شاخه بندی اخبار


خطبه‌هاي نماز جمعه تهران به امامت آيت الله امامي کاشاني

خطبه‌هاي نماز جمعه تهران به امامت آيت الله امامي کاشاني

Date:1394/1/15

.


مشروح خطبه‌هاي نماز جمعه تهران در تاريخ 14 فروردين ماه 1394

به امامت آيت الله امامي کاشاني

خطبه اول:

قال الله العظيم في کتابه الکريم: «أَوْفُوا بِالْعُقُود»[1]

خودم و همه عزيزان را به ورع و تقوا توصيه مي‌کنم و از خداي متعال درخواست دارم که ما را آنچنان بدارد که همواره از گناه به خداوند پناه ببريم، همانطورکه حضرت امام زين العابدين(ع) در اين باره مي‌فرمايد: «اللَّهُمَّ إِنيِّ أَعُوذُ بِكَ‏ مِنْ‏ هَيَجَانِ‏ الْحِرْص وَ سَوْرَةِ الْغَضَبِ، وَ غَلَبَةِ الْحَسَدِ، وَ شَكَاسَةِ الْخُلُقِ، ٍ وَ نَعُوذُ بِكَ مِنَ الْحَسْرَةِ الْعُظْمى‏ وَ الْمُصيبَةِ الْكُبْرى‏»[2]؛ خدايا از اينکه حرص بر من چيره شود به تو پناه مي‌برم، از اينکه غضب بر من حاکم شود به تو پناه مي‌برم، از اينکه به کسي حسد بورزم به تو پناه مي‌برم؛ از روزي که در دل خاک روم به تو پناه مي‌برم و از روز معاد و قيامت که حسرت عظمي و مصيبت کبري است به تو پناه مي‌بريم. خدايا ما، فرزندان ما و جوانان ما را ياري رسان تا از گناه به تو پناه ببريم و همواره در پيشگاه تو باشيم.

بحثم پيرامون صفات و رفتار و کردار پيامبر اکرم(ص) آغاز مي‌شود. همانطورکه استحضار داريد بحثم در خطبه اول پيرامون اميد به آينده بود و از اين خطبه به اين دليل اين بحث را انتخاب کردم که دنياي استکبار عليه پيامبر اکرم(ص) و حقايق اسلام، تبليغات بسيار شومي دارد و براي رسول اکرم(ص) در غرب فعاليتهاي تبليغاتي مي‌کنند و کاريکاتور مي‌کشند تا از اسلام چهره‌اي زشت نشان دهند و گروه‌هايي به نام داعشها، گروه القاعده بوجود آورده تا چهره اسلام را مخدوش نشان دهند.

بنده به اين دليل، به بخشي از صفات پيامبر اکرم(ص) و آنچه که حضرت را در نبوت و دعوت مردم موفق کرد به حول و قوه خداوند اشاره خواهم کرد.

بحث اولم درباره «عهد» است. عهد در قرآن کريم با الفاظ مختلفي آمده است. يکي تحت عنوان عقد است که همه عهدها را شامل مي‌شود و ديگري به خصوص عهد و پيمانهايي است که افراد با يکديگر دارند و يا در پيشگاه خداوند متعال دارند که آن عهد است. از جمله آيه کريمه 34 سوره مبارکه اسراء است: «وَ أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كانَ مَسْؤُلا»؛ به عهدهايتان وفا کنيد که عهد مسئول است.

اين جمله که «عهد مسئول است» به چه معناست؟ بعضي مفسرين در اينجا گفته‌اند کلمه «عنه» حذف شده است يعني چنين بايد باشد: «وَ أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كانَ عنه مَسْؤُلا» و اين در ادبيات عرب متعارف مي‌باشد که براي زيباتر شدن نص کلام مثل همين «عنه» که ضمير است را حذف مي‌نمايند و معناي آن اينست که به عهد وفات کنيد زيرا از ناحيه عهد در پيشگاه خدا مسئوليد؛ يعني خداوند متعال به شما چنين خطاب مي‌کند که چرا به عهد خود عمل نکرديد.

بعضي از مفسرين هم چنين بيان مي‌کنند عهد به کلمه «عنه» محذوف نيست بلکه معناي «وَ أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كانَ مَسْؤُلا»؛ اينست که به عهد وفا کنيد، «إِنَّ الْعَهْدَ كانَ مَسْؤُلا»؛ عهد شخصاً مسئول است يعني عهد در روز قيامت در پيشگاه خداوند به صورت قيافه‌اي مجسم مي‌شود و به انسان مي‌گويد چرا به من وفا نکرديد؟ ولي اگر شما به عهد و پيمان خود عمل کرده‌ايد، اين عهد و پيمان به شما کمک مي‌کند. اين نظر مفسرين را بهتر مي‌پسندم.

 اين نکته که عهد در برابر انسان مجسم مي‌شود شامل اين مطلب است که يا عهد در روز قيامت انسان را مخاصمه و محاکمه مي‌کند و يا انسان را ياري مي‌رساند که به عهد عمل کرده است.

يکي از صحابه پيامبر اکرم(ص) به نام ابورافع است. ابورافع قِبطي بود قبطي يعني مسيحي بود و يکي از کساني بود که سابقاً وارد مصر شده بود. قبط يکي از فرزندان حام بن نوح بوده است. افرادي که از آن دودمان هستند قبطي گفته مي‌شوند. کفار قريش به او نامه‌اي دادند و گفتند اين نامه را نزد پيامبر اکرم(ص)  ببر و جواب اين نامه را براي ما بياور. صناديد قريش از کفاري بودند  که با پيامبر بسيار خصومت مي‌کردند اين ابورافع خدمت رسول اکرم(ص) رسيد. نامه را به حضرت داد به پيامبر گفت حب شما بر دل من آمده است و من ديگر برنمي‌گردم و همينجا اسلام مي‌آورم. پيامبر اکرم(ص) فرمود من اسلام تو را نمي‌پذيرم. چرا نمي‌پذيرم؟ براي اينکه من عهد را خراب نمي‌کنم تو از طرف کفار قريش مأموري. «برد» يعني پستچي. يعني اين فرد از طرف آنها به عنوان قاصدي نزد پيامبر آمده بود که ما امروزه آنرا پستچي مي‌ناميم. وليکن نکته مهم اينست که: «لا أخيس بالعهد و لا أخيس البرد»؛ نه من عهد را فاسد مي کنم و نه پست و پستچي را فاسد مي‌کنم. من اسلامت را نمي‌پذيرم. تو برو و پاسخ مرا به کفار قريش برسان. در همانجا که هستي اگر همين حبي که اکنون به من پيدا کردي را در آنجا هم نسبت به من پيدا کردي اگر چنين شد آن وقت بيا و اسلام بياور و من اسلام تو را مي‌پذيرم. متن کلام رسول اکرم(ص) که در کتب مختلف حديث آمده است به اين صورت است (من اين حديث را از سنن نسائي نقل مي‌کنم البته مسند احمد هم آنرا با يک کلمه کم و زياد نقل کرده است):

«ان أبا رافع إخبره انه أقبل بکتاب من قريش »[3]؛ يکي به ديگري خبر داده که ابورافع چنين بود که نامه‌اي از قريش براي رسول خدا(ص) آورد.

بعد ابورافع مي‌گويد: «فلما رأيت النبي(ص) القي في قلبي الاسلام»

بعد ابورافع مي‌گويد اسلام در قلب من يک نفوذي کرد و من شيداي پيامبر شدم.

«فقلت يا رسول الله إني والله لا أرجع اليهم ابدا»؛ قسم به خدا من به سوي کفار قريش برنمي‌گردم و همينجا به تو ايمان آورده‌ام. پيامبر فرمود: «إني لا أخيس بالعهد و لا أخيس البرد»؛ من پيمان را خراب نمي‌کنم. برد جمع بريد است. يعني من پست که آن هم يک پيماني است را خراب نمي‌کنم.

در بعضي نسخه‌ها آمده: «و لا أحبس البرد». تفاوت نسخه مسند احمد با سنن نسائي همين است. «لا أحبس البرد»؛ يعني من تو را پيش خودم نگه نمي‌دارم و اسلام تو را نمي‌پذيرم؛ زيرا تو مي‌گويي من پيش آنها برنمي‌گردم و پيش من مي‌ماني.

ابورافع گفت من چه کنم؟ پيامبر فرمود: «ولکن إرجع اليهم فان کان في قلبک الذي في قبلک الآن فارجع»، پيام را ببر اگر همين حب و دوست داشتني که الآن در دل تو نفوذ کرده باقي مانده بود، آن وقت برگرد.

 «فرجعت اليهم ثم إني أقبلت الي رسول الله(ص) فأسلمت»؛ برگشتم و به مردم گفتم. در بين مردم آنجا هم ولوله‌اي شد که پيامبر ابورافع را نپذيرفته و اسلامش را قبول نکرده است و فرموده که به پيمان شما لطمه نمي‌زنم. اين چه ديني است. يک قبطي که فردي معتبر در ميان مسيحيان است چنين بگويد و پيامبر نپذيرد و برگردد. اين اسلام و اين تفکر بسيار عجيب است. اين ديني عالي است.

 اين امر تزلزلي در عده‌اي از مسيحيان به جز صناديد قريش ايجاد کرد.

در هر حال منظورم از اين قطعه تاريخ همين است که پيامبر اکرم(ص) چنين بودند. دنياي کفر و دنياي استکبار و غربي که عليه اين دين و عليه پيامبر اکرم(ص) تبليغاتي را در دنيا به راه انداخته‌اند و گروه‌هايي مثل داعش را تربيت کرده‌اند، بداند که اسلام چنين ديني است و جهان اسلام به چنين پيامبري تعلق دارد. اگر مي‌بينيد که از مسيحيان و يهوديان مرتب مسلمان مي‌شوند به همين دليل است. اسلام و فکري که در دنياي امروز در آسمان دنياي متمدن به اين زيبايي و با عظمت مي‌درخشد، اينست که يک شخص معتبر بيايد و به پيامبر بگويد که مي‌خواهم اسلام بياورم ولي پيامبر به خاطر اهميت دادن به پيمان و عهد اسلام او را نپذيرند. من در اينجا دو نکته را قابل بيان مي‌دانم و آن نکات، يکي اخلاقي است و ديگري سياسي است.

نکته اخلاقي اينست که به پيمانها و عهدهايتان وفا کنيد. بين زن و شوهر، بين پدر و مادر و فرزندان پيمان وجود دارد. اين پيمان را نشکنيد. شکستن پيمان شکستن خود است. انسان با شکستن پيمان به جايي نمي‌رسد و همچنين پيمانها و قرارهاي ديگري که با ديگران مي‌گذاريد. قولهايي که به ديگران مي‌دهيم يا اين قولها را ندهيم يا اگر داديم پايبند باشيم. «وَ أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كانَ مَسْؤُلا»[4] عهد اينچنين است. مجسم خواهد شد. پيماني  که با کسي بستي، در آن دنيا مجسم خواهد شد. با اينکه تو چشمچراني با اين زن و آن زن به زن خودت محبت نکني و مجبور به طلاق و جدايي بشود، اين خسارت زيادي دارد. اين عهد و پيمان شکستن در روز قيامت مجسم خواهد شد و گريبانت را خواهد گرفت.

در روايتي آمده است در قيامت عهد و پيمان مي‌آيد و يقه فرد را مي‌گيرد و مي‌گويد که چرا مرا خراب کردي. اگر پيماني در معامله بستي اگر به هم زدي فرداي قيامت يقه تو را خواهد گرفت. و همچنين تمام عهدها و تمام قرارها تا برسيم به قرارها و عهدهايي که با خدا بسته مي‌شود و با انبياء و اولياء بسته مي‌شود که آن بحث جدايي را مي‌طلبد.

 

خطبه دوم

قال الله العظيم في کتاب الکريم: «إِنْ يَنْصُرْكُمُ اللَّهُ فَلا غالِبَ لَكُم»[5]

باز هم خودم و همه عزيزان را به ورع و تقوا توصيه مي‌کنم. بحثم در رابطه با انرژي هسته‌اي مي‌باشد و موفقيتي که جمهوري اسلامي بحمدالله در اين موضوع پيدا کرد. جناب آقاي دکتر نهاونديان ابعادي از اين موضوع را بيان کردند. بنده چند نکته در اينجا عرض مي‌کنم. نکته اول اينست که ماهيت اين بيانيه چيست. ماهيت چارچوب کلي است و شامل مسائل جزئي نمي‌شود. درباره جزئيات بعداً صحبت خواهد شد که بحثهاي زيادي است. اين چارچوبي است که بسيار کلي و اساسي است و آن اينست که اولاً دنياي غرب ايران را به داشتن انرژي هسته‌اي در رابطه با مسائل کشور از جمله صنعت و تکنولوژي و نيازهايي که کشور دارد، پذيرفت. آن چيزي که در ابتداي امر زير آن زده بود و مي‌گفت در قرارداد نبود ولي تيم مذاکره کننده جمهوري اسلامي گفتند که اين حق لازمي است که در قراردادهاي انرژي براي تمام کشورهاست و اين را پذيرفتند. لذا نکته اول اينست که ايران مي‌تواند در تمام اين زمينه‌ها، انرژي هسته‌اي در حد صلح‌آميز داشته باشد البته جزئيات در اين سه ماه آينده مورد بررسي و بحث قرار مي‌گيرد.

مسئله دوم هم لغو تحريمها است که به صورت کلي است. اين لغو است، نه تعليق که آنها لغو تحريمها را قبول نداشتند، ولي پذيرفتند. البته سير لغو چگونه است، بستگي به صحبتهاي آينده در مذاکرات دارد. اين چارچوب کلي است که بيان شده است.

نکته دوم اينست که عوامل اين موفقيت چه بوده است؟

عوامل موفقيت عبارتند از:

1ـ ارتقاء علمي اين کشور و نظام جمهوري اسلامي از نظر رشد و ارتقاي علمي که پيدا کرده است، در دنيا وضع خوبي پيدا کرده است. در صنعت، در مسائل نظامي، در مباحث سياسي ايران، کشوري است که براي سخن گفتن بسيار حرف دارد و دنيا براي ايران جا باز کرده است. اين مسئله داراي مکان عالي است. اين رشد علمي ايران نکته‌اي است که ايران را چنين جلو برد. از طرفي اقتصاد مقاومتي که رهبر معظم انقلاب(دام ظله) بر آن تکيه کرده‌اند و حتي در سخنراني اول سال جديد در جوار مرقد مطهر علي بن موسي الرضا(ع) هم بر آن تأکيد داشتند. بنده به دليل ضيق وقت در اين خطبه موفق نخواهم شد که درباره اين بحث و نامگذاري امسال مطالبي را بيان کنم. ان شاء الله اگر عمري بود، براي آينده در اين باره سخن خواهم گفت. بنابراين اقتصاد مقاومتي هم بسيار داراي اهميت است. اگر شما ديديد که در شب گذشته رئيس جمهور آمريکا در برابر دنيا ايستاد و سخن گفت و اين جمله را گفت که ما نتوانستيم که ايران را قانع کنيم که به انرژي هسته‌اي (البته به دروغ گفت سلاح اتمي) دستيابي پيدا نکند. البته از رهبر معظم انقلاب هم نام برد که ايشان مي‌گويند که دستيابي به سلاح اتمي حرام است، ولي با اين ايدئولوژي و با اين افکار،  کارهاي فريبکارانه اينها اصلاً معنا ندارد، زيرا ايران اصلاً از ابتدا دنبال سلاح اتمي نبوده است و اين تعابير آنها درست نيست.

انرژي هسته‌اي ما در رابطه با مسائل علمي است نه سلاح هسته‌اي و آدم کشي که کار دنياي استکبار است. اين يک حرکتي بود که ما الآن در دنيا مي‌بينيم که رئيس جمهور آمريکا مي‌گويد ما وقتي ايران را به پاي ميز مذاکره آورديم با کمک گرفتن از اروپاييان و چين و روسيه به يک توافق خوبي رسيديم.

البته اينجا هم باز حاشيه‌اي بر کلام ايشان است و آن اينست که ايران اگر پاي ميز مذاکره آمد براي تحريم شما نبود البته بدون شک تحريم مؤثر است ولي هدف اساسي و عمده ايران اين بود تا به دنيا نشان دهد که ايران اهل منطق است و نظام جمهوري اسلامي ايران حرف اساسي مي‌زند و از حق شرعي و علمي‌اش دفاع مي‌کند و شما کارهاي ظالمانه انجام مي‌دهيد.

در همينجا آن وعده‌اي که در خطبه اول دادم که «اوفوا بالعهد ان العهد کان مسئولا» يک بحث سياسي دارد را بيان مي‌کنم. رئيس جمهور آمريکا و همه شماهايي که طرف مقابل هستيد با ايران پيماني بسته‌ايد و آن پيمان اينست که در اين چارچوب ايران تمام آنچه گفته است را رعايت مي‌کند و به عهدش عمل مي‌کند اگر به عهد خود عمل نکرديد و عهد را شکستيد، ناچار ايران هم عهد را خواهد شکست. نگوييد ايران شکسته است، بلکه شما شکسته‌ايد و عهدشکني نکنيد و اين عهدشکني و پيمان شکني را در تاريخ خود ثبت نکنيد اين پيمان شکني کار بسيار بدي است، زيرا انسان بايد به عهد خود وفا کند. اگر به عهد خود وفا کرديد ايران هم به عهد خود وفادار است ولي نه اينکه سراغ بعضي سخنان بي‌ربط همچون حمايت از تروريسم برويد و حمايت از سوريه، حمايت از عراق، حمايت از مردم که شرعاً و قانوناً نظامشان چنين است را تروريست بدانيد و گروهي را شما تربيت کنيد و وارد آن کشورها کنيد و کشتار وسيعي در بين کوچک و بزرگ انجام مي‌دهند را ناديده بگيريد که تروريست هستند، اينها همه حمايت از تروريست است. از اين سخنان لغو دست برداريد.

يا درباره مسئله آزادي گروهي توسط قوه قضائيه اين حرفهاي بي‌ربط و بي‌اساس را نياورديد. در اصل معاهده‌تان اگر چنين عمل کنيد ايران هم بر سر عهدش پايدار است و عهد را نمي‌شکند و نظام جمهوري اسلامي بر مکارم و فضايل اخلاقي پايدار است. شکستن پيمانها در ميان شماست؛ نه در ميان ايران و ملت ايران و تفکر ايران و نظام جمهوري اسلامي. بنابراين عامل اول ارتقاء علمي است. عامل دوم ملت ايران است. ملت ايران ملتي پايبند به دين و معنويت و اهل راز و نياز با خدا و در عين حال منسجم و متحد و يکصدا هستند. اين ملت با اين انسجام و تفکري که دارند مي‌توانند کار را پيش ببرند.

عامل سوم تيم مذاکره کننده است. تيم مذاکره کننده بر همين پايه و اساس است. در عامل سوم يک عامل اساسي وجود دارد و آن عامل حامي تمام اين عوامل ذکر شده، مي‌باشد و آن مسئله رهبري ولي امر است. اين اساسي‌ترين است. امام بزرگوارمان که اين انقلاب را بوجود آوردند و آن را رهبري کردند تمام اين ارزشها در آن بود. يعني کشور در راه ارتقاء علمي حرکت مي‌کرد و متکي بر خود بود تا از بين نسل جوان دانشمنداني را تربيت کند رهبر معظم انقلاب همان تفکر را دنبال کردند. مسئله ولايت فقيه اصل است براي تکنولوژيها و ارزشهاي علمي اصل است. براي انسجام اصل است. براي وحدت اصل است. اين وحدت و انسجام زير چتر ولايت است. اين ولايت ولايت و حکومتي نيست که ارسطو و فلاسفه درباره حکومتها و انواع حکومتها نقل کرده‌اند بلکه اين تافته جدا بافته‌اي است اين حکومت و ولايت نشأت گرفته از ولايت الهيه کليه است يعني از وصل به حق نشأت گرفته است که امروز امام زمان(عج) در روي زمين اين خيمه را نگهداشته است و در عصر غيبت ولي فقيه يک شخصيت فقهي است که براساس مقام تقوا، فقه و عدل مي‌باشد اين در رابطه با حجت خدا و ولي خداست. بنابراين همان ولايت است که در اينجا آمده است. بنابراين براساس معنا و تقوا و توجه به خداست. انسجام هم برهمين اساس و پايه است. عرض کردم که ولايت پشتوانه اين سه عامل قبلي است. عامل سوم که تيم مذاکره کننده بود تيمي بود متين، با حکمت، با متانت آنچنان که رهبر معظم انقلاب فرمودند نرمش قهرمانانه، اين تيم با تلاش شبانه روز و خستگي‌ناپذير تلاش کردند که بايد به همه اين آقايان مخصوصاً رئيس جمهور محترم و بالأخص وزير امور خارجه جناب آقاي ظريف هم تبريک  و هم خسته نباشيد گفت. و بايد چنين گفت: «ِوَ مَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزيزِ الْحَكيمِ»[6] نصر از خداست و خداوند نصرش را به دست انسانهايي که شايسته باشد بوجود مي‌آورد.

جمله پاياني من هم اينست که تمام اين هدايتها که ان شاء الله درست پيش برود همانطور که در اين 37سال درست بوده اين در سايه شخص ولي عصر ارواحنا له الفداء و الطاف ايشان است که سايه‌شان هميشه بر سر ماست. خدايا ما را از لطف حجت خودت محروم مفرما.

در پايان درگذشت همشيره رهبر معظم انقلاب دام ظله و درگذشت مادر رئيس جمهور محترم و همسر آيت الله جنتي را تسليت عرض کرده و از خداوند متعال مي‌خواهم که اين سه بانو را با بانوي دنيا و آخرت حضرت فاطمه(س) محشور گرداند. از خداي متعال مي‌خواهيم که سايه امام عصر(عج) بر سر فرزندان ما پسران و دختران ما باشد تا به گناه و معاصي که در خيابانها وجود دارد، مبتلا نشوند.

دختران و پسران جامعه! ريشه عصيان و گناه در جامعه را بکَنيد و تقوا و عفت را پيشه کنيد  که خير دنيا و آخرت در اينست.

 

منابع و مآخذ:

[1]. سوره مائده/آيه1.

[2]. الصحيفه السجاديه، ص56، (8)(و كان من دعائه عليه السلام في الاستعاذه من المكاره و سيئ الأخلاق و مذام الأفعال؛ رياض السالكين في شرح صحيفه سيد الساجدين، ج‏2، ص327، و كان من دعائه عليه السلام في الاستعاذه من المكاره و سي‏ء الأخلاق و مذام الأفعال

[3]. سنن نسائي، ج5، ص 205.

[4]. سوره مائده، آيه1.

[5]. سوره آل عمران، آيه 160.

[6]. سوره آل عمران، آيه 126.

 


Rss Services Print  - (8 Body)  Visitor Count: 1353
Add Comments
Name:
Email:  
User Comments:
کد امنیتی: تصویر امنیتیتغییر عکس