شاخه بندی اخبار


مشروح خطبه‌هاي نماز جمعه تهران

مشروح خطبه‌هاي نماز جمعه تهران

Date:1395/3/28

.


مشروح خطبه‌هاي نماز جمعه تهران در تاريخ 28 خرداد 1395

 

خطبه اول:

قال الله العظيم في کتابه الکريم: «وَلِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»[1]

آيه مبارکه‌اي که تلاوت شد، آيه 185 سوره مبارکه بقره درباره ماه مبارک رمضان و نزول قرآن کريم است و بحث بنده درباره قسمت آخر اين آيه شريفه است که خواندم.

آيه شريفه را دوباره مي‌خوانم و ترجمه مي‌کنم: «فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَ مَنْ كانَ مَريضاً أَوْ عَلى‏ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُريدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُريدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَ لِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ وَ لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلى‏ ما هَداكُمْ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُون»؛ ماه مبارک رمضان، ماهي است که قرآن در آن نازل شده است. کسي که هلال ماه را رؤيت کرد، بايد روزه بگيرد و اگر بيمار است و يا در سفر است، در زمان ديگري بايد روزه خود را قضا کند و اين حکم و قانون روزه بر اين اساس است که خدا را بزرگ بداريد بر اينکه شما را با نزول قرآن در ماه مبارک رمضان هدايت کرد و به شما حکم روزه را فرمود تا در اين ماه که ماه نزول قرآن است، شما روزه بگيريد و شايد شکرگزار باشيد.

بحث بنده اينست که در فلسفه روزه سه کلمه در قرآن کريم ذکر شده است. يک کلمه در آيه شريفه «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون‏»[2] مي‌باشد که فلسفه روزه‌داري را فرموده است. «لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون‏»؛ شايد با تقوا باشيد. در آيه ديگر «لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلى‏ ما هَداكُمْ»؛ خدا را بزرگ بشماريد بر اينکه خداوند شما را هدايت کرده است و سوم در اين قسمت «وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُون»؛ شايد شاکر باشيد. در دو نکته‌اي که فلسفه روزه را بيان کرده است، کلمه «لعل» به معناي «شايد» آمده است؛ ولي در « لِتُكَبِّرُوا»، بزرگ شمردن خداوند به صورت قطعي است و به صورت احتمال نيست.

 به صورت اجمال مي‌توان سرّ آن را چنين بيان کرد که انسان در روزه ممکن است کارهايي انجام دهد که ارزش روزه را ببرد و همچنين در شکر هم همينطور است که بنده بعداً به آن اشاره خواهم کرد. ولي آنجا که فرموده «وَ لِتُكَبِّرُوا اللَّه» براي اينست که ديگر نيازي به اين ندارد که انسان در اخلاص باشد و يا از گناه دوري کند. روزه گرفتن (نخوردن و نياشاميدن) به خاطر اينست که فرمان خداست. بنابراين وقتي همه براساس فرمان خدا باشد، پس «لِتُكَبِّرُوا اللَّه» صادق است ولو اينکه آن کارها را انجام دهد. در عين حال خود روزه بيانگر اين حقيقت است که خداوند بزرگ است و اين فرمان خداست. اما در اينجا که خدا بزرگ است و فرمان خداست که در جاي ديگر قرآن در آيه سوره رعد مي‌فرمايد: «الْكَبيرُ الْمُتَعال‏»[3]؛ که بدين معناست که خداوند متعال و بزرگ است. متعال از صيغه مبالغه است يعني خيلي بالاست و داراي عظمت است. نکته در عظمت خداست.

فيض اعلي الله مقامه در کتاب محجه البيضاء درباره عظمت پروردگار اين نکات را بيان مي‌کند:

1ـ وقتي انسان مي‌گويد خدا بزرگ است، يعني جلال خداوند را مي‌بيند و عظمت او را تماشا مي‌کند. لذا بايد هيبت کند. هيبت نه به معناي ترس از امور مادي است، بلکه ترس از خداست که شامل ترسي است که توأم از خشوع است. اين هيبت مي‌شود. اين هيبت مولود تعظيم خداوند است که خود اصل ديگري را توليد مي‌کند که انسان در اثر هيبتي که از پروردگار احساس مي‌کند در او شرم و حيا پيدا مي‌شود. مي‌گويد خدايا تو با اين عظمت و جلال و اين همه نعمت که به من دادي من حيا مي‌کنم، زيرا فرمان تو را اطاعت نکردم، غير از تو را ديدم، گناه کردم؛ لذا انسان بايد از اعمال زشت و گناهانش توبه و استغفار کند و توجه کند که اين اعمال باقيست و خداوند اين اعمال را نگه مي‌دارد.

در همان سوره مبارکه رعد آمده است که «سَواءٌ مِنْكُمْ مَنْ أَسَرَّ الْقَوْلَ وَ مَنْ جَهَرَ بِه ِ وَ مَنْ هُوَ مُسْتَخْفٍ بِاللَّيْلِ وَ سارِبٌ بِالنَّهار‏»[4]؛ خداوند همه چيز را مي‌داند. اين صحبتهاي يواشکي ما را مي‌داند و آن کساني که در دل شب مخفيانه خلاف مي‌کنند را خداوند مي‌بيند، آن کساني که در روز حرکت مي‌کنند را هم مي‌بيند؛ زيرا «لَهُ مُعَقِّباتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ إِذا أَرادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوْءاً فَلا مَرَدَّ لَهُ وَ ما لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وال‏‏»[5]؛ معقبات به خود انسانها برمي‌گردد. همانطوريکه بسياري از مفسرين گفته‌اند، «معقبات» به انسان برمي‌گردد که خداوند حافظاني در جلو و پشت سر انسان قرار داده که اين حافظان در همه امور مراقب انسان هستند؛ يعني همه اعضاء و جوارح ما را حفظ مي‌کنند، نمي‌گذارند ما زمين بخوريم و از بين برويم مگر آنجاييکه فرمان خداوند است و عمر ما به پايان رسيده است. ملائکه انسانها را حفظ مي‌کنند و اينها، همه از امر خداوند است.

خداوندا من در برابر تو حيا مي‌کنم که گناه کنم. اين حيا موجب توبه و استغفار انسان مي‌شود. انسان متوجه خداوند مي‌شود. مخصوصاً در شبهاي آينده که ليالي قدر است، انسان دلها را بايد متوجه خداوند کند.

ما زبان را ننگريم و قال را                  ما درون را بنگريم و حال را[6]

دعاي سحر حال مي‌خواهد. نماز شب حال مي‌خواهد. قرآن خواندن حال مي‌خواهد. اينها در درگاه حق تعالي مؤثر است.

حق همي گويد نظر کن بر دلت                     نيست بر صورت که از آب و گل است

از الفاظ کاري برنمي‌آيد، بلکه انسان بايد با خلوص متوجه خداوند باشد. انسان در اين شبهاي قدر بايد توجه به خدا و امام عصر(عج) داشته باشد، مخصوصاً در شب بيست و سوم ماه مبارک رمضان.

 در ليالي قدر مخصوصاً شب بيست و سوم زياد دعاي سلامتي امام زمان و دعاي فرج بخوانيد. چرا؟ براي توجه به حضرت وليعصر(عج). يعني ليله القدر با تو است. تو صاحب ليله القدري. همه امور با نظر تو حل و فصل مي‌شود. از امام عليه السلام پرسيدند آيا ليله القدر در همه زمانهاست؟ حضرت فرمود آري. اگر ليله القدر برداشته شود، امامت و ولايت برداشته مي‌شود. ليله القدر با امامت و ولايت توأم است. بايد به حضرت توجه کرد، زيرا حضرت چکيده و محور و هدف تاريخ و مقصد انبياء و اولياء است. همه براي روز ظهور او آمده‌اند. شب قدر دعا کنيم که خداوندا تو چنين مقدر کن که امسال، سال ظهور و فرج امام عصر(ع) باشد.

خداوندا! به حق شهيد اين ماه و صاحب اين ماه، وجود اقدس اميرالمؤمنين(ع) تو را سوگند مي‌دهيم که اعمال ناقابل ما را بپذير. دعاهاي ما را مستجاب کن. خدايا ما در طي سال، کارهاي زيادي انجام مي‌دهيم، چه بسا اعمال ما با خار و خاشاک همراه است. نماز، روزه، انفاق، حرکات مختلف در حسينيه‌ها و مسجدها صورت مي‌پذيرد، ولي گهگاه در آن خودنمايي، خودخواهيها و منيّتهاست که اعمال ما را از بين مي‌برد. خدايا همه اين خاشاکها را از اعمال ما بردار. خدايا اعمال ما را براي خودت قرار بده.

عرض کردم که خود روزه و اطاعت «لعل» ندارد و «لتکبروالله» است. و اينکه بعضي از مفسرين احتمال داده‌اند «لتکبروا الله» در اين آيه شريفه، الله اکبر نماز عيد است، ظاهراً اشتباه است.

صاحب الميزان به جد مي‌گويد: «وَلِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»، فلسفه حکم است. يعني«شَهْرُ رَمَضانَ الَّذي أُنْزِلَ فيهِ الْقُرْآن» است، نه اينکه برگردد به کسي که مريض است و يا در سفر است و روزه‌اش را قضا کند. «لعل» براي اينست که ما در درگاه خداوند شاکر باشيم. توجه به حق تعالي داشته باشيم. اين شکر موجب مي‌شود که انسان به اين مطلب توجه کند که چه بايد انجام دهد.

   بنده در وقتي که تا اذان باقيست، ولادت حضرت مجتبي(ع) را در نيمه مبارک ماه رمضان تبريک عرض مي‌کنم و از لسان او يک موعظه مي‌شنويم.

«وَسُئِلَ عَنِ الْمُرُوَّه؟ شُحُّ الرَّجُلِ عَلى دينِهِ، وَإصْلاحُهُ مالَهُ، وَقِيامُهُ بِالْحُقُوق»[7]، از امام مجتبي(ع) درباره مروت و جوانمردي پرسيدند: حضرت فرمودند: سه علامت دارد: 1ـ انسان بر دينش حريص باشد (به نماز اول وقت و نماز جماعت و دينش حريص باشد)؛ 2ـ مالش را اصلاح کند (اگر خمس و زکات بر گردنش هست آنها را بدهد، پول را ذخيره نکند، مخصوصاً در جامعه‌اي که نيازمند فراوان است. انسان بايد مالش را اصلاح کند)؛ 3ـ حقوق از جمله حق مردم، حق همسر و حق همسايه را ادا کند.

بنابراين از حضرت مجتبي سؤالي پرسيدند و حضرت چنين پاسخ دادند. ما هم به اين سه کلمه عمل کنيم.

پولداران! ثروتمندان! مالتان را اصلاح کنيد تا اين مال براي آخرت بماند. خودم و عزيزان را به ورع و تقوا توصيه مي‌کنم. خدايا ما را به دوري از شبهات و مالکيت نفس و دوري از گناه حفظ کن.  

 

خطبه دوم:

خودم و همه عزيزان را به تقوا و ورع توصيه مي‌کنم و چند نکته را به دليل گرماي هوا و رعايت حال روزه‌داران محترم بطور فهرست‌وار عرض مي‌کنم.

سخن اول درباره مصلي است. به افرادي که در اين زمينه کار مي‌کنند، توصيه مي‌کنم مشکلاتي که هست را برطرف کنند. جلساتي تشکيل دهند و مشکلات مصلي را برطرف کنند که در اين ايام ماه مبارک رمضان که هوا  گرم است، و به جاي دانشگاه تهران در مصلي نماز برپا شود. من خواهش مي‌کنم به اين امر اهميت دهيد و مشکل را به سرعت حل کنيد.

نکته اول اينست که دنياي استکبار دنيايي است که خودش را روز به روز نشان مي‌دهد و تاريخ هم اين امر را نشان داده و اوضاع و احوال هم حکايت بر آن دارد.

 انقلاب اسلامي و اسلام اصيل با سرعت در حال پيشرفت است، يعني اسلام علوي و اسلام فاطمي (نه اسلام وهابيت و گروه تکفيريها) در حال گسترش است. ولي جلوي پيشرفت اين اسلام را با مثلث شوم يعني پول سعوديها و سياستهاي صهيونيستها و قدرت آمريکا دارند مي‌گيرند. استکبار اين همه فساد در برابر اسلام مي‌کند. ولي بدانند که انقلاب اسلامي و اسلام فاطمي و علوي در حال پيشرفت است.

دو نکته مهم در اين امر وجود دارد: انقلاب اسلامي چيست؟ چه عظمتي دارد؟ چگونه بايد آن را حفظ کرد؟ دنيا با آن چه برخوردي دارد؟ به حق بايد بگويم تنها کسي که از همه بهتر و آگاهتر و روشنتر اين امر را به خوبي در داخل و خارج از کشور تحليل و بيان مي‌کند، واقعاً شخص مقام معظم رهبري دام ظله است.  

به حق بايد عرض کنم که ايشان بر فراز قله‌اي در جهان قرار گرفته‌ که همه دنيا را مي‌بيند و اظهار نظر مي‌کند، ايشان نظراتشان را بيان مي‌کنند. من فقط خواستم به جوانان، فرزندانمان در دانشگاه‌ها، به استادان دانشگاه عرض کنم که قدر اين رهبري و اين انسان بزرگ را بدانيد و نگذاريم کلمات و نظرات ايشان در غربت بماند. نظرات ديگران غير از اين باشد، اشتباه است. مطلب همين است که ايشان تشخيص مي‌دهند. بايد به اين نکته توجه کنيم و به اين مطلب دل بسپاريم که رمز بقاي انقلاب همين است.

نکته دوم اينست که دنياي اسلام بايد در مقابل اين برنامه‌هايي که دنياي استکبار در جهان اسلام از جمله عراق، سوريه، يمن و در نقاط ديگر دارد، با هم متحد و يکپارچه شوند و مسلمان شيعه و سني ندارد و همه بايد با وحدت و انسجام بازوي پيامبر اکرم(ص) را بگيريم و نگذاريم دشمنان اسلام از جمله اين استکبار جهاني پيامبر اکرم(ص) را به زمين بزنند، نگذاريم قرآن را به زمين بزنند. تمام دنياي اسلام در اين مورد مسئولند.

نکته سوم اينست که ما مي‌بينيم که در کشوري همچون بحرين مساجد را مي‌بندند، علماي شيعه را دستگير مي‌کنند و شکنجه مي‌دهند و جلوي آنها را مي‌گيرند. ما بايد با جهان اسلام همدردي کنيم.

نکته چهارم اينست که متأسفانه در پاکستان شيعيان را مي‌کشند، عده‌اي از علماي شيعه اعتصاب کردند، اهل سنّت هم با آنها هماهنگ شدند، حتي مسيحيان هم از آنها حمايت کردند، ولي با کمال تأسف دولت پاکستان ساکت است و ما از دولت پاکستان مي‌خواهيم در سياستهايش تجديد نظر کند.

نکته پنجم هم اينست که در سالروز مبارزه با مواد مخدر بايد گفت که اين مواد مخدر که امروز به صورت شيشه و روان گردان بچه‌هاي ما را از بين مي‌برد، از سياستهاي آمريکاست. از يک طرف از مواد مخدر حمايت مي‌کند؛ از طرف ديگر از تروريست حمايت مي‌کند که خانواده‌ها در حال متلاشي شدن و از بين رفتن هستند. اين وظيفه‌اي بر همه از جمله نخبگان، استادان، معلمان، دبيران در تمام مدارس و دانشگاه‌ها است که در اين باره صحبت کنند، جلوي سيگار کشيدن در مدارس گرفته شود. اين جزء وظيفه ماست. فقط درس گفتن که وظيفه نيست. تکليف ماست که بايد به آن عمل کنيم. مردم ما هم بايد حمايت کنند. در اينجا، از نيروي انتظامي که در مبارزه با مواد مخدر چنين فداکاري مي‌کنند، تشکر مي‌کنم.

جمله آخرم هم درباره سالروز شهادت شهيد دکتر چمران است که براي ايشان و همه شهدا و امام شهدا طلب مغفرت و علو درجات مي‌کنيم.     

 

منابع:


[1]بقره، 185.

[2]. بقره، 183.

[3]. رعد، 9.

[4]. رعد، 10.

[5]. رعد، 11.

[6]. مثنوي مولوي، دفتر دوم، عتاب کردن حق تعالي را موسي را از بهر آن شبان.

[7]. بحارالأنوار: ج 75، ص 111، ضمن ح 6.

 


Rss Services Print  - (7 Body)  Visitor Count: 1208
Add Comments
Name:
Email:  
User Comments:
کد امنیتی: تصویر امنیتیتغییر عکس