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ وَقَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا»[1]

بحثم پيرامون توکل بود. بحث امروزم به حول و قوه خداوند متعال دباره انبياء، اولياء و رهبران الهي است. آيات شريفه‌اي که در سوره ابراهيم است، در همين زمينه است.

«وَمَا لَنَا أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ »؛ چرا ما به خدا توکل نکنيم؟ اين سخن، سخن انبياء و رسل خداوند است. «وَقَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا»؛ با اينکه خداوند راه‌ها را نشان داد و موفقيتها را به نتيجه نهايي رساند. هدف تأمين شد. گرچه «وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَى? مَا آذَيْتُمُونَا»؛ گرچه شما ما را اذيت کرديد و ما صبر کرديم.

چه مشکلات زيادي براي انبياء از نوح پيامبر تا شخص پيامبر اکرم(ص) پيش آمد. بنابراين ما براي ادامه راه به خدا توکل کنيم. همان راه را مي‌رويم. اين بياني است که قرآن کريم از پيامبران نقل مي‌کند و اين نکته ظريف در آن است که ما چرا به خدا توکل نکنيم. با اينکه نتيجه توکل را چشيده‌ايم. به ارزشهاي آن رسيده‌ايم. چرا خدا را وکيل نکنيم. چرا کارها را در دامن خدا قرار ندهيم. البته توکل انبياء با توکل مؤمنان که در آيه بعدي است تفاوت دارد. توکل مؤمنون توکلي عادي است. ولي توکل انبياء توکل خاص خودشان است.

بنده به مناسبت نيمه شعبان و ولادت امام زمان ارواحنا له الفداء، مسئله توکل را درباره ولادت حضرت به عنوان نمونه‌اي براي شما عرض مي‌کنم که ببينيم که خداوند متعال اين ولادت را حفظ کرد. تفتيشهاي بني العباس را به نتيجه نرساند. آنها وقتي به خانه امام عسکري(ع) مي‌رفتند، هر کنيز و زني پيدا مي‌کردند، آنها را دستگير کرده و آزمايش مي‌کردند. با همه اين فعاليتها چطور نرجس خاتون سالم ماند و اثر وضع حمل در ايشان پيدا نبود. چطور در شب نيمه شعبان پيدا شد. حتي سرِ شب هم وقتي حکيمه خاتون بشارت امام عسکري را به ولادت ايشان به نرجس خاتون دادند، ايشان گفتند ولادت از چه کسي؟ گفت شما؟ رنگ نرجس خاتون قرمز شد و سر به زير انداخت. با خود گفت من که نشانه‌اي نمي‌بينم. خداوند مي‌تواند کودک را در نقطه‌اي قرار دهد که نادر است. و آن در پهلو قرار گرفتن و آشکار نبودن و با سرعت چند ساعته بزرگ و آشکار شدن. اين را علم به عنوان امکان مطرح مي‌کنم.

در اينجا از يکي از دانشمندان برجسته پاکستان به نام مرحوم اقبال لاهوري جمله‌اي عرض کنم. ايشان سنّي حنفي بود، ولي ابياتي گفته و به اين مسائل اشاره کرده است. اولين نکته‌اي که مطرح مي‌کند، اينست که مي‌گويد:

 نائب حق در جهان بودن خوش است[2]                       بر عناصر حکمران بودن خوش است

چون وقتي نائب حق بود، بر طبيعت حاکم است. اقبال لاهوري از دلايل عقلي استفاده کرده است. در تمام اشعار خود به دلايل عقلي و عرفاني پرداخته است. البته در هنگام دانشجويي کلماتي گفته که بعضي از شيعيان کج سليقه و کج فکر  و مغرور که در دانشگاه‌هاي دنيا در غرب صحبت مي‌کنند، اين مرد را متهم به عقيده نداشتن او مي‌کنند، درحاليکه او اعتقاد داشت. اشعار او به زبان اردو است و چند جا نام مهدي(عج) را آورده است.

مي‌گويد: نائب حق در جهان بودن خوست(يعني موجود باشد، به دنيا آمده باشد). بر عناصر حکمران بودن خوشست(يعني حاکم بر طبيعت است، محکوم در طبيعت نيست).

ولي خدا اينچنين است. کودکي در گوشه رحم است، ولي حاکم بر نظام طبيعت است. چرا؟

چون نائب حق همچو جان عالم است. هستي او ظل اسم اعظم است؛ يعني سرّش اينست که اسم اعظم به تمام معنا در ولي خدا پياده شده و مظهر اسم اعظم است

اين منحصر به ايشان نيست. تمام علماي اهل سنت همه معتقدند. اينکه بعضي از کتابهاي ما مي‎نويسند اکثر اهل سنت مي‌گويند ولادت پيدا نکرده و بعداً متولد خواهد شد، قطعاً اشتباه نوشته‌اند. براي اينکه آن کساني که تأليف کتاب کرده‌اند 60 70 نفر نويسنده بودند، ولي مگر بقيه علماء مؤلف بودند؟! مگر همه کتاب داشتند؟! تمام علماي قاره هند و آفريقا به 12 امام معتقدند. بنده صحبتهاي ميداني با آنها کرده‌ام، حضوري با آنها صحبت کرده‌ام. مي‌گويند امامت ظاهري و باطني داريم. خلافت ظاهري و باطني داريم. 12 امام خليفه باطني هستند. امام در باطن هستند. به وجود حجت بن الحسن(عج) اعتقاد راسخ دارند. کتابهاي زيادي نوشته‌اند. فقط عرض مي‌کنم که اقبال لاهوري سني حنفي است. او با معرفت و داراي شعور ديني مي‌باشد.

مي‌گويد:

نائب حق همچو جان عالم است                     هستي او ظل اسم اعظم است

ذات ولي خدا، توجيه ذات عالم است. عالم بدون وجود اقدس امام عصر اصلاً توجيهي ندارد. وجودش توجيه ندارد. از اسم جلال او جهان نجات پيدا مي‌کند. مي‌خواهد بگويد ولي خدا مظهر اسم جلال و جمال است. جمال کششها و جذبها و ترغيب و ابراز علاقه است. جلال منعها و ردها است. اسم جلال يعني اسمي که در برابر دشمن مي‌ايستد. قيام با سيف در برابر دشمنان اسلام است. و لذا مي‌گويد: از جلال او نجات عالم است.

او آنچنان است که: پخته سازد فطرت هر خام را                               از حرم بيرون کند اصنام را

در اشعاري که به زبان اردو دارد، مي‌گويد مردم جهان از کشيش کليسا و شيخ حرم مأيوس شدند. کشيش کليسا و شيخ حرم چنان عمل کردند که مردم جهان را بيزار کردند و لذا در اينجا مي‌گويد: او چنين است که اصنام را از حرم بيرون مي‌کند. همانطورکه پيامبر اکرم(ص) بتها را از کعبه بيرون کرد.  بتهاي جمادي را بيرون کرد. ولي حضرت حجت بتهاي بشري را برهم مي‌زند و بيرون مي‌کند.

پخته سازد فطرت هر خام را               از حرم بيرون کند اصنام را

بعد هم مي‌گويد: نوع انسان را بشير و هم نذير               هم سپاهي هم سپهگر هم امير

در نوع انسان، او هم بشير است و هم نذير است.

اي سوار اشهب دوران بيا                             اي فروغ ديده امکان بيا

اشهب يعني اسب زرد رنگ و خيلي تيز.

 اي فروغ ديده امکان بيا (بيا و اين اوضاع درهم و برهم را دگرگون کن)

خيز و قانون اخوت ساز ده                 جام صهباي محبت باز ده

بيا و در جهان اسلام و دنيا اخوت برقرار کن

اين سخنان اقبال لاهوري است.

توکل به خدا اينچنين است. حالا براي اينکه اين نکته روشن شود که در عصر ولادت چه خبر بود. در سال 262 هجري، يعني دو سال از شهادت امام عسکري گذشته بود. در روايتي در کمال الدين صدوق و غيبت نعماني از محمد بن يعقوب کليني شخصيت برجسته شيعي از جعفر اسدي که از موثقين است نقل مي‌کند و او از احمد بن ابراهيم نقل مي‌کند که اومورد تأييد علامه حلي است. اين فرد مي‌گويد به خدمت حليمه(دختر امام جواد عليه السلام) آمدم. اين جمله را براي اهل فن عرض مي‌کنم. در بعضي کتابها حکيمه نوشته‌اند که اشتباه است. حليمه دختر امام جواد(ع) است. بعضي هم خديجه نوشته‌اند. اولين کتابي که اين قضيه را نوشته است، «اثبات الوصيه» مسعودي است. مسعودي در عصر غيبت صغري بوده است. بر همه مقدم بوده است حتي بر صدوق هم مقدم بوده است. او مي‌نويسد: حليمه يا خديجه. ولي بعداً آمدند و حکيمه نوشتند. اين اشتباه بزرگي است.

مي‌گويد خدمت حليمه يا خديجه دختر امام جواد(ع) آمدم. گفتم چه بايد کرد؟ دين را از کجا بايد بگيريم؟ امام عسکري(ع) که رفته‌اند. گفت من دين را مي‌دانم چيست. گفتم چيست؟ گفت فرزند امام عسکري(ع) است. نام حضرت را آورد. گفتم تو بوده‌اي و حضرت را خودت ديده‌اي يا اينکه فقط شنيده‌اي؟  گفت من شنيده‌ام. گفت از چه کسي؟ گفت از خواهرم حکيمه خاتون. او برايم نقل کرده است. من گفتم پس چه کنيم؟ تکليف شيعه چيست؟ امام عسکري(ع) رفته است. دستگاه بني العباس هم که اينچنين پي‌گير است. ارث امام عسکري(ع) را هم که تقسيم کرده‌اند. گفت شما از مادر امام عسکري(ع) بپرس. از همسر امام هادي(ع) بپرس. نام او را بعضي حديثه گفته‌اند. بعضي سوسن نوشته‌اند. گفت من دينم را از يک زن ياد بگيرم؟ من به يک زن اقتدا کنم؟

نکته اينجاست. حليمه مي‌گويد نه. اقتدا به حسين بن علي(ع) کن. مي‌گويد چطور به حسين؟ مي‌گويد حسين(ع) به زينب گفت تو بساط عاشورا را در دنيا منتشر کن. والا امام سجاد اگر مي‌خواست در بازار کوفه سخني بگويد، همانجا او را به شهادت مي‌رساندند. امام سجاد ساکت بود. زينب کبري(س) بود که در کوفه فرمود: «ثَکِلَتْکَ اُمُّکَ يَابْنَ مَرْجانَهَ»[3]. زينب بود که شام را بر هم ريخت و خون مقدس اباعبدالله را در دنيا منتشر کرد. امام حسين(ع) بهحضرت زينب فرموده بودند با امام زين العابدين(ع) در کارها مشورت کن.

از اين حديث مي‌فهميم که بحران چه بحراني بوده است. آن رعبي که به هنگامي که اباعبدالله شهيد شده است و در آنجا زينب(س) صحبت مي‌کند، آن خوف و نگراني در آن ايام حضرتعسکري(ع)، در ولادت حضرت مهدي(عج) بوده است. در آن بساطي که پهن کردند و ارث امام عسکري(ع) را تقسيم کردند، جعفر کذاب جانشين حضرت شد. با همه اين حرفهاو اتفاقات، بساط ولادت حضرت به جلو رفت.

امروز دنياي اسلام توجه به اين حقيقت دارد و آن اينست که توکل و توجه به خدا انسان را موفق مي‌کند و کارهاي انسان را به نتيجه مي‌رساند. بنده و شما هم در کارهايمان توکل به خدا کنيم. از خدا استمداد کنيم و به خدا تکيه کنيم. به طراحي و نقشه‌ها و هوسهاي خودمان تکيه نکنيم. خودم و عزيزان را به ورع و تقوا توصيه مي‌کنم.

 

خطبه دوم:

باز هم خودم و همه عزيزان را به ورع و تقوا و ترس از خدا و توجه به زندگي پاک، طهارت دل، فکر، اعضاء و جوارح توصيه مي‌کنم و از خداي متعال مسألت دارم ما را به اين ارزشها موفق بدارد. در خطبه دوم چند جمله دارم. اول به خانواده‌هاي عزيزاني که در معدن زغال سنگ استان گلستان از دنيا رفتند و جان باختند، تسليت عرض مي‌کنم. اين حادثه، حادثه دلخراشي بود و همانطور که رهبر معظم انقلاب فرمودند اين حادثه داغي بود که تحمل آن بسيار مشکل بود. براي آنها از درگاه خداوند رحمت و رضوان الهي را مسألت داريم و براي بازماندگان اجر مسألت داريم.

مسأله دوم به مناسبت روز معلم و روز بزرگداشت استاد شهيد مطهري است که به معلمان توصيه مي‌کنم که معلمان راه اين معلم بزرگ را پي گيرند. چه معلم حوزه‌هاي علميه و چه معلمان دانشگاه‌ها و دبيرستانها و مراکز علمي. همانطور که ايشان در تعليم و تربيت حريص بودند، اينها هم جهات معنوي را لحاظ کنند و همين راه را بروند.

نکته سوم روز کارگر است. توصيه مي‌کنيم به کارگران که به کار اهميت بدهند. به خوبي و اتقان کار و اينکه کار قابل عرضه باشد. در برابر توليد دنيا، توليد ما با آنها مقابله کند، نه اينکه توليد خارج از توليد داخل بهتر باشد. اهميت به توليد و کار بدهند. در امور سهل‌انگار نباشند. اينچنين نباشند. اين معني کار نيست. کار از انسان مطالبه مي‌کند. به کار و زمان کار اهميت دهيم. به کار کمّاً و کيفاً اهميت دهيم. به مناسبت هفته سربازان گمنام براي آنها از خداي متعال سلامت، توفيق و موفقيت آرزو مي‌کنيم.

مطلب ديگر به مناسبت هفته هلال احمر توفيق آنها را در اين کار مقدس از خداوند متعال مي‌خواهيم.

اما بحث اساسيم در رابطه با انتخابات است. در انتخابات چند نکته را به عرض مي‌رسانم.

نکته اول اينست که مسأله انتخابات و تعيين رئيس جمهور مهم است، ولي مهمتر از آن کشور و جامعه ماست. در جامعه ما، اين ملت بودند که انقلاب را به اينجا رساندند. اين ملت بودند که در اثر فداکاري، جانبازي، ايثار و شهادت مرد ميدان بودند و هستند. اين جامعه نبايد لطمه بخورد. اضطراب و تزلزل نبايد در آن باشد. جامعه بايد آرام باشد. بحثها و مناظره‌هاي رياست جمهوري هم انجام شود. هر آنچه که خير ملت است و خدا مي‌خواهد، به حق امام زمان تحقق يابد. آنچه مهم است معنويت جامعه است. به اين نکته بايد توجه کرد: از کلمات و حرکاتي که جامعه را تکان مي‌دهد، پرهيز کرد. نکته اصلي اينست که در انتخابات اشخاص، نواقص و مسائل را مطرح مي‌کنند، علاوه بر اينکه در جامعه بايد معنويت حاکم باشد، نبايد اضطراب باشد، بايد وحدت سياسي هم باشد.

وحدت سياسي مهم است. در وحدت معنوي که در ابتدا عرض کردم، پيامبر اکرم(ص) فرمودند: «لا تحاسدوا، ولا تناجشوا ، ولا تباغضوا، ولا تدابروا، ولا يبع بعضكم على بيع بعض ، وكونوا عباد الله إخواناً، المسلم أخو المسلم»[4] به هم غضب نکنيد، از يکديگر عصباني نشويد، از هم دور نشويد، پشت به هم نکنيد، حسد به يکديگر نورزيد. بعد فرمودند اگر سه روز مسلمان با مسلمان قهر باشد، به رحمت خدا دست نمي‌يابد. اين همان وحدت و انسجام معنوي است که پيامبر اکرم(ص) بر آن تکيه کرده است.

نکته دومي که عرض مي‌کنم در ظاهر سياسي است. مسئله دنيا و توجه به دنيا است که چگونه براي کشور ما نقشه مي‌ريزد. چه طراحي‌هايي براي انقلاب عليه کشور کرده‌اند و مي‌کنند. اين اهميت به انسجام ملي است.

ما به هر کجا رسيديم، با همين وحدت و انسجام رسيديم. امنيت همين است. ملت بر محور ولايت فقيه، حکومت فقه، عقل، عدل، تقوا و حفظ موازين شرع منسجم هستند. اين وحدت و انسجام حفظ شود. اين وحدت نبايد در هر شرايطي تغيير کند. به وحدت ملي و انسجام سياسي اهميت بدهيم. گرچه چهره سياسي است، ولي معنوي است؛ چون به حق مردم برمي‌گردد. به نظام جمهوري اسلامي برمي‌گردد. اين انسجام سياسي بايد در استحکام کامل خود باشد. دشمن به دنبال اينست که اين وحدت را بهم بريزد. اين عمود خيمه که ولايت فقيه است را مي‌خواهد تضعيف کند. لذا بايد به اين نکته توجه کرد.

نکته سوم که نکته آخر بنده است اينست که اين آقايان که کانديدا هستند، توکل بر خدا کنند. از خدا بخواهند که اگر ما موفق شديم، چنين مي‌کنيم.

در همين مسئله اقتصادي که بيماري کشور ماست و رهبر معظم انقلاب مرتباً تکرار مي‌کنند و سال را هم سال توليد و اشتغال نام نهادند. اين مسئله مثل مسئله بيماري عزيزي از ما است که وقتي بيمار شد به کدام دکتر مي‌رويم. کدام بيمارستان مي‌رويم تا عزيز ما بهبود يابد.

کشور ما در اقتصاد بيمار است. به فکر علاج اين بيماري باشيم. کار جهادي مي‌خواهد. حرکت جهادي مي‌خواهد. چه کساني و چه گروه‌هايي را انتخاب کنيم که اين کار را دنبال کنند. توليد ما بايد با خارج رقابت کند. جلوي واردات در جايي که ضرورت ندارد، بايد گرفته شود. آقاي محترمي هم که رأي نياورد، اگر نيتش اين باشد، اجر خود را برده است. مي‌گويد من نيتم اين بود. مي‌خواستم به مردم در اين زمينه‌ها خدمت کنم. ولي مردم رأي به من ندادند.

بنابراين توجه به اين نکات، توکل به خدا، و انسجام سياسي، وحدت ملي و معنويت کشور بايد انشاء الله مد نظر همه ما باشد.      

 

منابع:

[1] . ابراهيم/ 12.

[2]. اسرار خودي اقبال لاهوري.

[3]. ملهوف، ص200 ـ 202؛ اشاد المفيد، ص472ـ 473.

[4]. جامع العلوم و الحکم، ج2، ص257،حديث الخامس و الثلاثون.

 


Rss Services Print  - (6 Body)  Visitor Count: 826
Add Comments
Name:
Email:  
User Comments:
کد امنیتی: تصویر امنیتیتغییر عکس