شاخه بندی اخبار


خطبه‌هاي نماز جمعه اسفندماه 1393

خطبه‌هاي نماز جمعه اسفندماه 1393

Date:1393/12/15

.


مشروح خطبه‌هاي نماز جمعه تهران به امامت آيت الله امامي کاشاني

در تاريخ 15 اسفند 1393



خطبه اول:
قال الله العظيم في کتابه الکريم: «وَ هَلْ أَتاكَ حَديثُ مُوسى‏*** إِذْ رَأى‏ ناراً فَقالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ ناراً لَعَلِّي آتيكُمْ مِنْها بِقَبَسٍ أَوْ أَجِدُ عَلَى النَّارِ هُدى»‏[1]
خودم و همه عزيزان را به ورع و تقوا و دوري از گناه توصيه مي‌کنم و از خداوند متعال درخواست مي کنم که دامن همه ما، مخصوصاً فرزندانمان را به تقوا آراسته بفرمايد و همه ما را از گناه دور بدارد.
بحثم درباره رجاء و اميد به آينده بود.
آيات کريمه‌اي که تلاوت شد، در سوره مبارکه طه است و درباره زماني است که موسي بن عمران به همراه همسرش و شعيب در مصر است، حضرت موسي به شعيب مي‌فرمايد من مي‌خواهم به ديدن مادرم بروم. لذا با همسرش و شعيب حرکت مي‌کنند. در تاريخ آمده است همسر ايشان در بين راه فرزندي مي‌آورد. در آن بيابان هوا سرد و تاريک بود. يک دفعه موسي بن عمران به سمت راست نگاه کرده و آتش و نوري را ديد.
به اهل بيتش گفت: «إِنِّي آنَسْتُ ناراً لَعَلِّي آتيكُمْ مِنْها بِقَبَسٍ أَوْ أَجِدُ عَلَى النَّارِ هُدى»؛ شما اينجا بمانيد تا من بروم و ببينم آن نور چيست! در آنجا يا کسي هست که ما را هدايت خواهد کرد و يا آتشي هست که من از آن آتش مقداري بياورم.
«قبس» قطعه چوبي است که سر آن را چيزي مي‌زنند و آن چوب آتش مي‌گيرد و آن آتشي را که از سر چوب شعله‌ور مي‌باشد را «قبس» مي‌گويند.
مفسرين گفته‌اند که («کلمه لعلي»؛ شايد بياورم) نشان مي‌دهد که حضرت موسي نمي‌خواست به همسرش دروغ بگويد، زيرا اگر مي‌‌گفت حتماً مي‌آورم، شايد نمي‌توانست بياورد. پيامبر خدا(ص) معلّم تربيت است، لذا مي‌خواست سخني که مي گويد با واقعيت منطبق باشد. اگر نمي آورد، برخلاف واقع و دروغ بود. بايد بين زن و شوهر صداقت وجود داشته باشد و در يک خانواده، اعضاي خانواده با صدق و با صفا و صميميت با هم صحبت کنند. ارزش زندگي هم از همينجا نشأت مي‌گيرد.
 موسي‌بن عمران وقتي نزديک آتش شد، ندا آمد: «إِنَّني‏ أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدْني‏ وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْري‏»[2] اينجا نور خداست. موسي به دنبال آتشي رفت که اين آتش و نور برايش ارزش دنيايي داشت از يک طرف زن و بچه او در شب تاريک در آنجا بودند و بايد با آتش گرم مي‌شدند؛ از طرف ديگر وحي و نبوت و بساط الهي و آسماني براي او بود.
بنابراين رفتن به دنبال نور، داراي چنين ارزش مادي و معنوي است. نورها و آتشها متفاوت هستند. بعضي آتشها به دنبال خود نور دارند و چنين آتشهايي برخاسته از توحيد هستند، ولي بعضي از آتشها نور نيست و همه آن ظلمت است و آن آتش جهنم است و لذا اهل معنا گفته‌اند که آن آتشي که در جهنم مي‌سوزاند ظلمت است و اصلاً نور نيست.
لذا اينکه انسان به دنبال نور حرکت مي‌کند، اصل و اساسي است که قرآن کريم مطرح کرده است. درست است که مربوط به حضرت موسي و خانواده اوست، ولي منحصر به پيامبر خدا نيست؛ بلکه درسي است که به انسانها داده مي‌شود. داستان موسي را براي پيامبر اکرم(ص) نقل مي‌کنند تا مسلمانان ببينند و بشنوند و بخوانند و بدانند که بايد به دنبال نور حرکت کرد و بايد زندگي را در اين راه پيدا کرد. انسان بايد بفهمد که دورتا دور جهان نور است و براي همه انسانهاست.
حافظ شيراز هم از اين آيات شريفه همين اصل را بيان کرده است:
عمربگذشت‌به‌بي‌حاصلي و بوالهوسي               اي‌پسرجام‌مي‌ام‌ده‌که‌به‌پيري‌برسي
لمع  البرق  من  الطور  و   آنست  به                فلعلي   لک   آت   بشهاب    قبس
بعد انسان را توجه مي‌دهد به اين موضوع که اي انسان:
بال  بگشا و صفير از شجر طوبي زن                  حيف‌باشدچوتومرغي‌که‌اسيرقفسي[3]
اي جوان! اي انسان! تو بايد به آسمانهاي اصلي برسي. بايد پرواز کني تا به ارزشهاي اصلي برسي و در اين نردبان زندگي به آخرين پله صعود کني. چرا در قفسي؟! صدايت را بر شجر طوبي بلند کن! بر عالم غيب برس! چرا خودت را اسير حسد، دروغ، خودبيني و فحشا و عياشي کرده‌اي! انسان در چارچوب اين قفس حيواني تن نبايد باشد. حيف است!
 لذا حافظ هم از اين آيه شريفه استفاده کرده است و مخاطب او همه انسانها هستند.
بنابراين نماز جمعه نور است، بايد از آن بهره گرفت؛ يعني بايد به نماز جمعه رفت.
 مسجد، قرآن و توجه به خدا و مراکزي که در آنها معنويت هست، همه جزء اين نورها هستند. اينها نور و ناري هستند که انسان مي‌بيند، لذا بايد به دنبال اين نورها برود.
ما در ايام شهادت حضرت فاطمه(س) هستيم. اين ايام نور است؛ يعني بايد دنبال حضرت زهرا(س) رفت. فاطميه بايد انسان را به نور برساند. بايد انسان را به ارزشهاي معنوي برساند. ما بايد از حجت خدا و حضرت ولي عصر(عج) ياد بگيريم و ببينيم چگونه سخن مي‌گويند.
حضرت ولي عصر(عج) توقيعات و مکاتباتي دارند. آنان که مي‌گفتند امام دوازدهم خلفي دارند و داراي فرزندي هستند با آنان که اين امر را قبول نداشتند بحثي کردند و گفتند شما با ناحيه مقدسه حضرت مکاتبه‌اي کنيد تا پاسخ بدهند. آنها نامه‌اي نوشتند. پاسخي که حضرت دادند طولاني است من با آن بحثها کاري ندارم. در آن مکاتبه آمده است: «و لي في ابنة رسول الله أُسْوَةٌ حَسَنَة»[4] قرآن کريم مي‌فرمايد: «لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَة»[5] پيامبر براي شما اسوه است، ولي امام زمان(ع) در اينجا مي‌فرمايند: «فاطمه مادرم براي من اسوه حسنه است». اين مطلب بلندي است. يعني من به دنبال زهرا(س) و تفکر او هستم. او براي خدا غضب مي‌کند و راضي به رضاي خداست. تمام وجودش الهي است، من هم چنين هستم. بنابراين همينطوريکه امام زمان(ع)، اسوه‌اش فاطمه(س) است؛ همه ما از جمله دختران و بانوان ما، الگو و اسوه‌شان فاطمه باشد؛ يعني از اين ايام فاطميه معارف فاطمه(س) را فرا بگيرند. جوانهاي ما از اين دوماه که به نام ايام فاطميه است، درس بگيرند.
من يکي از اين درسها را در آخر خطبه اولم عرض مي‌کنم چون ايام ايشان است. روزهاي آخر عمر حضرت فاطمه(س) است.
حضرت فاطمه(س) به اسماء بنت عميس گفته‌اند (بعضي نوشته‌اند به ام ايمن گفته‌اند): اسماء روزهاي آخر عمر من است، دلم مي‌خواهد اين لحظه آخر عمرم طوري باشد که مرا بر روي تخته چوب که مي‌گذارند حجم بدنم مشخص نباشد. چه چيز به فکرت مي‌رسد؟
اسماء گفت در حبشه من ديده‌ام تابوت بدين صورت است که پوشيده است. حضرت فاطمه(س) فرمودند چگونه است؟ اسماء بلند شد و رفت چوب خرمايي را آورد. چند تکه کرد. چوبهاي خرما را روي تابوت پهن کرد و پارچه‌اي روي آن انداخت فاطمه فرمود اسماء چه خوب کاري کردي. اسماء مي‌گويد من بعد از رحلت پيامبر خنده و تبسم بر لبان مبارک حضرت فاطمه نديده بودم، ولي يکدفعه ديدم مي‌خندد و شاد شده است و مي‌فرمايد اسماء مرا پوشاندي، خدا تو را بپوشاند.
دختران مسلمان! زنان مسلمان! فاطمه الگوست. فاطمه ناري است که ما را بايد به نور ببرد. آن نور، نور عفت است. ببينيد عفت فاطمه را! فاطمه بايد الگوي زن و مرد باشد همانطورکه امام عصر(عج) فرمود مادرم الگوي من است، الگوي مردان نيز بايد باشد که راضي نشوند همسرشان از نظر عفت ضعيف باشند. خود خانمها هم بايد توجه داشته باشند. زنان ما بايد به دنبال معارف اسلام و آموزه‌هاي ديني بروند که چگونه بايد در ميان مردم حضور پيدا کنند.
اين وضعي که با کمال تأسف مي‌بينيم  و اسمش هم حجاب اسلامي است. اين وضع را حضرت فاطمه(س) نمي‌پذيرد. بياييد خودمان را با آن نور تطبيق دهيم.

خطبه دوم:
باز هم خودم و عزيزان را به ورع و تقوا و دوري از گناه توصيه مي‌کنم. بحثم در خطبه دوم پيرامون چند نکته است.
نکته اول درباره سخنان بيهوده نتانياهو، نخست وزير اسرائيل در کنگره آمريکا است که عده‌اي از نمايندگان کنگره هم براي او کف زدند. من چند جمله‌اي درباره ياوه‌گويي نتانياهو مي‌گويم. او گفت ايران نه تنها براي اسلام، بلکه براي کل جهان خطر است. در پاسخ به اين گفته نتانياهو که افراد زيادي هم از اين حرفش استقبال کردند و  کف زدند، مي‌گوييم اينکه شما مي گوييد ايران خطر است ايران بعد از پيروزي انقلاب اسلامي که 36سال مي‌گذرد براي هيچ کجا خطر نبوده است و خودش را نشان داده است. ايران تا به حال به جايي حمله نکرده است. ايران را همه شناخته‌اند. ايران کشوري بر پايه ايمان و اسلام است که منادي آن همين قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران  است و رهبري آن بر عهده فقيهي جامع الشرايط است که مسلط بر فقه و معارف اسلامي و داراي تقوا و ورع و عدالت است. اين در قانون اساسي است. امام راحل ما و رهبر عزيز ما چنين بودند و هستند. اين ايران با اين ايمان و با اين اتکاءاي که بر عدل و ايمان دارد هرگز ظلم و تجاوزي به جايي نخواهد کرد. ايران و نظام جمهوري براساس عدالت، امنيت و آزادي استوار است.
و اما اينکه ما گفتيم با 5+1 سر ميز مذاکره مي‌نشينيم اگر فکر کنند که اگر توافقي نشود براي ايران مشکل پيدا خواهد شد و کن فيکون خواهد شد، اين فکري غلط است. اگر اين توافق به نتيجه برسد، اگر ايران با 5+1 به توافق رسيدند، بُرد بُرد است، نه بُرد و باخت؛ ولي اگر به نتيجه نرسيد، ايران بُرده است و 5+1 باخته است. ايران در چه بُرده است در اينکه به دنيا نشان داده است که منطق ما، منطقي درست است.
اميرالمؤمنين(ع) درباره منطق مؤمنين مي‌فرمايند: «منطقهم الصواب»[6]؛ اين منطقي که نظام جمهوري اسلامي و وزارت امورخارجه بيان مي‌کند و مي‌گويد اينست که: ما از حقمان عقب نشيني نمي‌کنيم. موضع رهبر معظم انقلاب اسلامي و مردم ما مشخص است و همه با هم منسجم هستند. رهبري ايمان و عدل پشت سخنان نظام جمهوري اسلامي است.
در اين مورد رياست محترم برنامه و بودجه، قبل از سخنراني خطبه‌هاي نماز جمعه امروز، مطالبي را بيان کردند و آن اينست که لايحه‌اي که دولت به مجلس داده است و مجلس نيز تصويب کرده است، حتي يک ذره مبتني بر به نتيجه رسيدن اين مذاکرات نيست. تمام بودجه براساس درآمدهاي فعلي کشور است. بنابراين اگر نتانياهو فکر مي‌کند که اگر توافق 5+1 صورت نپذيرد، بر ايران فشار وارد خواهد شد، اينطور نخواهد بود  و اسرائيل اين فشار و ناراحتي را براي کشور ما به گور خواهد برد.
نه فقط رژيم غاصب صهيونيستي به گور خواهد برد، بلکه هواداران غربي‌اش و حتي عمال او در منطقه هم به گور خواهند برد.
ايران بحمدالله در عزت و ارتقاء حرکت مي‌کند. بنابراين اگر اين توافق به نتيجه هم نرسد، بُرد کرده است، زيرا به دنيا فهمانده است ايران اهل منطق است و گروه 5+1 باخته است، زيرا 5+1 به دنيا نشان داده که اهل سخن باطل است و ياوه‌گويي مي‌کند و فکر مي‌کند ايران، اين خوي استکباريِ استکبار را خواهد پذيرفت درصورتيکه اينطور نيست.
شما آبرويتان رفته است. اگر بُرد بُرد بود، به نفع طرفين و به نفع همه جهان است.
نکته ديگري که در اينجا عرض مي‌کنم، اينست که نتانياهو مي‌گويد ايران براي جهان تهديد است.
 اين جهان چه جهاني است که نتانياهو مي گويد: ايران براي جهان تهديد است؟
ايران به دنبال سلاح هسته‌اي نبوده و نخواهد بود. اين حرکت، حرکت علمي براساس نيازهايي است که در کشور وجود دارد.
نکته بعد اينست که چه کساني براي جهان تهديد هستند؟
اولاً جهان شامل چه کساني است؟ ثانياً تهديدکنندگان چه کساني هستند؟
جمعيت جهان تقريباً هفت ميليارد است يک ميليارد و هفتصد هزار نفر از آنها مسلمانند، بقيه مسيحي و يهودي و متعلق به اديان مختلف هستند.
مثلاً فرض کنيد در جهان از هفت ميليون نفر، يک ميليون نفر تهديد براي بقيه اين هفت ميليون هستند. اين واقعيتي در دنياست. اين يک ميليون چه کساني هستند؟ سردمداران کشورهاي استکباري و دست اندرکاران دولتهاي استکباري در آمريکا، اروپا و در منطقه. همه کساني که ظلمها، جنايتها و خونريزيها در دنيا از آنهاست. آنهايي که داعشها، طالبان و تروريست را ايجاد مي‌کنند و حرکات نظامي عليه هفت ميليارد مردم روي زمين انجام مي‌دهند، همين سران و دست اندرکاران استکبار هستند.
اينها عليه اسلام و پيامبر اکرم(ص) با کاريکاتورها و اهانتها عليه اسلام حرکت فرهنگي مي‌کنند تا در دنيا اسلام هراسي ايجاد کنند، ولي به کوري چشم همه اينها اين هفت ميليارد جمعيت روي زمين بسياري از حرفهاي شما را باور نمي‌کنند. البته وظيفه ماست که اسلام را براي جهان تبيين کنيم، همانطوريکه رهبر انقلاب به جوانان دنيا نامه نوشتند و اين وظيفه را انجام دادند.
دانشگاه‌ها و سفارتخانه‌هاي ما در خارج از کشور بايد به اين نکته توجه کنند. بنابراين حرکت فرهنگي استکبار عليه اسلام است و دنيا را ناامن کرده‌است. نخست وزير رژيم صهيونيستي و استکبار جهاني و عمال کثيف و بي‌عرضه در منطقه  اين ناامني را ايجاد کرده‌اند.
در اينجا دو نکته ديگر عرض کنم و عرضم را تمام مي‌کنم.
نکته ديگر، همين بحث راجع به بودجه بود که وزير محترم اقتصاد و دارايي راجع به فرار از ماليات صحبت کردند. بحث ماليات بحثي است که بايد در فقه مطرح شود. ماليات بحث مهمي است رهبر معظم انقلاب هم در اقتصاد مقاومتي بر روي ماليات و توليد داخلي تکيه داشتند. در شرايطي که در دنيا وجود دارد، بايد به سمت تحقق اهداف اقتصاد مقاومتي پيش برويم تا بتوانيم در مسائل مختلف کشور از جمله بهداشت، آموزش و پرورش، قواي نظامي و انتظامي و دفاعي کشور و ساير موضوعات موفق باشيم.

ماليات بسيار لازم است. من در اين باره يک جمله عرض مي‌کنم. برخي خيال کردند در فقه اسلام فقط دو پول است که داده مي‌شود: يکي خمس و ديگري زکات.
براي خمس از آيه خمس«وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَه‏...»[7] استفاده کرده‌اند؛ براي زکات از آيه زکات «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها»[8] استفاده کرده‌اند و گفته‌اند منظور از اين آيه زکات است. نکته اينجاست: اميرالمؤمنين(ع) پنج سال حکومت کردند. يک حرکت اقتصادي کردند که نه در خمس بود و نه در زکات. زکات همانطوري که در فقه مطرح است بر نه چيز تعلق گرفته است. ولي اميرالمؤمنين(ع) زکات را بر چيزهايي غير از اين نه چيز قرار دادند؛ مثلاً اسب در آن زمان متداول بود. البته در زکات، بحث بر روي حيواناتي همچون گاو، شتر و گوسفند است، ولي اميرالمؤمنين(ع) زکات را بر اسب و قاطر و حيوانات ديگر هم قرار دادند که اينها در آن زمان معامله مي‌شدند.
بنابراين بايد حوزه‌ها مباني ماليات را براساس مباني اساسي اسلام تحکيم کنند. البته بعد از اميرالمؤمنين(ع) ديگر اين کار نشد، زيرا ائمه حکومت زيادي نداشتند. در عصر غيبت کبري هم نشد، زيرا سلاطين جور حکومت مي‌کردند. وظيفه حوزه‌هاي ما اينست که  مباني ماليات را براساس مباني اساسي اسلام تحکيم کنند.
متأسفانه در نظام ما، الآن در کشور کساني هستند که فکر مي‌کنند همانطوريکه در نظام شاهنشاهي از ماليات فرار مي‌کردند، الآن هم بايد از ماليات فرار کنند؛ ولي اين افراد بايد بدانند که پرداخت ماليات و حقوق دولت واجب است و فرار کردن از آن، خلاف شرع است. من فقط اشاره‌اي به اين موضوع کردم و اين مبناي فقهي دارد و جاي بحث دارد.
 البته نکته ديگري هم هست که جاي تأسف هم دارد و آن درباره افرادي است که پول دارند، ولي خمس و زکات واجبشان را نمي‌دهند؛ با اينکه قرآن کريم درباره خمس و زکات تأکيد فرموده است.
اينجاست که بايد جمله اميرالمؤمنين(ع) را براي اين افراد به کار برد که اين افراد در پيشگاه خداوند در قيامت چگونه جواب خواهند داد؟!
يا اميرالمؤمنين(ع) اين افراد جواب دارند. جواب اين افراد اينست: «ما اين پولها را براي بچه‌هايمان مي‌خواهيم؛ مي‌خواهيم در آن منطقه، ويلا بسازيم؛ در داخل و خارج چنين و چنان کنيم و...».
 ولي اين افراد بدانند که اين جواب در پيشگاه خدا پذيرفته نيست.
ما بايد به اقتصاد مقاومتي مخصوصاً در اين شب عيد توجه کنيم. رياست کميته امداد درباره کميته امداد سخناني را بيان کردند. من در اينجا حديثي در اين زمينه مي‌خوانم. البته به علت ضيق وقت، خلاصه اين حديث را بيان مي‌کنم. اين حديث در وسائل الشيعه[9] درباره انفاق و صدقات است. ابوبصير از امام باقر(ع) نقل مي‌کنند که حضرت باقر(ع) فرمودند من اگر خانه‌اي از مسلمانان که ندارند را اداره کنم، بهتر از اينست که حج بروم. بهتر است از اينکه ده حج بروم، بهتر از اينست که دهها حج بروم. اين حديث در ذيل آيه «وَ في‏ أَمْوالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُوم‏»[10] آمده است. ترجمه آيه چنين است: «اي کسانيکه پول داريد، در مال شما حقي براي سائل و محروم است». سائل آن کسي است که ندارد و مي‌گويد به من کمک کنيد؛ محروم هم کسي است که ندارد، ولي آبرومند است.
شب عيد است، به نيازمندان برسيم. اين کمکها ارزش دارد. کميته امداد به عنوان نهادي در اين زمينه فعاليت دارد. ما بايد به افراد نيازمند کمک کنيم. ممکن است افرادي هم در بين آشنايان و بستگان نياز به کمک  داشته باشند، که بايد به آنها کمک کنيم. اين کشور، کشور امام زمان(عج) و حضرت فاطمه(س) است.  ما بايد به اين اصول باارزش اسلامي عمل کنيم.

منابع:
[1]. طه/ 9 و 10.
[2]. طه/14.
[3]. ديوان غزليات حافظ.
[4]. عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآيات و الأخبار و الأقوال
(مستدرك سيدة النساء إلى الإمام الجواد، ج‏11، قسم-1-فاطمةس، 8، الأحاديث القدسيه.
[5]. احزاب/21.
[6]. نهج البلاغه (للصبحي صالح)، ص303 ، خطبه 193.
[7]. انفال/ 41.
[8]. نوبه/
103.

[9]. ابِي جَعْفَر(ع) قَالَ: «وَ اللَّهِ لَأَنْ أَحُجَّ حَجَّةً أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ أُعْتِقَ رَقَبَةً وَ رَقَبَةً وَ رَقَبَةً وَ مِثْلَهَا وَ مِثْلَهَا حَتَّى بَلَغَ عَشْراً وَ مِثْلَهَا وَ مِثْلَهَا حَتَّى بَلَغَ السَّبْعِينَ وَ لَأَنْ أَعُولَ‏ أَهْلَ‏ بَيْتٍ‏ مِنَ الْمُسْلِمِينَ‏ أَسُدَّ جَوْعَتَهُمْ وَ أَکْسُوَ عَوْرَتَهُمْ فَأَکُفَّ وُجُوهَهُمْ عَنِ النَّاسِ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ أَحُجَّ حَجَّةً وَ حَجَّةً وَ حَجَّةً وَ مِثْلَهَا وَ مِثْلَهَا حَتَّى بَلَغَ عَشْراً وَ مِثْلَهَا وَ مِثْلَهَا حَتَّى بَلَغَ السَّبْعِين».(الکافي، ج2، ص195 ـ الکافي، ج4، ص2 ـ  ثواب الأعمال عقاب الأعمال، ص141 ـ وسائل الشيعه، ج9، ص373 ـ مرآه العقول، ج9، ص108).
[10]. ذاريات/ 19.

 


Rss Services Print  - (6 Body)  Visitor Count: 1207
Add Comments
Name:
Email:  
User Comments:
کد امنیتی: تصویر امنیتیتغییر عکس