شاخه بندی اخبار


خطبه‌هاي نماز جمعه تهران در تاريخ هفتم آذرماه 1393

خطبه‌هاي نماز جمعه تهران در تاريخ هفتم آذرماه 1393

Date:1393/9/7

.


خطبه‌هاي نماز جمعه 7 آذر ماه 1393 به امامت آيت الله امامي کاشاني

خطبه اول:

قال الله العظيم: «و لا تکن من القانطين»[1]

خودم و همه عزيزان را به تقوا و ورع و دوري از گناه و خشيّت به درگاه پروردگار توصيه مي‌کنم.

بحثم پيرامون اميد به آينده است.

مسأله اميد و رجاء در تمام امور براي همگان مخصوصاً براي نسل جوان بسيار مهم است. اميد به آينده و خوشبين بودن به زندگي آينده، در انسان قدرت اراده ايجاد مي‌کند و به قول علمايي که در رشته روانشناسي بحث کرده‌اند، گفته‌اند که اميد دو نور و شعاع در آدمي ايجاد مي‌کند.

يک نور و شعاع در روح ماست که وقتي ما اميد به آينده داشتيم، مأيوس نبوديم، افسرده نشديم، خسته نشديم، در درس و کار و روشي که داريم، در تلاشها، زحمتها و خستگيها به کار خودمان با قوت ادامه داديم؛ دو شعاع يکي در باطن ما و  ديگري در بيرون ما ايجاد مي‌شود.

آن شعاع و نوري که از داخل تابش مي‌کند، اينست که انسان آينده خودش را زيبا مي‌بيند و به آينده خودش مطمئن است. اين در انسان نوري ايجاد مي‌کند. مثلاً دانشجويي دوست دارد در فلان رشته قوي شود، يا در رشته‌اي که دوست دارد به جامعه خدمت کند و  يا از نظر علمي به مرتبه‌اي عالي برسد. اين جوان چنين علاقه‌اي دارد. وقتي که به آن نقطه علاقه توجه کرد، موجب مي‌شود که کشش نسبت به آن نقطه که موضوع اميد است در او ايجاد شود. آن نور هم با نور باطن که اصل اميد است، توأم مي‌شود و  انسان به سوي خير حرکت مي‌کند.

در اسلام به اين اميد اهميت داده شده است. مثلاً در اخلاق اسلام آمده است که تفأل به خير خوب است و تطيّر (يعني فال بد)، بد است.

گاهي مي‌شود انسان به دنبال کاري مي‌رود. يک صحنه و منظره زيبايي را مي‌بيند، اين منظره خوب باعث مي‌شود که او اميدوار به آينده و کار خودش شود. مي‌گويد من اين اتفاق را فال نيک گرفتم و در اين کار موفق خواهم شد.

در روايتي از پيامبر اکرم(ص) آمده است: وقتي حضرت مي‌ديدند که يک نفر به چيزي کراهت دارد، مي‌فرمودند: «اِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْفالَ الحَسَنَ وَ يُکرِهُ الطيره»[2] خداوند متعال فال خوب را دوست دارد و تطيّر را دوست ندارد.

 اگر در کاري که انسان مي‌خواهد بکند، صحنه بدي پيش آمد و فال بد زد؛ مثلاً مي‌خواست به فلان جا برود، زمين خورد؛ يا يک چيزي رخ داد که او فال بد زد، پيامبر اکرم(ص) مي‌فرمايند اگر چنين شد، فال بد نزن! خدا دوست ندارد. به جاي اين فکر غلط، اين جمله را بگو: «اللهم لا يؤتي الخير الا انت، و لا يدفع السيئات الا انت و لا حول و لا قوه الا بک»[3]     

خير از طرف تو پيش مي‌آيد و خيرها بدست توست؛ بديها را جز تو کسي دور نمي‌کند، تمام حولها و قوه‌ها بدست توست. با اين حرکت و اين سطر دعا، از فال بد بگذر.

فال بد اراده‌ات را ضعيف مي‌کند و در کار با مشکل مواجه مي‌شوي، چون موجب مي‌شود سست جلو بيايي، لذا فال بد را از خودت دور کن. بنابراين اين از تعاليم اسلام است که انسان بايد نسبت به آينده خوشبين باشد.

نکته‌اي در اين بحث نهفته است. گاهي پيش مي‌آيد که انسان خيالاتي مي‌کند و دچار اوهامي مي‌شود که اين خيالات و اوهام با اميد جور درنمي‌آيد. اميد و رجاء چارچوبي دارد و اگر انسان بخواهد بدون اين چارچوب، به هر چيزي که دوست دارد برسد، اين درست نيست.

براي توضيح اين مطلب حديثي از پيامبر اکرم(ص) نقل مي‌کنم:

پيامبر اکرم(ص) با يکي از اعرابيهايي که از بيابان خدمت حضرت رسيده، گفتگويي دارد. اين اعرابي به رسول اکرم(ص) مي‌گويد که من مي‌خواهم به بهشت بروم و در بهشت کنار شما باشم.

پيامبر اکرم(ص) تبسم کردند. حضرت به اين اعرابي فرمودند: چه چيز داري؟ (يعني براي رسيدن به اين مقام چه چيز آماده کرده‌اي؟) مضمون اين جملات اينست که نبايد اميد با تخيل توأم باشد، بايد اميد طوري باشد که معنا و اساس داشته باشد.

اعرابي گفت: ««يا رسول الله، إني لا أصوم إلا الشهر لا أزيد عليه، ولا أصلي إلا الخمس لا أزيد عليها»؛ روزه‌ام فقط در ماه مبارک رمضان است و ديگر روزه مستحبي نمي‌گيرم، نماز واجب مي‌خوانم و نماز مستحبي  هم ندارم.

«وليس لله في مالي صدقة»؛ مال من هم طوري نيست که صدقه و خمس بدهم.

«ولا حج ولا تطوع»؛ من پولي ندارم که حج واجب و حج عمره بروم. اين وضع من است و با اين وضع اين اميد را دارم که به بهشت بروم.

پيامبر اکرم(ص) فرمود: «نعم معي، إذا حفظت قلبك من اثنين: الغل، والحسد، ولسانك من اثنين: الغيبه و الكذب. و عينيك من اثنتين: النظر إلى ما حرم الله، وأن تزدري بهما مسلماً. دخلت معي الجنه على راحتي هاتين»؛ بله.

1ـ دلت را از دو چيز حفظ کن: از کينه و دشمني نسبت به ديگران، و ديگري حسادت به ديگران.

يعني قلبت را نسبت به همه کس صاف کن. از بدبيني، کينه و دشمني قلبت را حفظ کن و به کسي حسادت نورز.

2ـ زبانت را از دو چيز حفظ کن: از کسي غيبت نکن و دروغي هم در زندگي‌ات نگو.(اين مربوط به زبان است).

3ـ به آنچه خدا از نظر نگاه کردن گناه مي‌داند و حرام کرده است، نگاه نکن. به مال حرام، زن نامحرم و چهره گناه نگاه نکن. به نامحرم خيره نگاه نکن. چشمانت را از گناه حفظ کن. تو  با چشمانت ازدراء به مسلماني نکن.

«ازدراء» يعني نگاه تحقيرآميز. يعني: «به مسلماني با تحقير نگاه نکني که او را کوچک بکني». اين بسيار مهم است. انسان بايد با نگاهش احترام و ادب براي ديگران قائل شود.  تعبير بنده از اين عبارت پيامبر اکرم(ص) اينست که با چشمانت ديگران (چه مسلمان و چه غير مسلمان) را تحقير نکن.

بعد پيامبر اکرم(ص) مي‌فرمايند اگر چنين بودي، با من در بهشت هستي، زيرا اينها اخلاق من هستند.

اين بحث اميد به آينده چنين است که اين فرد هم پيش پيامبر(ص) آمد و پيامبر(ص) چنين مي‌فرمايند که دلت، گوشت و چشمانت چنين باشد.

 

خطبه دوم:

باز خودم و عزيزان را به تقوا و ورع توصيه مي‌کنم. در اين خطبه مطالبم را به‌طور خلاصه ارائه مي‌دهم.

جمله اول طلب مغفرت و علوّ مقام براي صديق عظيم‌الشأنمان حضرت آيت الله مهدوي کني ميباشد که امشب شب چهلم اين عالم بزرگوار است.

يکي از محاسن ايشان از جميع محاسنشان اين بود که ايشان به تربيت خصوصاً تربيت نسل جوان اهميت مي‌دادند و مي‌گفتند که ما بايد به نسل جوان برسيم و آنها را تربيت کنيم.

وقتي استاد شهيد مطهري هم به تهران رفتند، ايشان مي‌گفتند چه خوب شد استاد مطهري به تهران رفتند. بعد هم خودشان تصميم گرفتند به تهران بيايند. مدرسه مروي و دانشگاه امام صادق(ع) يکي از شاخه‌هاي آرزو و انگيزه ايشان بود تا نسل جوان و دانشجو را تربيت کنند. اميدواريم خداوند متعال ايشان را در امشب که شب چهلم ايشان مي‌باشد، مهمان پيامبر(ص) و اهل بيت پيامبر(ع) قرار دهد.

نکته دوم راجع به سالروز گراميداشت نيروي دريايي است. فرمانده محترم نيروي دريايي به مطالبي درباره نيروي دريايي و اهميت و نقش اين نيرو اشاره کردند. همه ما مي‌دانيم که عزيزان نيروي دريايي چقدر زحمت مي‌کشند و امام بزرگوار(ره) و مقام معظم رهبري مطالبي را درباره اين نيرو ارائه داده بودند. فرمانده نيروي دريايي به قسمتي از مطالب امام راحل اشاره کردند.

بنده هم دو سه جمله از سخنان امام راحل(ره) را مي‌خوانم:

«رويارويي آنان [نيروي دريايي جمهوري اسلامي] با نيروي دريايي دشمن و آن همه افتخارات و شهادت و شهامت و رشادت و نيز کنترل و بازرسي کشتيها در خليج فارس و تنگه هرمز و مهمتر از همه نبرد قهرمانه آنان با آمريکاي متجاوز و حضور جدي آنان در آبهاي بين المللي نشانه اقتدار و اعتبار اين نيروي بزرگ و سرفراز است و ملت ايران بايد به چنين ارتش مؤمن و وفاداري افتخار کند.

مقام معظم رهبري هم  در پيامشان نکته‌اي را اضافه کرده‌اند و آن اقتصاد است، زيرا نيروي دريايي اين وظيفه را دارد که امنيت آبها را حفظ کند از نظر کشتيها و رفت و آمدها و تجارتها و از اين جهت خدمت شايسته‌اي به اقتصاد و امنيت دريا کرده‌اند. خداوند همه اين عزيزان را در سايه امام عصر(عج) همواره موفق بدارد.

نکته سوم راجع به طرح سلامت است که وزير محترم بهداشت و درمان مطرح کردند. آقاي دکتر هاشمي يک وزير کاملاً باسواد و واقعاً بسيجي مي‌باشد. کار ايشان کار سنگيني است و بحمدالله هم مقام معظم رهبري و هم مجلس شوراي اسلامي ايشان را تأييد و حمايت فرمودند. اميدواريم نهادها و ارگانها با ايشان همکاري کنند، و در داخل و خارج کشور هم او را ياري کنند تا اين فکر عالي براي سلامت کشور را بتواند ان شاء الله تا آخر راه ادامه دهد و تحقق بخشد.

مسئله سومي که جهان امروز با آن مواجه است، مسئله تکفيريها مي‌باشد. مراجع معظم از علماء و بزرگان در همايشي دعوت کردند تا در آن کنگره به بحث و تبادل نظر بپردازند. مقام معظم رهبري نيز در اين همايش مطالب سازنده و ارزنده فرمودند.

مسئله تکفيريها از زمانهاي خيلي قديم است و ريشه‌اش به عصر اميرالمؤمنين(ع) و خوارج نهروان برمي‌گردد. خوارج دشمن علي(ع) بودند. در تاريخ آمده است حضرت علي(ع) به ابن عباس فرمودند که به موعظه آنها بپردازد. وقتي ابن عباس براي موعظه آنها رفت، ديد خوارج با لباسهاي ژنده و پاره ايستاده‌اند آنها پايين لباسهايشان را بالا زده و با شمشير ايستاده بودند. ابن عباس گفت اين چه وضعي است؟ خوارج گفتند ما آماده جنگ با علي(ع) هستيم. علي کافر است و خونش هدر است.

اين بحث از آن زمان شروع شد. بعضي از علماي اسلام که متأسفانه به نام عالِم اسلام هستند و کج‌انديش هستند و گاهي با استکبار جهاني و حکومتها و قدرتهاي مخالف اهل بيت(ع) با هم مي‌شوند و يکچنين شجره خبيثه‌اي را رشد مي‌دهند و تربيت مي‌کنند. ابن تيميه اين بحث را آغاز کرد که زيارت قبور شرک و کفر است. اين حرفها را رواج دادند بطوريکه حرم اهل بيت(ع) در بقيع را خراب کردند. حتي خواستند گنبد پيامبر اکرم(ص) را خراب کنند، ولي مسلمانان مدينه طيبه که غالباً اهل سنت بودند و تعداد معدودي شيعه در ميان آنها بود، صف کشيدند و گفتند اگر حرم پيامبر اکرم(ص) را خراب کنيد، بايد از روي کشته‌هاي ما حرکت کنيد.

اين فکر کج ادامه يافت تا به زمان عبدالوهاب رسيد.

مسئله تقويت اين تفکر و انحراف از اسلام و جهل تقويت شد و رشد پيدا کرد و وهابيت شکل گرفت. در همان زمان رابطه مستقيم با قدرتي در عربستان صعودي که بنيانگذار حکومت آل سعود است پيدا کردند. آنها براي وهابيت ساختماني درست کردند و گفتند که شما کارهايتان را از اينجا شروع کنيد.

بعد به مصر رفتند و در مصر اين حرکت را ايجاد کردند و اين همان مسئله شرک و کفر بود. اين انحراف در همان زمان يک کج فکري و يک کج انديشي بود که برخاسته از لجاجت و عناد نسبت به شيعه بود وليکن اسمش را سلفي‌گري گذاشتند يعني سَلَف صالح. با اينکه سلف صالح چنين نمي‌گفت.

غزالي کتابي به نام استحباب زيارت قبور و تبرک به قبور ائمه و صلحاء نوشته است که امروز سنيهاي واقعي با زيارت قبور و زيارت حرم اهل بيت(ع) مخالف نيستند. اين بحث را وهابيت ايجاد کرد و با کمال تأسف صعودي آن را دنبال مي‌کند.

متأسفانه در دانشگاه‌هاي عربستان رساله‌هايي با عنوان رساله دفاعيه مي‌نويسند. مثلاً در يکي از اين رساله‌هاي دفاعيه مي‌ديدم نوشته‌اند حسين(ع) بي‌جهت قيام کرد. حق با يزيد بود، زيرا يزيد حاکم و خليفه وقت بود. اين مطلب را مي‌نويسند و بعد در دانشگاه نمره بالايي مي‌گيرند. متأسفانه اين کجي و اين انحراف و جهل که بسياري از جوانان بدبخت و خسرالدنيا و الآخرت را فريب داده به دست گروه‌هاي تکفيري که با استکبار جهاني و برنامه‌هاي دشمن هماهنگ هستند انجام مي‌شود و در جاهاي زيادي فعاليت مي‌کنند.

لذا به اين مسئله انحراف در کنگره‌اي که در قم برگزار شد اشاره شد.

مقام معظم رهبري تأکيدي که در اين کنگره داشتند اين بود که بايد اين تفکر انحرافي مورد بحث و بررسي قرار بگيرد. در تلويزيون درباره اين تفکر انحرافي بحث شود. گروه‌ها با هم صحبت کنند و اين فکر را از افکار فريب‌خوردگان پاک کنند البته دلارها و پول استکبار بي‌تأثير نيست و به آنها تجهيزات و اسلحه مي‌دهد.

امروز اين وظيفه جهان اسلام و حوزه‌هاي علميه سني و شيعه است که با اين انحراف و تفکر انحرافي مقابله کنند.

نکته قابل بحث اينست که تفکري که بوجود آمده و توأم با استکبار شده است، استکبار به عناوين مختلف در يکجا موجب انحراف ديني مي‌شود، در جاي ديگر حرکتهايي نظير حرکتهايي که در فلسطين کردند و يا مثل چند شب پيش که در خانه آيت‌الله شيخ عيسي قاسم، عالم بزرگ بحرين ريختند و ايشان را اذيت کردند. ما اين هجومها و حرکات زشت دشمنان اسلام را محکوم مي‌کنيم. اينها برخاسته از استکبار است. يعني توأم شدن انحراف در اسلام با اصل استکباري که دنياي استکبار دارد.

استکبار يعني اينکه انسان خودش را بزرگتر از ديگران ببيند که اين بزرگتر ديدن را در قيافه‌هاي اينها در تلويزيون مي‌خوانيم.

همين ژست گروه 5 + 1، ژست استکباري است. گرچه بحمدالله تيم مذاکره کننده جمهوري اسلامي و وزير محترم امور خارجه از نظر متانت و قدرت بيان طوري حرکت کردند که براي دنيا روشن شد که ايران به دنبال سلاح هسته‌اي نيست. همه از منطق جمهوري اسلامي آگاه شدند و فهميدند که منطق جمهوري اسلامي اينست که سلاح هسته‌اي حرام است و کشورها بايد حق هسته‌اي خود را استيفا کنند. و بدانند انرژي هسته‌اي براي جهان بشريت و کشور ايران هم هست. مبناي جمهوري اسلامي ايران، اصل اسلام است  و منادي تفکر اسلام که قانون اساسي، مقام رهبري و ولايت فقيه است. کشور کشوري منسجم و متحد است و زير خيمه ولايت فقيه است. ملت، مجلس و رهبر معظم انقلاب همه يک حرف مي‌زنند و تيم مذاکره کننده هم همين تفکر ديني ملت و رهبري را دارد. بنابراين گروه 5 + 1 بايد با ملت ايران کنار بيايند و نمي‌توانند ايران را به زانو درآوردند. ايراني که با قدرت باطني و تفکر بسيجي‌ که در تمام ابعاد در کشور نفوذ کرده است و در مراحل مختلف مثل مسئله فتنه 88 و نظاير آن، به حمايت از اسلام و نظام اسلامي مي‌پردازد، اين ملت با اين قدرت و همت، تسليم زور و زياده‌خواهي دشمن نمي‌شود.

نکته ديگر در رابطه با تکفيري‌ها و استکبار است، اينست که مثل ديشب که شب پنجم ماه صفر بود دشمن اهل بيت را در شام گرداند و در شبانگاه آنها را درخرابه‌اي جا داد و ديشب حضرت رقيه در همان خرابه از دنيا مي‌روند. امروز اهل بيت وارد مجلس شام مي‌شوند. وقتي وارد مجلس شام مي‌شوند، ببينيد که قرآن را چگونه بني اميه براي خود مصادره مي‌کردند و چه تفکري دارند. يزيد بن معاويه وقتي سر امام حسين(ع) را آوردند، گفت: خدايا تو عزت مي‌دهي و تو ذلت مي‌دهي. تو به من عزت دادي و حسين را ذليل کردي.

شيخ مفيد مي‌فرمايد: «فقامت زينب بنت علي بن أبي طالب‏...» زينب کبري از جايش بلند شد و صداي حضرت تمام مسجدي را که صداي نحس يزيد پر کرده بود، فرا گرفت و فرمود: «وا حسينا،  وا حبيب رسول الله، وا ابن فاطمه الزهرا». با اين صداي ناله مجلس و  خود يزيد ساکت شدند و زينب کبري شروع به سخنراني کردند.

خطبه مفصلي است. من به قسمتي از آن اشاره مي‌کنم.

يک کلمه حضرت زينب(س) اين بود که گفت يزيد تو به قرآن تمسک مي‌جويي آن آيه‌ قرآن که تلاوت کردي مخصوص تو نيست. اين آيه «و لا يحسبن الذين كفروا أنما نملي لهم خير لأنفسهم إنما نملي لهم ليزدادوا إثما و لهم عذاب مهين‏»[4] مخصوص توست؛ خداوند به تو مهلت داده است. اين استکبار است و امهال خداوند است. تو بايد آماده عذاب باشي.

«و حسبك بالله وليا و حاكما و برسول الله خصيما و بجبرئيل ظهيرا»[5]؛ روزي براي تو محکمه‌اي تشکيل خواهد شد آن کسي که طرح دعوا مي‌کند و مدعي است، جد همين حسين(ع) است. او طرح دعوا خواهد کرد و رئيس محکمه خداوند است. منشي اين محکمه جبرائيل است . تو آماده چنين روزي باش!

«و ما الله‏ بظلام للعبيد و إلى الله المشتكى و المعول و إليه الملجأ و المؤمل لا تدرك أمدنا و لا تبلغ غايتنا و لا تمحو ذكرنا»[6]؛ قسم به خدا  تو نمي‌تواني زمان را در دست بگيري. تو نميتواني پايان زمان را به دست بگيري، پايان زمان به دست ماست که اهل حقيم. تو نميتواني نام ما را خاموش کني.

يزيد خواست زينب را ساکت کند با چوب شروع به زدن به لبهاي امام حسين(ع) کرد، ولي صداي زينب(س) تغييري نکرد فرمود يزيد اينجا جاي بوسه پيامبر اکرم(ص) است.

 صداي گريه مجلس را گرفت.

السلام عليک يا اباعبدالله وعلي الارواح التي حلت بفنائک.  

   

منابع:

[1]. سوره حجر، آيه55.

[2]. بحار الأنوار، ج‏110، ص294، الباب الثالث و الخمسون الدعاء عند شروع عمل في الساعات و الأيام المنحوسه؛ عوالى اللآلى، ج1، ص 291، ح155.

[3]. مكارم الأخلاق، ص350، في الفأل و الطيره.

[4]. سوره آل عمران، آيه 178.

[5]. بحار الأنوار، ج‏45، ص160، باب 39 الوقائع المتأخره عن قتله صلوات الله عليه إلى رجوع أهل البيت(ع) إلى المدينه... .

[6]. همان.

 

 


Rss Services Print  - (9 Body)  Visitor Count: 843
Add Comments
Name:
Email:  
User Comments:
کد امنیتی: تصویر امنیتیتغییر عکس