شاخه بندی اخبار


خطبه‌هاي نماز جمعه تهران به امامت آيت الله امامي کاشاني در تاريخ 9 مهر ماه 1395

خطبه‌هاي نماز جمعه تهران به امامت آيت الله امامي کاشاني در تاريخ 9 مهر ماه 1395

Date:1395/7/10

.


مشروح سخنان آيت الله امامي کاشاني در نماز جمعه تهران در تاريخ 9/07/95

خطبه اول:

قال الله العظيم في کتابه الکريم: «وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُون‏»[1]

در آستانه ماه محرم هستيم و مجامع و مجالس عزاداري و سوگواري تشکيل خواهد شد. به نظرم آمد در اين خطبه به فلسفه عزاداري و سفارش و توجه به عزاداري براي حضرت امام حسين(ع) و اصحابش بپردازم. سخنم را از وصيتنامه حضرت آغاز مي‌کنم. امام حسين(ع) وقتي خواستند از مدينه طيبه به سوي مکه معظمه حرکت کنند و از آنجا به عراق بروند وصيتنامه‌اي چنين نوشت: «بِسْمِ اللَهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. هَذَا مَا أَوْصَي‌ بِهِ الْحُسَينُ بْنُ عَلِي بْنِ أَبِي‌طَالِبٍ إلَي‌ أَخِيهِ مُحَمَّدٍ الْمَعْرُوفِ بِابْنِ الْحَنَفِيه:
إنَّ الْحُسَينَ بْنَ عَلِي يشْهَدُ أَنْ لاَ إلَهَ إلاَّ اللَهُ، وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ. وَ أَنَّ مُحَمَّدًا صَلَّي‌ اللَهُ عَلَيهِ وَءَالِهِ عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، جَآءَ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِ الْحَقِّ وَأَنَّ الْجَنَّه وَالنَّارَ حَقٌّ. وَ أَنَّ السَّاعَه ءَاتِيه لاَ رَيبَ فِيهَا. وَأَنَّ اللَهَ يبْعَثُ مَنْ فِي‌ الْقُبُورِ. إنِّي‌ لَمْ أَخْرُجْ أَشِرًا وَلاَبَطِرًا وَلاَمُفْسِدًا وَلاَظَالِمًا وَإنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاْءصْلاَحِ فِي‌ أُمَّه جَدِّي‌ مُحَمَّدٍ صَلَّي‌ اللَهُ عَلَيهِ وَءَالِهِ؛ أُرِيدُ أَنْ ءَامُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَأَنْهَي‌ عَنِ الْمُنْكَرِ، وَأَسِيرَ بِسِيرَه جَدِّي‌ وَسِيرَه أَبِي‌ عَلِي بْنِ أَبِي‌ طَالِبٍ عليه‌السلام.
»[2]

در اين وصيت نامه چهار نکته وجود دارد. نکته اول اينست که من حرکت نکردم به عنوان کسي که بخواهم بساطي را بر هم زده و ايجاد فتنه کنم، بلکه هدفم از قيام امر به معروف و نهي از منکر است و سيره پيامبر(ص) و اميرالمؤمنين(ع) را احيا مي‌کنم.

ابتدا مي‌فرمايد من به وحدانيت خدا و رسالت پيامبر و روز قيامت و حساب و کتاب و بر حق بودن قرآن شهادت مي‌دهم. اين نکته اول است.

نکته دوم اينست که قيام من براساس فتنه انگيزي نيست، بلکه احياي دين خداست.

نکته سوم اين بود که امر به معروف و نهي از منکر مي‌کنم.

حالا چهار مطلبي که در وصيت نامه آمده است اينست: 1ـ نظر سياسي که آن زمان پخش مي‌کردند و افکار مردم را نسبت به اباعبدالله(ع) گمراه مي‌کردند، اين بود که يزيد لعنت الله عليه حاکم اسلامي است و حسين(ع) بر عليه حکومت اسلامي قيام کرده است.امام در اين خطبه نشان مي‌دهند اين جوسازيها که براي امام حسين(ع) درست کرده بودند، غلط است.

نکته دوم اينست که مي‌گويد من خودم اعتقاد دارم آن کسي که امر به معروف و نهي از منکر مي‌کند، بايد اهل عمل باشد تا اين امر به معروف و نهي از منکر اثرگذار باشد.

آمر به معروف خود عمل کند. بنابراين اينکه آمر به معروف خود عمل کننده باشد و روحيه پاکيزه‌اي داشته باشد و دل طاهر و صافي داشته باشد و زباني طيب داشته باشد مي‌تواند نافذ باشد.

ولي اگر دل آلوده بود و زبان ناخالص بود در اينجا اثرگذاري منفي و يا کمرنگ است. اين يکي از شرايط امر به معروف و نهي از منکر است. مطلب سوم اثرگذاري و امر به معروف و نهي از منکر است، يعني اسلام بر اين اصل استوار است: «وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَر‏»[3]

 دعوت به خير؛ يعني امر به معروف و نهي از منكر، زيرا علاوه بر اينکه دل آدمي بايد پاکيزه باشد، انسان بايد به فکر جامعه هم باشد. جامعه را بسازد که گناه و فساد در جامعه نباشد.  لذا حضرت بر امر به معروف و نهي از منکر تکيه کرده است. تمام هدف همين است.

نکته چهارم اينست که در حادثه عاشورا بر هم زدن حکومت و احياي امر به معروف و نهي از منکر، کار امام حسين(ع) بود. ديگران نتوانستند اين کار را بکنند.

«وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّة‏»[4] نشان مي‌دهد که تبعيض وجود دارد، يعني هر کسي توان نهي در همه منکرات ندارد. بعضي از منکرات بالا است. انسانهاي بالا بايد نهي از منکر کنند. بعضي از منکرها و امربه معروفها با کتابت و سخن گفتن نيست، بلکه با فداکاري است. حضرت اباعبدالله(ع) در اينجا امر به معروف را در دو چيز مي‌ديد: يا برهم زدن حکومت بني اميه و تشکيل حکومت اسلامي و يا فدا کردن خود در راه اسلام. يعني اگر حضرت نتوانست تشکيل حکومت اسلامي دهد، خود را براي اسلام و احياي امر به معروف و نهي از منکر و اسلام فدا کند. برهمين اساس هم خود را فدا کرد و از ابتداي حرکت از مدينه بيان حضرت همين بود. وقتي در شب قبل از حرکت ايشان از مدينه، تعدادي از افراد از جمله محمد بن حنفيه خدمت حضرت آمدند و گفتند که به راه عراق نرو. حضرت فرمود فردا جواب مي‌دهم. حضرت اذان صبح فردا حرکت کردند. به حضرت گفتند شما که فرموديد فردا جواب مي‌دهم چطور شد حرکت کرديد. فرمود: «امرني رسول الله(ص)»؛ پيامبر مرا امر کرده است. حضرت در مکه هم خطبه‌اي ايراد فرمودند در آن خطبه فرمودند «مَنْ كَانَ بَاذِلًا فِينَا مُهْجَتَهُ، فَلْيَرْحَلْ فَإِنِّي رَاحِلٌ مُصْبِحاً، إِنْ شَاءَ اللهُ»[5]؛ من حرکت مي‌کنم هر کس مي‌خواهد با من بيايد.

«خُطَّ بِالْقَلَم»؛ يعني اين امر مکتوب الهي است و به قلم اعلي نوشته شده و برمن فريضه است. اين سخنان از ابتداي حرکت حضرت از مدينه تا آخرين روز تکرار مي‌شود. همانطوريکه بعضي از مورخين تصريح دارند که هر روز که مي‌گذشت، سخن حضرت حسين(ع) شفافتر مي‌شد. وقتي عمر بن سعد گفت امام حسين(ع) بايد با يزيد بيعت کند يا مرگ پايان زندگي اوست، حضرت مي‌فرمودند اين مرگ، مرگ باارزش و خوبي است. درروايات ما است که ارواح ائمه هدي(ع) در شبهاي جمعه و شبهاي قدر به عرش مي‌روند و برمي‌گردند. امام باقر(ع) مي‌فرمايند اگر چنين نبود، علم ما تمام مي‌شد. يعني چه؟ يعني اگر ما به عرش نرويم و برگرديم، معلومات ما همين خواهد بود. رفتن به عرش و برگشتن نقشه عالم و جهان را به ما نشان مي‌دهد. لوح قدر را مطالعه مي‌کند. الواح قدريه را مطالعه مي‌کند.آيه«کُلُّ يوم هُوَ فِى شَأن»[6] يعني خداوند در هر روز در هر شأني است. امام حسين(ع) همين مطلب را اشاره کردند. در اين ايام عاشورا علاوه بر شبهاي قدر و شبهاي جمعه سير به عالم بالا است و لذا عبارات حضرت را وقتي نگاه مي‌کنيم، مي‌بينيم که سخنان حضرت به طور صريح بر روي شهادت تکيه دارد.  اين نکته مهمي است که امام حسين(ع) در عرش سير مي‌کند و با تماس با کانوني که همه تصميم‌گيريها در آنجاست، تصميمات خو را مي‌گيرد و عالم قدر و محو و اثبات را مي‌بيند و لذا همه چيز را ديد.

بنابراين وقتي انسان خطابه‌هاي حضرت را بررسي مي‌کند مي‌بيند که چه در بين راه و بعد در شب عاشورا و روزعاشورا سخنان حضرت صريحتر است. آخرين خطابه حضرت در بعد از ظهر روز عاشورا به دشمنان و يا اصحابشان نبود، بلکه خطاب به زنان و فرزندان و بچه‌ها بود. در وداع دوم وقتي حضرت آمدند وداع کنند، همه را صدا زدند. زنان و بچه‌ها دور حضرت را گرفته بودند و اشک مي‌ريختند. به حضرت مي‌گفتند ما را به چه کسي مي‌سپاري. حضرت فرمودند: بدانيد که خداوند متعال حامي و حافظ شما است. شما فکر نکنيد که خداوند شما را فراموش کرده، بلکه خدا حافظ و حامي شما است. در اين گرفتاريهايي که شما در آن هستيد به شما مقامها و عظمت خواهد داد.

بنابراين مجالس عزاداري بايد در دايره شعاع حسيني باشد. مجامع عزاداري بايد در برابر خورشيد تابان کربلا باشد، يعني روي روضه‌ها، عزاداريها و سينه‌زنيهاي ما اثرگذار باشد. بايد ما را از منکرات دور کند مخصوصاً منکرات را از قلب و روح ما دور کند. توجه به خدا و معنويت مهم است. اينها بايد در دل ما باشد. اگر ما به اين نکات توجه نکرديم، عزاداري ما عزاداري ابتري خواهد بود. لذا فلسفه عزاداري و شرکت در مجالس عزاداري اينست که ما به ياد خدا باشيم. تفکر امام حسين(ع) را در خود زنده کنيم. به معروف عمل کنيم. منکر را ترک کنيم. در مجالس عزاداري امام حسين(ع) تصميم بر اين بگيريم که راه امام حسين(ع) را برويم. خودم و عزيزان را به ورع و تقوا توصيه مي‌کنم.

 

خطبه دوم:

دنيايي که ما در آن زندگي مي‌کنيم، دنيايي است که پر از ظلم و جور و گرفتاري است و مردم در مشکلات به سر مي‌برند. از امام باقر(ع) است که روزگار شما چه خواهد بود وقتي بالا و پايين برويد پناهي نداريد. يعني زماني خواهد آمد که امت اسلام گرفتار خواهد شد. آنها يا گرفتار کفر خواهند شد يا گرفتار کساني خواهند شد که خودشان را مسلمان مي‌دانند و همراه با کفر مي‌دانند. مثل اين روزها که ما گرفتار شده‌ايم.

در روايت ديگر آمده است: «ويل لطغاة العرب»[7]؛ واي بر عرب طاغي در آخر الزمان که اشاره بر وضع امروز دارد که آل سعود را مي‌بينيم که گروه هاي تکفيري را در کشورهاي اسلامي بسيج مي‌کنند و اين مصيبتها را بوجود آورده‌اند. آنها با سرمايه و طراحي صهيونيستها اين مسائل را بوجود آورده‌اند. چه بايد کرد؟ «فانتظروا الفرج»؛ منتظر فرج باشيد و مأيوس نشويد. تسليم گناه نشويد، نگوييد اوضاع چنين است و تسليم گناه شويد.

دختران و خانمهايي که اوضاع بي بندوباري و بي‌عفتي را مي‌بينند، نگويند اوضاع چنين است و تسليم اين اوضاع شوند. بايد به عفت پايدار بود. انسان بايد دنياي کفر و گناه را ببيند.

در روايت ديگر چنين آمده است که از يونس بن يعقوب از مفضل است که مي‌گويد خدمت امام صادق(ع) بودم، گفتم: «مَا عَلَامَةُ الْقَائِم‏»؟ علامت امام مهدي(عج) که قيام خواهد کرد، چيست؟ .

حضرت فرمودند: «إِذَا اسْتَدَارَ الْفَلَكُ‏ فَقِيلَ مَاتَ أَوْ هَلَكَ فِي أَيِّ وَادٍ سَلَكَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ ثُمَّ يَكُونُ مَا ذَا قَالَ لَا يَظْهَرُ إِلَّا بِالسَّيْف»[8]؛ وقتي زمان آنچنان دور بزند و عده‌اي بگويند مهدي به دنيا آمد، ولي از دنيا رفت. و مي‌خواهند با اين کار ترديد در اين امر مي‌کنند؛ و حضرت در اين زمان قيام خواهد کرد.

 در ظهور حضرت شک نکنيد، ترديد نکنيد، دلها به آينده روشن و ثابت قدم باشد. انسان بايد دعا و تضرع به حضرت داشته باشد. انسان بايد توجه به حضرت در دنياي تاريک امروز داشته باشد زيرا اميدآور است.

يکي از مواردي که براي ما اميدآور است، همين ولايت فقيه است. جامعه ولي فقيه دارد که براساس موازين اسلام فکر مي‌کند و آينده نگري مي‌کند.

در همينجا از مقام معظم رهبري تقدير و تشکر مي‌کنم که همواره به اين مشکلات نظر دارند. در همين جريان اخير درباره انتخابات و کانديدا شدن درباره مشکلاتي که در جامعه ايجاد مي‌شود، ايشان چنين سخنان محکمي دارند. درباره مسائل جهان اسلام ايشان دو نامه به جوانان غرب نوشته‌اند و دين اسلام را به آنها معرفي کرده‌اند. تکفيريها خواستند اسلام را واژگون نشان بدهند، نامه‌هايي نوشتند تا جوانان را به اين مسائل توجه دهند. شهادتهايي که شهداي ما داشته‌اند برهمين اساس و راه امام حسين(ع) و توجه به حضرت وليعصر(عج) بود.

اين هفته، هفته نيروي انتظامي است. نيروي انتظامي در امنيت کشور نقش بسزايي دارند. ارزش گذاشتن و پاسداري از اين ارزشها که همين امنيت است. نيروي انتظامي و همه گروه‌هاي مسلح که اينچنين خدمت مي‌کنند برهمان اساس است که کشور، کشور امام عصر(عج) است و حرکت کشور به سوي امام عصر(عج) است. اين شهادتها بر همين اساس است. ما براي شهداي دفاع مقدس و حرم اهل بيت(ع) از پيشگاه خداوند طلب اعتلاي مقام مي‌کنيم. براي پدران و مادران و همسران و فرزندان اجر و صبر مسئلت داريم و براي نيروهاي مسلح از پيشگاه خداوند طلب سلامت و توفيق و خدمت بيشتر داريم. اينها هرچه بيشتر خدمت کنند بيشتر مورد توجه امام عصر و دعاي حضرت هستند.

نکته آخري که عرض مي‌کنم امروز سالگرد شهادت سلطان علي بن محمد باقر در مشهد اردهال است. اين امامزاده بلافصل است. حضرت در زمان خلافت هشام بن عبد الملک، خليفه عباسي، در سال 113هجري قمري به کاشان آمد و نمازجمعه در مشهد اردهال تشکيل داد. در نماز جمعه ايشان بحث از حکومت اسلامي کرد و خود را به عنوان فردي که بايد فرمانده جامعه اسلامي باشد، معرفي کرد. امروز روز شهادت ايشان است. ما به اين امامزاده بزرگوار سلام و تعظيم و احترام داريم. اميدوارم کشور در سايه اهل بيت(ع) در امن و امان باشد و پرچم اسلام انشاء الله هر روز با اقتدار و شوکت بيشتر باشد. خودم و عزيزان را به ورع و تقوا توصيه مي‌کنم. اميدوارم دختران و پسران ما آراسته به لباس تقوا باشند. فرزندان ما در دبيرستان و دانشگاه‌ها از انحراف و گناه اجتناب کنند.         

 

منابع و پي‌نوشتها:


[1]. آل همران، 4.

[2]. مقتل‌ علامه‌ خوارزمي‌« ج‌ 1، ص‌ 188؛  

[3]. آل همران، 4.

[4]. همان.

[5]. اللهوف، سيد بن طاووس، ص 61.

[6]. الرحمن/ 29.

[7]. الكافي، ج‏1، ص370، باب التمحيص و الامتحان.

[8]. بحار الأنوار،  ج‏51، ص 148، باب 6ـ ما روي في ذلك عن الصادق صلوات الله عليه.

 


Rss Services Print  - (6 Body)  Visitor Count: 1069
Add Comments
Name:
Email:  
User Comments:
کد امنیتی: تصویر امنیتیتغییر عکس