شاخه بندی اخبار


نماز جمعه 15 خردادماه 1394

نماز جمعه 15 خردادماه 1394

Date:1394/3/16

.


مشروح سخنراني آيت الله امامي کاشاني در نمازجمعه تهران درتاريخ 94/3/15

 

خطبه اول:

قال الله العظيم في کتابه الکريم: «وَ أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كانَ مَسْؤُلا»[1]

بحثم در خطبه اول پيرامون عهد و وفاي به عهد بود. امروز به حول و قوه خداوند متعال درباره عهدي که ما با امام عصر ارواحنا له الفداء داريم، سخن مي‌گوييم. اين عهد و پيمان را هر روز مي‌خوانيم. دعاي محکم و معتبري است که علامه بزرگ مرحوم محمدجعفر مشهدي در کتاب خود به نام «المزار» آورده است. بزرگان دين از جمله شهيدثاني وقتي از اين کتاب ياد مي‌کنند، مي‌گويد اين کتاب از امام محمدجعفر مشهدي است. همچنين ديگران از او به عظمت ياد کرده‌اند. گرچه بعضي به عظمت او دقت نکرده‌اند.

دعاي عهد در اين کتاب است و مرحوم شيخ عباس قمي(ره) دعاي عهد را از اين کتاب در کتاب مفاتيح آورده است و ثواب آن را هم مي‌نويسد که اگر هر کلمه از اين دعا را بگويد حسنه‌اي در نامه عملش ثبت و سيئه‌اي زايل و محو مي‌شود. اين دعاي عهد به معناي پيماني با امام عصر(عج) است از جمله اين خط شريف است: «اللَّهُمَّ إِنِّي أُجَدِّدُ لَهُ فِي صَبِيحَةِ هَذَا الْيَوْم»[2]؛ من با تو در همين امروز تجديد عهد مي‌کنم؛ «وَ مَا عِشْتُ بِهِ فِي أَيَّامِي عَهْداً وَ عَقْداً وَ بَيْعَه لَهُ‏ فِي‏ عُنُقِي، لَا أَحُولُ عَنْهَا وَ لَا أَزُولُ»؛ در گذشته و آينده‌ام با تو پيمان مي‌بندم. اين پيمان بر گردن من است که از اين پيمان و بيعتي که بسته‌ام کوتاهي نمي‌کنم؛ «اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ، الذَّابِّينَ عَنْهُ، الْمُسَارِعِينَ فِي حَوَائِجِهِ، الْمُمْتَثِلِينَ لِأَوَامِرِهِ، الْمُحَامِينَ عَنْهُ، الْمُسْتَشْهَدِينَ بَيْنَ يَدَيْه».

من در سال 1375 سفري به واتيکان داشتم. در اين سفر با بعضي از فلاسفه مسيحي صحبت ‌کرديم از جمله آقاي راتسينگر که پاپ شد و بعداً هم ازاين سمت استعفا داد. ايشان در آنروزها از شخصيتهاي علمي بود که رئيس کميته علمي واتيکان بود.

در آن جلسه بحث از منجي آخرالزمان شد. ايشان اطلاع داشت. گفت اينکه شيعه مي‌گويد منجي زنده است و در غيبت به سر مي‌برد، اين تفکر نسل جوان امروز را نجات مي‌دهد. و اما آن تفکري که مي‌گويد منجي به دنيا خواهد آمد، نمي‌تواند اميدبخش باشد و نمي‌تواند نسل ما را از اين نااميدي و افسردگي نجات دهد. اين افسردگيها فرزندان ما را به دامن شهوات، مواد مخدر و اين همه مفاسد مي‌کشاند. اگر اين اميد بود متوجه آينده مي‌شوند که آينده چنين نخواهد بود که در آن ظلم حاکم باشد. آينده اين چنين نيست که عدالت نباشد، فضيلت متروک باشد و حقوق افراد منسوخ گردد. خير. راتسينگر خيلي دوست داشت که اين تفکر در دنيا گسترش پيدا کند.

ديروز رهبر معظم انقلاب(دام ظله) (که اميدوارم خداوند متعال ايشان را در ذيل عنايات خاصه امام عصر ارواحنا له الفداء طول عمر و توفيق توأم با اقتدار و سلامت نگه دارد) در بيان عالي که داشتند به اين نکته اشاره کردند که مسئله منجي چيست و ما چه اعتقادي در اين زمينه داريم.

اينکه مهدي(ع) خواهد آمد و ايشان فرزند فاطمه(س) است، در اين جهت نوعاً اتفاق نظر دارند. فقط بحث در اينست که آيا حضرت مهدي(ع)، فرزند بلافصل امام عسکري است يا نه؟! در اين اختلاف است. البته به فرمايش ايشان اين اعتقاد را شيعه و آن کسي که مي‌گويد حضرت به دنيا آمده است اثبات مي‌کند. البته اينجا جاي بحث فني نيست، ولي من ديدم بعضي سخنان و حرفها از بعضي افراد حتي از کسانيکه شيعه اماميه هستند، مي‌باشند و از آنها انتظار اين سخنان نمي‌رود، بيان مي‌شود؛ فکر کردم خطبه اولم را به اين مسئله اختصاص دهم.

 البته همانطورکه عرض کردم بحث اميد و اميدوار بودن يعني اينکه الآن حضرت حاضرند و ما مي‌گوييم ما آماده هستيم تو بيا و ظهور فرما. حضرت در پس پرده است، اين امر اميد ايجاد مي‌کند و جامعه را به تکاپو و حرکت در مي‌آورد.

در اينجا لازم است عرض کنم عده‌اي از بزرگان اهل سنت هم با شيعه اماميه همصدا هستند و بحث کرده‌اند. شخصيتهايي مثل ملاعبدالرحمن جامي، عطار نيشابوري، فخر رازي و حدود بيش از دويست نفر از شخصيتهاي برجسته اهل سنت کلام شيعه را در اين جهت تأييد کرده‌اند. بنده در اينجا خواستم براي اينکه بحث علمي باشد و شايد کساني باشند که اين حرف را بشنوند و قبول نداشته باشند، خواستم اين بحث را توضيح دهم گرچه در سطح عمومي نيست ولي ناچار بودم که اين عرض ادب را به محضر امام عصرارواحنا له الفداء به صورت فني براي اين مخاطبين مطرح کنم.

آن بحثي که الآن مطرح است اينست که زمين نمي‌تواند در هيچ عصر و زماني از حجت خدا خالي باشد. اين مطلب منحصر به شيعه نيست، عده‌اي از علماي اهل سنت هم گفته‌اند.

 اينکه يک نفر بيايد کتاب بنويسد و يا در اين زمينه در دانشگاه داخل يا خارج سخنراني کند و بگويد ما براي اينکه حجت خدا بايد در هر عصر و زماني  بر روي زمين باشد، دليل عقلي و دليل نقلي نداريم؛ تنها 17 حديث دليل نقلي است که اين 17 حديث را هم فقط شيخ کليني در کافي آورده است و مرحوم مجلسي در مرآه العقول اين احاديث را بررسي کرده است. دو حديث را صحيح دانسته است، بقيه را ضعيف دانسته است و با دو حديث صحيح، يک اصل مسلم اعتقادي را که در هر عصر و زمان بايد حجت خدا در روي زمين باشد را نمي‌توان ثابت کرد.

 اين عده در اين باره سخنراني مي‌کنند و در مقابل بعضيها احتياط مي‌کنند و در سخنرانيشان مي‌گويند ما نمي‌دانيم لذا وقتي نمي‌دانيم تکليفي بر گردن ما نيست.

نکته اينجاست اولاً دليل عقلي وجود دارد. شش برهان محکم وجود دارد که من به يک دليل آن از زبان فخر رازي اشاره مي‌کنم.

فخر رازي در پايان عمرش کتابي با عنوان «المطالب العاليه من العلم الالهيه» دارد. در جلد هشتم اين کتاب فخر رازي بحثي با عنوان «استقراء» دارد و مي‌گويد ما وقتي نظام خلقت بررسي مي‌کنيم، در جماد، نبات و انسانها نقطه اوج و حضيض مي‌بينيم.

در انسان نقطه حضيض و پاييني وجود دارد که به حيوانات نزديک است. از طرف ديگر نقطه اوجي وجود دارد که نقطه اوجش هم داراي مراتبي است و آن مرتبه جامعي دارد و بعد مي‌گويد اين مرتبه جامع کيست و چيست.

اين مرتبه جامع را بايد بررسي کنيم و ببينيم که چه کساني اين را گفته‌اند. فخر رازي نقل مي‌کند و مي‌گويد شيعه اماميه معتقدند که اين شخصيت جامع، معصوم است.

عبارت فخر رازي چنين است: «وجماعة من الشيعة الإمامية يسمونه بالإمام المعصوم ، وقد يسمونه بصاحب الزمان، ويقولون بأنه غائب، ولقد صدقوا في الوصفين أيضاً»[3]؛ شيعه اماميه راست گفته: هم در وجود حضرت مهدي و هم در غيبت حضرت راست گفته است.  

چرا صدقوا؟!

در ادامه اين بيان، فخر رازي مي‌گويد: «لأنه لما كان خالياً عن النقائص ، التي هي حاصلة في غيره ، كان معصوماً من تلك النقائص»؛ چون ما اثبات کرديم در انسان هم نقطه اوج وجود دارد. در هر عصر و زمان هم وجود دارد. نقطه اوج، عاري از نقائص و کمبودها است. پس چنين کسي بايد باشد. پس چنين کسي که از نواقص و کمبودها خالي است، معصوم است.

بدين ترتيب اينکه شيعه اماميه مي‌گويد امام مهدي(ع) غائب و معصوم مي‌باشد، صحيح و درست است. 

«وهو أيضاً صاحب الزمان»؛ او صاحب زمان است.

در ادامه فخر رازي مي‌گويد چرا صاحب الزمان است؟!

«لأنا بينا: أنّ ذلك الشخص هو المقصود بالذات في ذلك الزمان، وما سواه»؛ زيرا هدف خلقت اوست. استاد آفرينش در تربيت انسان اوست. بنابراين اوست که صاحب الزمان است. بعد مي‌گويد: «فالكل أتباعه، و هو أيضا غائب: غائب عن الخلق لأن الخلق لا يعلمون أنّ ذلك الشخص هو أفضل أهل هذا الدور، وأكملهم»؛ او غائب است ما به چنين چيزي معتقديم.

بعد در ادامه جملاتي دارد که من اين جمله را هم براي شيعيان و هم علماي شيعه و سني عرض مي‌کنم: «فهذا كلام معقول مرتب على الإستقراء الذي يفيد القطع واليقين»؛ اين کلامي معقول و محکم و مبتني بر دليل و استقراء و مفيد قطع و يقين است.

در اينجا با معذرتخواهي از بعضي مخاطبان عزيز،  من جملاتي را براي اهل فن مخصوصاً طلاب حوزه علميه عرض مي‌کنم. کلمه «استقراء» که مفيد يقين است؛ يک يقين در منطق داريم که به عنوان استقراء منطقي است. استقراء منطقي يقين‌آور است. يقينش هم رياضي است يقين رياضي يعني خلافش محال است. يک يقين ديگر داريم که يقين رياضي و منطقي نيست، بلکه استقراء عقلي و عادي است. يقين عقلي و عادي است که انسان با بررسيها به اين يقين مي‌رسد. بنابراين اين نکته که ما بگوييم استقراء تام و ناقص آوردن اينها در اين بحث درست نيست. من در اينجا اين پرانتز را مي‌بندم.

عرضم اين بود که يک کسي همچون فخر رازي چنين جمله‌اي را مي‌گويد: «أنّ النبوة لا تکرر في کل عصر»؛ نبوت در هر عصري تکرار نمي‌شود، وليکن ولايت هست و اين ولايت ولايت دوازده نفر است. فخر رازي در جمله‌اش به امام عصر چنين تکيه کرده است.

مطلب دوم از عطار نيشابوري است. عطار نيشابوري در اينجا جمله‌اي در شأن امام صادق(ع) دارد که حضرت چه شخصيتي دارند. بعد از اينکه درباره شخصيت امام ششم(ع) صحبت مي‌کند مي‌گويد بنابراين اينچنند همه دوازده امام که: «الاثناعشر واحد؛ الواحد اثناعشر». دوازده نفر يکي هستند و آن يک نفر هم دوازده نفر است.

 عطار بعد از وصف شخصيت امام صادق(ع) مي‌گويد دوازده نفر چنين هستند. اين بزرگي است در بين علماي اهل سنت که چنين سخن مي‌گويد.

عبدالرحمان جامي در اين باره سخن مي‌گويد، ولي من عبارت ايشان را نمي‌خوانم. بنابراين شخصيتهايي از اهل سنت هستند که چنين به امام عصر معتقدند.

در اينجا حديثي درباره ولادت امام عصر(ع) عرض مي‌کنم. ولادت حضرت، ولادتي بسيار پنهان بود. جمله‌اي را در اينجا عرض مي‌کنم و بگذرم.

کسانيکه گفتند و نوشتند که درباره ولادت حضرت 17 حديث بيشتر نيست و دو حديث داراي سند صحيح است و بقيه احاديث داراي سند ضعيف هستند با دو حديث نمي‌شود اثبات کرد که بايد امام معصوم در هر عصري روي زمين باشد به ايشان و کساني که اين کتابها را مي‌خوانند عرض مي‌کنم: اولاً دو حديث نيست بلکه دويست و هشتاد و هفت حديث است. هفده حديث نيست، بلکه دويست و هشتاد و هفت حديث است. اين شخص يک بابش را نگاه کرده و نظر داده، بقيه بابها را نديده است.

از اين 287 حديث، 80 حديثش طبق موازيني که تمام علماي درايه و رجال دارند، صحيح اعلايي است و هيچکس ترديدي ندارد. 30 تا از اين روايات معتبر و معتمد است. 50 حديث از اهل سنت در کتابهايشان هست که زمين نمي‌تواند از حجت خدا و امام و مقام عصمت خالي بماند. اين مطالب را نوشتند و يا در دانشگاه‌ها سخنراني کرده اند، در جواب به اين افراد فقط عرض مي‌کنم اين کارها آثار وضعي براي انسان هم دارد. من چاره‌اي جز گفتن اين مباحث نمي‌بينم، چون اين افراد سخنراني ‌مي‌کنند بعد هم پخش مي‌کنند. بعضي از آقايان هم احتياط مي‌کنند و مي‌گويند ما که ولادت حضرت مهدي را نمي‌دانيم، پس ما تکليفي نداريم. در جواب به اين آقايان مي‌گويم چنين نيست ما مي‌دانيم. اهل فن گفته‌اند. اين مطلب قطعي است و بايد پرسيد و نمي‌توان در پاسخ گفت که ما نمي‌دانيم و اطلاع نداريم.

 انسان بايد با اهلش صحبت کند. اگر کساني که اين سخنرانيها را مي‌کنند و يا اين کتابها را مي‌نويسند و در دانشگاه‌هاي داخل و خارج کشور پخش مي‌کنند، هر موقع خواستند با آنها صحبت مي‌کنيم، در دانشگاه‌ها و صدا و سيما بيايند با آنها صحبت مي‌کنيم و حتي خصوصي هم بيايند با آنها صحبت مي‌کنيم. به قول رهبر معظم انقلاب اسلامي اثبات مي‌کنيم زيرا مسأله، مسأله محکمي است.

 البته اين نکته وجود دارد که ولادت حضرت مخفي است. حالا ببينيد که چقدر مسأله خفاي حضرت مهم بوده، من اين حديث را عرض مي‌کنم:

عن محمد بن علي بن حمزه، حمزه بن حسن بن عبدالله بن عباس بن علي بن ابى طالب با پنج واسطه به حضرت عباس(ع)، فرزند اميرالمؤمنين(ع) مي‌رسد. همه سلسله بسيار کامل و از اسناد اعلايي است.

نقل مي‌کند که خدمت امام عسکري(ع) رسيدم. حضرت امام عسکري(ع) به من فرمود: «قد ولد ولي الله و حجته علي عباده و خليفتي من بعدي» حجت خدا به دنيا آمده است.

«مختونا ليله النصف من شعبان سنه خمس و خمسين و مأتين، عند طلوع الفجر و کان اول من غسله رضوان خازن الجنان، مع جمع من الملائکه المقربين بماء الکوثر و السلسبيل، ثم غسلته عمتي حکيمه بنت محمد بن علي الرضا (عليهم السلام) »[4]؛ در هنگام طلوع صبح سال 255 نيمه شعبان فرزندم به دنيا آمده است.

بعد محمد بن حمزه مي‌گويد به امام عسکري عرض کردم: «أمه؟»؛ مادرش کيست؟

حضرت مي‌فرمايند: «أمه المليکه، لها بعض الأيام سوسن، و في بعضها ريحانه، و کان صقيل و نرجس أيضا من أسمائها» اسم مادرش مليکه است. ولي هر وقتي او را به اسمي صدا مي‌زنند.

ببينيد القاب مختلفي را براي مادرش با نامهاي مختلفي بکار مي‌برند. معلوم است که در اين مسئله، وضعيت خفقان است. حکومتهاي جامعه آن زمان نمي‌توانستند امام را تحمل کنند. اين روايات شيعه و سني بسيار است. از حکيمه خاتون روايتها زياد است. سيزده نفر از حکيمه خاتون نقل کرده‌اند. مطلب و سند ولادت و غيبت و وجود حضرت مهدي(ع) موجود است و هر انسان منصف و پژوهشگري در هر دين و مذهبي باشد بيايد و ببيند که نظام و شرايط و روايات چيست، نمي‌تواند انکار کند.

يک نکته هم من به عنوان جمله آخرم عرض مي‌کنم و آن اينست که در دعاي ندبه مي‌خوانيم براي غيبت امام زمان(عج) اشک مي‌ريزيم. دعاي در فرج تعجيل مي‌کنيم. دعاي براي تعجيل امام عصر(ع) بسيار سفارش شده است و سفارش شده تعجيل را بخواهيد، هم دعا کنيد و هم در دعا براي تعجيل اصرار کنيد. در دعاي عهد اين جمله آمده است که خدايا مرا چنان قرار بده که به حضرت وصل شوم و از اعوان و يارانش قرار بده.

بنابراين ما بايد دعا کنيم، تقوا هم داشته باشيم با امام عصر بايد ارتباط پيدا کرد. وصل به امام عصر در عمل و انديشه همان تقوايي است که توصيه شده است.

 

خطبه دوم:

  قال الله العظيم: «الَّذينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاه»[5]

خودم و همه عزيزان را به ورع و تقوا توصيه مي‌کنم و براي امام بزرگوارمان، شهداي انقلاب و شهداي پانزده خرداد، از پيشگاه خداوند، طلب مغفرت و علو مقام مي‌کنيم. خداوندا! شهداي انقلاب و شهداي پانزده خرداد را در همين امروز مهمان اميرالمؤمنين(ع) قرار بده.

در روز گذشته سالگرد ارتحال امام بزرگوار بود. رهبر معظم انقلاب(دام ظله) درباره امام اعلي الله مقامه و آنچه مربوط به سيره امام است، مطالب عالي و بسيار ارزنده‌اي را عرض کردند. خداوند متعال بعد از رحلت امام، اين نعمت را به جمهوري اسلامي مرحمت نمود. مسئله ولايت ايشان مسئله بسيار مهمي است، زيرا نظام، نظامي اسلامي است که با نظامهاي ديگر فرق اساسي دارد. پايه اين انقلاب پايه الهي و معنوي است.

يک جمله‌اي در خطبه اول خواستم عرض کنم و آن اينست که آن کسانيکه در داخل يا خارج مطالبي را عرض مي‌کنند و يا کتابي  مي‌نويسند و مسئله امام زمان(ع) را زير سؤال مي‌برند (البته بعضي دشمنان اسلامند که با آنها کاري نداريم) اما بعضي از افراد اهل نماز و توجه به دين اسلام و تشيع هستند که اين حرفها را مي‌زنند. گاهي مخالفت با اصل نظام جمهوري اسلامي و ولايت فقيه دارند که آنها را به آن بحثها مي‌کشاند که اصل بحث را انکار مي‌کنند، زيرا ولي فقيه به عنوان نائب عام امام عصر(عج) است. در حقيقت حکومت، حکومت ولايي و اسلامي مي‌شود. نظامش براساس اسلام است و مردم بايد بر همان اساس که جنبه معنوي است، حرکت کنند، همانطورکه قرآن مي‌فرمايد: «وَ لَقَدْ مَكَّنَّاكُمْ فِي الْأَرْضِ وَ جَعَلْنا لَكُمْ فيها مَعايِشَ قَليلاً ما تَشْكُرُون‏»[6]؛ ما به اينها در زمين تمکن، قدرت و حکومت داديم.

اين حکومتي است که قرآن کريم بيان کرده است. بعضي فکر مي‌کنند که بايد اصل را بزنند درحاليکه نظام جمهوري اسلامي حرکتي است که به حول و قوه خداوند متعال به نظام جهاني امام زمان(عج) وصل مي‌شود. ان شاء الله تعالي.

مطالبي که ديروز رهبر معظم انقلاب بيان داشتند، بسيار عالي و ارزنده بود و همه ما شنيده‌ايم. نکته‌اي که مي‌خواهم عرض کنم مسئله معنوي بودن انقلاب است. اساس همين است و لذا يکي از امتيازات امام همين با خدا بودن و خالص بودن بود. در راه خدا بودند. بنده در لحظات آخر عمر امام(ره) بالا سر ايشان بودم. اطباء از ايشان مأيوس شده بودند. صداي اذان مغرب بلند شد. بعضي آقايان که در دفتر امام بودند، همانجا دم گوش امام ‌گفتند امام وقت نماز است اذان مي‌گويند بلند شويد و نماز بخوانيد! امام که در حال اغماء بودند، من ديدم دهانشان باز شد و زبان ايشان تکان ‌خورد. ديدم ايشان چيزهايي دارند مي‌گويند که آنجا بعضي از اطباء حضور داشتند و گفتند امام برگشت.

يک چنين انساني بود؛ يعني «اقاموا الصلاه» و «توجه به خدا»  عجين با امام بود. يعني ايشان در خدا و توجه به خدا غرق بود. اين توجه به خدا از سيره عملي امام بود که رهبر معظم انقلاب به چند مورد از سيره عملي امام اشاره کردند.

خوشبختانه سيره عملي قابل تحريف نيست، تحريف هميشه در مفاهيم است؛ ولي در عمل نمي‌توان تحريف کرد. اينکه برخورد امام با بيگانه چگونه بود را نمي‌شود تحريف کرد.

 برخورد امام(ره) در جهان اسلام و در داخل کشور چگونه بود را نمي‌شود تحريف کرد. به فرمايش رهبر معظم انقلاب در جنگ نيابتي که آمريکا شروع کرده است، بايد بين مسلمين جهان وحدت باشد.

نيابتي يعني اينکه به جاي اينکه خود آمريکا بيايد و جنگ کند، در داخل از خود مسلمانان، گروه‌هاي تکفيري و داعش و ... درست مي‌کند و بعد اينها به جان هم مي‌افتند و بعد دشمن از اين موضوع استفاده مي‌کند.»

 امام (ره) به مسئله وحدت جهان اسلام و با هم بودن مسلمانان اصرار داشتند.

و يا در مسائل اقتصادي، توجه امام به اقتصاد و اينکه وضع مردم بايد چنين باشد و تأمين زندگي شوند.

در مسائل سياسي توجه امام(ره) به اين بود که بايد با دشمن مقابله کرد و فريب دشمن را نخورد.

در آيه شريفه قرآن مجيد آمده است: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِكُمْ لا يَأْلُونَكُمْ خَبالاً»[7]؛ اي کسانيکه ايمان داريد شما بيگانه را رفيق نگيريد، اسرار خود را به بيگانه ندهيد، اينها مي‌خواهند همواره بر شما مسلط شوند تا داراي قدرت، استقلال و اقتدار نباشيد و بر شما چيره شوند و فرزندان و اقتصاد و فرهنگ شما را استثمار و استعمار کنند.

 اينها مسائل مهمي است که بايد به آن توجه کرد. خوشبختانه رهبر معظم انقلاب اسلامي راه امام را پيش مي‌برند. البته گاهي مشکلات و گرفتاريها هست، ولي وقتي انسان وارد جاده‌اي مي‌شود،در اين جاده، سنگ و کلوخ مي‌بيند از روي سنگها و کلوخها بايد عبور کند. وقتي از اين کلوخها و سنگها عبور کرد آن طرف جاده آسفالت است آنجا روشن است و راحت مي‌تواند برود. بايد ملت از اين سنگ و کلوخها عبور کند. اميدواريم به فضل خدا و عنايت پروردگار از اين سنگها و کلوخها عبور کنيم. ان شاء الله خداوند به حول و قوه خودش جمهوري اسلامي را در همه مسائل از جمله مسائل هسته‌اي و غيره عنايت و حمايت بفرمايد.

نکته آخري که عرض مي‌کنم مسئله آموزش و پرورش نسل جوان است. بايد به مسائل نسل جوان پرداخت. امام راحل به اين مسئله توجه داشتند. امام راحل وقتي در حوزه علميه قم درس مي‌گفتند، طلبه‌ها را به اخلاق توجه مي‌دادند. در  فرهنگ، در آموزش و پرورش، استادان و معلمان بايد توجه به اين مطلب کنند که کسانيکه آموزگار و يا استاد مي‌شوند چه کساني هستند. چه شرايطي بايد داشته باشند اينها از مباحث مهمي است که جمهوري اسلامي بايد به اين نکات توجه کند.      

   

منابع:


[1]. اسراء/ 34.

[2]. المزار الكبير (لابن المشهدي)، ص 662، الباب(4) ذكر ما يزار به مولانا صاحب الزمان عليه السلام كل يوم بعد صلاه الفجر.

[3]. المطالب العاليه من العلم الالهي، ج8، ص103 إلى 107.

[4]. النجم الثاق، ص 13، ب 1 – کما في کشف الحق، عن الغيبه للفضل بن شاذان، عن محمد بن علي بن حمزه بن الحسين بن عبيد الله بن عباس بن علي بن أبي طالب عليه السلام.

[5]. حج/ 41.

[6]. اعراف/ 10.

[7]. آل عمران/ 118.

 


Rss Services Print  - (7 Body)  Visitor Count: 1259
Add Comments
Name:
Email:  
User Comments:
کد امنیتی: تصویر امنیتیتغییر عکس