شاخه بندی اخبار


حسيني البقاء شدن

حسيني البقاء شدن

Date:1396/7/10

حسيني‌البقاء نه‌تنها درشهادت است، بلکه در نشر علم و فهم معارف اسلامي هم هست.


به مناسبت آغاز سال تحصيلي 96 ـ 97 و هفته گراميداشت دفاع مقدس، مراسمي در مدرسه عالي شهيد مطهري برگزار گرديد. سخنران اين مراسم آيت الله امامي کاشاني بودند که مشروح سخنان ايشان در اين مراسم در اختيار علاقه‌مندان قرار مي‌گيرد.

 

بسم الله الرحمن الرحيم

از مرحوم شيخ محمد حسين کاشف الغطاء مشهور است: «الاسلام محمد الحدوث و حسيني البقاء» ؛ اسلام حدوثاً محمدي است و بقاءاً حسيني است. اين به چه معناست؟ آن معنايي که معمولاً از آن تعبير مي‌کنند، همين جانبازيها، جهاد، شهادتها و مبارزات، ايثار و فداکاري است. وقتي کسي شهيد مي‌شود، وقتي خون آن شهيد را دنبال کنيم، مي‌بينيم که وصل به خون سيد الشهدا مي‌شود. اگر آنجاييکه اين شهيد افتاده را انسان دنبال کند، مي‌بينيم که وصل به گودال قتلگاه مي‌شود. اين دو شهيد بزرگوار که امروز از آنها سخن شد: يکي شهيد محمدرضا دهقان که از طلاب متدين و علاقه‌مند به اين مدرسه عالي بود و ديگري شهيد محسن فرامرزي خون پاکشان ريخته شده است که اين خونها رمز بقاء و ماندگاري اسلام هستند.

نکته ديگر هم هست و آن اينست که حسيني البقاء بودن نه تنها در جهاد، مبارزه و شهادت است، بلکه جهاد در نشر علم و فهم معارف اسلامي هم هست که داراي اهميت  است. فهم معارف اسلامي و شيعه اماميه يکي از ابعاد مهم بقاء اسلام است. اينکه در روايات ما آمده کسي که براي امام حسين(ع) با شناخت و معرفت اشک بريزد و گريه کند، يعني  امام حسين(ع) را بشناسد، يعني او حجت خدا، مبيّّن شرع و شريعت را شناخته است.

 بايد اين اصل را پذيرفت که حجت خدا هميشه بر روي زمين هست و زمين بدون حجت خدا نمي‌ماند. اين راه، رفتن در راه امام حسين(ع) است.

بنابراين اگر در اين مدرسه هم درست درس خوانده شود، برنامه‌هاي خوبي برنامه‌ريزي بشود، در تهذيب کوشا باشد، مؤدب باشد، اسلام شناس و تشيع‌شناس خوبي باشد و آنها را به خوبي بفهمد، مقام حجت خدا را به خوبي بفهمد و بيان کند، اينها همه حسيني البقاء است.

انسان اگر بفهمد حجت خدا يعني چه. اينکه امام حسين(ع) با بقيه انسانها فرق دارد. وقتي من روايات را درباره عظمت ائمه هدي(ع) مي‌خوانم که اينها در چه نقطه‌اي در عرش قراردارند، خلقت آنها چگونه است. اين سخن صدرالمتألهين که مي‌گويد: بين حجت خدا و امام معصوم و ديگران اختلاف هست. دو نوع هستند. حکما مي‌گويند افراد بشر يک نوع هستند. نوع انسان که همه انسانها را شامل است، ولي ايشان مي‌گويد همه انسانها را شامل نيست. انسان معصوم انسان ديگري است، ذاتش ذات ديگري است. اينها دو حقيقت هستند. واقعاً هم دو حقيقت هستند. وقتي دو حقيقت بودند، آن وقت است که ضرورت وجود امام معصوم(ع) با دليل علمي ثابت مي‌شود. خلقت وقتي بر مبناي مراتب وجود باشد، در يک نقطه والاست.

در ازل پرتو حسنت به تجلي دم زد

عشق پيدا شد و  آتش به همه عالم زد

بايد يک نقطه بالايي باشد.

عقل مي‌خواست کز آن شعله چراغ افروزد

برق غيرت بدرخشيد و جهان برهم زد

انسان بايد اين را بفهمد که امام و حجت خدا کيست. اگر چنين شد، عاشورا تحقق پيدا کرده است. مجالس ما خوب تحقق پيدا کرده است. اين سير، سير فکري است. آن وقت حسيني البقاء اينست. يک خط جهاد است. خط ديگر فهم اسلام، معارف اسلامي و عمل به آنهاست.

مرحوم سيد آملي کتابي به نام «جامع الاسرار و منبع الانوار» دارد. در آنجا از علوم رسمي و حقيقي بحث مي‌کند. مي‌گويد علوم رسمي فقه، اصول و ادبيات و همه علوم طبيعي را شامل مي‌شود. زمان خواندن اين علوم رسمي را مشخص مي‌کند.50 سال بايد درس خواند تا فقيه کامل شد. سي سال هم بايد خواند تا حکيم شد. 50 سال علوم نقلي و 30 سال علوم عقلي تا فقيه و حکيم شود. اين در علوم رسمي است. و اما در علوم حقيقي مي‌گويد احتياج به هشتاد سال و يک سال ندارد، بلکه انسان بايد در يک ساعت آن را ياد بگيرد. بايد توجه به عظمت نظام خلقت و ائمه کند. اينها در قلب و دل انسان بريزد. اگر چنين شود، علوم رسمي با سرعت جلو مي‌رود؛ يعني علوم رسمي با پشتکار علوم حقيقي جلو مي‌رود. فقه مي‌خواند، پشتوانه‌اش قلب است. واعظ و امام جماعت مي‌شود، پشتوانه‌اش قلب است.  آنوقت اثرگذار است. والا هشتاد سال، هفتاد سال خيلي خوب هم درس خوانده است، ولي نمي‌تواند اثرگذار باشد. لذا در اين تشکيلات مدرسه عالي که اينجاست از نظر علمي همه بايد خوب درس بخوانند. بايد نورانيت و معنويت باشد. در اينجا بچه‌هاي مدرسه عالي پايبند به واحدهاي تعيين شده توسط وزارت علوم نباشد. بچه‌هاي مدرسه عالي بايد از نظر علمي و اخلاقي قوي باشند. اينجا جايي است که بايد عالم و روحاني تربيت کند و بدرد دنيا بخورد. در اينجا بايد روحاني خوب تربيت شود. بايد بدرد اسلام بخورند. در پايان ضمن خير مقدم به شما، خواستم روي اين نکته تأکيد کنم که علم شما بايد حقيقي و رسمي باشد. علم رسمي همين علوم نقلي و عقلي است و علم حقيقي يعني معنويت و نور است.  انشاء الله که موفق باشيد.


Rss Services Print  - (2 Body)  Visitor Count: 369
Add Comments
Name:
Email:  
User Comments:
کد امنیتی: تصویر امنیتیتغییر عکس