شاخه بندی اخبار


خطبه‌هاي نماز جمعه 15 آبان 1394

خطبه‌هاي نماز جمعه 15 آبان 1394

Date:1394/8/15

.


:: مشروح خطبه‌هاي نماز جمعه 15 آبان 1394 به امامت آيت الله امامي کاشاني ::

 

خطبه اول:

قال الله العظيم في کتابه الکريم: «الَّذينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ لا يَنْقُضُونَ الْميثاق‏»[1]

خودم و همه عزيزان را به ورع و تقوا توصيه مي‌کنم و از خداي متعال درخواست مي‌کنم دامن همه ما، خاصه نسل ما و جوان ما را به تقوا آراسته بفرمايد.

بحثم در خطبه اول پيرامون "عهد و وفاي به عهد" بود.

يکي از مواردي که در قرآن کريم به عنوان عهد و ميثاق مطرح مي‌شود، درباره ازدواج و زندگي زناشويي و خانواده است.

در جايي از قرآن کريم اين تعبير آمده است: «وَ أَخَذْنَ مِنْكُمْ ميثاقاً غَليظا»[2] که اين درباره "صداق" است. آيه شريفه‌اي که تلاوت نمودم، درباره ميثاق و وفاي به عهد است و تمام امور فطري از توحيد گرفته تا نبوت، معاد، امامت و ولايت و تمام احکام اسلام را شامل مي‌شود. همانطوريکه بسياري از بزرگان و حکيمان اسلام از جمله مفسر عظيم الشأن مرحوم علامه طباطبايي(اعلي الله مقامه) به اين معنا تصريح کرده‌اند که تمام احکام اسلام فطري است.

ازدواج و داشتن همسر يک اصل فطري است و به اين اصل فطري در موارد متعددي در قرآن کريم اشاره شده است. از جمله در سوره مبارکه روم آيه 21 آمده است: «وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ إِذا أَنْتُمْ بَشَرٌ تَنْتَشِرُون‏»؛ همسر براي سکون و آرامش زندگي است. سکون و آرامش و طمأنينه براي آدمي نياز است. سکون و آرامش و طمأنينه را به سه بخش مي‌شود تقسيم کرد:

1ـ طمأنينه و انس با خانواده(زن و بچه و...)؛

2ـ انس با خلق خدا؛

3ـ انس با پروردگار.

در قرآن کريم موضوع ازدواج و بودن با همسر به عنوان انس و سکون و سکينه مطرح شده است. و لذا در حديثي، اصبغ بن نباته از اميرالمؤمنين(ع) نقل مي‌کند که حضرت فرمودند: «فَمَنْ أَحَبَّ النِّسَاءَ لَمْ يَنْتَفِعْ‏ بِعَيْشِه‏»[3]؛ کسي که زن دوست بود، از زندگيش بهره نمي‌برد.

 منظور از زن دوست؛  دوست داشتن زن و همسر خودش نيست، زيرا دوست داشتن زن و همسر خود به عنوان مودّت مطرح شده است که بالاترين مرتبه دوستي و محبت است.

 منظور از «احب النساء» کسي است که در محل کار، در خيابان و کوچه به زنان نگاه مي‌کند. کسي که در ارحام، بستگان، در صدا و سيما دوست دارد زنان نامحرم را نگاه کند. اين دوستي نسبت به زن نامحرم به سکونت و آرامش زندگي او ضربه مي‌زند.

بيان اميرالمؤمنين(ع) در رابطه با آرامش و سکون زندگي است. کسي که به زنان نگاه مي‌کند، از زندگيش بهره نمي‌برد؛ يعني زندگي خانه روشن نيست. وقتي انسان از زندگيش بهره مي‌برد که زن، نگاهش به شوهرش باشد و متقابلاً شوهر، نگاهش به زنش باشد. ولي اگر اين نگاه‌ها از درون اتاق و خانه بيرون رفت و به ديگري نگاه کرد و يا با ديگري گفت و شنود و صحبت وخنده کرد، مثل آنچه که ما در ادارات و فروشگاه‌ها و مکانهاي عمومي مي‌بينيم، اين ضربه‌اي بزرگ به اصل ازدواج است. اصل زندگي دچار مشکل مي‌شود و موجب ازدواج نکردن و بالا رفتن سن جوانان در امر ازدواج مي‌شود.

اميرالمؤمنين(ع) مي‌فرمايد: عيش و لذت بردن از زني غير از زن خود موجب لذت نبردن از محيط خانه و خانواده مي‌شود. وقتي انسان شاديش را جاي ديگري خرج کرد و از زندگي با همسرش شاد نبود و لذتش را در بيرون منزل مصرف کرد، اين لذت ديگر در زندگي خانه نيست. اين مسئله مسئله مهمي است.

کساني که با اين و آن ارتباط دارند و لذتهاي چنين و چنان مي‌برند، در خود اين دنيا زندگي ندارند. زندگي در جواني با عياشي و فساد که زندگي نيست. وقتي سنشان بالا مي‌رود، ديگر اصلاً زندگي ندارند و خانه به دوش هستند.

   «الَّذينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ لا يَنْقُضُونَ الْميثاق‏»[4] ميثاق را راغب اصفهاني در مفردات معنا مي‌کند که: «الميثاق العهد المؤکد باليمين و العهد»؛ ميثاق پيماني مؤکد است که با قسم و قرارداد تشکيل مي‌شود.

و لذا در آيه شريفه 20 سوره رعد آمده است:  «وَ لا يَنْقُضُونَ الْميثاق‏»[5] ؛ مؤمنان کساني هستند که وفاي به عهد مي‌کنند و ميثاق را نمي‌شکنند. و لذا طلاق گناهي بزرگ است.

احاديثي درباره طلاق آمده است. از پيامبر اکرم(ص) است «ما من شي ء احب الي اللَّه عزوجل من بيت يعمر في الاسلام بالنکاح و ما من شي ء ابغض الي اللَّه عزوجل من بيت يخرب في الاسلام بالفرقة يعني الطلاق»[6]؛ خانه‌اي در پيشگاه خداوند محبوبتر از خانه‌اي نيست که عروسي و ازدواج در آن برگزار گردد و هيچ خانه‌اي در پيشگاه خدا مبغوضتر از خانه‌اي نيست که در آن طلاق باشد. امام صادق(ع) بعد از اينکه اين بيان را از پيامبر اکرم(ص) نقل مي‌کند، مي‌فرمايد: «ان الله تبارک و تعالي کرر و اکد بغضه باطلاق»[7]؛ خداوند متعال بر بغضش نسبت به طلاق تأکيد و تکرار کرده است.

اين بحث در جاي خود مهم است که ان شاء الله در خطبه‌هاي آينده توضيح خواهم داد که چيزي که اسلام اجازه آن را دارد، چرا خداوند نسبت به انجام آن بغض دارد.

طلاق يک اصل استثنايي است و استفاده کردن از طلاق و سوء استفاده از آن و همسر را رها کردن(نساختن و زندگي را برهم زدن بدون مجوز عقلي و شرعي) درست نيست.

در زمان پيامبر اکرم(ص)، به نزد پيامبر اکرم(ص) آمده و مي‌گفتند که مي‌خواهم زنم را طلاق بدهم. حضرت مي‌فرمودند چرا؟ مي گفت براي اينکه اخلاق او با من جور در نمي‌آيد.  حضرت مي‌فرمود:« وَ عَسى‏ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ»[8] اين زن برايت خير است، او را طلاق نده.

حالا نکته‌اي که هست اينست که اگر طلاق اينچنين مبغوض خداست، پس چرا طلاق مجاز شمرده شده است؟

عرض کردم که مجاز شمرده شدن طلاق اصل است، وليکن اينچنين نيست که اگر کسي زنش را طلاق داد، خدا او را به جهنم ببرد. خداوند بساطي را براي او فراهم مي‌کند که آن بساط او را به جهنم مي‌برد.

 از جمله اين حديث از حضرت صادق(ع) است که: «من أراد به سوء منحه خلقا سيّئا»؛ کسي که مبغوض خدا قرار گرفت، خداوند متعال به او اخلاق بد مي‌دهد. او با اخلاق بد زندگي مي‌کند. اين اخلاق بد براي او پايه‌اي مي‌شود و لذاست که در روايات ماست که آن چيزي که صحيفه قبر انسان را تشکيل مي‌دهد، اخلاق انسان است. وقتي انسان اخلاقش بد باشد، مشکلاتي برايش ايجاد مي‌شود. اينها از مسائلي است که بسيار مهم است.

«فإِنَّ الطلاقَ يَهتَزُّ لهُ العَرشُ»؛ اين بحث ديگري است که چگونه عرش مي‌لرزد. اين بناي خانه را خراب کردن يک چيزي است که باعث بدبختي انسان مي‌شود.

و لذا بايد اخلاقها را اصلاح کرد و ميثاقها و بنيان خانواده و خانه را به هم نريخت. اين بحثي درباره طلاق است.

 اين ايام چون ايام اسارت اهل بيت(ع) است، يک جمله هم در اين مورد عرض کنم. مثل بيست و پنجم محرم که پس فردا است، به روايت بعضي از مورخان اسلام، شهادت حضرت سجاد(ع) است. من يک سطري از اسارت امام سجاد(ع) عرض مي‌کنم.

حضرت سجاد مي‌فرمايند: ما وقتي وارد مجلس يزيد بن معاويه شديم، ما را با ريسمان وارد کردند. اين ريسمان را به هم بسته بودند. يک طرف ريسمان به گردن من و طرف ديگر به کتف عمه‌ام زينب(س)  بسته شده بود.

ما را جلوي يزيد بن معاويه آوردند. او هم بر عريکه و تخت خود نشسته بود. مجلس شام از مسلمانان، سفرا و مسيحيهايي که آنجا آمده بودند پر بود و مي‌گفتند خارجيها را به مجلس شام آورده‌اند. همه براي تماشا آمده بودند.

امام سجاد(ع) مي‌فرمايند وقتي وارد مجلس شديم با همان حال گفتم: «يَا يَزِيدُ مَا ظَنُّكَ‏ بِرَسُولِ اللَّهِ لَوْ رَآنَا عَلَى هَذِهِ الْحَالَة»[9]؛ يزيد تو فکر مي‌کني اگر پيامبر از در اين مجلس وارد شود و ببيند که تو زن و بچه‌اش را اينطور به اسارت گرفته‌اي به تو چه خواهد گفت؟ تا اسم پيامبر خدا(ص) آمد، همه در مجلس گفتند پيامبر خدا؟! زن و بچه پيامبر خدا؟! صداي گريه تمام مجلس شام را فرا گرفت. اينجا بود که زينب کبري(س) خطابه‌‌اي ايراد کردند و کار به جايي رسيد که به سرعت در تمام مساجد شام بحث از حسين(ع) شد.

 مي‌نويسند يزيد وقتي ديد همه جا سخن از امام حسين(ع) است، قرآنها را جزء جزء کرد و گفت کسي غير از خواندن قرآن حق ندارد در مساجد حرفي ديگر بزند. فقط بايد قرآن بخوانند.

« وَ سَيَعْلَمُ الَّذينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُون‏»[10]

صلي الله عليک يا اباعبدالله

 

خطبه دوم:

خودم و عزيزان را به تقوا توصيه مي‌کنم و از خداوند متعال درخواست مي‌کنيم همواره در پيشگاه خداوند مخصوصاً درهنگام نماز خواندن خاضع و خائف باشيم و ما را از گناهان حفظ کند. از خداوند متعال مي‌خواهيم که به ما آنچنان تقوا و ورعي عنايت نموده که اين تقوا در اساس و ريشه ما باشد.  

بحثم در خطبه دوم پيرامون سياست داخلي و خارجي مخصوصاً مطالبي است که رهبر معظم انقلاب (دام ظله) بيان فرموده‌اند و بنده فهرستي از اين مطالب و وظايف را  در قبال  اين فرمايش ايشان بيان مي‌کنم.

نظام جمهوري اسلامي وقتي برقرار شد که انقلاب سفيد شاه وابسته به امپرياليسم غرب آنچنان کشور را گرفته بود و کشور دچار عقب افتادگي شده بود. به فرمايش رهبر معظم انقلاب (دام ظله) که درباره حکومت آل سعود فرموده بودند واقعاً ايران در زمان شاه چنين بود. يعني ايران يک کشور عقب افتاده بود، همانطوريکه امروز آل سعود اين وضع را دارد. ايران چنين بود. با قيام امام اعلي الله مقامه و رهبري ايشان و شهادت جوانان ما کشور به نظام جمهوري اسلامي تبديل شد.

نظام جمهوري اسلامي بر اين اساس استوار است: طبق قانون اساسي پايه‌هاي نظام جمهوري اسلامي براساس عدل، ايمان به خدا، به پيامبر و به معاد و امامت و ولايت است و ايستادگي در برابر سلطه‌ها و استکبار و نرفتن زير بار ظلم است که مخصوصاً در اصل 2 قانون اساسي مطرح شده است.

 اما در بعضي از مباحث نبايد به سراغ منابع ديني رفت، بلکه در اين راه بايد به سراغ تجربه رفت که مقام معظم رهبري هم از تجربه استفاده کردند.

 زيرا اگر به سراغ منابع ديني برويم، ممکن است از آيه و يا روايتي يا از سيره رسول اکرم(ص) استفاده شود، که يک نفر ديگر هم ممکن است از گوشه ديگر به اين مسئله بنگرد. البته اين بدان معنا نيست که در سيره تناقض است. خير! مقامات و نکته‌ها متفاوت است. لذا يک نفر از يک نکته چنين برداشتي دارد؛ يک نفر ديگر از نکته ديگري استفاده کند.

حقيقت مطلب اينست که ولو استفاده از منابع ديني براي همه آزاد است،  وليکن در نظام جمهوري اسلامي از اختيارات و حقوق رهبر اسلام و ولي امر  است که در اصل 110 قانون اساسي به آن اشاره شده است. در اين اصل ترسيم نظام جمهوري اسلامي با ولي فقيه است و نظارت بر حسن اجراي نظام جمهوري اسلامي هم بر عهده ولي امر است و از اختيارات ولي امر است. اختيارات ولي امر در قانون اساسي کاملاً تشريح شده است، از جمله در اصل 110 است که من عرض کردم. بنابراين ممکن است افراد مختلف، نظرات مختلف دهند، ولي نظرات قانوني نظري است که ولي امر مي‌دهد.

مطلب ديگر اينست که استدلال چيست؟  استدلال امري تجربي است. نه اينکه از يک قطعه تاريخ مطلبي را در اين باره بگوييم و ديگري هم استدلال ديگري کند.

آمريکا و استکبار از همان روزهايي که ما خود را شناخته‌ايم، استبداد و استکبار بوده و اين وضع ادامه داشته  و هنوز هم آن مسائل هست و شما مي‌بينيد که شبيه اين روش استبدادي و استکباري را آمريکا در هر کجا بتواند دارد از جمله در کشورهاي عراق، سوريه، لبنان، فلسطين و يمن. اينها کار کيست؟

مسئله‌اي که براي کشور يمن بوجود آمده البته کار آل سعود است؛ ولي حکام آل سعود آنقدر  پست هستند که نوکر اسرائيل و آمريکا شده‌اند و مردم را اينطور به خاک و خون مي‌کشند. ولي بايد دقت کنيم که پشت سر اين جريان، پشت سر داعش کيست. گروه‌هاي تکفيري چه کساني هستند. جمهوري اسلامي ايران اين توفيق را دارد که در برابر اين حرکات مي‌ايستد و هشدار مي‌دهد.

رهبر معظم انقلاب که اقتدار و عزت کشور هستند در اين باره هشدار داده‌اند.

 در نشستي که درباره سوريه داشتند، ما ديديم که چگونه تيم ايران و وزارت خارجه توانست در آنجا اظهار نظر کند و آنها ايران را دعوت کردند. اينها نشانه اقتدار جمهوري اسلامي ايران است. اما دشمنان اسلام اين عظمت و اقتدار را نمي‌خواهند. در قصه برجام و اين همه مذاکرات انجام گرفته، ما فهميديم که دشمنان اسلام مي‌خواهند ايران را محو کنند. بنابراين بايد ما جلوي نفوذ دشمن در کشور را بگيريم. جلوي نفوذ را گرفتن طبيعي است. وقتي انسان بخواهد جلوي نفوذ را بگيرد، بايد حصار ببندد. توحيد نمي‌گذارد از اين ديوارکشي شرک وارد شود. کشور بايد حصار داشته باشد. اقتصاد، اخلاق، سياست بايد داراي حصار باشد. اين حصار و ديوارکشي ضروري است، ولي کافي نيست. اين اصل لازم است، ولو ضروري هم است. ما ديديم در همين 13 آبان  امسال دانشجويان عزيز ما همان خاطره‌اي که در آن زمان بود را زنده کردند و صداي رسا را علطه آمريکا سر دادند.

اين شعار مرگ بر آمريکا واکنش و بازتاب همان حرکتها است. عاقبت ظلم همين است و خداوند ظلم را دوست ندارد. بايد بر اين امر مراقبت کرد. اين مراقبت بسيار مهم است و بر همين اساس است که رهبر معظم انقلاب دام ظله مگر در موارد ضروري که تصريح فرمودند در جاهايي که ضرورت دارد (باز تشخيصش با ولي امر است) طبق قانون اساسي کسي که ولي امر است و مجتهد جامع الشرايط و مدير و مدبر است و بر تمام امور مسلط است و دلسوز کشور است و مصالح مملکت را مي‌بيند و هيچ جناح و قومي را نمي‌بيند، بلکه فقط بر مصالح کشور عمل مي‌کند، قانون اساسي اين اختيار را به ولي امر داده و لذا در مسئله برجام که حمايت و هدايت کردند و تيم مذاکره کننده ما هم با شجاعت و امانت و ديپلماسي دقيق حرکت کردند و شوراي امنيت ملي کشور و مجلس شوراي اسلامي رسيدگي کردند و پيشنهاداتي دادند و الزاماتي هم تعيين کردند.

 رهبر معظم انقلاب(دام ظله) به آقاي رئيس جمهور در نامه‌اي نه اصل را يادآور شدند که به اين اصول تکيه شود و اميدواريم ان شاء الله با همان درايت و باهمان شجاعت که تيم وزارت خارجه در مذاکره دارد و حمايت و دعاي ملت عزيز ما به حول و قوه خداي متعال اين برجام همانطوريکه هست، اجرا گردد.

به هر حال اين مسأله که رهبر معظم انقلاب در جاهاي استثنايي نظر مي‌دهند، پيش مي‌آيد.

اقتصاد مقاومتي مسئله مهمي است که رهبر معظم انقلاب کراراً برآن تکيه داشته و حتي در اين نامه به رئيس جمهور هم کراراً بيان کردند. مقام معظم رهبري حدود اقتصاد مقاومتي را تعيين کردند و اينکه به کجا بايد برسيم. اساس همين است که حصار بايد وجود داشته باشد؛ البته تنها حصار کافي نيست. ما آمديم و دور زميني را ديوار کشيديم. سقف و در و پنجره زديم تا دزد وارد نشود. عده‌اي هم در اين خانه براي زندگي آمدند ولي آنها وسايل زندگي مي‌خواهند. اينها بايد آماده شود. بنابراين کشور بايستي از نظر شرايط زندگي نسبت به صادرات، نسبت به توليد، مستقل و متکي بر خود شود و کشور بايد به وظايف خود عملکند و در اجراي قوانين همت  و تلاش گمارد.

بياني اميرالمؤمنين(ع) در کلام  نهج البلاغه دارند که بنده به آن بيان اشاره‌اي مي‌کنم. حضرت علي(ع) مي‌فرمايند: «يا جابر قوام‏ الدين‏ بأربعة بعالم ناطق مستعمل له و بغني لا يبخل بفضله على أهل دين الله و بفقير لا يبيع آخرته بدنياه و بجاهل لا يتكبر عن طلب العلم‏‏»[11]

جامعه‌اي اگر بخواهد دين ودنيايش قوام داشته باشد، چهار شرط بايد داشته باشد: 1ـ عالمي باشد که به علمش عمل کند. علم امروز کيست.

مجلس مصداق همين عالم است. استادهاي دانشگاه‌ها مصداق همين عالم است. هيأت دولت مصداق همين عالم هستند. کساني که علم به اقتصاد دارند اگر دولت است لايحه بدهد. اگر مجلس است طرح بدهد. قوانيني که مانع تحقق کارهاي کوچک مي‌شود را بردارند. قانون کار چه مشکلي دارد. بايد با شجاعت وارد شوند. البته اين کارها، ساز و کار مي‌خواهد. بايد طوري وارد شوند که کارگراني که هستند راضي باشند و ناراضي نشوند. ولي بايد به قانون کار رسيدگي شود. بايد انحصار شکسته شود. واردات کالا براساس ضرورت به کشور انجام شود. اينها همه کارهايي است که علماي فن اقتصاد بايد انجام دهند. علماي فن اقتصاد بايد علمشان را در اين زمينه بکار بگيرند. دولت لايحه دهد.  کارشناسان اقتصاد در مجلس بررسي کنند و طرح دهند. عالم در اينجا به همين معماست.

دومين نکته‌اي که حضرت علي(ع) به آن اشاره مي‌کند: «و بغني لا يبخل»؛ آن کسي که ثروت و سرمايه دارد، را کمک کنند و راه را برايش باز کنند. چه جنسي مي‌خواهد صادر کند. نظارت کامل بر اين امور باشد. اينها نياز به بررسي دارد. بايد تلاش شود. بصيرت کافي نياز دارد. جهاد و شجاعت مي‌خواهد. بايد بر طبق مصالح کشور عمل کرد.

جمله آخري که حضرت اميرالمؤمنين(ع) به جابر مي‌فرمايد تهديد است براي همه کساني که قدرت دارند. ايشان مي‌فرمايند: «يا جابر من كثرت نعم الله عليه كثرت حوائج الناس إليه‏ فمن قام لله فيها بما يجب فيها عرضها للدوام و البقاء و من لم يقم فيها بما يجب عرضها للزوال و الفناء»[12]؛ کسي که خداوند به او نعمت زيادي عنايت کرد، مردم بيشتر به او نياز پيدا مي‌کنند. اگر اين آدم براي خدا در برآوردن آن حوائج قيام کرد و آنچه لازم بود به آن عمل کرد خداوند متعال آن نعمتها را براي او نگه مي‌دارد. نام نيک و قدرت را برايش نگه مي‌دارد و باقي است؛ ولي اگر به وظايفش عمل نکرد و سستي کرد آن نعمتها را از او مي‌گيرد.

 اگر فردي در دولت و مجلس به وظايفش عمل نکرد و سستي کرد و با کارشناسان خبره و اساتيد فن و عالم در آن زمينه مشورت نکرد، اين نعمت زائل مي‌شود. مثلاً بايد بررسي کنند که با تورم و بيکاري چه بايد کرد! اگر اقتصاد مقاومتي درست شود، مملکت رشد مي‌يابد. اينجاست که وقتي حصارکشيديم و داخل خانه همه وسايل را تأمين کرديم ديگر نياز به بيگانه نداريم و از بيگانه مطالبه‌اي نداريم. اگر انسان به وظيفه‌اش عمل نکند، کارشناس کارش را در اقتصاد انجام ندهد، مشورت نکند و از اساتيد فن کمک نگيرد، اين نعمت زائل مي‌شود. البته بيان اميرالمؤمنين(ع) نسبت به همه کل افراد جامعه است. ايناستفاده اخلاقي مي‌شود که هر کدام از ما بايد با امکاناتي که داريم، حوائج ديگران را برآورده کنيم. اگرديگران به ما مراجعه کردند، ما خودمان را کنار نکشيم و به وظايفمان عمل کنيم. اميدوارم خداوند متعال ما را کمک کند تا بتوانيم  به آنچه وظيفه ما است،  عمل کنيم و اين کشور بتواند با عزت و اقتدار در سايه امام زمان با عظمت پيش برود.

 


[1]. رعد، آيه 20.

[2]. نساء، آيه 21.

[3]. بحار الأنوار،  ج‏70،ص140، باب 123 حب المال و جمع الدينار و الدرهم و كنزهما.

[4]. رعد، آيه 20.

[5]. همان.

[6]. کافي، جلد 5، صفحه 328 .

[7]. همان.

[8]. بقره، 216.

[9]. بحار الأنوار، ج‏45، ص132،  باب 39 الوقائع المتأخره عن قتله صلوات الله عليه إلى رجوع أهل البيت ع إلى المدينه و ما ظهر من إعجازه صلوات الله عليه في تلك الأحوال.

[10]. شعراء، 227.

[11]. نهج البلاغه (للصبحي صالح)، ص541 .

[12]. همان .

 


Rss Services Print  - (10 Body)  Visitor Count: 1495
Add Comments
Name:
Email:  
User Comments:
کد امنیتی: تصویر امنیتیتغییر عکس