شاخه بندی اخبار


مشروح خطبه‌هاي نماز جمعه تهران در تاريخ 25 تير 1395 به امامت آيت الله امامي کاشاني

مشروح خطبه‌هاي نماز جمعه تهران در تاريخ 25 تير 1395 به امامت آيت الله امامي کاشاني

Date:1395/4/25

.


مشروح بيانات آيت الله امامي کاشاني در خطبه‌هاي نماز جمعه تهران در تاريخ 25 تير 1395

خطبه اول:

قال الله العظيم في کتابه الکريم: «سَنُريهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ في‏ أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ شَهيد»[1]

بحثم به حول و قوه خداوند متعال درباره امام عصر(عج) و مسئله غيبت و دوران حکومت و علائم ظهور و وظائف امت اسلام در اين عصر و زمان خواهد بود و اين بحث را از اين خطبه آغاز مي‌کنم.

آيه‌ مبارکه‌اي که تلاوت کردم را چنين ترجمه مي‌کنم: ما آيات خودمان را در آفاق نشان مي‌دهيم؛ يعني ما آياتمان را در اطراف زمين و آفاق نشان مي‌دهيم تا معلوم شود که قرآن و وعده‌هاي الهي حق است.

بعضي از مفسرين بزرگ راه را خوب و درست رفته‌اند. اما بعضي از مفسرين به نظر مي‌رسد راه را ناقص رفته‌اند و همه نکته اين آيه اينست که ضمير «أنّه» به کجا برمي‌گردد. «سَنُريهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ في‏ أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَق» چه چيز حق است؟ بعضي گفته‌اند توحيد حق است. خدا حق است. بله همينطور است. حق خداست. ولي ضمير در سياق آيات بازگشتش به قرآن کريم است. چون آيات درباره قرآن است و آيه قبل اين آيه درباره کساني است که به قرآن با ديد ترديد نگاه مي‌کنند: «قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كانَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ ثُمَّ كَفَرْتُمْ بِهِ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ هُوَ في‏ شِقاقٍ بَعيد»[2]؛ اي پيامبر به اين مردم و انکار کنندگاني که قرآن را انکار مي‌کنند بگو قرآن از خداست. اگر قرآن از طرف خدا بود و شما انکار کرديد، شما زيان کرده‌ايد؛ پس احتمال دهيد از طرف خداست اگر احتمال داديد از طرف خداست عقل مي‌گويد که بايد پيروي کنيد. وقتي از طرف خداست، اگر انکار کرديد گمراه شماييد و شما در شقاق هستيد و دور از حق هستيد. حالا که شما ترديد داريد از طرف خدا هست يا نه، آن را رد نکنيد. ما به زودي به شما آياتمان را نشان خواهيم داد. حوادث را به شما نشان خواهيم داد تا بر همگان روشن گردد که قرآن و وعده‌هاي الهي حق است. حق بودن قرآن از کجا معلوم مي‌شود؟ از خبرهايش در رابطه با اينده و آن چه از آينده خبر مي‌دهد. خداي متعال حق است. ضمير «هُم» اگر به خداوند برگردد، مشکلي نيست.

مرحوم علامه طباطبايي(اعلي الله مقامه) که راه بسياري از مفسرين بزرگ مثل زمخشري (صاحب تفسير الکشاف) از علماي اهل سنت و فيض(اعلي الله مقامه) از علماي شيعه رفته ‌است و بهترين تفسير در ميان شيعه و سني، همين تفسير علامه طباطبايي؛ يعني تفسير الميزان است که هم به اخبار و هم به آيات توجه کرده و هم معناي جامعي را بيان کرده‌ است.

علامه مي‌گويند حوادثي در دنيا رخ خواهد داد که قرآن مي‌گويد ما حوادث را نقل مي‌کنيم و مي‌گوييم حوادثي اتفاق خواهد افتاد؛ مثل اخبار نصرت خداوند به پيامبر اسلام(ص) و سپاهيان اسلام که قرآن آن را را خبر داد و اين نصرت واقع شد و چنين حوادثي پيش خواهد آمد.

اگر به احاديث شيعه و ائمه هدي توجه شود، رواياتي در کافي و ارشاد مفيد از ائمه اطهار آمده است. در روايتي امام کاظم(ع) در تفسير آيه شريفه «سَنُريهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ في‏ أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ شَهيد»[3] فرمودند: «الفتن في آفاق الأرض و المسخ في اعداء الحق»(تفسير صافي، ج4، ص365)؛ يعني نشان مي‌دهيم که چگونه حوادث رخ خواهد داد و خداوند حوادث را خواهد شکست. بنابراين اين نکته را گفته‌اند ولي دنياي امروز خوب حکايت مي‌کند. دنياي امروز بيان اين آيه شريفه را باز کرده است. در آفاق چه حوادثي رخ خواهد داد و چگونه شکست مي‌خورد.

در حديثي از امام صادق(ع) است که از حضرت پرسيدند: «يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ» يعني چه؟ حضرت فرمود: «خروج القائم»[4]

در احاديث ديگر هم هست که به اين نکته اشاره شده است.

به قول فيض لابد است از چنين روزي. «لابد من الامامه»؛ «لابد من الولايه»؛  «لابد من الحجه و الزمان» اين نکته، نکته مهمي است. امروز دنيا در برابر حوادثي است. اين دنيايي است که ما مي‌بينيم. در روايات آمده است «صار المعروف منکراً و المنکر معروفاً»[5]

فلسطين را مي‌کوبند. مسلمانان را از خانه‌ها بيرون مي‌کنند و مي‌گويند که فلسطين حق ماست و ادعا مي‌کنند آنان که از فلسطين حمايت مي‌‎کنند تروريستند. از طرف ديگر مي‌بينيم در مثل يمن، يمن را مي‌کوبند. مردم يمن مي‌گويند ما بايد حکومت خودمان را خود تعيين کنيم، ولي آل سعود يمن را بمباران مي‌کند و کوچک و بزرگ را مي‌کشد و نامش را مي‌گذارد که ما حمايت مي‌کنيم و راه ما درست است و ملت يمن را تروريست مي‌نامند.

ما وقتي بررسي مي‌کنيم، مي‌بينيم در سوريه، در عراق و در نقاط مختلف، اراذل و اوباش را به عنوان مسلمان تکفيري و وهابي با پول آل سعود و سياست صهيونيستها و قدرت و حمايت آمريکا بسيج مي‌کنند. اين همه جنايت را مرتکب مي‌شوند و نام دفاع از حق بر روي آن مي‌گذارند.

ديديد که در کنگره آمريکا مصوبه مي‌گذارند و ادعا مي‌کنند که ايران از تروريسم حمايت مي‌کند. تروريسم چيست؟ شما خودتان از تروريسم حمايت مي‌کنيد! چه کسي جز شما از صهيونيستها حمايت مي‌کند! چه کسي از داعش حمايت مي‌کند؟ ايران چه کرده است؟ ايران مي‌گويد اگر ملت سوريه  و بحرين  مي‌گويند ما بايد حکومت خود را تعيين کنيم، حقشان است. ولي همه عوض شده و فرهنگ را دگرگون کرده‌اند. در گوشه و کنار جنايات زيادي صورت مي‌گيرد. اين حوادث همه خواهد شکست و فرو خواهد ريخت. به نظر بنده در آيه:«حَتّي يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ»، «يَتَبَيَّن»؛ يعني فرهنگ عوض خواهد شد. افکار عوض خواهد شد. برداشتها تغيير خواهد کرد. يعني همين امروز شايد کساني باشند که ظهور حضرت و وجود حضرت مهدي را ضرورت نبينند. ولي قرآن کريم اين پيشامد را در آيه‌هاي مبارکه قطعي مي‌داند و مي‌گويد اين جبر است و بايد پيش بيايد. حوادثي رخ خواهد داد. خداوند متعالي اين حوادث را در آفاق و در گوشه و کنار دنيا بوجود مي‌آورد. دنيا با اين ظلمها و فسادها روبرو شده است. تبين در آن وقتي است که جامعه بشريت احساس کند که بايد منجي بيايد، بايد مصلح بيايد. اين يک بخش از عرضم درباره اينکه چگونه بايد بود وليکن درباره اينکه ما چگونه بايد ظهور حضرت را منتظر باشيم بايد داراي ورع و تقوا باشيم و اين تقوا است که جامعه را براي آينده مي‌سازد. ملتي متعهد بايد باشيم.

چون ظهر وارد شد خداوند متعال را حمد مي‌کنم  و خودم و همه عزيزان را به ورع و تقوا توصيه مي‌کنم و انشاء الله ما با انديشه خود از منتظران حضرت باشيم و جامعه را بسازيم.

 

خطبه دوم:

بحثم اين بود که جامعه ما بايد جامعه‌اي متعهد به تقوا باشد. همانطورکه در خطبه اول عرض کردم «مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَكُونَ مِنْ أَصْحَابِ الْقَائِمِ فَلْيَنْتَظِرْ وَ لْيَعْمَلْ بِالْوَرَعِ وَ مَحَاسِنِ‏ الْأَخْلَاقِ»[6]؛

جامعه‌اي که جامعه اسلامي است و به انتظار امام عصر(عج) است و نظام جمهوري اسلامي است، ملت اين نظام بايد به همان راه باشد، يعني جامعه‌اي باشد متعهد با صفات پسنديده و لذا در اين حديث شريف امام صادق(ع) مي‌فرمايد: «وَ لْيَعْمَلْ بِالْوَرَع»؛ منتظر امام عصر بايد اهل ورع باشد. ورع شدت تقوا است. ورع نقطه بلند تقوا است. بعضي ورع را حياي کامل بيان کرده‌اند. بعضي گفته‌اند «قلة الحياء من قلة الورع»؛ وقتي انسان حياء نداشت، ورع انسان کم خواهد بود. لذا توصيه به ورع و تقوا مي‌کنم که راهمان راه ظهور منجي عالم بشريت باشد.

نکته‌اي که در اين خطبه دوم بايد اشاره کنم، همين مطلبي است که رهبر معظم انقلاب(دام ظله) در روز عيد فطر فرمودند و آن مسئله حقوقهاي ظالمانه و برداشتهاي غلط است. گرچه با داشتن اجازه‌ها و آئين نامه و مقررات و قانون براي خودشان اين حقوقها را درست کردند، ولي ظالمانه است. اين مسئله پيش آمده و ادامه يافته است اينکه اين مسئله از گذشته بوده و ادامه يافته، بلا و مصيبتي بوده است که بايد جداً جلوي آن را گرفت و ايشان دستور دادند که بايد جداً جلوي آن گرفته شود.

بنده چند سطر از نهج البلاغه اميرالمؤمنين(ع) را هم براي آنان که اين برداشتها را کرده‌اند و شايد ادعا کنند که حق با ما بوده و هم براي سه قوه‌اي که الآن مسئوليت به نظام ‌مندي و نظم‌دهي در اين زمينه را دارند، بيان مي‌کنم.

حضرت علي(ع) نامه 41 نهج البلاغه را خطاب به حاکم بصره مي‌نويسند. بسياري، حاکم بصره را عبدالله بن عباس مي‌گويند. ولي قطب راوندي مي‌گويدحاکم بصره، عبيدالله بن عباس بوده است. چون اين تعابير به عبدالله بن عباس بعيد استو عبدالله بن عباس به اميرالمؤمنين(ع) وفادار بوده است.

به هر حال حاکم بصره، پولي از بيت المال برداشت کرد. حضرت مي‌فرمايند که به من چنين گزارش داده‌اند که تو از بيت المال برداشت کرده‌اي.

«أَ مَا تُؤْمِنُ بِالْمَعَادِ أَ وَ مَا تَخَافُ‏ نِقَاشَ‏إ الْحِسَابِ»[7]‏ «نقاش» يعني مناقشه. يعني وقتي انسان مُرد، انسان را مناقشه(سؤال و جواب) مي‌کنند. نِقاش انسان را بيچاره مي‌کند. تمام پس و پيشها و خمها در اراده‌ها، برداشتها و انديشه‌ها پيش مي‌آيد. تو نزد ما از اولي الالباب بودي. من به تو اعتماد داشتم. تو را درستکار مي‌دانستم. 

«كَيْفَ تُسِيغُ‏ شَرَاباً وَ طَعَاماً»؛ چگونه مي‌خوري و مي‌نوشي؟ «وَ أَنْتَ تَعْلَمُ أَنَّكَ تَأْكُلُ حَرَاماً وَ تَشْرَبُ حَرَاماً وَ تَبْتَاعُ الْإِمَاءَ وَ تَنْكِحُ النِّسَاء»؛ تو خوردن و نوشيدن و ازدواجت حرام است. چرا از نقاش نمي‌ترسي؟

«مِنْ أَمْوَالِ الْيَتَامَى وَ الْمَسَاكِينِ وَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُجَاهِدِين»؛ اين مال، مال بيت المال است. مال ايتام و مجاهدين در راه خداست. تو اين مالها را براي خودت برداشتي (و براي آن(به قول بنده)، قانون و ماده درست کردي تا براساس آن برداشت کني.)

«وَ وَ اللَّهِ لَوْ أَنَّ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ فَعَلَا مِثْلَ الَّذِي فَعَلْتَ مَا كَانَتْ لَهُمَا عِنْدِي هَوَادَةٌ وَ لَا ظَفِرَا مِنِّي بِإِرَادَةٍ حَتَّى آخُذَ الْحَقَّ مِنْهُمَا وَ أُزِيحَ الْبَاطِلَ عَنْ مَظْلَمَتِهِمَا»؛ اگر حسن و حسين که نور چشمان من هستند، چنين مي‌کردند، ديگر من رفاقت فرزندي با آنها نمي‌کردم، ديگر به چشم پدر و فرزند براي من نبودند. من آنچه از بيت المال برداشته بودند را مي‌گرفتم و  به بيت المال برمي‌گرداندم تا از مظلمه‌اي که مرتکب شده‌اند، پاک شوند. از خدا بترس کاري که تو کردي، گناهي بزرگ است.

اين چند سطر را گفتم تا آنهايي که اين برداشتها را کرده‌اند، بدانند که بايد برداشتهاي غلطشان را قبل از عذابي که در عالم برزخ و قيامت خواهند شد، به بيت المال برگردانند.

 و اما آن چيزي که به مسئولان عرض مي‌کنم، بيان اميرالمؤمنين(ع) است. حضرت مي‌فرمايند قسم به خدا اگر حسن و حسين چنين مي‌کردند، نزد من حواله‌اي نيست. با من مصالحه‌اي ندارند تا اينکه حق را به بيت المال برگردانند. اين نکته، نکته مهمي است و منحصر به پول خزانه هم نيست. اين مربوط به خزانه دولت و اموال عمومي هم نيست. بلکه چه خزانه دولت باشد، چه غير دولت، چه مراکز و موقوفات و وقف، موضوع از هم زيادي برخوردار است. بايد نقاش برزخ را حساب کرد. اين گناه بزرگي است که انسان با نامهاي مختلف اين ظلم و ستمي را نسبت به کساني که صاحب اين اموال هستند، مرتکب شود.

نکته دوم اينست که جامعه ما بايد به طرف امام عصر(عج) برود و متعهد باشد. چون اين هفته، هفته عفاف و حجاب است اين نکته را عرض مي‌کنم که عفاف و تقوا به نفع تمامي زنان است. خانمي که مراعات تقوا را نمي‌کند، بداند عفاف و حجاب به نفع دختران خودش است. چرا؟ براي اينکه وقتي بي‌عفتي و بي‌حيايي بود، جوانان عياش خودشان را در خيابان سير مي‌کنند، در کوچه و بازار خودشان را قانع مي‌کنند، ازدواج نمي‌کنند. اين ضربه بزرگي به ازدواج است.

و نکته سوم که به آن بطور خلاصه اشاره مي‌کنم و آن مسئله سازمان بهزيستي است. نکته‌اي که عرض مي‌کنم، مسئله بهزيستي است. تکنولوژي در کشور ما بسيار بالا است. خيلي از کشورهاي پيشرفته، وسايل ما را ندارند. بايد در پيشگيري از معلوليتها کار کرد. مرکز علمي در کشور هست که تمام امکانات علمي را دارد و وزير محترم بهداشت هم به اين مسئله توجه دارند و بايد با حمايت و پشتيباني همين تشکيلات علمي و اطلاع رساني صدا و سيما، جامعه ما متوجه شود که مي‌شود با پيشگيري زودتر  و به‌موقع، جلوي به دنيا آمدن فرزندان معلول ذهني و جسمي را گرفت.       

 

 


[1]. فصلت/ 53.

[2]. فصلت/ 52.

[3]. فصلت/ 53.

[4]. الكافي(ط - الإسلامية)، ج‏8، ص381، خطبه لأمير المؤمنين(ع):(عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ‏ لَهُمْ‏ أَنَّهُ‏ الْحَقُ‏ قَالَ يُرِيهِمْ فِي أَنْفُسِهِمُ الْمَسْخَ وَ يُرِيهِمْ فِي الْآفَاقِ انْتِقَاضَ الْآفَاقِ عَلَيْهِمْ فَيَرَوْنَ قُدْرَةَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي أَنْفُسِهِمْ وَ فِي الْآفَاقِ قُلْتُ لَهُ‏ حَتَّى يَتَبَيَّنَ‏ لَهُمْ‏ أَنَّهُ‏ الْحَقُ‏ قَالَ خُرُوجُ الْقَائِمِ هُوَ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ يَرَاهُ الْخَلْقُ لَا بُدَّ مِنْهُ.)

[5]. کتاب التوحيد ، ص19؛ تاريخ نجد ابن غنام، ص284.

[6]. الغيه للنعماني، ص200، باب 11 ما روي فيما أمر به الشيعه من الصبر و الكف و الانتظار للفرج و ترك الاستعجال بأمر الله و تدبيره.

[7]. نهج البلاغه (للصبحي صالح)، ص413 و 414، 41 و من كتاب له ع إلى بعض عماله .....

 


Rss Services Print  - (8 Body)  Visitor Count: 1246
Add Comments
Name:
Email:  
User Comments:
کد امنیتی: تصویر امنیتیتغییر عکس