شاخه بندی اخبار


درخواست عاقبت بخيري

درخواست عاقبت بخيري

Date:1395/4/22

درخواست حسن عاقبت با عمل و کار آدم مرتبط مي‌شود.


سخنراني آيت الله امامي کاشاني در شب 21 ماه مبارک رمضان سال 1437 قمري (1395 هجري شمسي)

 

آيت الله امامي کاشاني در شب بيست و يکم ماه مبارک رمضان 1437، به شرح دعاي يازدهم صحيفه سجاديه (در باب عافيت و عاقبت بخيري) پرداختند که مشروح آن در اختيار علاقه‌مندان قرار مي‌گيرد:

قال الله العظيم في کتابه الکريم: «الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّور»[1]

اعظم الله أجورنا و أجورکم بمصابنا لاميرالمرمنين(ع).

در شب نوزدهم ماه مبارک رمضان که اولين شب از ليالي قدر بود، به بررسي دعاي 25 صحيفه سجاديه که دعاي براي فرزند بود، پرداختم و بيان شد که بايد براي سعادت بچه‌ها دعا کرد. امشب به حول و قوه خداي متعال به دعاي ديگر صحيفه سجاديه اشاره مي‌کنم و آن دعا درباره حسن ختام و عاقبت به خيري است. چون درخواست بعضي از حاجات در اين شبها بسيار مهم است: يکي عافيت و سعادت، ديگري دعا براي فرزندان و ديگري عاقبت به خيري است. البته دعا براي عاقبت به خير بودن، در صحيفه سجاديه به بيان امام سجاد بدين گونه است که حضرت راه و روش عاقبت به خيري را بيان فرموده است. ولي در عين حال بايد دعا کرد، زيرا بعضي از مواقع اتفاقاتي مي افتد که عاقبت انسان را بر هم مي‌ريزد و لذاست که بايد عاقبت به خيري را از خداوند خواست. درخواست حسن عاقبت با عمل و کار آدم مرتبط مي‌شود. عمل و فعل انسان مهم است، ولي انسان بايد از خدا حسن عاقبت را براي خود و فرزندانش بخواهد. من جملاتي را از صحيفه سجاديه عرض مي‌کنم و توضيح مي‌دهم. در دعاي يازدهم صحيفه سجاديه آمده است: «صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اشْغَلْ قُلُوبَنَا بِذِكْرِكَ عَنْ كُلِّ ذِكْرٍ، وَ أَلْسِنَتَنَا بِشُكْرِكَ‏ عَنْ كُلِّ شُكْر»[2]؛ خدايا! دلهاي ما را همواره به ياد خودت مشغول کن که ياد ديگري در دلهاي ما جاي نداشته باشد. زبانهاي ما به شکر تو مشغول باشد، نه به شکر ديگران.

 «وَ جَوَارِحَنَا بِطَاعَتِكَ عَنْ كُلِّ طَاعَةٍ»؛ جوارح و اعضاي ما همه در طاعت تو باشد.

«فَإِنْ قَدَّرْتَ لَنَا فَرَاغاً مِنْ شُغْلٍ فَاجْعَلْهُ فَرَاغَ سَلَامَةٍ لَا تُدْرِكُنَا فِيهِ تَبِعَةٌ»؛ اگر فراغتي براي من بود، اين فراغت را در سلامت طي کنم نه فراغت در گناه و بيماري قلب باشد. شب است. به خانه آمده‌ايم.فراغت داريم. بايد فراغت ما در سلامت باشد. نه فراغت در غيبت کردن و گناه. اينها همه عاقبت به خيري را متزلزل مي‌کند.

بايد از خدا بخواهيم که علل و عواملي در کار ما پيش نيايد که مسيري که مسير خدايي و عاقبت به خيري ما است، را عوض کند. اينست که چنين مي‌فرمايد فراغتي نباشد که گناه باشد. فراغت سلامت باشد. فراغت ما نگاه به نامحرم در تلويزيون نباشد. از خدا بخواهيم که فراغت ما را فراغت خوب قرار بدهد.

 «وَ لَا تَلْحَقُنَا فِيهِ سَأْمَةٌ، حَتَّى يَنْصَرِفَ عَنَّا كُتَّابُ السَّيِّئَاتِ بِصَحِيفَةٍ خَالِيَةٍ مِنْ ذِكْرِ سَيِّئَاتِنَا»؛ خدايا چنان قرار بده که آن کسي که گناهان مرا مي‌نويسد، از من مأيوس شود و برود.

 «وَ يَتَوَلَّى كُتَّابُ الْحَسَنَاتِ عَنَّا مَسْرُورِينَ بِمَا كَتَبُوا مِنْ حَسَنَاتِنَا»؛ فرشته‌اي که مسئول و متکفل کتاب حسنات من است باشد و حسنات مرا بنويسد، يعني انسان نبايد از خداوند غافل باشد. غفلت، عاقبت انسان را بهم مي‌ريزد.

البته در کتب اخلاق آمده است که ما دو نوع غفلت داريم: غفلت ممدوح و غفلت مذموم داريم. غفلتي که ممدوح و پسنديده است و آن غفلت نسبت به گذشته‌ها است. شرايط گذشته را بيان کند مثلاً:  چگونه بودم، چرا چنين شد، با زن و بچه از گذشته‌ها و گرفتاريهاي خود صحبت کند و در پايان هم به يأس و نااميدي منجر شود. اين غفلتي است که ممدوح است يعني نبايد به فکر گذشته‌ها افتاد.

غفلت مذموم يعني اينکه انسان طوري عمل کند که فرشته‌اي که کتاب سيئاتش باز است، کتابش باز باشد و بنويسد.  

 حضرت زين العابدين(ع) مي‌فرمايد در روز قيامت که همه مرا مي‌بينند، من چنين نباشم که آبرو و حيثيتم برود. اين موضوع را حضرت از خداوند مي‌خواهد. ما هم بايد از خدا بخواهيم. خواستن ما از خداوند متعال به زبان نيست. بايد ببينيم اميرالمؤمنين(ع) امشب چه گفته است.

امام علي(ع) در چنين شبي فرمود: «لِمِثْلِ هذا فَلْيَعْمَلِ الْعامِلُون‏»[3]؛ بايد براي چنين لحظه‌اي دعا کرد. اين لحظه، همان لحظه مرگ است.

چه بسا دختران و پسراني داريم که از تربت امام حسين(ع) آنها را گرفتند. چقدر فرزنداني که براي اينکه زندگي پاکيزه‌اي داشته باشند، براي اذان و اقامه گفتن در گوش آنها، آنها را به پيش علما برده‌اند. اما در جواني، دختران و پسراني هستند که به دانشگاه مي‌روند و در دانشگاه دچار غفلت به تمام معنا مي‌شوند. اينجاست که سوء خاتمه بوجود مي‌آيد. بطوريکه انسان گذشته را فراموش کند. حالا در شب قدر به مسجد مي‌آيد و يا پاي تلويزيون مي‌نشيند و دعا گوش مي‌دهد، بايد به همه اينها توجه کند. حضرت اميرالمؤمنين در لحظات امشب فرمود: «فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَه‏؛ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَه‏»[4].  

وقتي حضرت علي(ع) جانشان از بدن شريفشان عروج مي‌کرد، آخرين جمله‌اي که فرمودند، اين بود: «لِمِثْلِ هذا فَلْيَعْمَلِ الْعامِلُون، بسم الله و بالله و في سبيل الله و علي ملة رسول الله‏».

انسان بايد مراقبت داشته باشد. وقتي انسان گناه کند، عاقبتش را خراب مي‌کند. گناه زندگي را تباه مي‌کند. بايد در زندگي‌هايمان تجديد نظر کنيم. پسران و دخترانمان بايد در زندگي رعايت همه نکات را بکنند. بايد عمل صالح کرد. عمل انسان را پيروز مي‌کند و در دنيا و آخرت به انسان آبرو مي‌دهد. حضرت سجاد(ع) مي‌فرمايد که من عاقبتم بد نباشد.

وقتي فرد مي‌خواهد از دنيا برود، اگر اهل گناه بود، فرشته قبض روح با غضب و چهره‌اي عبوس بر بالاي سرش مي‌آيد و اگر اهل نيکوکاري بود، فرشته قبض روح با نشاط و روي گشاده بالاي سرش مي‌آيد.

اگر انسان گناه کند، مظهر اسماء قهر خدا مي‌شود. شديد انتقام و سريع العذاب مي‌شود. اگر حال انسان خوب باشد، مثل اميرالمؤمنين که مظهر جمال و زيبايي است با همان حالت مي‌آيد.

بنده يادم مي‌آيد هفت يا هشت ساله بودم، با پدرم به ديدن يکي از علماي کاشان به نام مرحوم نورالدين يدالهي که مريض بود، رفتيم. ايشان خوابي نقل کردند. ايشان گفتند من ديشب خواب ديدم که در مسجد جامع شهر کاشان، بلندگويي در مسجد جامع مي‌گويد: حجت الاسلام شيخ نورالدين يدالهي فوت کرد. به تشييع جنازه بياييد. بعد ديدم مردم دسته دسته به طرف مسجد مي‌روند. من هم داشتم مي‌رفتم. در شبستان جنازه‌ام را گذاشته بودند. من بالاي آن جنازه ايستاده بودم. همه اينها را مي‌ديدم. بعد جنازه مرا حرکت دادند. (اين سخن؛ يعني روح بر جنازه اشراف دارد). مرا در فلان غسالخانه غسل دادند و شما و فلان علماي کاشان حضور داشتيد. مرا غسل دادند. موقع نماز شما (يعني پدر من) بر من نماز گذاشتيد. وقتي نماز تمام شد، مرا در قبر گذاشتيد. مرا که در قبر گذاشتند و وقتي مرا در لحد گذاشتند، وقتي خشت آخر را گذاشتند، طوفاني شد و اين طوفان مرا پيچاند و برد در ته قبر قرار داد. همه رفتند. از پايين قبر روزنه‌اي باز شد. دو نفر به سمت من مي‌آيند و از چشمانشان آتش مي‌بارد و جرقه مي‌زد. براي سؤال و جواب آمدند. من خيلي ناراحت شدم. من آنچنان ناراحت شدم. يکدفعه احساس کردم صندلي بالاسرم قرار گرفت. اين دو نفر که با عتاب و تندي با من خطاب مي‌کردند، دستشان را روي سينه‌شان گذاشتند. از من سؤال مي‌کنند ولي خيلي آرام و مؤدب سؤال مي‌کنند و ديگر مثل ابتدا که آمدند نيستند. از من پرسيدند: «من ربک»؟ گفتم: الله جل جلاله. گفتند من نبيک؟ گفتم محمد(ص). گفتند من امامک؟ گفتم علي بن ابيطالب. تا گفتم علي بن ابيطالب؛ صداي روح انگيزي از بالا سر من آمد و گفت کفايت کرد، برويد. اين دو تا هم دستشان را روي سينه گرفته بودند، عقب عقب از همان روزنه قبر بيرون رفتند. قبر من روشن شد.

انسان چطور اينطور مي‌شود؟ اين عاقبت آدم خوب بود. اما ما تکليفمان چيست؟

انسان بايد اخلاص داشته باشد. بايد نور و اخلاص در کارها و نيات ما باشد. همانطورکه حضرت سجاد(ع) فرمود: شکر تو بايد مرا از شکر غير تو منصرف کند. ياد تو بايد مرا از ياد غير تو منصرف کند.  انسان مالش را بايد حساب کند. بايد مال فقرا را بدهد. اگر غفلت باشد، اين مال را در راه خدا خرج نمي‌کند. تمام اين گرفتاريها براي اينست که انسان از ياد خدا غافل است. بحث معاد و اينکه ما بايد روزي از اينجا برويم مهم است.

امشب، شب قدر است. حالا سال ديگر هستيم يا نه. بايد از خدا بخواهيم که زندگي ما را درست کند. اخلاقمان با ديگران خوب شود. حقوق ديگران بر گردنمان نباشد. تهجد از خدا بخواهيم.

حضرت امام سجاد(ع) در ابوحمزه ثمالي از خداوند مي‌خواهند: «سَيِّدِي أَخْرِجْ حُبَ‏ الدُّنْيَا مِنْ‏ قَلْبِي‏ وَ اجْمَعْ بَيْنِي وَ بَيْنَ الْمُصْطَفَى وَ آلِهِ خِيَرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ وَ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم‏»[5]؛ خدايا حب دنيا را از قلب من ببر. اگر حب دنيا، جاه طلبي، پول پرستي، زن بازي از دل انسان برود، آنوقت است که انسان به همان نان و مقام و زن حلال قانع است. البته حب دنيا در ما با حب دنيا در اوليا و حجج خدا که عصمت کليه الهيه دارند، فرق دارد. حجت خدا توجه به خدا دارد. اگر توجه به دنيا داشته باشد، همان توجه به دنيا براي حجت خدا و امام معصوم گناه است. يعني همان يک ساعتي که با زن و بچه است، همان زندگي حلال براي ولي خدا لذتي است که گناه است. ولي اين حب دنيا که براي ما نيست. ولي براي افرادي مثل ما اگر حب دنيا دارم، اگر حب شهوات را دارم، جاه طلبي دارم، اينها را از من دور کن. اگر زن بازي رفت، عياشي رفت، آن وقت است که انسان به همان حلال آن قانع است. مقام پرستي، عياشي گناه است.

«سَيِّدِي أَخْرِجْ حُبَ‏ الدُّنْيَا مِنْ‏ قَلْبِي‏ وَ اجْمَعْ بَيْنِي وَ بَيْنَ الْمُصْطَفَى وَ آلِهِ خِيَرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ وَ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ»؛ بين من و بين پيامبر اکرم(ص) جدايي نباشد و با هم باشيم.

 «وَ انْقُلْنِي إِلَى دَرَجَةِ التَّوْبَةِ إِلَيْك»؛ مرا به جايي برسان که به مقام توبه برسم. امشب در شب احياء توبه کنم.

 «وَ أَعِنِّي بِالْبُكَاءِ عَلَى نَفْسِي»؛ خدايا من اين سحر بر خودم و اعمالم اشک بريزم. بر خودم گريه کنم.

 «فَقَدْ أَفْنَيْتُ بِالتَّسِّوِيفِ وَ الْآمَالِ عُمُرِي؛ وَ قَدْ نَزَلْتُ مَنْزِلَةَ الْآيِسِينَ مِنْ خَيْرِي فَمَنْ يَكُونُ أَسْوَءَ حَالًا مِنِّي»؛ خدايا حال من حالي عجيب است.

 «إِنْ أَنَا نُقِلْتُ عَلَى مِثْلِ حَالِي إِلَى قَبْرِي»؛ اگر من با اين حال به قبرم بروم، چکار کنم؟

 «لَمْ أُمَهِّدْهُ لِرَقْدَتِي»؛ من قبرم را فرش نکرده‌ام. قبر من جاي نرمي نيست. فضاي خوب مي‌خواهم.

 «وَ لَمْ أَفْرُشْهُ بِالْعَمَلِ الصَّالِحِ لِضَجْعَتِي»؛ براي خانه‌ام که مي‌خواهم بخوابم، فرش ندارم.

خدايا اعمال ما را براي خودت خالص قرار بده. خدايا کارهاي ما را خالص براي خودت قرار بده. آن کسي که صحيفه سيئات را مي‌نويسد، دست خالي برود. آن کسي که صحيفه حسنات را مي‌نويسد، پر برود. امشب به ياد حضرت باشيم. براي حضرت دعا کنيم. اينها به انسان نور مي‌دهد. امشب براي ظهور امام عصر(عج) بسيار دعا کنيم.

 

منابع:


[1]. طلاق، 11.

[2]. صحيفه سجاديه، ص 62، دعاي 11: و كان من دعائه عليه السلام بخواتم الخير.

[3].  بحارالانوار، علامه مجلسي، ج 42 ص 281( سوره صافات، آيه 61)

[4]. زلزال، 7 ـ 8.

[5]. مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج‏2، ص591، دعاء السحر في شهر رمضان.

 


Rss Services Print  - (6 Body)  Visitor Count: 1201
Add Comments
Name:
Email:  
User Comments:
کد امنیتی: تصویر امنیتیتغییر عکس