شاخه بندی اخبار


مشروح خطبه‌هاي نماز جمعه تهران به امامت آيت الله امامي کاشاني

مشروح خطبه‌هاي نماز جمعه تهران به امامت آيت الله امامي کاشاني

Date:1394/10/18

.


خطبه اول:

قال الله العظيم في کتابه الکريم: «‏وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاما/ وَ الَّذينَ يَبيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَ قِياما»[1]

خودم و همه عزيزان را به تقوا و ورع و دوري از گناه توصيه مي‌کنم و از پيشگاه خداوند متعال مي‌خواهم که خداوند دامن ما و نسل ما را به تقوا آراسته فرمايد و همه ما و خانواده ما را از فجور و گناه دور بدارد.

بحثم در خطبه اول، درباره تمدن اسلام و حرکت اسلام و انبياء الهي مخصوصاً نبوّت خاصه رسول اکرم(ص) مي‌باشد. آيات شريفه‌‌اي را که تلاوت کردم، در سوره مبارکه فرقان است. دنيا مخصوصاً جوانان غرب که مخاطب رهبر معظم انقلاب(دام ظله) در دو نامه بوده‌اند بايد بدانند که قرآن کريم برنامه‌اش اينست. آنچه دشمنان عليه اسلام مي‌گويند و توطئه مي‌کنند، اشتباه است و برنامه اسلام آنچه دشمنان مي‌کنند نيست.

«‏وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاما/ وَ الَّذينَ يَبيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَ قِياما»[2] در اين آيه شريفه که قرآن "عبادالرحمن" بکار برده است، نه "عباد الله"، اين معنا را به ما تفهيم مي‌کند که آنچه قيمت دارد، رحمت است و اين رحمت خداست که بندگان را تربيت مي‌کند. رشدها و تربيتها برخاسته از رحمانيت خداست که تمام وسائل رشد؛ چه مادي و چه معنوي؛ را در دنيا براي بشر ايجاد مي‌کند. ولي اگر بشر از اين امکانات درست استفاده کرد و دنيا را دالان آخرت دانست آنجا هم مشمول رحيم بودن خدا مي‌شود. بنابراين "عباد الرحمن" مربوط به دنيا است و رحيم بودن آن رشد معنوي است.

"عباد الرحمن" وقتي در زمين حرکت مي‌کنند، "هوناً" حرکت مي‌کنند. «هون» يعني با وقار و با سکينه.

سيره نويسان مي‌نويسند وقتي پيامبر اکرم(ص) گام برمي‌داشتند، پاي مبارک را بلند مي‌کردند و روي زمين مي‌گذاشتند بيحال و ضعيف نبودند. پيامبر راه رفتنشان محکم بود، ولي به زمين پا را آرام مي‌گذاردند و بعضي از مراجع تفسير قرآن همچون ابن عباس چنين بيان مي‌کند که اگر بر  زمين پا مي‌گذاريد، آرام راه برويد  و آرامش را در همه زندگي حفظ کنيد.

اين «هوناً» از باطن، روح و آرامش شما حکايت دارد. در بعضي از تفاسير ديگر آمده است که «هوناً» يعني وقتي ما بر زمين پا مي‌گذاريم، پا را چنان بر زمين نگذاريد که بخواهيد زمين را اذيت کنيد.  زمين که مورد آزار قرار نمي‌گيرد. اين بدين معني است که مشي و حرکت بندگان خدا نبايد آزاردهنده براي ديگران باشد. بايد مشي‌اي باشد که فرداي قيامت وقتي زمين دهان باز کرد و آنچه را که در باطن داشت، بيرون ريخت: «وَ أَلْقَتْ ما فيها وَ تَخَلَّت‏»[3]؛ اعمال ما را اعمالي وزين و عالي به آخرت ارائه کند.

و لذا قرآن کريم در ادامه اين آيه شريفه مي‌فرمايند: «وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاما»؛ وقتي جاهلان با بندگان رحمان خدا مي‌آيند و مواجه مي‌شوند، حرفهاي زشت مي‌زنند، بندگان خدا سخن زشت نگويند، بلکه سلام بگويند. سلام نه اينکه بگويد: «عليکم السلام» اگر حرف تندي زد بگويد: «سلام عليکم». بلکه اينست که در برابر حرف تند حرف ملايم بزند. در برابر فحش نصيحتي ملايم کند.

برنامه اسلام اينست که يک مسلمان چنين باشد.  مسلمان مشيّش چنين است که پاي گذاشتنش بر زمين يک نشانه و سمبلي از تمام حرکات اوست.  «وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاما» همين معنا را حکايت مي‌کند. بندگان رحمان خدا روزشان چنين است. شبشان چيست؟

شبشان اينست که با خدا راز و نياز مي‌کنند اينها چنيند. تربيت اسلام چنين است.

بعد مي‌گويد: «وَ الَّذينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذابَها كانَ غَراما»[4]

منطق نبوّت چنين است. دنيا و آخرت را با هم ممزوج کرده است، مثل سرکه و شير که با هم ممزوج مي‌شود و ديگر از هم جدا نمي‌شود. بندگان رحمان خدا دنيا را از آخرت جدا نمي‌کنند. شب و روزشان چنان است. «إِنَّها ساءَتْ مُسْتَقَرًّا وَ مُقاما»[5] ؛ جهنم بدمکاني است. اين برنامه‌اي است که اسلام در رحمت دارد.

حال از سيره پيامبر اکرم(ص) بشنويد. در صحيح مسلم از کتب اهل سنت است که از جابر بن سمره نقل مي‌کند. مي‌گويد: «صليت مع رسول الله(ص) صلاه الأولي»[6]؛ نماز اول(نماز ظهر) را خوانديم. «ثم خرج إلي أهله و خرجت معه» البته بعضي مواقع نماز ظهر و عصر با هم خوانده مي‌شد. در روايات هم هست؛ ولي غالباً از هم جدا بود. از نظر شيعه نيز جدا کردن نماز ظهر و عصر مستحب است. عمل پيامبر اکرم(ص) و ائمه هدي(ع)اين بود که غالباً نماز را جدا مي‌خواندند، ولي در مواقعي که مردم کار داشتند، با هم مي‌خواندند.

ما الآن در مساجد دو نماز را با هم مي‌خوانيم، چون مردم در رفت و برگشتشان دچار مشکل مي‌شوند. نماز ظهر و عصر را با هم مي‌خوانيم.

بهر حال ادامه حديث را بگويم. وقتي من و پيامبر از مسجد بيرون آمديم «فاستقبله ولدان»؛ بچه‌ها جلوي پيامبر اکرم آمدند و از پيامبر(ص) استقبال کردند و جلو آمدند و يک يک به پيامبر اکرم سلام مي‌کردند. پيامبر اکرم(ص) جواب آنها را مي‌داد. ولي حضرت چگونه جواب مي‌دادند؟ «فجعل يمسح خدَّيْ أحدهم واحدًا واحدًا»؛ يعني هر بچه‌اي که سلام مي‌کرد، پيامبر دست به سر و صورت يک يک آنها مي‌کشيد.

جابر بن سمره مي‌گويد من خيلي غبطه خوردم. من به حضرت گفتم: «وأما أنا» من چه کنم من که بچه و کوچک نيستم، من چه کنم!

«فمسح خدَّيَّ فوجدت لِيَدِهِ بردًا أو ريحًا، كأنما أخرجها من جؤنة»؛ پيامبر اکرم(ص) دست بر سر و صورت من هم کشيد. تا دست پيامبر به صورتم کشيده شد، از دست او بوي عطري احساس کردم و نشاطي از دست حضرت پيدا کردم که لذت بردم.

اين برخورد پيامبر اکرم(ص) است. صحيح مسلم نقل مي‌کند: پيامبر اکرم(ص) در خانه با زن و بچه شريک بود؛ هم در محنت و غمها و هم در اعمال و کارهاي خانه با آنها همکاري داشت. در فکر و روش و اندوه همسرش شريک بود

درباره کساني که ارباب رجوع بودند و با پيامبراکرم(ص) کار داشتند باز نقل مي‌کند که پيامبر اکرم مشغول خطبه نماز جمعه بود. مردي وارد شد و گفت: «يا رسول الله رجل غريب»؛ من از باديه و بيابان آمده‌ام. از شما سؤالي دارم.

مردم به او گفتند صبر کن پيامبر مشغول خطبه است. ولي پيامبر اکرم به خاطر او خطبه را قطع کرد و آمد کنار نشست و به آن مرد فرمود بيا. مرد حرفش را زد و پيامبر اکرم(ص) جواب داد و بعد برگشتند و خطبه را تمام کردند «ثم أتي خطبته و اتم آخرها».

اين روش و منش فرهنگ و تمدن اسلام است. همانطورکه رهبر عزيزمان فرمودند بايد به تمدن اسلام وارد شويم وقتي وارد شديم، مي‌بينيم اخلاق، معنويت، علم و عظمت و ارتقاء وجود دارد. من اينها را فقط بيان نمي‌کنم که دنياي غرب بداند اسلام چيست و يا با تبليغاتي که عليه پيامبر اکرم مي‌کنند بخواهم که آنها بدانند خير اينطور نيست. بلکه اگر ما وارد تمدن اسلامي بشويم، ميبينيم اخلاق، معنويت، علم عظمت و ارتقاء  وجود دارد. من اين بحث را فقط براي دنياي غرب که بداند اسلام چيست يا اين تبليغات عليه پيامبر چيست، نمي‌کنم.  بلکه اين درس اخلاق براي بنده و شما هم هست. هم براي بيرون و هم براي داخل خانه و هم براي برخورد با اولاد و بچه‌ها، در برخود با يکديگر در جامعه، در محل تحصيل و در محل کار انسان بايد عباد الرحمن باشيم. در همه امور بايد عباد الرحمان باشيم و بدانيم خدا رحمان است و ما از وجودمان و زندگيمان بايد رحمت ببارد.

حالا آن کساني که به مسلمانان که نياز به کمک دارند، کاري ندارند، و يا اگر مسلماني بيمار است و پول درمان ندارد، کار ندارند اينها عباد الرحمان نيستند. به بينوا و مستمند برسيم. به رحم برسيم. به گرفتار برسيم. رحمت از ما تشعشع داشته باشد. رحمت از ما به ديگران برسد که در اينصورت در بهشت سکني خواهيم گرفت. اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

 

خطبه دوم:

باز هم خودم و همه عزيزان را به ورع و تقوا توصيه مي‌کنم. و شهادت شهيد عظيم‌الشأن، عالم برجسته و روحاني پارساي عربستان سعودي آيت الله شيخ نمر را که به دست حکام سعودي به شهادت رسيد را به جهان اسلام تسليت عر ض مي‌کنم.

بحثي که مي‌خواهم در اينجا بگويم اينست که وقتي يک فردي مي‌آيد اسلام را بگويد، قانون را بگويد، با او چنين رفتار مي‌کنند. اين رفتار با کمال تأسف در دنيا هم رد نمي‌شود، کمي رد مي‌کنند، مخصوصاً مجامع ملي و بين المللي تحريم نمي‌کنند. اين وضعي است که در عربستان سعودي وجود دارد.

مطلبي که در اينجا وجود دارد اينست که به اين حرکتها خبر داده شده است. اين حرکات در روايات است.

به عنوان نمونه بنده اين حديث را نقل مي‌کنم.

در محضر حضرت باقر(ع) هستند. امام مي‌فرمايند: «سمعت أبا عبد اللّه عليه السّلام يقول: ويل لطغاة العرب من أمر قد اقترب»؛ واي براي طاغيان عرب! در امري که در آينده پيش خواهد آمد.

راوي حديث مي‌گويد: «جعلت فداک من امر قد اقترب». راوي مي‌فهمد که منظور آخر الزمان و قبل از ظهور امام عصر(عج) است. اين را راوي مي‌فهمد و لذا مي‌پرسد: «جعلت فداک کم مع القائم من العرب؟» چقدر از عرب با امام عصر حضرت مهدي(عج) هستند؟ امام صادق(ع) فرمودند: «نفر يسير»؛ عده‌اي کم خواهند بود که از امام عصر و از تفکر حضرت حمايت کنند. راوي هم شخصي هست به نام ابن ابي يعفور است.

 راوي مي‌گويد:«و اللّه إنّ من يصف هذا الأمر منهم لکثير»؛ قسم به خدا! بسياري هستند که دم از اسلام مي‌زنند احاديث مهدي و آخر الزمان را در کتابها نقل مي‌کنند اهل مسجد و اهل نمازند شما مي‌فرماييد کم هستند. حضرت مي‌فرمايند: «لأنه للناس أن يمحصوا و يميّزوا و يغربلوا، و يستخرج بالغربال خلق کثير»[7]؛ بايد در آخرالزمان مردم غربال شوند، صفها بايد جدا شود و خبيث و طيب از هم جدا شوند.

در حديثي ديگر از امام ششم(ع) است که مي‌پرسند: چگونه است که در ظهور امام عصر تأخير مي‌شود؟ حضرت مي‌شوند براي اينکه مردم غربال شوند. صفها از يکديگر معين شود.

الآن شما ببينيد که در اين چند سال اخير چگونه صفها معين شد! تاريخ مي‌نويسد که اين تيميه تفکر تکفيري را آورد و عبدالوهاب در عربستان پشت سرش بود. براي عبدالوهاب در عربستان مکان و جا درست کردند. بودجه به او دادند تا در مصر هم وهابيت را گسترش دهد. اين از سالها پيش بود. ولي پنهان بود. اما شما ببينيد صف الآن چگونه روشن شده است. اين کارهايي که الآن هست صف را معين کرد. از يک طرف کشتار آن همه حاجي؛ بعد برخورد عربستان سعودي با کشورهاي ديگر. متأسفانه در عربستان يک حکامي جوان و نادان آمده‌اند که با قساوت قلب کامل دارند کار مي‌کنند. در گذشته نمي‌گذاشتند دشمنيهايشان با اسلام آشکار شود و پنهان کاري مي‌کردند ولي امروز مي‌بينيم صف را جدا کردند. گروههاي جنايتکار همچون جيش الاسلام و نصره الاسلام و داعش و جند الاسلام که در دنيا وجود دارند همه دست پروده چه کساني هستند؟ اين همه جنايات بدست چه کساني انجام شد؟ حقيقت اينست که اين جنايات سه رکن دارد: رکن اولش برنامه‌ريزي اسرائيل است. اين هم باز در روايات هست. ان شاء الله روايات را در جلسات بعدي بحث مي‌کنم.

نکته اينست که طغاة عرب با گروهي از آل اسحاق در آخر الزمان همدست مي‌شوند. آل اسحاق همين صهيونيستها هستند. البته آل اسحاق يعني يهود. البته معلوم است که آل اسحاق شامل همه يهود نيست، بلکه گروهي از يهود است و آنها صهيونيستها هستند.  اين طغاة عرب با آل اسحاق همدست مي‌شوند. تعبير بنده اينست که آل اسحاق يعني: صهيونيست برنامه‌ريز است. قدرتي که حمايت مي‌کند، آمريکا است. پولي که داده مي‌شود توسط عربستان است. الآن اين همه سرمايه‌هايي که در اين راه خرج مي‌شود، همه سرمايه‌گذاري عربستان است. ولي قرآن کريم اين بحث را خوب بيان کرده است.

در سوره مبارکه نور تعبير بلندي دارد:«أَوْ كَظُلُماتٍ في‏ بَحْرٍ لُجِّيٍّ يَغْشاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحابٌ ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ إِذا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَراها وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُور»[8]؛ اينهايي که چنينند سوار موج دريا شده‌اند، موج دريا تاريک است. موجها بر روي موجها سوار هستند. گويا تمام اين موجها سحاب هستند. سحاب يعني ابر آنجا را گرفته است و اين گروه سوار موجند و روزنه‌اي هم باز نيست که ببينند چه بايد بکنند. حتي آنچنان کور شده که دستي که به اين نزديکي است، نمي‌بينند.

نه يمن را مي‌بينند نه کشتارها را مي‌بينند نه زنهاي باردار و بچه‌هايي که قطعه قطعه کردند را مي‌بينند. از آن طرف هر عملي را بدون ترس و باکي انجام مي‌دهند. همين ديشب خبر دادند که سفارت ايران در يمن را با موشک زدند. همچون ظلمات سوار بر موج دريا شده‌اند و هيچ نمي‌فهمند. از آن طرف در عراق 500 نفر را سر مي‌برند 200 خانواده را گروگان مي‌گيرند. در سوريه هم کارهاي ديگرمي‌کنند. در يمن و فلسطين هم کارهاي وحشتناک ديگر.

هجوم به سفارت عربستان در تهران و همچنين کنسولگري مشهد مقدس محکوم است. در کلمات رهبرمعظم انقلاب(دام ظله) که در حمله به سفارت عربستان داشتند، فرمودند که اين حمله هم جرم است و هم خيانت است. مطلب هم معلوم است که در حمله به سفارت عربستان نفوذي‌ها بودند. از آدمهاي نادان هم استفاده کردند.

حتماً دو گروه بودند و شواهد هم دال بر اين ماجراست. گروه پشت پرده که کار را رهبري مي‌کردند و از خود دشمنها بودند و گروهي نادان. دشمن دست بالا گرفت و گفت من با ايران قطع رابطه مي‌کنم. دشمن از آدمهاي نادان در اين راه استفاده کرد.

من تعبير امام صادق(ع) را در اين زمينه مي‌گويم: «و إياك و مصاحبة الأحمق‏ فإنه يريد أن ينفعك فيضرك‏»[9]؛ امام صادق(ع) فرمودند رفاقت با احمق نکن، احمق مي‌خواهد به تو نفع برساند، ولي ضرر مي‌رساند.

بايد به اين نکته توجه داشت که براي نظام جمهوري اسلامي بايد چگونه حرکت کرد. به فرمايش رهبر معظم(دام ظله) به انقلاب نبايد خيانت کرد. افرادي که اين کار را کردند، هم دستگاه مجريه و قوه قضاييه و هم مجلس شوراي اسلامي گفتند اين افراد مجرمند. الآن هم مطلب را پيگيري مي‌کنند. البته مطلب معلوم است عربستان مي‌خواست قطع رابطه با ايران بکند، ولي مطلب از نظر جمهوري اسلامي روشن است. جمهوري اسلامي ايران با آن عظمت و کيانش که در دنيا دارد؛ و ارتقاء علمي، ارتقاء اخلاقي و انسجام در کشور رو به جلو مي‌رود.

دنيا فهميده است که قصد عربستان و دشمنان چيست. از طرف ديگر مي‌بينيم که کنگره آمريکا براي پس فرجام دارد مصوباتي درست مي‌کند. در خود برجام خيلي کار کردند. حالا که به حول و قوه خداوند متعال و انسجام ملت و دولت و رهبري رهبر معظم انقلاب برجام به جايي رسيد. دشمن مي‌خواهد بعد از برجام را بهم بزند و دارد مصوبه درست مي‌کند و با اين مصوبات مي‌خواهند برجام را با مشکل روبرو کنند.

من در اينجا از بعضي کشورهاي عربي تعجب مي‌کنم با اينکه نيازي به پولهاي سعودي ندارند، چرا اينکار را کردند؟ از بعضي همسايه‌هايمان تعجب مي‌کنم که چرا اينکار را کردند. چرا با عربستان سعودي و اسرائيل همکاري مي‌کنند! شما در دنيا به ذلت خواهيد افتاد! جهان شما را مي‌شناسد. چرا با عربستان که باطن خود را نشان داده و در صف خباثت و ضد انسانيت قرار گرفته، همکاري مي‌کنيد! ولي بايد حکومت سعودي و کساني که با سعوديها همکاري مي‌کنند و کنگره آمريکا که مصوباتي تصويب مي‌کنند بدانند که دنيا و جوامع بين المللي با شما نيستند و با شما همکاري نمي‌کنند. دنيا به خاطر جناياتي که مي‌کنيد، بر شما لعنت مي‌کند. بنابراين بايد با قاطعيت گفت که ميلياردها جمعيت روي زمين اين ظلم و ستم آمريکا و اسرائيل و عربستان سعودي را نفرين مي‌کند.

اين اوضاعي که در دنيا ما مشاهده مي‌کنيم و اين وضعي که در جهان است. وضعي است که پيش بيني شده است.

حديثي در اين باره مي‌خوانم و آن حديث از امام صادق(ع) است که در آخرالزمان فتنه‌اي رخ خواهد داد و آن فتنه در دين است. فتنه در دين يعني به نام دين حرکت کردن است.

امام ششم(ع) مي‌فرمايند: «إنا و آل أبي سفيان أهل بيتين تعادينا في الله قلنا صدق الله و قالوا كذب الله قاتل أبو سفيان رسول الله ص و قاتل معاوية علي بن أبي طالب ع و قاتل يزيد بن معاوية الحسين بن علي ع و السفياني يقاتل القائم ع»[10]؛ ما و آل ابي سفيان دو خانواده هستيم و بيت ما با هم نيست که در بحث خدا با هم جنگ داريم.  ما مي‌گوييم خدا راست مي‌گويد، آنها مي‌گويند که خدا دروغ مي‌گويد. ابوسفيان با پيامبر اکرم(ص) جنگيد. معاويه بن ابي سفيان با علي(ع) جنگيد. يزيد بن معاويه ابي سفيان با حسين(ع) جنگيد. سفياني هم با مهدي موعود مي‌جنگد. بنابراين حرکت اينست. از اين حرکت خبر داده‌اند. سفياني با همان روش معاويه و يزيد است.

اين جمله را من در پايان بحثم به مردم عزيزمان عرض مي‌کنم و آن اينست که ايران ماست با وضعي که الآن مي‌بينيد عليه ايران کار مي‌کنند. بدون شک اين جمهوري اسلامي و ولايت فقيه برحق است. شخص ولي فقيه برحق است. اين يک چيزهايي است که مثل آفتاب روشن است. اگر ما در داخل دلخوريهايي داريم، بايد همه را کنار بگذاريم. بايد در انتخابات آينده شرکت کنيم. نبايد بي تفاوت باشيم. اين همه فداکاري و شهيد حيف است. جوانان مثل گلي که در دفاع مقدس و اين روزها مي‌روند و شهيد مي‌شوند. ما بايد انسجام داشته باشيم. بايد با شرکت در انتخابات، به نداي رهبر معظم انقلاب پاسخ بدهيم. اين کشور بايد خود را در دنيا نشان دهد. دشمنان از اجتماع ما ناراحت هستند و از تفرقه ما لذت مي‌برند. بياييم با وحدت و انسجام چنين کنيم که مشمول دعاي امام عصر(عج) باشيم. اين مطلبي که الآن مي‌گويم حديثي است و اعتقادم اينست که آن کسي که نسبت به نظام کوتاهي کند و يا در انتخبات از روي بي تفاوتي شرکت نکند و بگويد به من مربوط نيست، اين فرد مورد لطف امام عصر(عج) نيست. دست رحمت خداوند بر او نيست. اميرالمؤمنين فرمودند: «إلزموا الجماعة و اجتنبوا الفرقة[11] يد الله‏ مع‏ الجماعة[12]» با اجتماع باشيد دست رحمت خداوند با شماست. از هم متفرق و جدا نشويد. امام عصر(عج) هم که الآن يد الله در روي زمين هستند. بگذاريد دست حضرت بالاي سر همه ما و نسل ما باشد. خودم و عزيزان را به ورع و تقوا توصيه مي‌کنم.

 

پيوستها:
 


[1] . فرقان، 63 و 64.

[2] . همان.

[3] . انشقاق، 4.

[4] . فرقان، 65.

[5] . فرقان، 66.

[6] . صحيح مسلم، ج4، ص1814

[7] . الکافي، ج1، ص370، ح 2.

[8] . نور، 40.

[9] . الكافي، ج‏2، ص 377 ،  باب مجالسه أهل المعاصي.

[10] . بحار الأنوار،  ج‏52، ص190، باب 25 علامات ظهوره صلوات الله عليه من السفياني و الدجال و غير ذلك و فيه ذكر بعض أشراط الساعه

[11] . غرر الحكم و درر الكلم، ص150.

[12] . نهج البلاغه (للصبحي صالح)، ص816، 10 - فهرس التعاليم و الوصايا الاجتماعيه.

 


Rss Services Print  - (8 Body)  Visitor Count: 1627
Add Comments
Name:
Email:  
User Comments:
کد امنیتی: تصویر امنیتیتغییر عکس