شاخه بندی اخبار


خطبه 7 آبانماه 1395

خطبه 7 آبانماه 1395

Date:1395/8/9

.


مشروح خطبه‌هاي نماز جمعه تهران  در تاريخ 7 آبان 1395

خطبه اول:

قال الله العظيم في کتابه الکريم: «لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَريصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنينَ رَؤُفٌ رَحيم‏»[1]

ترجمه آيه مبارکه اينست که ما پيامبران را برايتان فرستاديم که اين پيامبر، پيامبري از خود شما مي‌باشد. اين خطاب خطابي به تمام انسانهاي روي زمين است. نه فقط به امت اسلام، بلکه به همه انسانهاي روي زمين. ما پيامبري را به سوي شما فرستاديم که خسارت و ضرر شما بر او مشکل است. بر اين پيامبر سخت است که شما در مشکلات مادي و معنوي قرار بگيريد. پيامبر آمد تا شما زندگي راحتي در دنيا و آخرت داشته باشيد و بتوانيد استعداد انساني خود را بروز دهيد. بعد به مؤمنين خطاب مي‌کند و مي‌گويد: «بِالْمُؤْمِنينَ رَؤُفٌ رَحيم‏»[2] البته آنان که به پيامبر بگروند و ايمان بياورند، براي آنها توجه خاصي است.

روزي که بر ما گذشت، به گفته برخي از محدثان و مورخان شيعه سالروز شهادت امام زين العابدين(ع) بود. فرهنگي که خلفاي بني اميه در عصر آن حضرت ترتيب داده بودند، اين بود که مدينه طيبه که مرکز تمدن اسلامي است؛ مدينه‌ طيبه‌اي که همه ارزشها از آنجا بايد به جهان صادرشود؛ را پوچ کنند و از آن فرهنگ و دين و وحي الهي را تهي کنند. امام زين العابدين(ع) در سال 95 هجري قمري به شهادت رسيد. در سال 61 هجرت حادثه عاشورا اتفاق افتاد و حضرت به مقام امامت رسيد. بعد از پيامبر اکرم(ص) وصايت به اميرالمؤمنين، حضرت امام حسن و حسين(عليهماالسلام) و بعد به حضرت سجاد(ع) رسيد. فرهنگي که پيامبر آورده بود، آنچنان بهم ريخت که علماي اهل سنت و شيعه به آن اذعان دارند. در کتاب صحيح بخاري، البدايه و النهايه ابن کثير به اين آشفتگي مدينه اذعان دارند، بطوريکه ابوالدرداء مي‌گويد که اگر پيامبر از قبر بيرون بيايد هيچ چيزي جز قبله نمي‌بيند. حسن بصري باز جمله‌اي دارد و آن اينست که همه چيز از دين از بين رفت، جز نماز که البته خلفاي بني اميه اصرار داشتند که همين نماز را هم آخر وقت بخوانند تا نماز هم از بين برود.

در مدينه اولاً جوانها را به عياشي وادار کردند. ابوفرج اصفهاني در کتاب معروف الاغاني مي‌نويسد خليفه وقت به نام وليد بن عبدالملک زنهاي آوازه خوان را به مدينه آوردند. ابوالفرج در کتابش نام زنها را هم مي‌نويسد. اشعاري که آنها مي‌خواندند و مي‌رقصيدند را هم مي‌نويسد. حتي مي‌نويسد که فلان زن که چنين و چنان بود (من نمي خواهم نام آن زن را بياورم) گفت مي‌خواهم به حج بروم و مي‌خواهم خداحافظي کنم. مرکزي را در بيرون شهر مدينه براي خداحافظي تهيه کرد. ابوالفرج مي‌نويسد تمام جوانهاي مدينه به بدرقه‌اش رفتند و او چه شعرهايي در فراق مي‌خواند و جوانها گريه مي‌کردند. در مدينه زن و مرد با هم مختلط بودند. اين عياشي و فساد روز به روز بيشتر مي‌شد و مي‌خواستند مدينه را از اسلام خالي کنند. همه فرهنگ را خواستند يکسره ازشهر خالي کنند. از طرف ديگر، افکار را از نظر کلامي منحرف کردند. به آخوندهاي درباري گفتند که در بين مردم مسئله جبر را منتشر کنند. اينکه همه چيز جبر است و در اختيار ما نيست. به مردم مي‌گفتند خداوند ذنوب و معاصي را به حساب نمي‌آورد و خداوند همه را در قيامت خواهد بخشيد. اين فکر را هم مطرح کردند. از طرفي بساط امر به معروف و نهي از منکر را هم از بين بردند. حضرت سجاد(ع) با عده‌اي بودند که حداکثر 260 نفر به عنوان شاگردان امام زين العابدين(ع) بودند. حضرت سجاد در برابر اين همه حرکات و گناه آنچه در توان داشت در تبيين معارف اسلام داشتند. وقتي ما به صحيفه سجاديه مي‌نگريم، مي‌بينيم در همه ابعاد دعا، حقوق جامعه مطرح شده و حضرت با خداوند به راز و نياز پرداخته‌اند. حضرت مي‌فرمايند: «اَنْتَ الْمَدْعُوُّ لِلْمُهِمّاتِ، واَنْتَ الْمَفْزَعُ في المُلِمّات»؛ خدايا تو در مشکلات پناه هستي. ناله و تضرع به سوي تو مي‌باشد.

«وَاجْعَلْ لي مِنْ عِنْدِكَ مَخْرَجاً وَحِيّاً»؛ خدايا مرا نجات بده و سريعاً فرجي برسان.

«وَلا تَشْغَلْني بِالاِْهتِمامِ عَنْ تَعاهُدِ فُرُوضِكَ وَاسْتِعْمالِ سُنَّتِكَ»؛ پروردگارا اين همه غصه‌ها و رنجي که من دارم مرا از عبادت تو خسته نکند.

مسعودي در کتاب اثبات الوصيه مي‌نويسد دوران 34 ساله امام زين العابدين سختترين دوران بود. آنچنان حضرت زندگي با تقيه زندگي مي‌کردند و زندگي براي حضرت مشکل بوده که حضرت مي‌فرمايند پروردگارا اين همه غصه‌ها و رنجي که من دارم مرا از عبادت تو خسته نکند و من نسبت به عبادت تو اهتمام ورزم و خسته نشوم. نکند به سنتهاي تو توجه نکنم.

آنچنان فضا سخت است که حضرت از خدا چنين درخواست مي‌کند.

بني اميه بعد از حادثه عاشورا مي‌خواستند فرهنگ اسلام را عوض کنند و فکر را دگرگون کنند و جامعه را از اسلام تهي کنند.   

در اينجا به پسران و دختران اسلام توصيه مي‌کنم توجه به نماز کنيد. توجه به وظايفتان بکنيد. در نماز کوتاهي نکنيد. اميرالمؤمنين(ع) مي‌فرمايند: «اِعْجَبُوا لِهذَا الاِْنْسانِ، يَنْظُرُ بِشَحْم، وَ يَتَكَلَّمُ بِلَحْم، وَ يَسْمَعُ بِعَظْم، وَ يَتَنَفَّسُ مِنْ خَرْم»[3]؛ از اين انسان تعجب کنيد که با يک قطعه پيه مى‌بيند، با يک قطعه گوشت حرف مي‌زند و با استخواني که در گوش است مي‌شنود و با آن سوراخي که در گلو دارد تنفس مي‌کند. خدا را ببين.

دختران و پسرانم! خداوند با عظمت و رحيم است. چرا خداي متعال را عبادت نکنيم. چرا فرمان خدا را اطاعت نکنيم. ببينيد در مدينه زن و مرد را مختلط کردند. آوازه خواني راه انداختند، انواع رقص و ساز و آواز را بوجود آوردند. الآن هم دنيا به همين فکر است که شما جوانان را تهي کند. بايد به نماز، پاکدامني، حجاب و عفت اهميت بدهيم.  دشمن به دنبال پوچ گرايي ماست. اين برنامه ريزي دشمن است. به اين مسائل توجه کنيم. از همين ساعت که عرايض مرا مي‌شنويد، توبه کنيد و بنا را بر نماز و توجه به خدا بگذاريد.

بني اميه بساط را برهم ريخت و اسلام دروغين را به همه نشان داد. حضرت سجاد(ع) در روزهاي آينده وارد شام مي‌شود. اول ماه صفر اهل بيت را وارد شام مي‌کنند. امام زين العابدين و اهل بيت وارد شام شدند. سيد در وقوف مي‌نويسد زنها و بچه‌ها را وارد شام کردند درحاليکه همه را به يک ريسمان بسته بودند. حضرت سجاد در غل و زنجير بودند. حضرت وقتي وارد مجلس يزيد شدند، فرمودند يزيد اگر از اين در پيامبر اکرم وارد شود و ببيند زن و بچه را به ريسمان بسته‌اي و غل و زنجير بر گردن آنان انداخته‌اي، جواب پيامبر را چه خواهي داد؟ صداي گريه از دربار بلند شد. يزيد دستور داد بند و زنجير را باز کنند. اللهم صل علي علي بن الحسين سيد الساجدين و رحمه الله و برکاته.

خودم و عزيزان را به ورع و تقوا توصيه مي‌کنم.

     

خطبه دوم:

قال الله العظيم: «فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظيم‏»[4]

آيه‌اي که در خطبه اول تلاوت کردم، ترجمه‌اش اين بود: پيامبري از جنس شما آمد که بر فضائل و انسانيت شما حريص است. گرفتاري شما براي حضرت محمد(ص) سنگين است.

در آيه بعد مي‌فرمايند: «فَإِنْ تَوَلَّوْا» ولي اگر اعتنا نکنيد و راه خود را برويد، اگر آنان که در اديان ديگر هستند، اسلام را نپذيرند و آنان که مسلمانند به اسلام عمل نکنند، بگو خدا کافي است و همه قدرتها از اوست و او تدبيرکننده عالم است.

خودم و عزيزان را به ورع وتقوا توصيه مي‌کنم. در خطبه اول عرض کردم که بني اميه مي‌خواست شهر را از وحي و اسلام واقعي تهي کند، در زمان ما هم چنين اتفاقي در حال افتادن است. دشمن مي‌خواهد اسلام واقعي و اساس دين را از زندگي مردم خارج کند و به عناوين مختلف اسلام را اشتباهاً به مردم معرفي کند. نوکران آنها مثل حاکمان آل سعود و ديگر دشمنان اسلام در حال منزوي کردن اسلام هستند و اسلام را به غلط تفسير مي‌کنند.

اگر همه اديان الهي، با هر نژاد و هر گرايشي، به انتظار امام عصر(عج) باشيم، زندگيمان با محتوا مي‌شود. اگر به اين روز افتاده‌ايم براي اينست که چنين راهي را نمي‌رويم. وقتي امام عصر ظهور مي‌کنند، حکومت جهاني برپا مي‌کنند. محمد بن يعقوب کليني از پدرش و او از ابن ابي عمير و او از منصور بن يونس نقل مي‌کند که امام باقر(ع) فرمود: «وَ اللَّهِ لَكَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَى الْقَائِمِ ع وَ قَدْ أَسْنَدَ ظَهْرَهُ إِلَى الْحَجَرِ ثُمَّ يَنْشُدُ اللَّهَ حَقَّهُ ثُمَّ يَقُولُ: يَا أَيُّهَا النَّاسُ مَنْ يُحَاجَّنِي‏ فِي اللَّهِ فَأَنَا أَوْلَى بِاللَّهِ، أَيُّهَا النَّاسُ مَنْ يُحَاجَّنِي‏ فِي آدَمَ فَأَنَا أَوْلَى بِآدَمَ، أَيُّهَا النَّاسُ مَنْ يُحَاجَّنِي‏ فِي نُوحٍ فَأَنَا أَوْلَى بِنُوحٍ، أَيُّهَا النَّاسُ مَنْ يُحَاجَّنِي‏ فِي إِبْرَاهِيمَ فَأَنَا أَوْلَى بِإِبْرَاهِيمَ، أَيُّهَا النَّاسُ مَنْ يُحَاجَّنِي‏ فِي مُوسَى فَأَنَا أَوْلَى بِمُوسَى، أَيُّهَا النَّاسُ مَنْ يُحَاجَّنِي‏ فِي عِيسَى فَأَنَا أَوْلَى بِعِيسَى، أَيُّهَا النَّاسُ مَنْ يُحَاجَّنِي‏ فِي مُحَمَّدٍ»؛ به خدا قسم من الآن دارم به فرزندم امام مهدي نگاه مي‌کنم که بر ديوار کعبه تکيه داده است و خدا را به حق خود مي‌خواند. حضرت مهدي مي‌فرمايد: انبياء را من مي‌شناسم، تورات و انجيل را من مي‌شناسم. اي يهوديان! تورات را از من بگيريد. اي مسيحيان! بياييد انجيل را از من بگيريد. مسلمانان بياييد اسلام را از من بگيريد.

بعد از اين صحبتها، حضرت به مقام ابراهيم مي‌روند و به سجده مي‌افتند و تضرع مي‌کنند واشک مي‌ريزند و آنچنان اشک مي‌ريزند و مي‌فرمايند خدايا تو را قسم مي‌دهم که مرا ياري کني و آيه امن يجيب را مي‌خوانند و اشک مي‌ريزند.

آن زمان به تضرع امام سجاد(ع) توجه نشد.  خون مقدس حضرت امام حسين(ع) که ريخته شد که نشان دهنده خباثت و جاني بودن آنها بود. اينها طرفدار اسلام نيستند.  تفکر سردمداران خود را پياده مي‌کنند. امروز هم ما با چنين وضعي مواجهيم. فرهنگ اسلام و مسيحيت چنين شده است.

کانديداهاي رياست جمهوري آمريکا الآن همه شعارهايشان در مورد آدمکشي است. اخلاق، فضائل و آداب مسيحيت، اقتصاد مردم را بايد مورد توجه قرار دهند، ولي چنين نيست. اگر ملت آمريکا به هويت خود و به انسانيت خود برگردد، يک نفر از آنها به اينها رأي نمي دهند و اينها را از جامعه طرد مي‌کنند. اگر اينها به عنوان کانديداي رياست جمهوري انتخاب مي‌شوند، براي اينست که ملتها هويت خود را از دست داده‌اند، ملتها از بين رفته‌اند. جوانها را به گناه و فحشا کشانده‌اند.

 راه مردم جهان انتظار فرج است. جهان اسلام هم همينطور است. انتظار فرج انسان را روي پا نگه مي‌دارد. در روايات فراوان است که وقتي به حضرت رضا(ع) مي‌گويند مشکلات شيعيان زياد مي‌شود، حضرت مي‌فرمايند صبر کنند و دربرابر دشمن بايستند. اگر مسلمانان عربستان به انتظار فرج بودند، اين حاکمان غلط را بيرون مي‌کردند. اگر مردم منطقه به انتظار فرج بودند، حکام مرتجع خود را از کشورشان بيرون مي‌کردند. اين انتظار و توجه به حضرت نيست. اگر بخواهيم زندگي کنيم، بايد به سراغ انتظار برويم. اين تنها در مکتب تشيع نيست. انتظار در همه اديان وجود دارد. فقط بحث در اينست که افرادي مي‌گويند حضرت به دنيا آمده، عده‌اي هم مي‌گويند حضرت به دنيا نيامده است. انتظار واقعي اينست که حضرت در غيبت است. اگر همه در اين انتظار باشيم، خود واقعي خود را پيدا مي‌کنيم و زير بار ظلم نمي‌رويم. تسليم جنايات نمي‌شويم.

روز 13 آبان که در پيش است، خشم ملت ايران بود. از 37 سال به اين طرف خشمها بيشتر شده، آن زمان ملت ايران فکر مي‌کرد آمريکا به او ظلم کرده، الآن يمن هم چنين عقيده‌اي دارد ولو بمبارانها توسط آل سعود انجام مي‌شود. اينها دارند جناياتي را عليه مظلومان دنيا انجام مي‌دهند مخصوصاً جهان اسلام. اين خشم جهاني شده است و فقط مربوط به ايران نيست. اين يمن است. اين عراق و سوريه و بحرين است. مسلمانان گرفتار شده‌اند.

خوشبختانه در کشور ايران رنگ انتظار هست، ولايت فقيه وجود دارد که نايب امام عصر(عج) است. لذا ملت ايران انسجام دارد. دشمن براي همين انسجام و حرکت توطئه مي‌کند. همان بساطي که بني اميه بر عليه مدينه در آن زمان انجام داد، مي‌خواهند بر سر جمهوري اسلامي بياورند. خوشبختانه ما جوانهاي خوبي داريم ولي باز هم کم است. اميدوارم همه عزيزان دختران و پسران ما حالت انتظار امام زمان را داشته باشند و رنگ مهدويت را بگيرند.    

 

منابع:


[1].سوره توبه، آيه 128.

[2].سوره توبه، آيه 128.

[3]. نهج البلاغه، حکمت 7، ص 1091.

[4]. سوره توبه، آيه 129.

 


Rss Services Print  - (6 Body)  Visitor Count: 997
Add Comments
Name:
Email:  
User Comments:
کد امنیتی: تصویر امنیتیتغییر عکس